یادداشت/
غفلت مسئولان کاشمر در حوزه بِرَندسازی محصولات منطقه
ضعف در بِرَندسازی محصولات ایرانی به ویژه زعفران تأسف آور است؛ کاش اصحاب شعار کمی به خود بیایند و مقوله بِرَندسازی برای محصولات منطقه را جدی بگیرند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشمربصیر، یکی از دوستان تهراننشین به همراه دوستش برای تهیه اطلاعاتی درباره محصولات زراعی و باغی کاشمر به دیدنم آمده بود. قصد داشت با دوستانش در فضای مجازی به عرضه مستقیم محصولات ارگانیک مناطقی مانند کاشمر بپردازد. با طیب خاطر اطلاعات مورد نظرش را تقدیمش کردم. حتی به بازار شهر رفتیم و از نزدیک با تنوع این محصولات آشنا شدند. در لابلای صحبتهایشان مکرر میپرسیدند «محصولات این شهرستان با چه بِرَندی در بازار کشور عرضه میشود؟» برای این سؤال پاسخی نداشتم. در کاروانسرای دور میدان مرکزی و اول خیابان مدرس گاهی چشممان به عنوان کشمش سبز قلمی کاشمر روشن میشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشمربصیر,,
دوستم وقت ناهار سؤالات عجیبتری پرسید؛ چرا بازار عرضه محصولات زراعی و باغی شهرتان اینقدر سنتی است؟ آیا در بورس هم حضور دارید؟ آیا کاشمر بورس دارد؟ چه کسی قیمتها را تعیین میکند؟ چرا اینقدر محصولات به صورت فلهای عرضه میشود؟ مگر شهرتان مشکل اشتغال ندارد؟ اگر دارد صنایع بستهبندی راه بیاندازید؟ خلاصه کلی سؤال در این حوزه مطرح کردند. در این وسط این سؤال را هم مطرح کردند که کدام آزمایشگاه بر ارگانیک بودن این محصولات نظارت دارد؟ آیا میشود نمونه محصولاتی را که میخواهیم به آزمایشگاه بدهیم؟ برایشان کمی از حال و هوای شهرستان گفتم.
,,
در کل متعجب شده بودند. به صراحت گفتند تنوع محصولات کاشمر کم نظیر است. یواشکی پرسیدند؛ کشاورزی شهرتان مکانیزه است؟ از صنایع تبدیلی پرسیدند. و من با چشمانی پر از حیرت نگاهشان میکردم. از دید وی تاکستانهای کاشمر به تنهایی میتوانست شاهبیت توسعه منطقه باشد به شرط آن که از ایجاد تاکستان تا داشت و برداشت محصول مکانیزه شده باشد. تصور وی این بود که تاکستانهای کاشمر شبیه تاکستانهای ایتالیاست و به راحتی انواع تجهیزات باغداری وارد تاکستان میشود. از تنوع ارقام انگورهای تاکستانهای دیارمان متعجب شده بود.
,,
در این بخش هم سلسله سؤالاتی مطرح کرد؛ کاشمر کارخانه آبغورهگیری دارد؟ کارخانه دوشاب (شیره انگور) دارید؟ کارخانه تهیه پودر غوره دارید؟ البته تأکید مؤکد داشت که در این کارخانهها باید به مقوله بستهبندی باب دل مصرف کننده داخلی و خارجی تأکید شود و من به یادشان میآوردم که از این موارد در این دیار خبری نیست و اینان بیشتر متعجب میشدند. ارقام مختلف انگور، کشمش، صیفی، مویز، آبغوره، شیره انگور (دوشاب) و بسیاری دیگر از محصولات تاکستانها از دید اینان باید مورد توجه قرار بگیرد. دوست دوستم پرسید: «آیا برای دلمه درست کردن سایر مناطق هم برگ دلمه صادر میکنید؟!»
,,
سکوتم را که دید ساکت شد. بحث به کوهسرخ هم کشیده شد. از بادامستانها تا قیسی. صحبتهایشان جالب بود. از ارقام بادام گفتند. از بادام کاغذی و علاقه تهرانیها به مصرف آن. این بار با احتیاط اجازه خواستند و این سؤال را مطرح کردند: «آیا کسی برای عرضه بادام کاغذی به بازار تهران برای استفاده از آن در آجیل کاری کرده است؟» ویژگی این بزرگواران در مقابل سکوتم جالب بود، سریع بحث را عوض میکردند. یکی از این دو لیستی از محصولات زراعی و باغی کاشمر تهیه کرده بود که برایم جالب بود. در گشتی سه ساعته در بازار نزدیک 30 محصول را نوشته بود. به باور وی هر یکی از این محصولات قابلیت بِرَند شدن را داشتند.
,,
تعجب نکنید، نگارنده هم وقتی مجموعه محصولات زراعی و باغی و دامی و مواد حاصله از آنها را بر شمرد از عدد 30 رد شد. تازه این همه در حالی است که تمام این محصولات به صورت سنتی حاصل میشود و در این حوزه ردی از صنایع تبدلی و بستهبندی نمیبینیم. این دوست بعد از برگشتش به تهران در چتی که در تلگرام داشتیم نکات جالبی را مطرح کرد. «ما در عرض یک ماه توانستیم یک کیلو زعفران ناب کاشمر را از طریق اینترنت در تهران به فروش برسانیم»، طوری که میگفت محصولات را بستهبندی کرده بودند و با پیک موتوری برابر سفارش مشتری توزیع میکردند. در صدد گسترش کارشان بودند.
,,
همو از بنده خدایی میگفت که هر از گاه از کاشمر یا قائن زعفران را تهیه میکرد و در تهران مغازه به مغازه عرضه میکرد و گویا درآمد خوبی از این منظر داشت. از دید این دوست کاشمر باید از تجربه شرکت تعاونی پستهکاران رفسنجان به عنوان یک الگو بهره بگیرد. صحبتهای این دوست فعال در عرصه فروش اینترنتی انواع محصولات برایم جالب بود. جالبتر اهتمام وی به بستهبندی سرگل زعفران بود. سخت دنبال یک نام و نشان و بِرَند جاافتاده است. مشتریانش کمتر نام کاشمر را شنیدهاند و او به ناچار مدام در حال توضیح دادن درباره کاشمر و دوری و نزدیک این شهر با قائن است.
,,
این روزها در شهرمان بساط انواع صحبتها درباره توسعه و پیشرفت کاشمر پهن است. این بساط هر از گاه در دیارمان پهن میشود. بُنمایه این صحبتها قدیمی است و بس تکراری، ولی انصافاً نوع بیانها جدید است. کاش این صاحبان سخنان ناب درباره توسعه و پیشرفت کاشمر وقتی حرف تکراری میزنند به منبع گفتارشان اشاره میکردند. کاش یک اتاق فکری یا نشستی با حضور اندیشهورزان دیارمان شاهد توجه به این قبیل مسائل باشیم. واقعاً چرا برای کاشمر کاری کارستان در خصوص ایجاد انواع صنایع تبدیلی و صنایع بسته بندی به سرانجام نمیرسد؟
,,
جایی این مطلب برایم چشمنواز بود: «حدود ۹۰ درصد زعفران جهان در ایران تولید میشود. ایران در زمینه تولید زعفران در صدر کشورهای رقیب قرار دارد؛ اما مشکلات پیش روی صادرات و تقلب در بازار زعفران مدتی است که ارزآوری از این محصول گرانبها را تا حدود زیادی کاهش داده است .تقلب در بازار زعفران و عرضه زعفران رنگ آمیزی شده از سالهای گذشته در بین سودجویان رواج پیدا کرده است و این امر ممکن است مشتریهای زعفران را در داخل و خارج از کشور بی اعتماد کند. در حال حاضر برخی از کشورهای جهان زعفران ایرانی را خریداری میکنند و با بسته بندی و نام کشور خود با ارزش افزوده بیشتر به کشورهای دیگر صادر میکنند».
, .,,
این ضعف در بِرَندسازی محصولات ایرانی به ویژه زعفران تأسف آور است. کاش به خود بیاییم. کاش اصحاب شعار کمی به خود بیایند. کاش در کاشمر مباحثی چون صنایع تبدیلی و صنایع بستهبندی جدی گرفته میشد. کاش مقوله بِرَندسازی برای محصولات منطقه جدی گرفته میشد. از سوهان کاشمر تا نان محلی و از کلوچه تا کشمش و از آبغوره تا دوشاب و از قرهقورت تا حلوا مغزی و از خشکبار تا رب انار همه و همه نیازمند یک همت عالی اصحاب شعار و مسئولان در حوزه بِرَندسازی است، البته این مهم مشروط به جدی گرفتن بحث صنایع تبدیلی و صنایع بستهبندی است. امید روزی به خود آییم و بیشتر به خدمت مردم مشغول شویم.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه