طنزنامه بلاغ

عزتِ اختلاسی

عزتِ اختلاسی
این مسئله موجب سرفرازی کشور ماست، زیرا وقتی خبر اختلاس این پول‌ها در دنیا می‌پیچد، دیگر هیچ کشوری به ما به عنوان یک کشور فقیر و ندار نگاه نمی‌کند، و ما به عنوان یک بچه مایه‌دار در دنیا شناخته می‌شویم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، موضوع انشا: مهم‌ترین شغل در کشور ایران کدام است؟

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,

ما و چنگیز به خانه اصغر رفتیم تا درباره موضوع انشا فکر کنیم.

به نظر ما آقا معلم بسیار آدم بیکاری است که این موضوع انشا را به ما داد اما مادربزرگ اصغر پس از شست‌وشوی دندان مصنوعی‌های خود و تنظیم سمعکش به ما گفت: ما باید خدا را شکر کنیم که در کشور ما یک عده تمام کار و زندگی خود را رها کرده‌اند و به دنبال آسایش ما هستند، به نظر من آنها بسیار جان بر کفند و تمام تلاش خود را به کار می‌بندند تا نشان بدهند که در کشور ما چقدر پول وجود دارد و مردم نباید نگران بی‌پولی باشند.

مادربزرگ اصغر تحلیل‌های بسیار ظریفی از مُختَلِسین ارائه داد و گفت: قدیم‌ها اینطور نبود و هیچ کسی نمی‌توانست بفهمد که در صندوق‌ها یا در شرکت‌ها و یا وزارت‌خانه‌ها چقدر پول وجود دارد، اما از روزی که اختلاس به صورت علمی در کشور اجرا شد، ما فهمیدیم که چند هزار میلیارد در صندوق‌ها پول وجود دارد و از لحاظ روانی آرامش بسیاری بر کشور حاکم شد.

او ادامه داد: این مسئله موجب سرفرازی کشور ماست، زیرا وقتی خبر اختلاس این پول‌ها در دنیا می‌پیچد، دیگر هیچ کشوری به ما به عنوان یک کشور فقیر و ندار نگاه نمی‌کند، و ما به عنوان یک بچه مایه‌دار در دنیا شناخته می‌شویم.

پدر اصغر هم گفت: دم رئیس‌جمهور گرم که از روزی که رئیس‌جمهور شده است با عمل به وعده آزادی و باز گذاشتن دست عزیزان اختلاسگر، عزت را به کشور ما برگردانده است و ما متاسفانه کاملاً از این طرح سِکرِت و راز آلود رئیس‌جمهور بی‌اطلاع بودیم.

به نظر پدر اصغر ما همگی باید به درگاه خداوند سه‌سه بار، نُه بار، در روز استغفار کنیم تا خداوند ما را ببخشد.

مادربزرگ اصغر گفت: ما باید خداوند را شاکر باشیم که در اختلاسگرپروری و عزتِ اختلاسی نه تنها در خاورمیانه بلکه در دنیا به مقام نخست دست یافته‌ایم، الان اختلاسگری یک شغل استراتژیک در کشور ما محسوب می‌شود و حتی از ساخت موشک هم استراتژیک‌تر شده است.

اصغر به ما و چنگیز گفت که راه خودش را پیدا کرده است، او دیگر دوست ندارد دکتر و یا مهندس شود، او می‌خواهد یک اختلاسگر با خدا و با ایمان شود و در راه رضای خدا اختلاس کند.

اصغر به ما گفت: دیگر احتیاج نیست اینقدر درس بخوانیم و کور شویم، بهتر است برای ساختن یک آینده روشن، با همین تجدیدهایی که هر ترم می‌آوریم، با اختلاس به میهن خودمان خدمت کنیم و میهن خویش را کنیم آباد و یار و یاور دیگر اختلاسگرانِ سختکوش باشیم.

ما با نظر اصغر موافقیم و فکر می‌کنیم که اختلاسگری یک روحیه فداکارانه بسیار بالایی می‌خواهد، متاسفانه در جامعه ما اختلاسگری و خدمات شایانی که می‌تواند به جامعه داشته باشد هنوز جا نیوفتاده است.

چنگیز می‌گوید: اختلاسگری اینقدر در کشور ما مظلوم است که حتی یک رشته دانشگاهی هم ندارد، چطور است که دانشگاه علمی و کاربردی برای هر چیز بی‌خودی از پرورش وزغ آمازون گرفته تا آبیاری علف‌های هرز دریایی رشته تاسیس کرده و دانشجو جذب می‌کند، یعنی برای سرنوشت مملکت نباید یک رشته مانند اختلاس به عنوان یک فنِ قابل توجه، دانشگاهی شود.

ما در پایان این انشا برای مسئولان وزارت علوم بسیار تاسف خوردیم و با اصغر و چنگیز تصمیم گرفتیم به وزارت علوم رفته و نسبت به این بی‌توجهی و بازی با سرنوشت جوانان با رشته‌های مزخرف دانشگاهی به صورت نمادین تحصن کنیم.

البته اصغر گفت که بهتر است به همراه خود زیلوی حصیری مسافرتی، تخمه، آب‌جوش، بالشت، پتو و کمی میوه ببریم تا در تحصن گشنه و خسته نشویم و به هدفمان برسیم.

این بود انشای ما
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
 
,
 
,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه