یادداشت/

به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی/ روز افتخار

به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی/ روز افتخار
آزادگان فقط جسمشان در اسارت بود ولی قلب و روحشان آنچنان به خدا و معصومین وصل بود که احساس غربت نمی کردند.
[

یارمحمد عباسی::یادم نمی رود وقتی از تلویزیون خبر آمدن آزادگان سرافراز وتبادل آنها به سرزمین ناب وخاک پاک ایران زمین را شنیدم. چقدر مادرها ذوق می کردند، چقدر روح پدران و بستگان درجه یک آزادگان که در نبود فرزندشان اسیر خاک شده بودند، آرام گرفته بود. چقدر همسران آزادگان اشک شوق می ریختند. چقدر فرزندان آنان چهار شانه و رشید شده بودند از بس با امید زندگی می کردند.

,
ولی آزادگان از بس زجرشان داده بودند کمرشان خمیده بود، یکی از آزاده ها می گفت: از بس مواد غذایی بی کیفیت می دادند که بدن از ویتامین خالی شده بود به حدی که بچه ها از ناحیه چشم دچار شب کوری شده بودند.
,
وی می گفت با بیل برنج تقسیم می کردند به ازای هر 13 نفر یک بیل برنج می دادند. از فرط بی داروی چقدر کلیه ها فاسد می شد و حسرت بی آبی و گرسنگی بدجوری بچه ها را عذاب می داد ولی امید به زندگی و حس عجیبی که در دلمان نهفته بود و عشق به امام عزیزمان قوت قلبی بود برای رهایی از اسارت، و این خود شوق دیدار را بیش از بیش در وجودمان ایجاد می کرد.
,
وقتی آمدند چقدر عاشقانه بر خاک وطن بوسه زدند؛ یادم نمی رود که شهر چه هلهله ای داشت، چقدر مردم اشک شوق ریختند. نذر می دادند و گوسفند قربانی می کردند. 
,
, ,
راستی اینها فقط جسمشان در اسارت بود ولی قلب و روحشان آنچنان به خدا و معصومین وصل بود که احساس غربت نمی کردند.
,
چقدر سخت است که انسان روزها و ماه ها و بلکه سال ها در زندان باشد. اصلا باورش سخت است. ولی ارتباط با خدا و معامله با خدا دلی دریایی می خواهد.
,
وصل بشوی دنیا کوچک می شود و سختی ها به راحتی تسلیم می شوند.
,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه