خلوص نیت رزمندگان سپاه اسلام و توسل نیروهای ضد انقلاب به خدعه و نیرنگ
عوامل ضد انقلاب هیچ گاه نمی توانستند در برابر رزمنده دلاور سپاه اسلام مقاومت کنند، اما متوسل شدن نیروهای ضد انقلاب به خدعه و نیرنگ که به دور از جوانمردی بود باعث می شد گاهی رزمندگان سپاه اسلام در دام آن ها گرفتار شوند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، یکی از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد خاطره ای از خلوص نیت رزمندگان سپاه اسلام و در مقابل خدعه و نیرنگ نیروهای ضد انقلاب را این گونه بازگو می کند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
از روزی که پاسداران انقلاب اسلامی و پیشمرگان مسلمان کرد وارد عرصه مبارزه با گروهک های ضدانقلاب شدند، آن ها دیگر هیچ گاه نتوانستند یک عملیات موفقیت آمیز در منطقه انجام دهند. علی رغم اینکه همیشه عِده و عُده آن ها بیشتر بود، اما چون ایمان و اعتقاد و آرمان هایشان خدایی نبود، دایم ترس و اضطراب بر آن ها مستولی می شد.
,,
سال های 59 و 60 که قسمت های زیادی از شهر مریوان در اختیار نیروهای ضدانقلاب قرار داشت، رزمندگان سپاه اسلام به منظور انجام عملیات و انهدام مقرهای نیروهای ضدانقلاب آماده شدند. من نیز با عضویت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد در میان رزمندگان سپاه اسلام قرار داشتم.
,,
ما 50 نفر بودیم و فرماندهی ما را شهید کاک جلال بارنامه بر عهده داشت. با خلوص نیتی که این عزیزان داشتند، توانستیم در یک شب پنج مقر ضد انقلاب را در روستاهای بلکی، گله، ماسیر، چناره و گالی سور منهدم کنیم و در مقرهای گله و چناره هفت نفر از اعضای اصلی و کادر ضدانقلاب را دستگیر کنیم.
,,
حتی یک نفر از نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد حاضر در این عملیات زخمی هم نشد و این مهم محقق نمی شد مگر با خلوص نیت، ایمان قوی و اراده آهنین پیشمرگان مسلمان کرد.
,,
اما نیروهای ضدانقلاب در درگیری با رزمندگان سپاه اسلام به حیله و نیرنگ متوسل می شدند و اگر هم می توانستند کاری انجام دهند با نفاق، مکر و حیله بود.
,,
در سال 62 به اتفاق هشتاد نفر از پیشمرگان مسلمان کرد، برای انجام عملیات و پاکسازی روستاهای بوریدر، چشمیدر، آریان و ژنین در منطقه ژاوه رود سروآباد، مأموریت یافتیم ضمن پاکسازی این روستاها، طرح حمله به مقر اصلی ضد انقلاب در روستای پایگلان را هم آماده کنیم. پس از پاکسازی این روستاها، طرح حمله را آماده کردیم و شب هنگام در یک یورش برق آسا دشمن را غافلگیر کردیم.
,,
عوامل ضد انقلاب که تاب مقاومت در مقابل رزمندگان سپاه اسلام را نداشتند، مجبور به فرار شدند و به کوههای اطراف گریختند. هوا بسیار تاریک بود و امکان تشخیص نیروهای خودی از ضد انقلاب وجود نداشت، دو تن از پیشمرگان مسلمان کرد در تاریکی شب در تعقیب ضدانقلاب، صف نیروهای خودی را گم کرده بودند.
,,
دشمن وقتی فهمید که این پیشمرگان از همرزمان خود جدا افتاده اند، شروع کردند به سر دادن تکبیر و موجب گمراهی این برادران شدند. با اینکه ما موضوع را فهمیدیم اما به هر طریقی که وارد شدیم نتوانستیم مسأله ترفند ضدانقلاب را به آنها بفهمانیم، تا اینکه آنها توسط ضدانقلاب محاصره شده و به اسارت درآمدند.
,,
عملیات حدود دو هفته به طول انجامید و در این مدت توانستیم تمام منطقه را پاکسازی کنیم. نیروهای جایگزین از مریوان آمدند و قرار شد ما به مرکز گردان برگردیم. در منطقه دوآب منتظر آمدن ماشین بودیم که زن و مرد پیری را دیدیم که به شدت گریه می کردند. نزدشان رفتیم و متوجه شدیم، پدر و مادر یکی از آن دو رزمنده ای هستند که ضدانقلاب آن ها را به اسارت گرفته بود.
,,
عوامل ضد انقلاب بعد از اسارت و شکنجه، آن ها را به شهادت رسانده و جنازه اشان را در کنار جاده مریوان - سنندج رها کرده بود. شنیدن این خبر مانند پتکی بر سر من و دیگر پیشمرگان فرود آمد و کام شیرین پیروزی رزمندگان را تلخ کرد.
,,
مطمئناً عوامل ضد انقلاب هیچ گاه نمی توانستند این دو رزمنده دلاور را به اسارت بگیرند، اما متوسل شدن نیروهای ضد انقلاب به خدعه و نیرنگ که به دور از جوانمردی بود باعث شد این دو رزمنده دلاور اسیر و در نهایت شهید شوند.
,انتهای پیام/
,,
]
ارسال دیدگاه