بمناسبت سالگرد ورود آزادگان به میهن
صدای پای آزادی می آید
سال ها پیش در چنین روزی مادران با چشمان گریان منتظر و همسران چشم به راه نشستند تا عزیزان سفر کرده اشان را دوباره ببینند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانابه نقل از ارس تبار،خیلی ها باورشان نمی شد که پسرشان یا همسرشان زنده بوده. بعضی ها حتی مزار هم درست کرده بودند و یادبود هم گرفته بودند.
وقتی رادیو اسامی آزادگان را اعلام کرد و تلویزیون تصویرشان را نشان داد آنان که نشانی از آزاد مردانشان دیدند سر از پا نمی شناختند و آنان که هیچ نشانی نیافتند باز هم منتظر ماندند.
روز بسیار خوبی بود. چشم ها همه منتظر، خیابانها آب و جارو خورده، اسپندهای دود شده در دست ها، گل های حلقه شده آماده برای گردنشان و بیش از آنها دلهای مشتاق برای دیدنشان..
روزهای اسارت در تاریکی به پایان رسیده بود. روزهای سرد ، روزهای تشنگی، روزهای درد. سالهای دوری تمام گشته بود و اینک زندگی جاری می گشت در رگهای منتظر زمان.
مادری عکس فرزندش را در دست گرفته بود و چشمش را به جاده دوخته بود. انتظار به پایان رسید و اتوبوس ها آمدند و مردم فوج فوج آزادگان را در میان دستانشان می گرفتند حتی پایشان نیز به زمین نمی رسید. چشمها می گشت تا نگاه آشنایی بیابد. عکس ها به واقعیت بدل می شد. اشک های شوق جاری می گشت و هر کس فرزندش را در آغوش می کشید و با سلام و صلوات راهی محله و خانه اش می کرد. در این شهر چراغانی شده غوغایی بود یوسفان گمگشته آمده بودند تا چشم پدران و مادران گریانشان را بینا کنند و دلهای منتظر پر دردشان را مرهمی گذارنند.
آزادگان سرافراز آزاد باشید و آزادگی را به ما بیاموزید تا شاید یک راه از هزاران را شما را بتوانیم برویم. که شما هفت شهر عشق را گشته اید و ما اندر خم یک کوچه ایم.
,
,
,
,
,
مونا منادی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه