درگفت وگو با بیشترین دارنده زمان اسارت در فاروج
سوغات شکنجه ها نمی گذارند خاطرات اسارت کمرنگ شود
بخشی از تاریخ زرین دفاع مقدس ما در خاطرات آزادگان است و سوغات شکنجه ها نمی گذراد که خاطرات تلخ وگاهی شیرین اسارت کمرنگ شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از فاروج گاهی اعداد خیلی مهم می شوند، چرا که تاریخ سازند و ماندگار!، یکصد و یک برای محمد رهنما آزاده سرافراز شهرستان فاروج، عددی فراموش ناشدنی و همیشه ماندگار است.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, فاروج,
جوانی محمد رهنما، دارنده بیشترین دوره اسارت در بین 14 آزاده شهرستان فاروج، در بند واسارت گذشت و امروز کلیه های از کار افتاده، قلبی که یک در میان می زند، مهره های کمری که به هم بی مهر شده وبین شان فاصله افتاده و... سوغات روزهایی است که تمام قد برای حفظ ارزش ها ایستاد و حالا بااین سوغات خاطره بازی می کند.
,
دیدار این آزاده سرافراز برای ما به دلیل حضور ایشان در شهرستان مشهد در راستای پیگیری های پزشکی محقق نشد و این آزاده سرافراز صبورانه در تماسی تلفنی پاسخگوی خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی فاروج شد، محمدرهنما متولد 1340از روستای برگرد، از توابع شهرستان فاروج است، دی ماه سال 1359رزمنده جوان به اسارت دشمن درآمد وتا دوماه، بعد از آن هم خانواده در بی خبری از او سوختند و ساختند، وقتی دوخط کاغذ محمد به دست خانواده رسید روح تازه ای در جان خسته مادر، پدر، خواهر، برادر و تمام دوستان و آشنایان دمیده اما به درازا کشیدن نیامدنش خیسی چشمان مادر را همیشگی کرد و قامت پدر خیلی زود خمیده شد.
,
هربار که جشن حنابندان جوانی در روستا برگزار می شد، مادر محمد را در صورت داماد می دید و فقط اشک می ریخت.
,محمد هم در بند اسارت بیشترین بیقراریش، بیقراری های مادر بود اما کاری جز صبوری نمی شد، اسارت فرصتی شد تا محمد یادبگیرد نام ونام خانوادگیش را خودش بنویسید و نخستین دست خطش هم برای خانواده نوید سلامتی او را داد.
,این آزاده سرافراز هم معتقد است که باید خاطره های دیروز تاریخ زرین دفاع مقدس حفظ شود نه برای اینکه نامی از او باقی بماند، بلکه برای حفظ فرهنگ رشادت، ایثار وجوانمردی، تا دشمن هم از شنیدن این رشادت ها برخود بلرزد وجرائت فکر کردن به تعدی به خاک کشور
,را نداشته باشد.
,گلایه نمی کند اما لحنش کمی همراه با تاسف است که در این سال ها کمتر سراغشان رفته اند، آنانی که اهل قلم و حفظ خاطره ها هستند.
,حالا او صاحب سه فرزنداست و بالاخره مادر بعد از سال ها انتظار او را در لباس دامادی دیده و تنها فرزند دختر و دو فرزند پسرش هرچند وقت یکبار از او می خواهند قصه سوغات های شکنجه ای که امروز خیلی علاقه مند به خودنمایی هستند، را تعریف کند.
,برای محمد رهنما بهترین لحظه های بعد از رهایی از بند اسارت، لحظه ای است که بعد از سال ها پا روی خاک کشور گذاشت و به محض پیاده شدن از اتوبوس سجده شکر براین خاک ارزشمند به جا آورد.
,هجوم دردها و از کارافتادن کلیه ها این آزاده سرافراز را ناگزیر به مهاجرت به شهرستان مشهد کرده است، اما حضورمادر و پدر، فامیل و آشنایان در روستای برگرد شهرستان فاروج او را زود به زود به زادگاهش می کشاند و هربار که دردها فراغتی می دهند برای تازه کردن دیدارها به روستایش برمی گردد.
,انتهای پیام /
]
ارسال دیدگاه