از آشفته‌بازاری شاغلین تا معضل بیکاری/

بیکاری غولی که هنوز شاخ و دمش در اسدآباد نشکسته است

بیکاری غولی که هنوز شاخ و دمش در اسدآباد نشکسته است
بیکاری به‌عنوان معضلی بزرگ در جامعه مطرح است که آسیب‌های اجتماعی مختلفی به همراه دارد و مردم اسدآباد در این گزارش میدانی از این معضل سخن می‌گویند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال؛ بیکار در لغت به معنای بی شغل  و بی مشغله است که امروزه در سطح جامعه کشور و به‌تبع آن در شهرستان اسدآباد با این افراد روبه‌رو هستیم؛

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال,

میگویند شغل لازمه شروع زندگی و حتی بقای زندگی است، اما آیا در این آشفته‌بازاری که نرخ‌ها و قیمت‌ها هرروز مثل نمودار سینوس بالا و پایین می‌شود، شغلی مهیاست؟ این سؤالی است که در جامعه مطرح است.

,

*آسیب‌های ناشی از بیکاری که به ریشه فرهنگ لطمه می‌زند

, *آسیب‌های ناشی از بیکاری که به ریشه فرهنگ لطمه می‌زند,

اعتیاد، سن بالای ازدواج، ناهنجاری‌های اجتماعی و اخلاقی که به ریشه فرهنگ یک جامعه لطمه می‌زنند، بعضاً در امر بیکاری ریشه‌دارند.

,

دولتمردان در ریشه‌کن کردن معضل بزرگ بیکاری سهم بزرگی دارند که اگر دست بکار شوند و با شناسایی استعدادها، آنان را به‌کارگیرند، می‌توان روزبه‌روز شاهد کاهش نرخ آن در جامعه باشیم.

,

بر اساس سرشماری نفوس مسکن سال 95، شهرستان اسدآباد در خود اظهاری‌هایی که از مردم گرفته شد، 4 هزار و 732 نفر بیکار دارد که بنا به گفته فرماندار این شهرستان هزار و 237 شغل در این شهرستان در طی  ده‌ماهه گذشته با پرداخت تسهیلات از طریق اداراتی چون صنعت، معدن و تجارت، جهاد کشاورزی، کمیته امداد، میراث فرهنگی و بهداشت و درمان... ایجادشده است.

,

*براساس خود اظهار مردم اسداباد 4732 نفر بیکار

, *براساس خود اظهار مردم اسداباد 4732 نفر بیکار,

حال با ایجاد این تعداد شغل سه هزار و 495 نفر دیگر در این شهرستان شغل ندارند که فرماندار شهرستان قول به صفر رسیدن این میزان بیکاری را تا پایان سال 98 داده است.

,

فرض را می‌گیریم که این تعداد شغل ایجادشده، پایدارند که بعضاً بسیاری از آنان به دلیل عدم کارایی، اهلیت نداشتن در کار و مشکلات دیگر پایدار نمی‌مانند.

,

سری به سطح جامعه که بزنیم می‌بینیم همچنان مردم از بیکاری می‌نالند و مانند  خوره به جان آن‌ها افتاده است و بارها شنیده‌ایم که پدرانی در این سرما بیرون از خانه می‌مانند تا نکند  نگاهشان به خانواده بیفتد و شرمنده آنان شوند و البته کمی آن‌طرف‌تر هم هستند آقایانی که خیس بودن دستانشان را با پول جیب دیگری پاک می‌کنند!

,

در دنیای امروز که اهریمن به دنبال بهانه ایست تا جوانان را مجاب به خواسته خود کند، آن‌هم به هر نحو و قیمتی برایش مهم نیست که دست بر کدام گزینه می‌گذارد؛ عقیده، دانش، استعداد و یا حتی آبرو... که این موضوع به تأمل بیشتری نیاز برای رفع آن.

,

*دانشجویانی که دغدغه‌مند فردای خود است

, *دانشجویانی که دغدغه‌مند فردای خود است,

دانشجویی که کمتر از یک‌ترم به پایان تحصیلاتش باقی‌مانده است، از معضل بیکاری هراس دارد و می‌گوید: این‌همه هزینه و تحصیل گویی بیهوده است چراکه می‌دانم پارتی ندارم سرکار بروم.

,

مینو می‌گوید: سال دیگر فارغ‌التحصیل می‌شوم و مطمئنم از کار خبری نیست، چراکه امروز بسیاری از دوستان را می‌شناسم دو سال است که جویای کارند.

,

این دانشجو می‌گوید: حرفم با دولت است که وقتی کار برای من دانشجو مهیا نیست چرا این‌همه تبلیغ دانشگاه می‌کند که با هزار دردسر و نداشتن پول وارد دانشگاه شویم و آن‌وقت آخر و عاقبتی از تحصیل نداشته باشیم.

,

او می‌گوید: شغل اساس زندگی‌های امروزه است که متأسفانه به لطف مسئولین بیکاری بیداد می‌کند.

,

*پسرانی که قصد تشکیل زندگی دارندو همچنان درگیر بیکاری

, *پسرانی که قصد تشکیل زندگی دارندو همچنان درگیر بیکاری,

احمدی پسر ۲۷ ساله‌ بیکاری است که بیکاری را غیرقابل‌حل می‌داند و می‌گوید: این‌همه سال می‌گذرد و جوانان بیکارند، بی‌مهری مسئولان بی‌حدواندازه است، منِ جوان که قصد تشکیل زندگی مشترک رادارم از کجا و چطور شروع کنم؟

,

او از دل پردردش می‌گفت که تقریباً تمام دغدغه‌های مردم به گوشه‌ای از مادیات مربوط است که گویی قابل‌حل نیست، آخر تا کی شرمنده خانواده‌ام شوم؟

,

میوه‌فروشی که دخل‌وخرجش باهم نمی‌خواند، می‌گوید : می‌گفتند درس بخوان تا بجایی برسی اما تحصیلات شغل حساب نمی‌شود، باید پارتی داشته باشی تا سرکار بروی

,

*میوه فروش: دخل و خرجم باهم نمی خواند

, *میوه فروش: دخل و خرجم باهم نمی خواند,

او می‌گوید: چاره‌ای جز این کار نداشته و باید تکانی به خودش می‌داد چراکه زندگی خرج دارد.

,

فهیمه از نبود کار گفت: دختر و پسر ندارد، دیگر زمان قدیم نیست که زن خانه بنشیند و مرد کار کند امروز همه هم کارکنیم باز زندگی بخورونمیری خواهیم داشت اما با این تفاسیر هم کو کار؟

,

او احساسش را این‌طور بیان کرد: احساس اضافی بودن دارم و این پول و بیکاری همه‌چیز آدمی را می‌گیرد، شاید ما زیادی حساسیم و شاید هم زمانه این‌طور شده.

,

*شرمنده خانواده ایم

, *شرمنده خانواده ایم,

قادری وانت دارد و تره‌بار می‌فروشد از قرب مرد می‌گوید: قرب مرد با جیبش است که این روزها هم جیب مردم خالی و این نشان از شرمندگی است و بس.

,

او مجرد بود و می‌گفت خانواده اصرار دارد که متأهل شوم آخر من خودم در کاروبار و بی‌پولی خودم مانده‌ام یکی را هم بیاورم و گرفتار خودم کنم؟

,

بیکاری مهم‌ترین مسئله در کشور ما و بحث میان خانواده‌هاست که عواقب خوبی را به دنبال ندارد و می‌طلبد که مسئولان کمی ریشه‌تر به مسئله بیکاری بپردازند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه