مروری بر نیم قرن خدمت فرهنگی و مبارزات سیاسی سیدصادق حجازی
سید صادق حجازى درباره نحوه آغاز فعالیتهای انقلابی خود میگوید: «نحوه ورود به فعالیتهاى سیاسى ما با آمدن آیتالله مدنى به همدان که ما در خدمت وی بودیم، شروع شد و ما به پیروى از منویات مقدس ایشان به مبارزه با رژیم پهلوى پرداختیم. در عین حال مبارزات ما مورد توجه ساواک قرار گرفته بود. مبارزات ما به رهبرى آیتالله مدنى در همدان شروع شد، زمانى که ایشان با انجمنهاى ایالتى و ولایتى به مخالفت پرداخت، ما نیز با وى همراه و پیرو او بودیم، به همین سبب، مورد توجه ساواک قرار گرفتیم و آنها ما را خواستند و تهدید کرد]ند[ و پرونده تشکیل دادند.»[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ سید صادق حجازی از پیشگامان مبارزه با رژیم پهلوی در همدان و از «از صلحای اخیار و انقلابیون قدیمی و دارای بیش از نیم قرن خدمت فرهنگی»* روز جمعه (6 بهمن) دارفانی را وداع گفت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سید صادق حجازی از پیشگامان مبارزه با رژیم پهلوی در همدان و از «از صلحای اخیار و انقلابیون قدیمی و دارای بیش از نیم قرن خدمت فرهنگی»* روز جمعه (6 بهمن) دارفانی را وداع گفت. ,مرکز اسناد انقلاب اسلامی ضمن تسلیت به مناسبت درگذشت این معلم انقلابی و دلسوز، زندگینامه و بخشی از خاطرات او را که در طول حیات خود در گنجینه خاطرات مرکز اسناد انقلاب اسلامی ثبت و ضبط شده منتشر میکند.
, مرکز اسناد انقلاب اسلامی ضمن تسلیت به مناسبت درگذشت این معلم انقلابی و دلسوز، زندگینامه و بخشی از خاطرات او را که در طول حیات خود در گنجینه خاطرات مرکز اسناد انقلاب اسلامی ثبت و ضبط شده منتشر میکند. ,,
سیدصادق حجازی در سال 1300 شمسی در خانواده فرهنگی در استان همدان چشم به جهان گشود. او پس از اتمام تحصیل و با مدرک فوق دیپلم به استخدام آموزش و پرورش درآمد. سید صادق حجازی ، از سال 1322 به عنوان معلم ریاضی و پس از آن در کسوت مدیر مدرسه به مردم خدمت کرد.
, سیدصادق حجازی در سال 1300 , شمسی در خانواده فرهنگی در استان همدان چشم به جهان گشود., در خانواده فرهنگی , او پس از اتمام تحصیل و با مدرک فوق دیپلم به استخدام آموزش و پرورش درآمد. سید صادق حجازی ، از سال 1322 , به عنوان معلم ریاضی و پس از آن در کسوت مدیر مدرسه به مردم خدمت کرد., ,وی در زمینه تربیت به همان اندازه که دقت را پیشه خود ساخته بود، در موضوع تعلیم هم حساسیت و توجه بسیاری داشت. رهبر معظم انقلاب اسلامی درسال 1387 در نکوداشت این معلم خستگیناپذیر پیامی صادر کرده بودند که در بخشی از آن پیام آمده بود: «اینجانب ایشان را از دهها سال پیش همواره به ویژگیهای ممتاز شناخته و قدردان وجود با برکت ایشان بودهام و میباشم. خداوند این مرد مومن با اخلاص را محفوظ دارد و جوانان آموزش و پرورش را توفیق ثبات قدم و اخلاص عنایت فرماید.»
, وی, در زمینه تربیت به همان اندازه که دقت را پیشه خود ساخته بود، در موضوع تعلیم هم حساسیت و توجه بسیاری داشت. رهبر معظم انقلاب اسلامی درسال 1387 , در نکوداشت این معلم خستگیناپذیر پیامی صادر کرده بودند که در بخشی از آن پیام آمده بود: «اینجانب ایشان را از دهها سال پیش همواره به ویژگیهای ممتاز شناخته و قدردان وجود با برکت ایشان بودهام و میباشم. خداوند این مرد مومن با اخلاص را محفوظ دارد و جوانان آموزش و پرورش را توفیق ثبات قدم و اخلاص عنایت فرماید.» ,,
سید صادق حجازى از جمله مبارزان همدان علیه رژیم پهلوى بود که با ورود آیتالله مدنى به همدان در سال 1341، همواره و در همه جا و تمام صحنههاى مبارزه در کنار وى بود و در واقع نقش میزبانى او را بر عهده داشت. در اسناد ساواک گزارشهاى متعددى وجود دارد که از مبارزات وى علیه رژیم پهلوی و رابطه تنگاتنگ او با آیتالله مدنى حکایت دارد.
, سید صادق حجازى از جمله مبارزان همدان علیه رژیم پهلوى بود که با ورود آیت, , الله مدنى به همدان در سال 1341، همواره و در همه جا و تمام صحنه, , هاى مبارزه در کنار وى بود و در واقع نقش میزبانى او را بر عهده داشت. در اسناد ساواک گزارش, , هاى متعددى وجود دارد که از مبارزات, , وى علیه رژیم پهلوی و رابطه, , تنگاتنگ او با آیت, , الله مدنى حکایت دارد.,,
افشاگری علیه مارکسیستها
سید صادق حجازی علاوه بر مبارزه با رژیم پهلوی، با گروههای چپ و مارکسیستها هم مبارزه میکرد. چنانکه خود میگوید: «فعالیت چپى در فرهنگ چندان رونقى نداشت؛ تعداد معدودى از آنان جلسهاى داشتند. یک روز یکى از آنها که از دبیران با سابقه همدان بود، به بنده گفت ما یک جلسههایى داریم، شما بیاید اینجا. ما هم رفتیم، دیدیم سه چهار نفر دیگر هم بودند. یک نامه خواندند که کمیته شماره 125، همهاش الکى بود و دو تا کمیته هم نداشتند و جوانها را فریب مىدادند. گفتم آقاجان اول بگویید ببینم هدفتان چیست، من بدانم چه مىخواهید بکنید. دیدند من اصلا جلوى دیگران را هم مىگیرم گفتند: نه باید جلسه تشکیل بدهیم، اسم بنویسید، بعد به شما مىگوییم. خلاصه ما هم جلسهشان را به هم زدیم و آمدیم به دیگران هم گفتیم که اینها دروغ مىگویند.»
,
,
,
شروع فعالیتهای سیاسی علیه رژیم پهلوی
, شروع فعالیتهای سیاسی علیه رژیم پهلوی,,
در سال 1341 با آمدن آیتالله مدنى به همدان و مبارزه وى با رژیم پهلوى، فعالیت سیاسى حجازى نیز آغاز شد. حجازی درباره شروع فعالیتهاى مبارزاتی خود مىگوید: «نحوه ورود به فعالیتهاى سیاسى ما با آمدن آیتالله مدنى به همدان که ما در خدمت وی بودیم، شروع شد و ما به پیروى از منویات مقدس ایشان به مبارزه با رژیم پهلوى پرداختیم. در عین حال مبارزات ما مورد توجه ساواک قرار گرفته بود. مبارزات ما به رهبرى آیتالله مدنى در همدان شروع شد، زمانى که ایشان با انجمنهاى ایالتى و ولایتى به مخالفت پرداخت، ما نیز با وى همراه و پیرو او بودیم، به همین سبب، مورد توجه ساواک قرار گرفتیم و آنها ما را خواستند و تهدید کرد]ند[ و پرونده تشکیل دادند.»
, در سال 1341 با آمدن آیت, , الله مدنى به همدان و مبارزه, , وى با رژیم پهلوى، فعالیت سیاسى حجازى نیز آغاز شد. حجازی درباره, , شروع فعالیت, , هاى مبارزاتی خود مى, , گوید: «نحوه, , ورود به فعالیت, , هاى سیاسى ما با آمدن آیت, , الله مدنى به همدان که ما در خدمت وی بودیم، شروع شد و ما به پیروى از منویات مقدس ایشان به مبارزه با رژیم پهلوى پرداختیم. در عین حال مبارزات ما مورد توجه ساواک قرار گرفته بود. مبارزات ما به رهبرى آیت, , الله مدنى در همدان شروع شد، زمانى که ایشان با انجمن, , هاى ایالتى و ولایتى به مخالفت پرداخت، ما نیز با وى همراه و پیرو او بودیم، به همین سبب، مورد توجه ساواک قرار گرفتیم و آنها ما را خواستند و تهدید کرد, ], ند, [, و پرونده تشکیل دادند.»,

,
, ,
,
از آن پس فعالیتهای سید صادق حجازی به شدت تحت کنترل قرار میگیرد بهطوری که در یکی از گزارشهای ساواک درباره واکنش مردم همدان به قتل حسنعلی منصور میگوید: «درباره هدف گلوله قرار گرفتن آقاى نخستوزیر، یک عدهاى در همدان اظهار خوشحالى مىکردند؛ مثلا آقاى حجازى مدیر دبستان علمى اظهار مىکرد: خوب بود این گلوله به بالاتر اصابت کند؛ چون در تهران هزاران "منصور" وجود دارد. اگر به شاه اصابت مىکرد، همه خلاص مىشدیم.»
, از آن پس فعالیتهای سید صادق حجازی به شدت تحت کنترل قرار میگیرد بهطوری که در یکی از گزارشهای ساواک درباره واکنش مردم همدان به قتل حسنعلی منصور میگوید: «, درباره, , هدف گلوله قرار گرفتن آقاى نخست, , وزیر، یک عده, , اى در همدان اظهار خوشحالى مى, , کردند؛ مثلا آقاى حجازى مدیر دبستان علمى اظهار مى, , کرد: خوب بود این گلوله به بالاتر اصابت کند؛ چون در تهران هزاران "منصور" وجود دارد. اگر به شاه اصابت مى, , کرد، همه خلاص مىشدیم.»,,
,
فعالیتهای فرهنگی و تربیتی در دوران رژیم پهلوی
, فعالیتهای فرهنگی و تربیتی در دوران رژیم پهلوی , فعالیتهای فرهنگی و تربیتی در دوران رژیم پهلوی,,
حجازى علاوه بر همراهى و همکارى با روحانیون بیشتر مبارزاتش در زمینه تعلیم و تربیت و آموزش نسل جوان جامعه براساس تربیت و اخلاق اسلامى بود که رژیم پهلوی هم از این نظر نسبت به وى حساس شده بود. او در اینباره مىگوید: «ما یک جلسه فرهنگى داشتیم که در آن دانشآموزان و دانشجویانى که قبلا محصل خود ما بودند، شرکت مىکردند و حدود بیست ـ سى نفر بودند، البته به طور مخفى در را باز مىکردیم، مىآمدند درون منزل و در یک اتاقى براى آنها درباره مباحث اخلاقى و فرهنگى صحبت مىکردیم، سعى مىکردیم که جنبه مبارزاتى نباشد تا بتوانیم جلسه را ادامه بدهیم و این جلسه را ما داشتیم تا روزى که تبعید شدیم.»
, حجازى علاوه بر همراهى و همکارى با روحانیون بیشتر مبارزاتش در زمینه, , تعلیم و تربیت و آموزش نسل جوان جامعه براساس تربیت و اخلاق اسلامى بود که رژیم پهلوی هم از این نظر نسبت به وى حساس شده بود. , او در اینباره مى, , گوید: «ما یک جلسه, , فرهنگى داشتیم که در آن دانش, , آموزان و دانشجویانى که قبلا محصل خود ما بودند، شرکت مى, , کردند و حدود بیست, , ـ سى نفر بودند، البته به طور مخفى در را باز مى, , کردیم، مى, , آمدند درون منزل و در یک اتاقى براى آنها درباره, , مباحث اخلاقى و فرهنگى صحبت مى, , کردیم، سعى مى, , کردیم که جنبه مبارزاتى نباشد تا بتوانیم جلسه را ادامه بدهیم و این جلسه را ما داشتیم تا روزى که تبعید شدیم.» ,,
تبعید به ایرانشهر در سال 1349
, تبعید به ایرانشهر در سال 1349,منزل سیدصادق حجازی یکی از مراکز اجتماع انقلابیون بود و این موضوع هم حساسیت ساواک را برانگیخته بود. وی در این رابطه میگوید: «منزل ما محلى براى گردهمایى انقلابیون و روحانیون بود. آقایان علما که به خانه ما مىآمدند، غالباً از مبارزان بودند؛ آقاى ربانى شیرازى، آقاى مدنى که همیشه منزل ما بودند، دوستان ایشان که از مبارزان با طاغوت بودند، همیشه در منزل ما بودند... ایشان در جلسههایى که در منزل ما و دیگر مبارزان تشکیل مىشد، تمام مطالب رژیم طاغوت، پدر و پسر پهلوى را اینها به اسم معاویه و یزید، قشنگ توجیه مىکرد]ند[ و توضیح مىدادند. ما هم همیشه دنبال ایشان بودیم. دیگر قهراً اگر خودمان هم مستقیم کارى نمىتوانستیم انجام بدهیم، چون دنبال ایشان بودیم، در ساواک همیشه مىگفتند افرادى که به دنبال مبارزه با شاه و تشکیلات آن هستند، همیشه در منزل ایشان بودند؛ یعنى منزل ما. یکى از جرمهاى ما از نظر آنها همین بود که ما به افرادى که جنبه مبارز داشتند، بیشتر محبت مىکردیم و نزدیک بودیم و این موجب حساسیت ساواک مىشد.»
, منزل سیدصادق حجازی یکی از مراکز اجتماع انقلابیون بود و این موضوع هم حساسیت ساواک را برانگیخته بود. وی در این رابطه میگوید: «منزل ما محلى براى گردهمایى انقلابیون و روحانیون بود. آقایان علما که به خانه ما مىآمدند، غالباً از مبارزان بودند؛ آقاى ربانى شیرازى، آقاى مدنى که همیشه منزل ما بودند، دوستان ایشان که از مبارزان با طاغوت بودند، همیشه در منزل ما بودند... ایشان در جلسههایى که در منزل ما و دیگر مبارزان تشکیل مىشد، تمام مطالب رژیم طاغوت، پدر و پسر پهلوى را اینها به اسم معاویه و یزید، قشنگ توجیه مىکرد]ند[ و توضیح مىدادند. ما هم همیشه دنبال ایشان بودیم. دیگر قهراً اگر خودمان هم مستقیم کارى نمىتوانستیم انجام بدهیم، چون دنبال ایشان بودیم، در ساواک همیشه مىگفتند افرادى که به دنبال مبارزه با شاه و تشکیلات آن هستند، همیشه در منزل ایشان بودند؛ یعنى منزل ما. یکى از جرمهاى ما از نظر آنها همین بود که ما به افرادى که جنبه مبارز داشتند، بیشتر محبت مىکردیم و نزدیک بودیم و این موجب حساسیت ساواک مىشد.», منزل سیدصادق حجازی یکی از مراکز اجتماع انقلابیون بود و این موضوع هم حساسیت ساواک را برانگیخته بود. وی در این رابطه میگوید: «منزل ما محلى براى گردهمایى انقلابیون و روحانیون بود. آقایان علما که به خانه, , ما مى, , آمدند، غالباً از مبارزان بودند؛ آقاى ربانى شیرازى، آقاى مدنى که همیشه منزل ما بودند، دوستان ایشان که از مبارزان با طاغوت بودند، همیشه در منزل ما بودند... ایشان در جلسه, , هایى که در منزل ما و دیگر مبارزان تشکیل مى, , شد، تمام مطالب رژیم طاغوت، پدر و پسر پهلوى را اینها به اسم معاویه و یزید، قشنگ توجیه مى, , کرد, ], ند, [, و توضیح مى, , دادند. ما هم همیشه دنبال ایشان بودیم. دیگر قهراً اگر خودمان هم مستقیم کارى نمىتوانستیم انجام بدهیم، چون دنبال ایشان بودیم، در ساواک همیشه مى, , گفتند افرادى که به دنبال مبارزه با شاه و تشکیلات آن هستند، همیشه در منزل ایشان بودند؛ یعنى منزل ما. یکى از جرمهاى ما از نظر آنها همین بود که ما به افرادى که جنبه مبارز داشتند، بیشتر محبت مىکردیم و نزدیک بودیم و این موجب حساسیت ساواک مى, , شد.»,کنترل شدید ساواک، سیدصادق حجازی را از مبارزه بازنداشت و او در مدارس نیز به فعالیتهای انقلابی خود ادامه داد. تا اینکه این فعالیتها باعث شد وی در سال 1349 دستگیر و تبعید شود. حجازی خود در این رابطه میگوید: «در مدرسه هم، عکس شاه را مىخواستند بزنند، ما نمىگذاشتیم و یک کارهایى هم مثلا، پیشاهنگهاى آن دوره که یک وسیله فساد در جوانها بود، ما تشکیل نمىدادیم و هى فشار مىآوردند. بالاخره ما تا اندازهاى در این قسمت بر خلاف آنها بودیم؛ تا اینکه در سال 1349، ما را به جرم همین فعالیتهاى سیاسى که سواى فعالیتهاى فرهنگى بود، به ایرانشهر تبعید کردند.»
, کنترل شدید ساواک، سیدصادق حجازی را از مبارزه بازنداشت و او در مدارس نیز به فعالیتهای انقلابی خود ادامه داد. تا اینکه این فعالیتها باعث شد وی در سال 1349 دستگیر و تبعید شود. حجازی خود در این رابطه میگوید: «در مدرسه هم، عکس شاه را مى, , خواستند بزنند، ما نمىگذاشتیم و یک کارهایى هم مثلا، پیشاهنگ, , هاى آن دوره که یک وسیله فساد در جوان, , ها بود، ما تشکیل نمى, , دادیم و هى فشار مى, , آوردند. بالاخره ما تا اندازه, , اى در این قسمت بر خلاف آنها بودیم؛ تا اینکه در سال 1349، ما را به جرم همین فعالیت, , هاى سیاسى که سواى فعالیت, , هاى فرهنگى بود، به ایرانشهر تبعید کردند.»,,
,
,
,
,
سید صادق حجازى در 23 مهر ماه 1349، از سوى کمیسیون حفظ امنیت اجتماعى همدان، به اتهام اخلال در نظم، به یک سال و نیم تبعید در ایرانشهر محکوم شد. وى درباره جریان و مدت تبعیدش به شهرستان ایرانشهر مىگوید: «روز نهم آبان 1349 مأموران ساواک به مدرسه علمى آمدند، ما را بردند ژاندارمرى و آنجا گفتند شما باید به ایرانشهر بروید. یک سال اولش به صورت تبعید بودم؛ اما بعداً به فرهنگ آنجا منتقل شدم و یک سال هم به این نحو آنجا ماندم و بعداً در دادگاه تجدید نظرخواهى، بىگناه شناخته شدیم و به همدان بازگشتیم.»
, سید صادق حجازى در 23 مهر ماه 1349، از سوى کمیسیون حفظ امنیت اجتماعى همدان، به اتهام اخلال در نظم، به یک سال و نیم تبعید در ایرانشهر محکوم شد. وى درباره, , جریان و مدت تبعیدش به شهرستان ایرانشهر مى, , گوید: «روز نهم آبان 1349 مأموران ساواک به مدرسه, , علمى آمدند، ما را بردند ژاندارمرى و آنجا گفتند شما باید به ایرانشهر بروید. یک سال اولش به صورت تبعید بودم؛ اما بعداً به فرهنگ آنجا منتقل شدم و یک سال هم به این نحو آنجا ماندم و بعداً در دادگاه تجدید نظرخواهى، بى, , گناه شناخته شدیم و به همدان بازگشتیم.» ,,
سید صادق حجازی بعد از بازگشت از تبعید به مبارزات خود علیه رژیم پهلوی ادامه داد.
, سید صادق حجازی بعد از بازگشت از تبعید به مبارزات خود علیه رژیم پهلوی ادامه داد.,,

,
, ,
,
,
,
شرکت فعال حجازی در جلسات فرهنگیان همدان علیه رژیم پهلوی
, شرکت فعال حجازی در جلسات فرهنگیان همدان علیه رژیم پهلوی,,
حجازى ضمن اداره جلسه فرهنگیان، با فرهنگیان دیگر همچون سیدکاظم اکرمى، برادران قایمى و آزادیان نیز ارتباط داشت. علاوه بر جلسات دانشآموزى، جلسه دیگرى از سوى فعالان سیاسى فرهنگى و بازار تشکیل مىشد. در این جلسه، آقایان متکلم، سیدصادق حجازى، برادران قایمى و تعدادى از بازاریان، از جمله محمد ابراهیم درفشى، برادران حسینى (دباغ)، سراج و یزدى، در آن شرکت داشتند. در این جلسه، هماهنگىهاى لازم براى فعالیت در سطح شهر همدان و چگونگى استفاده از امکانات مالى و معنوى افراد به عمل مىآمد.
, حجازى ضمن اداره, , جلسه فرهنگیان، با فرهنگیان دیگر همچون سیدکاظم اکرمى، برادران قایمى و آزادیان نیز ارتباط داشت., , علاوه بر جلسات دانش, , آموزى، جلسه دیگرى از سوى فعالان سیاسى فرهنگى و بازار تشکیل مى, , شد. در این جلسه، آقایان متکلم، سیدصادق حجازى، برادران قایمى و تعدادى از بازاریان، از جمله محمد ابراهیم درفشى، برادران حسینى (دباغ)، سراج و یزدى، در آن شرکت داشتند. در این جلسه، هماهنگى, , هاى لازم براى فعالیت در سطح شهر همدان و چگونگى استفاده از امکانات مالى و معنوى افراد به عمل مى, , آمد.,,
,
,
اعلامیه آیتالله مدنی به قلم سید صادق حجازی
, اعلامیه آیتالله مدنی به قلم سید صادق حجازی,,
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نظام ارباب و رعیتى در ایران، تا اندازهاى محدود و از اقتدار خوانین و ملاکین کاسته شد. در این میان اعتراضات در همدان بالا گرفت. آیتالله مدنى براى جلوگیرى از هر گونه اغتشاش و ناآرامى، اعلامیهاى خطاب به دهقانان و روستاییان در 18 اسفند ماه 1358 صادر کرد و آنان را به حفظ آرامش و سپردن امور به حکومت براى احقاق حق خود دعوت کرد.
, پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نظام ارباب و رعیتى در ایران، تا اندازهاى محدود و از اقتدار خوانین و ملاکین کاسته شد. در این میان اعتراضات در همدان بالا گرفت. آیتالله مدنى براى جلوگیرى از هر گونه اغتشاش و ناآرامى، اعلامیهاى خطاب به دهقانان و روستاییان در 18 اسفند ماه 1358 صادر کرد و آنان را به حفظ آرامش و سپردن امور به حکومت براى احقاق حق خود دعوت کرد. ,سید صادق حجازى که نویسنده اعلامیه بود، درباره چگونگى صدور این اعلامیه مىگوید: «عدهاى از رعایا که با مالک روستاى خود اختلاف داشتند و ادعاى تقسیم اراضى مکانیزه مالک را مىکردند، در ستاد، خدمت آیتالله مدنى رسیدند و پس از بیان موضوع قرار شد که از سى هکتار زمین مکانیزه، بیست هکتار به رعایا و ده هکتار در اختیار مالک بماند. فرداى آن روز مالک مذکور پیش بنده آمد و جریان را توضیح داد که اگر چنین کارى بشود، رعایاى دیگر نیز مابقى را متصرف و چاههاى آب را تخریب مىکنند. من گفتم که باید خود آیتالله مدنى در این مورد تصمیم بگیرد. از طرف دیگر دیدم حرف مالک زمینها حسابى است. به همین دلیل، دو نفرى پیش آیتالله مدنى رفتیم؛ وى در همان ابتدا ناراحت شد و اجازه ادامه بحث را نداد؛ اما فرداى آن روز که آقاى مدنى منزل ما بود، گفتم حاج آقا آن بنده خدا دیروز حرف درستى مىخواست بزند، شما توجه نکردید؛ او منظورش این بود که ما اگر آن بیست هکتار را به رعیت بدهیم، دیگر در ده مىریزند چاههاى آب را پر از سنگ مىکنند، موتورها را مىشکنند و دیگر کشت نمىشود. الان امام دستور داده کشت غله بشود، ما گندم احتیاج داریم؛ ایشان نیز متوجه قضیه شد. من یک اعلامیهاى نوشتم و ایشان پس از خواندن، آن را امضا کرد و سپس اعلامیه توسط خود ما و مالکین در روستاها توزیع گردید.»
, سید صادق حجازى که نویسنده اعلامیه بود، درباره چگونگى صدور این اعلامیه مىگوید:, , «عدهاى از رعایا که با مالک روستاى خود اختلاف داشتند و ادعاى تقسیم اراضى مکانیزه مالک را مىکردند، در ستاد، خدمت آیتالله مدنى رسیدند و پس از بیان موضوع قرار شد که از سى هکتار زمین مکانیزه، بیست هکتار به رعایا و ده هکتار در اختیار مالک بماند. فرداى آن روز مالک مذکور پیش بنده آمد و جریان را توضیح داد که اگر چنین کارى بشود، رعایاى دیگر نیز مابقى را متصرف و چاههاى آب را تخریب مىکنند. من گفتم که باید خود آیتالله مدنى در این مورد تصمیم بگیرد. از طرف دیگر دیدم حرف مالک زمینها حسابى است. به همین دلیل، دو نفرى پیش آیتالله مدنى رفتیم؛ وى در همان ابتدا ناراحت شد و اجازه ادامه بحث را نداد؛ اما فرداى آن روز که آقاى مدنى منزل ما بود، گفتم حاج آقا آن بنده خدا دیروز حرف درستى مىخواست بزند، شما توجه نکردید؛ او منظورش این بود که ما اگر آن بیست هکتار را به رعیت بدهیم، دیگر در ده مىریزند چاههاى آب را پر از سنگ مىکنند، موتورها را مىشکنند و دیگر کشت نمىشود. الان امام دستور داده کشت غله بشود، ما گندم احتیاج داریم؛ ایشان نیز متوجه قضیه شد. من یک اعلامیهاى نوشتم و ایشان پس از خواندن، آن را امضا کرد و سپس اعلامیه توسط خود ما و مالکین در روستاها توزیع گردید.»]
ارسال دیدگاه