خیانت های اقتصادی پهلوی؛

جنگ‌های جهانی و فقر فراگیر در ایران

جنگ‌های جهانی و فقر فراگیر در ایران
جنگ های جهانی علاوه بر مصائب دردناک جهانی به دلیل درک نادرست حکومت پهلوی از مناسبت های جهانی آثار مصیبت باری در ایران داشته است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از رودبار ما، جنگ های جهانی علاوه بر مصائب دردناک جهانی به دلیل درک نادرست حکومت پهلوی از مناسبت های جهانی آثار مصیبت باری در ایران داشته است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودبار ما, رودبار ما,

در آستانه جنگ جهانی اول، زمان چالش‌های نامنظم و گاه خصمانه ناشی از تنش‌های داخلی و مداخلات خارجی به شمار می رفت که اوج آن منازعات گسترده در زمینه اصلاحات مورگان شوستر و اولتیماتوم روسیه به ایران ۱۲۹۰خ/ ۱۹۱۱م. روسیه تزاری به ایران بود.

,

در نتیجه ایران نه فقر فراگیرش نسبت به گذشته کاهش یافت و نه کارگزارانی کارکشته و دلسوز داشت تا برنامه و بودجه‌ای برای اصلاح ساختار بغرنج اجتماعی و اقتصادی کشور تنظیم کنند. به علاوه اینک بیش از هر زمان دیگر جایگاهش در روابط بین‌المللی متزلزل شده بود.

,

جمعیت کشور که به دلیل شیوع بیماریهای همه‌گیر، سوء تغذیه، فقدان امکانات بهداشتی و… به کندی افزایش می یافت، در این سالها به ۱۱ میلیون نفر رسیده بود، بی آنکه توزیع آن بر مبنای ۲۵درصد در شهرها، و ۲۵درصد عشایری و ۵۰درصد روستایی تغییر کند.

,

 

,

در سراسر این دوره پرداخت ها دچار کسری مزمن بود و پیوسته بر میزان بدهیهای خارجی افزوده می شد. در ساختار اقتصادی یا فنی صنعتی کشور تحول بارزی رخ نداده بود. نزدیک به ۹۰درصد نیروی کار در کشاورزی و صنایع دستی روستایی اشتغال داشتند و ۱۰درصد باقیمانده به تجارت، خدمات دولتی و صنایع شهری مشغول بودند.

,

 

,

عمده‌ترین کالاهای وارداتی ایران مصنوعات صنعتی و عمده‌ترین صادراتش مواد خام، محصولات کشاورزی، نفت و صنایع دستی نظیر فرش بود. نزدیک به ۸۰ تا ۹۰درصد مبادلات بازرگانی ایران با روس و انگلیس صورت می گرفت. با این حال دوره پهلوی اول به جنگ خلاصه نمی شود اگر چه در این دوره شاهد احداث صنایع زیر بنایی و ایجاد راه‌های مواصلاتی و برخی اصلاحات اقتصادی بودیم اما فقر ناشی از سوء مدیریت، استبداد و فساد طبقه حاکم، بی سوادی و جهل توده مردم، دوران سختی را برای ایران رقم زد.

,

 

,

پس از این و در فاصله سقوط رضا خان -۱۳۲۰- تا کودتای ۱۳۳۲ فضای استبدادی کمتری در کشور حاکم بود اماعنان اقتصاد کشور در هرج ومرج سیاسی کشور کاملا رها بود و بی اغراق کشور فاقد هر گونه برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت بود شاه نالایق و جوان هنوز به ثبات سیاسی نرسیده بود و تمام همت خود را مصروف جلب اعتماد کشورهای بیگانه برای تضمین حکومت خویش می کرد.

,

 

,

این دوره در اصل همان امتداد محرومیت و فقر مردم در دوره قبل بود. در سال ۱۳۳۸ش / ۱۹۵۹م محمدرضا پهلوی در اثر فشار دولت آمریکا و بحران های داخلی کشور متقاعد شد که دست به اصلاحات اجتماعی – اقتصادی بزند بر این اساس از منوچهر اقبال نخست‌وزیر وقت خواست که پیش‌نویس لایحه اصلاحات ارضی را برای ارائه به مجلس آماده کند.

,

 

,

طبیعتا تصویب چنین قانونی با مخالفت مالکان رو به رو می شد اما از آنجا که حکومت مجلس را تحت کنترل داشت، تنها راه نجات مالکان تجدیدنظر در لایحه و تغییر آن به ترتیبی بود که اجرایش را ناممکن سازد.

,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه