به مناسبت ورود پیکر شهید حسین‌زاده به مشهد؛

از پیاده روی اربعین تا ماجرای تحول و اعزام به سوریه

از پیاده روی اربعین تا ماجرای تحول و اعزام به سوریه
برادر شهید حسین‌زاده گفت: سیدمحمد لحظه‌ای که عازم رفتن شد آخرین خداحافظی را کرد و رفت و خودش هم می‌دانست بر نمی‌گردد. خداحافظی گرمی کرد و دیدار به قیامت گفت و رفت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، شهید «سید محمد حسین زاده» یکی از شهدای مدافع حرم است که سال 93 در عملیات آزاد سازی شهر نبل الزهرا به دست اعضای گروهک تکفیری داعش به مقام رفیع شهادت نائل آمد پیکر مطهر این شهید پس از آزادسازی سوریه شناسایی و به کشور بازگشت؛ و مراسم استقبال از این شهید بزرگوار امروز در مشهد برگزار شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس, ,

 

,

سیدعلی حسین‌زاده برادر شهید سیدمحمد حسین زاده و رئیس بسیج ورزشکاران خراسان رضوی است که در گفت‌وگو با صبح توس، به شرح مختصری از زندگی شهید پرداخت و اظهار کرد: برادر کوچیک تر من متولد 1355 بود؛ شغل آزاد و زندگی بسیار عادی و معمولی داشت.

,

 

,

ماجرای اعزام

, ماجرای اعزام,

 

,

رئیس بسیج ورزشکاران خراسان رضوی به ماجرای اعزام برادر به سوریه اشاره کرد و بیان داشت: سیدمحمد سال 91 توفیق شرکت در راهپیمایی اربعین را داشت. وقتی رفت زیارت و برگشت بسیار متحول شده بود و نسبت به ستمی که به ملت عراق شده بود و جنایات داعش و تهدید اماکن متبرکه بسیار غیرتی شده بود.

,

 

,

حسین‌زاده ادامه داد: سیدمحمد بسیار تلاش کرد که تا به عراق رفته و از عتبات عالیات آنجا دفاع کند اما هر چه تلاش کرد نتوانست؛  پس از آن از طرف چند تن از رفقا با تعدادی از فاطمیون آشنا شد که آن‌ها پس از آشنایی کارهایش را ردیف کردند و اینگونه شد که محد اواخر سال 92  به سوره اعزام شد.

,

 

,

وی خطرنشان کرد: در مرحله اول سیدمحمد به مدت سه ماه به حلب رفت؛ اواخر اردیبهشت ماه زمانیکه برگشت در اثر درگیری‌های بسیار سنگین مجروح شده بود اما بسیار خوشحال بود که توانسته در دفاع از حرم اهل بیت (ع) سهیم باشد.

,

 

,

دیدار به قیامت...

, دیدار به قیامت...,

 

,

برادر شهید حسین‌زاده اضافه کرد: زمانیکه حال وی  کمی بهتر شد دوباره برای اعزام آماده شد؛ زمانیکه برای خداحافظی نزد من آمد به او گفتم: «شغل شما آزاد است،  کار و مسئولیتی هم نداری اگر هم جهادی بوده و ادای دینی داشتی یک بار رفتی، کافیست». او از این حرف من بسیار ناراحت شد و گفت: «شما دارید از من سلب توفیق می‌کنید».

,

 

,

رئیس بسیج ورزشکاران خراسان رضوی یادآور شد: سیدمحمد لحظه‌ای که عازم رفتن شد آخرین خداحافظی را کرد و رفت و خودش هم می‌دانست بر نمی‌گردد. خداحافظی گرمی کرد و دیدار به قیامت گفت و رفت.

,

 

,

, ,

 

,

وی افزود: سه ماه که آنجا بود برای آزادسازی منطقه نبل و الزهرا عملیاتی انجام دادند که ایشان به آنجا اعزام می‌شود و همانجا به درجه رفیع شهادت می‌رسد.

,

 

,

ماجرای روز شهادت از زبان همرزم شهید

, ماجرای روز شهادت از زبان همرزم شهید,

 

,

حسین‌زاده پیرامون نحوه شهادت برادر، اظهار کرد: وی همرزمی به نام آقای احمدی داشت؛ ما با وی دیدار داشتیم. او ماجرای روز شهادت را اینگونه بیان کرد: « لحظاتی که درگیری اوج پیدا کرده بود ما در منطقه‌ای به نام شهرک حندرات در یک ساختمان که دو نبش بود جا گرفته تا دشمن نتواند از رو به رو و چپ و راست به ما حمله کند. درگیری شدت پیدا کرده بود و برادر شما گوشی موبایلش را به من داد و گفت احمدی شما فیلم بگیر؛ من یکی یکی این‌ها را به درک می‌رسانم شما فقط نگاه کن و فیلم بگیر».

,

 

,

داعشی‌ها آمدند اما چون مکان ما را نمی‌دیدند لذا سیدمحمد چپ و راست به آن‌ها شلیک می‌کرد تا اینکه مکان ما لو رفت و ما زیر رگبار رفتیم. از هر طرف به ما شلیک می‌کردند که اوج درگیری من دو تیر خوردم  وافتادم. برادر شما آمد و مرا سر شانه خود انداخت و از ساختمان خارج کرد و به خیابان پشتی رساند. من به او گفتم سید بیا برویم که ایشان گفت نه؛ اگر این قسمت را خالی کنیم دشمن از همین جا ما را محاصره می‌کند. من باید اینجا را محکم نگه دارم شما برو.

,

 

,

کسی لحظه شهادت را ندید/ سیدمحمد تنها بود

, کسی لحظه شهادت را ندید/ سیدمحمد تنها بود,

 

,

ماشین حمل مجروحین آمد و من را سوار کرد وقتی رفتیم متوجه شدیم ما آخرین نفرات بودیم که از آنجا خارج می‌شدیم و شهید آنجا باقی ماند و کسی هم خبر ندارد نحوه شهادت وی دقیقا به چه صورت بوده است.»

,

 

,

برادر شهید حسین‌زاده تاریخ دقیق شهادت را 9 مهرماه سال 93 عنوان کرد و افزود:  آن مناطق در اختیار داعش بود به همین علت پیکر مطهر ایشان و دو نفر از همرزماش همانجا باقی مانده بود که بعد از آزادسازی با تفحصی که در آنجا صورت گرفت پیکر مطهر این شهیدان را پیدا کردند.

,

 

,

مادر خبر شهادت را داد!

, مادر خبر شهادت را داد!,

 

,

وی خاطرنشان کرد: شهید هر یک الی دو هفته به ما تلفن می زد اما مدتی زیادی تلفن نزد و ما نگران شدیم. تا اینکه شب عاشورای سال 93 مادر آب پاکی را روی دست همه ما ریخت. بسیار نگران بود تا اینکه خواب برادرم را دید. مادر می‌گفت: «خواب دیدم در مکانی هستم که روضه امام حسین (ع) برپا است و در آنجا جایگاه بزرگی از گل درست می‌کنند. یکی از خانم‌ها پرسید این جایگاه برای چیست که گفتن می‌خواهند شهید بیاورند. همانطور که نشسته بودم دیدم شهید را آوردند و در جایگاه گذاشتند؛ محمد ما بود. از بین جمعیت ناخوداگاه بلند شدم و صدا زدم محمد تویی؟ محمد خوبی؟  که محمد بلند شد و گفت: مادر من جایم بسیار خوب است شما نگران نباش.»

,

 

,

, ,

 

,

حسین‌‍زاده با بیان اینکه پس از خواب مادر برای همه ما مسجل شد که ایشان شهید شده است، افزود: امروز که ایشان برگشت خانواده ما از نگرانی این سال‌ها درآمد که خدا را شاکریم.

,

 

,

وی ادامه داد: ما در این سه سال که پیکر کنار ما نبود و جایش مشخص نبود هر سالش برای ما 30 سال گذشت همه ما هم نگران بودیم هم غصه دار و هم سردرگم، که با آمدن پیکر آرامش خاصی به خانواده ما برگشت و زمانی هم که قبر مطهرش نیز مشخص شود می‌توانیم هر زمان که دلتنگ شدیم دلمان را خوش کردیم.

,

 

,

رئیس بسیج ورزشکاران خراسان رضوی به سجایای اخلاقی شهید اشاره کرد و گفت: شهید خصوصیات اخلاقی خاصی داشت؛ بسیار بی آزار و مظلوم که این را نه تنها من بلکه همه اقوام و خویشان و دوستان می‌گویند. کسی نبود که از دست ایشان ناراضی و ناراحت باشد. فوق العاده مظلوم بود و در عین حال مظلومیت بسیار شجاع و نترس بود.

,

 

,

گفتنی است: شهید حسین‌زاده یک پسر و یک دختر داشت و پسر سوم وی نیز از سه ماه پس از شهادت پدر به دنیا آمد.

,

 

,

پیکر مطهر این شهید ساعت ۹صبح پنجشنبه هفتم دی ماه از مقابل مسجد فقیه سبزواری واقع در خیابان شهید مفتح ۴ تشییع و پس از طواف در بارگاه منور رضوی در آرامستان  بهشت رضا به خاک سپرده خواهد شد.

, .,

 

,

همچنین مراسم وداع با پیکر مطهر این شهید گرانقدر نیز روز چهارشنبه ۶ دی ماه همزمان با نماز مغرب و عشاء در مسجد فقیه سبزواری با حضور خانواده‌های شهدا و ایثارگران برگزار می‌شود

, ,

 

,

سارا آویشی

, سارا آویشی,

 

,

انتهای پیام/

,

 

,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه