خاطرات بهمن ماه؛
وقتی امام خمینی (ره) صورتشان کبود شد!
بعد از اینکه عمامه از سرم افتاد و من بر اثر فشار ازدحام جمعیت زمین خوردم و مردم برای لحظاتی از روی من رد شدند، احساس کردم دارم قبض روح میشوم. بهترین لحظه عمر من زمانی بود که احساس میکردم دارم در زیر دست و پای مردم از بین میروم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا بهنقل از شبکه خبری تهران نیوز، تاریخ و سرگذشت بزرگان همیشه میتواند برای تمامی افراد یک الگو باشد، به این متن دقت کنید:” وقتی حضرت امام خمینی به سالها دوری از وطن به ایران به کشور بازگشتند، یک شرو و شعف عجبیبی بین مردم به وجود آمده بود. اشک شوق از چشمان همه جاری بود، صدها هزار نفر میخواستند حتی شده برای یک ثانیه امام را زیارت کنند. پس از سخنرانی امام (ره) در بهشت زهرا که صبح روز ۱۲ بهمن ماه انجام شد، برای سوار شدن در هلیکوپتر از جایگاه خارج شدند. در اثر ازدحام جمعیت، عمامه امام از سرشان افتاد و برای لحظاتی زیر دست و پای مردم افتادند. هر کس عبای امام را به سمتی میکشید. آقایان مفتح و انواری از حال رفته و کار از دست همه خارج شد. ناطق نوری فریاد میکشد:ب روید کنار، امام را کشتید.” اما مگر میشد آن موج خروشان را کنترل کرد؟ پس از مدتی امام به سختی به جایگاه بر گشتند و روی یک صندلی در حالی که عبا به سر کشیدند و سرشان رو به پایین بود نشستند. وجود امام خاکی شده و حتی پای چشمش کبود! بالاخره آمبولانسی می آید و امام را نجات میدهد…
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شبکه خبری تهران نیوز, شبکه خبری تهران نیوز,

وقتی امام خمینی پس از اتمام سخنرانی به خانه یکی ازبستگانشان منتقل شدند در تعریف این صحنه فرمودند: بعد از اینکه عمامه از سرم افتاد و من بر اثر فشار ازدحام جمعیت زمین خوردم و مردم برای لحظاتی از روی من رد شدند، احساس کردم دارم قبض روح می شوم. بهترین لحظه عمر من زمانی بود که احساس می کردم دارم در زیر دست و پای مردم از بین می روم…”
منابع:
کتاب برداشت هایی از سیره امام خمینی، غلامعلی رجایی
کتاب خاطرات ناطق نوری

, وقتی امام خمینی پس از اتمام سخنرانی به خانه یکی ازبستگانشان منتقل شدند در تعریف این صحنه فرمودند: بعد از اینکه عمامه از سرم افتاد و من بر اثر فشار ازدحام جمعیت زمین خوردم و مردم برای لحظاتی از روی من رد شدند، احساس کردم دارم قبض روح می شوم. بهترین لحظه عمر من زمانی بود که احساس می کردم دارم در زیر دست و پای مردم از بین می روم…”
,منابع:
,کتاب برداشت هایی از سیره امام خمینی، غلامعلی رجایی
,کتاب خاطرات ناطق نوری
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه