نگاهی به فعالیتهای انقلابی مردم یزد در روزهای انقلاب
اصلیترین حرکت انقلابی در یزد در دهم فروردین ماه 1357 در چهلمین روز از قیام خونین تبریز اتفاق افتاد که سرآغاز فصل جدیدی از مبارزات مردم ایران علیه رژیم طاغوت بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از یزدرسا، یکی از عوامل مهم و تعیینکننده در وقوع انقلاب اسلامی، گستردگی آن در نقاط مختلف کشور بود. بدین شکل که نه تنها تهران به عنوان پایتخت و شهرهای بزرگ و مراکر استانها، که حتی مردم در روستاها نیز در فعالیتهای انقلابی فعال بودند به عنوان مثال شهیدان کاظم دیاله و غلامعباس احمدی از شهدای انقلابی روستای شمسی اشکذر هستند که در جریان فعالیتهای انقلابی در این روستا به شهادت رسیدند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یزدرسا,استان یزد در کنار دیگر شهرها و استانهای کشور، یکی از کانونهای مؤثر فعالیتهای انقلابی بود و حضور شخصیت انقلابی چون آیتالله صدوقی نقش تعیینکنندهای در حرکت مردم یزد داشت.
,اصلیترین حرکت انقلابی در یزد در دهم فروردین ماه 1357 در چهلمین روز از قیام خونین تبریز اتفاق افتاد که سرآغاز فصل جدیدی از مبارزات مردم ایران علیه رژیم طاغوت بود. در این روز، مردم با شنیدن سخنرانی آیتالله صدوقی در مسجد حظیره بهسمت چهارراه شهدا تظاهرات کردند و با نیروهای گارد شاهنشاهی مواجه شدند و 4 نفر از جوانان یزد به شهادت رسیدند.
,رهبر معظم انقلاب در خاطرهای که از فعالیتهای انقلابی مردم یزد دارند میگویند: «اواخر سال 57 بود، شاید نیمه های آبان ماه یا آذر ماه درست یادم نیست، بنده از تبعید ایرانشهر برمیگشتم، از طریق یزد آمدم به مسجد آیتالله صدوقی. وقتی رفتم دیدم که اینجا مثل اینکه جزء محیط اختناق کشور ایران نیست. در مسجد اعلامیههایی زده بودند، خیلی آزاد و همه میآمدند و میخواندند. در این اعلامیهها مضامین بسیار تحریکآمیزی علیه رژیم پهلوی وجود داشت.»
,رهبر انقلاب همچنین در سفری که دی ماه 86 به استان یزد داشتند، فرمودند: «من فراموش نمیکنم آن روزهائی که هنوز ملت ایران شهد پیروزی را نچشیده بود؛ مردم شهرهای مختلف این کشور هر کدام به قدر توانائیشان، به قدر همتشان برای به سرانجام رساندن این حرکت عظیم کاری میکردند، من آمدم یزد. وضعیتی که در شهر یزد من دیدم، برای من شگفتآور بود. آن روحیهی پرتپش انقلابی در کنار نظم و انضباط و آرامش و متانت. در این شهر من مرحوم آیةاللَّه شهید صدوقی را - در آن دوره نه به عنوان فقط یک روحانی برجسته در یک شهر بلکه به عنوان یک رهبر دینی و سیاسی و فرهنگی؛ یک رهبر انقلابی تمامعیار در این شهر یزد و در شهرهای سرتاسر استان - مشاهده کردم و احساس کردم. چند روزی من در یزد بودم، وضع شهر را دیدم. از تبعید میآمدم، شهرهای دیگر را هم دیده بودم و بعد دیدم؛ اما وضع یزد بدون اغراق یک وضع استثنائی بود.»
,محمدرضا کلانتری از محققان و پژوهشگران تاریخ انقلاب اسلامی در رابطه با فعالیتهای انقلابی در یزد میگوید:
,عمده حرکتهای انقلابی در یزد که از سوی آیت الله صدوقی هدایت میشد با مشکلی مواجه نمیشد چرا که خردمندانه و قدرتمندانه با مسائل برخورد میکردند و از طرفی نیز خط تماس خود با رژیم را عمدتاً از کانال شهید دکتر پاکنژاد که در جریان انقلاب از ریاست اداره کار و تامین اجتماعی به یک پزشک تنزل درجه یافته بود، همیشه برقرار نگه میداشتند تا مانع خسارت و شهادت راهپیمایان شوند. البته در جریان حرکتهای انقلابی نیز یکسری خودسریها وتندرویها نیز وجود داشت که از آن جمله میتوان به حادثه آتشسوزی بانک صادرات و شهادت دو نوجوان در این حادثه اشاره کرد.
,وی بیان میکند: آیت الله صدوقی روی مساله آگاهی رساندن به مردم بسیار فعال بودند و دامنه مدیریتی ایشان حداقل نیمه جنوبی کشور را تحت پوشش داشت و در رساندن اعلامیهها که در روزهای قبل از پیروزی انقلاب تعداد آنها حتی به روزانه 12 عدد نیز میرسید، در جنوب کشور بسیار فعال بودند.
,کلانتری به نقش تاثیرگذار نهضت کاست(ضبط صوت) در جریان انقلاب اسلامی نیز اشاره میکند و در این باره میگوید: بسیاری از جوانان انقلابی شهرستانهای یزد برای اطلاعرسانی به مردم شهرستانهای خود با حضور در مراسمهای سخنرانی مسجد حظیره که پایگاه انقلاب در یزد محسوب میشد، از طریق کاست، سخنرانیها را ضبط میکردند و به شهرستانهای خود انتقال میدادند. آگاهیبخشی با اعلامیهها و کاستها باعث حضور تمام اقشار مردم در حرکتهای انقلابی میشد.
,وی به تسخیر ساواک یزد توسط جوانان انقلابی در تاریخ 57.10.18 و بیش از یک ماه مانده تا پیروزی انقلاب اشاره و عنوان میکند: در این اتفاق حدود 50 نفر مجروح و سه نفر نیز شهید شدند و معاون ساواک یزد که فردی به نام "نیری" بود کشته شد.
,کلانتری به تظاهرات مردمی فردای آن روز در نزدیکی پل نواب که منجر به شهادت "محمدرضا دیزوی" میشود، اشاره میکند و میگوید: این دو اتفاق متوالی باعث شد که رژیم پهلوی از همان روز بساط ظلم و ستم خود در استان یزد را برچید و از آن روز به بعد هیچ نیروی نظامی در خیابانهای شهر یزد دیده نشد به عبارتی انقلاب اسلامی در استان یزد از 20 دیماه 1357 و یک ماه مانده تا پیروزی انقلاب اسلامی در کشور، به پیروزی میرسد. براساس اسناد موجود پس از آن مسئولان نظامی و دولتی در یزد نیز هیچ واکنشی برای انعکاس وقایع به مرکز نشان نمیدهند و با تشکیل کمیته انقلاب اسلامی، جوانان انقلابی نظم شهر را به دست میگیرند.
,همچنین محمود صلاحی که یکی از فعالان مبارزاتی علیه رژیم پهلوی در استان یزد بود در کتاب خاطراتش که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره توزیع و تکثیر اعلامیههای امام خمینی در استان یزد میگوید: در یزد همه مبارزان مذهبی در پخش پیامها، اعلامیهها و نوارهای حضرت امام خمینی (ره) بسیار فعال بودند. اما در این میان نقش مرحوم شهید صدوقی و مرحوم آیتالله خاتمی بیش از سایرین بود، به طوری که مراقبت دائمی ساواک و مجموعه نیروهای امنیتی رژیم نیز نمیتوانست جلوی اقدامات آیتالله صدوقی را بگیرد. او بدون هیچ واهمهای و باشجاعات تمام در کمترین زمان ممکن، پیام ها و اعلامیههای امام را در با همکاری نیروهای مذهبی تهیه و تکثیر کرده و از طریق یک شبکه وسیع به راحتی در اختیار مردم قرار میداد.
,وی درباره چگونگی تبدیل شدن یزد به یکی از کانونهای اصلی مبارزاتی علیه رژیم پهلوی نیز آورده است: بسیاری از پیامها و اعلامیههای امام که از نجف میآمد اولین بار به دست شهید صدوقی میرسید و با دستور وی از روی نوار پیاده میشد یا اگر اعلامیه بود، در تعداد بسیار چاپ و تکثیر می شد. بنابراین یزد به عنوان یکی از کانونهای اصلی مبارزه علیه رژیم پهلوی در آمده بود و افراد بسیاری در این کار نقش داشتند. از جمله این افراد میتوان از شهید محمد منتظر قائم، شهید پاکنژاد، قاسم ناظمی اردکانی و... یاد کرد.
,با تبعید امام خمینی از نجف به پاریس،کار مبارزین در یزد بیش از بیش شدت یافت و اعلامیهها و پیامهای بیشتری زیر نظر شهید صدوقی و با نظارت وی تهیه، تکثیر و پخش میشد.
,صلاحی همچنین درباره چگونگی توزیع و تکثیر اعلامیهها در یزد میگوید: استان یزد یکی از سه استانی بود که زودتر از سایر نقاط ایران درگیر انقلاب شد. این وضعیت در آغاز امر با توزیع اعلامیههای ضدرژیم نمود یافت. آن روزها رژیم پهلوی با این گونه فعالیت ها به شدت برخورد و عاملین آنها را بازداشت می کرد. با وجود تمام این خطرات، انقلابیون استان یزد طی تقسیمبندی منظمی به تکثیر و توزیع اعلامیهها میپرداختند. به این صورت که یک هسته مرکزی در استان، اعلامیهها را از تهران دریافت کرده و به شهرستان ها انتقال میداد. هر شهرستان از جمله اردکان به نوبه خود هستهای پنج، شش نفری داشت که اعلامیهها را با دستگاه استنسیل تکثیر میکرد و به عاملین محلهای که هریک از آنها نیز حدود پنج، شش تن عضو داشتند، تحویل میداد.
,محله چرخاب یکی از این محلهها بود. من هم یکی از عاملین آنجا بودم. عمدتاً نحوه توزیع به این شکل بود که از هشتاد تا یکصد برگ اعلامیهای که سهم هریک از ما بود، ده تا ده تا پشت پیراهن خود پنهان کرده و به دور از چشم پاسبانان شهربانی در نقاط مختلف توزیع میکردیم. از آنجا که تعداد اعلامیهها اندک و تکثیر و انتقال آنها بسیار مشکل بود، برخی شبها موقع نماز به مسجد رفته و تعدادی از آنها را در جامهری قرار میدادیم تا نمازگزاران آنها را بخوانند و دست به دست بگردانند.
,اغلب به هر ده شخص، یک اعلامیه میرسید. گاهی آنها را زیر درب خانه ها و گاهی زیر برفپاککن ماشینها قرار میدادیم. در مدارس نیز به صورتی بسیار نامحسوس فعالیت داشتیم. چندین بار پیش آمد که پاسبانها مشکوک شدند و تعقیب مان کردند، اما از آنجا که کوچه پس کوچه های محله را خوب می شناختیم و پشت بام ها نیز به هم وصل بودند، فرار می کردیم. در جریان همین تعقیب و گریزها بود که یک شب سردار حسین فیضن، که آن زمان در جریان پخش اعلامیهها با ما همراه بود، دستگیر شد. چند روزی بازداشت بود، ولی خیلی زود به کمک برخی کارگزاران رژیم پهلوی که به علما و روحانیان انقلابی تمایلاتی داشتند آزاد شد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه