رخنه؛ مجموعه یادداشتها و گزارشات ناتوی فرهنگی/
از تلاش برای جنس دوم نبودن تا جریان پاشویه با آب و گلاب
در عصر جدید، تفکر مادیگرایانه تمام تلاش خود را کرده است تا مفاهیم جدیدی را وارد فرهنگ و تمدن کند، ولی چرا در این بین برخی از افراد جامعه این تلاش را محترم میشمارند؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مشهدپیام، رنسانس یا همان نوزایش از حدود قرن ۱۴ میلادی با ظهور جنبشهای علمی و فرهنگی در اروپا شکل گرفت و تاریخ جدیدی را در تحولات بشری به ثبت رساند به نحوی که تاریخنگاران، تاریخ غرب را به سه دوره باستان، وسطا و دوران جدید و صنعتی با وقوع رنسانس تقسیم میکنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مشهدپیام,,
رنساس در قالب جنبشهای روشنفکری شکل گرفت و به دلیل ظلم کلیسا به جامعه در قرون وسطا، مردم به این عقیده باورمند شدند که دین مسبب عقبماندگی جامعه غربی است به همین دلیل با تمامی مظاهر آن به شدت به مبارزه پرداختند.
,,
تفکرات بسیاری مثل مادهگرایی و جدایی دین از سیاست از دل این جریان به جامعه تزریق شد و در ازای برونفشانی این سبک عقیدهها، جامعه غربی به سمت مادی شدن بسیار در همه جوانب زندگی پیش رفت تا جایی که جامعه تمامی عقبماندگی خود را نتیجه دین و تنها راه فرار را پیوستن به موج خروشان روشنفکری غربی دانست.
,,
از بین تمامی تفکرات روشنفکری تفکری که بسیار جامعه غرب را تحت تأثیر فرهنگ خود قرار داد موضوع نوع حضور بانوان در جامعه بود که در اواخر قرن ۱۸ میلادی با به وجود آمدن موضوعی به نام فمینسیم شکل تازهای به خود گرفت.
,,
فمینیستها در پی این بودند که به جامعه این موضوع را اثبات کنند که به زنها ظلم میشود؛ چراکه جامعه آنها را از ابتدای خلقت تاکنون به عنوان جنس دوم (کم ارزش در مقابل مرد) میدانسته است و مردان آنها را تحت ظلم همیشگی قرار دادهاند.
, ,
,
, آنها از جمله ظلمهای مردان به زنها را موضوع خانهنشینی و انجام دادن کارهای خانه میدانند و حتی برخی از آنها پا را فراتر گذاشته و فرزندآوری را جبری ظالمانه از سوی طبیعت در حق زن میدانند.
,,
از نظر فمینیستها زن باید به میدان آید و شانهبهشانه مرد در جامعه فعالیت اجتماعی انجام دهد حال چنانچه حتی این فعالیت اجتماعی زن را از اصل و شرافت خود نیز دور کند مانعی ندارد و تنها هدف حضور فیزیکی در جامعه فرار از عقبماندگی است.
,,
به قول ابراهیم فیاض، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران، تمدن غرب همه چیز را تقلیل میدهد، تقلیل جهان به ریاضی، تقلیل روح به روان، تقلیل دانش به علوم تجربی، تقلیل فلسفه به تحلیل زبانی، تقلیل انسان به غرایز، تقلیل غریزه جنسی به رابطه جنسی و تقلیل زن به کالای اقتصادی.
,,
مُسلَّم آن است که در طول تاریخ نهتنها به زنان، بلکه به همه بشریت از سوی انسانها و حکومتهای فرصتطلب صدمههای فراوانی وارد شده است، ولی آیا برای مقابله با این صدمات باید تمامی اصل و بنیان عقاید الهی بشر کنار گذاشته شود؟
,,
در تمامی سالهایی که این سبک افکار در بین جوامع بشری منتشر شده، بسیاری از افراد تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند، طوری که چنانچه در جامعهای حرفی گفته شود که بوی مسئولیتهای خانگی بانوان را بدهد سریعا مورد هجمه وسیع گروههای روشنفکری قرار میگیرد که «عدهای قصد خانهنشین کردن زن را دارند و میخواهند بانوان را به حاشیه ببرند تا نقش اصلی خود را جامعه ایفا نکنند».
, ,
,
, هفته گذشته از شبکه تلویزیونی استان یزد یکی از کارشناسان خانواده توصیهای در برنامه آن شبکه به خانمهایی که همسران تندخواص دارند، کرد که مورد نقدها و واکنشهای بسیاری در شبکههای مجازی قرار گرفت و عدهای آن را دون مقام زن خطاب کردند.
,,
اما سوال اصلی اینجاست آیا نوازش پای شوهر و بوسه بر آن و حتی برعکس، کاری غیر عقلانی و غیر شرعی است؟
,,
از نظر عقل و شرع زن و مرد هر دو باید همدیگر را به نیکویی یاد کنند و هرچه در توان دارند برای احترام و تحکیم روابط و خانواده انجام دهند، برای مثال در سیره علامه امینی صاحب کتاب معروف الغدیر نقل است که ایشان دست همسر خود را میبوسیدند و یا حتی از اساتید اخلاق مرحوم آیت الله بهجت نیز از خود ایشان نقل است که آن استاد اخلاق در مقابل اخلاق بسیار بد همسر همیشه سر تعظیم فرو داشتهاند و تمامی این رفتارها از سوی مرد به زن و زن به مرد در دین به صورت فراوان به چشم میخورد.
,,
در بسیاری احادیث نیز مرد به انجام رفتارهایی تشویق و مجبور میشود که طی آن همسر گرامی باشد و حتی برای وظایف زن در خانه فقط موضوع تمکین و خوب شوهرداری کردن (البته به عنوان توصیه) به چشم میخورد و عملا وظایفی مثل مرتب کردن خانه و حتی شیردادن فرزند نیز به عهده زن نیست ولی در مقابل مرد وظایف بسیاری در قبال زندگی دارد که فقط یک فقره از آن تأمین معاش زندگی است و در عمل مرد باید در قبال زحماتی که زن در خانه میکشد حتی به او حقوق دهد.
,,
پس میتوان این نتیجه را گرفت که به لحاظ کمی وظایف مردان بیش از وظایف بانوان است، ولی چه اتفاقی باعث شده است که نقش زن هرچند به لحاظ کمی کم؛ اما به قدری پررنگ شود که بزرگان برای او بگویند که مرد از دامن زن به معراج میرود.
,,
منتقدین به صحبت کارشناس یزدی بر این باورند که زن در صورتی که این کار (شستوشوی پای شوهر و حتی بوسه بر آن) را انجام دهد کوچک و حقیر شده است، پس با این حساب این حالت مفروض میشود: زن که در خانه وظیفه کار کردن ندارد و کارهایی نظیر شستوشوی پای مرد با آب و گلاب هم که او را حقیر میکند پس مرد فقط با تمکین جنسی زن، به معراج میرود.
,,
نقش زن در خانواده مثل محلی امن در هیاهوی جامعه است که در صورت ورود هرکسی به محل امن خود از گزند حوادث در امان میماند، حال فرض کنید این محل آرامش دارای نقاط جذب فراوان باشد تا کسی نتواند از ورود به آن خودداری و یا به صورت خود خواسته از آن فرار کند.
, ,
,
, این نقاط جذب به اسم آسان است، ولی در عمل کارهایی بسیار سخت و تقریبا دست نیافتنی است، به عنوان مثال فرض کنید تمامی همسران جامعه با این دید به ازدواج نگاه کنند که قرار است مرد را به ساحل امن و آرامش برسانند و در راستای آن از هیچ عملی فروگذار نباشند، البته این مهم به صورت برعکس هم صادق است.
,,
زن میتواند غذا برای همسر خود تدارک نبیند، زن میتواند لباسهای همسر را اتو نکند، زن میتواند خانه را برای شوهر آراسته نکند، زن میتواند تمامی این کارها را نکند و به لحاظ قانون و شرع زیر سوال نباشد، پس چنانچه زن پای همسر خود را میشوید نه برای انجام وظیفه، بلکه با از خودگذشتگی تمام این کار را میکند و وقتی اینطور شد بهشت بر زیر پای او فرش میشود.
,,
حال تفکر مادی برای ارزش گذاشتن به مقام زن او را میخواهد در کنار مرد به جامعه بیاورد و تا جایی پیش رفته است که حتی از زن در کارهای طاقتفرسا مثل معدن نیز استفاده میکند، ولی آیا این تفکر توانسته است که مقام اصلی زن را به او برگرداند و او را در جامعه گرامی بداند که برای رسیدن به پاسخ کافی کمی در آمار خشونت علیه زنان در غرب دقیق شویم.
,,
در نظام اسلامی از زن خواسته شده که مأمن خانواده یعنی همان کلمه معروف «مادر» باشد؛ چراکه پیریزی اخلاقی جامعه را از طریق تربیت صحیح در خانواده انجام میدهد.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه