حاتمی کیا ترجمان روح شورانگیز ایرانی در سینما/به وقت شام یک سینمای مردمی و ناب است

حاتمی کیا ترجمان روح شورانگیز ایرانی در سینما/به وقت شام یک سینمای مردمی و ناب است
نشستن پای آثار حاتمی کیا همیشه دلهره آور و هیجان انگیز است.همیشه فکر میکنی این بار حاتمی کیا چه اعجابی را به بار اورده است و چه بعد از جامعه ایرانی را به روایتی دقیق کشیده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح رزن،حتی اگر آثار او را دوست نداشته باشی هم این موضوع صدق میکند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ز صبح رزن,

حاتمی کیا بی هیچ کم و کاستی یک کارگردان صاحب سبک و اصطلاحا مولف در سینمای ایران است.

امروز و پس از به وقت شام حتی او را بدون اغراق میتوان سینماگر برجسته جهان اسلام به شمار اورد.

خلق به وقت شام توسط حاتمکی کیا از چند جهت بسیار با اهمیت است.به نظر می رسد باید این اثر را در کنار دو اثر قبلی او یعنی چ و بادیگارد را در دسته ای از آثار راهبردی و استراتژیک سینمایی دسته بندی کنیم.

 

سوای اینکه این فیلمها را دوست داشته باشیم یا نه این یک واقعیت انکار ناپذیر است.

خط محکم داستانی اثر در کنار بازی های دقیق و خوب و بدون اغراق ،استفاده از نمادشناسی  که وجه بارز آثار این کارگردان کاربلد سینمایی است را باید از نقاط  مهم اثر گذاری اثر بشمار اورد.

 

فیلم هرگز در ورطه شعار گرفتار نمی آید و با این اقدام تا حد زیادی توانسته ظرفیت ایجاد محبوبیت برای همه اقشار را در پی داشته است.

 

به وقت شام هم ارمان است و هم واقعیت.سید مرتضی آوینی سالها پیش در وصف فیلمهای آوینی نوشته بود: من هیچ کس دیگر را نمی‌شناسم که همچون حاتمی‌کیا فیلم بسازد. نمی‌دانم شاید در میان غربی‌ها و در وسعت این نود و چند سالی که از عمر سینما می‌گذرد، فیلمساز دیگری هم پیدا شود که با همه وجود خود فیلم بسازد. اما در میان ایرانی‌ها" من کس دیگری را سراغ ندارم. حاتمی‌کیا همه وجود خود را در فریم‌‌ها می‌دمد و هر بار خود را می‌سوزاند تا از شعله آن چراغی برافروزد و هر بار ققنوس‌وار از همان آتش، حیات دوباره می‌گیرد.

 

نظریه پرداز اصلی هنر و رسانه در انقلاب اسلامی ادامه می دهد:

ظهور حاتمی‌کیا در سینما انقلاب واقعه‌ای است نظیر خود انقلاب. هر کس سینما را بشناسد و آدم مغرضی هم نباشد، قدر حاتمی کیا را به مثابه یک فیلمساز درخواهد یافت. اما حاتمی کیا فقط در این حد توقف ندارد. او در عرصه سینما مظهر انسان‌هایی است که با انقلاب اسلامی ایران در تاریخ ظهور کرده‌اند و آنان را باید «طلایه‌داران عصر معنویت»‌ خواند او یک «بسیجی» است.

 
 

بدون تردید این بهترین وصف در مورد سینمای حاتمی کیا است.

 

نکته مشخصه و برجسته ای که در این فیلم نیز همچون سایر آثار حاتمی کیا برجسته می شود شهادت قهرمان اثر است.

فیلم بدون اینکه وارد ابتذال شخصیت شود قهرمانی قابل لمس را برای مردم به نمایش میگذارد که در نهایت جانش را برای انسانیت فدا میکند و این شاید ترجمان همان جمله  ای باشد که سرنوتش مقلدان خمینی چیزی جز شهادت نیست.تصویر کشیدن چهره چند بعدی گروه هایث تکفیری با دقت فراوان نشان میدهد که اثر در بعد پژوهشی نیز دقیق بوده است.

جلوه های ویژه جالب توجه از صحنه های وحشی گری داعش مخاطب را در صندلی های خود میخکوب میکند و این کشش و تعلیق دقیقی است که سینما باید داشته باشد.

داشتن فرم دقیق در کنار محتوای مهم این اثر را در ردیف مهمترین آثار این کارگردان صاحب امضا در سینمای ایران کرده است.

در مورد ابعاد فنی فیلم نیز سخن بسیار است.

 

حبیب میرزایی

,

حاتمی کیا بی هیچ کم و کاستی یک کارگردان صاحب سبک و اصطلاحا مولف در سینمای ایران است.

امروز و پس از به وقت شام حتی او را بدون اغراق میتوان سینماگر برجسته جهان اسلام به شمار اورد.

خلق به وقت شام توسط حاتمکی کیا از چند جهت بسیار با اهمیت است.به نظر می رسد باید این اثر را در کنار دو اثر قبلی او یعنی چ و بادیگارد را در دسته ای از آثار راهبردی و استراتژیک سینمایی دسته بندی کنیم.

 

سوای اینکه این فیلمها را دوست داشته باشیم یا نه این یک واقعیت انکار ناپذیر است.

خط محکم داستانی اثر در کنار بازی های دقیق و خوب و بدون اغراق ،استفاده از نمادشناسی  که وجه بارز آثار این کارگردان کاربلد سینمایی است را باید از نقاط  مهم اثر گذاری اثر بشمار اورد.

 

فیلم هرگز در ورطه شعار گرفتار نمی آید و با این اقدام تا حد زیادی توانسته ظرفیت ایجاد محبوبیت برای همه اقشار را در پی داشته است.

 

به وقت شام هم ارمان است و هم واقعیت.سید مرتضی آوینی سالها پیش در وصف فیلمهای آوینی نوشته بود: من هیچ کس دیگر را نمی‌شناسم که همچون حاتمی‌کیا فیلم بسازد. نمی‌دانم شاید در میان غربی‌ها و در وسعت این نود و چند سالی که از عمر سینما می‌گذرد، فیلمساز دیگری هم پیدا شود که با همه وجود خود فیلم بسازد. اما در میان ایرانی‌ها" من کس دیگری را سراغ ندارم. حاتمی‌کیا همه وجود خود را در فریم‌‌ها می‌دمد و هر بار خود را می‌سوزاند تا از شعله آن چراغی برافروزد و هر بار ققنوس‌وار از همان آتش، حیات دوباره می‌گیرد.

 

نظریه پرداز اصلی هنر و رسانه در انقلاب اسلامی ادامه می دهد:

ظهور حاتمی‌کیا در سینما انقلاب واقعه‌ای است نظیر خود انقلاب. هر کس سینما را بشناسد و آدم مغرضی هم نباشد، قدر حاتمی کیا را به مثابه یک فیلمساز درخواهد یافت. اما حاتمی کیا فقط در این حد توقف ندارد. او در عرصه سینما مظهر انسان‌هایی است که با انقلاب اسلامی ایران در تاریخ ظهور کرده‌اند و آنان را باید «طلایه‌داران عصر معنویت»‌ خواند او یک «بسیجی» است.

 
 

بدون تردید این بهترین وصف در مورد سینمای حاتمی کیا است.

 

نکته مشخصه و برجسته ای که در این فیلم نیز همچون سایر آثار حاتمی کیا برجسته می شود شهادت قهرمان اثر است.

فیلم بدون اینکه وارد ابتذال شخصیت شود قهرمانی قابل لمس را برای مردم به نمایش میگذارد که در نهایت جانش را برای انسانیت فدا میکند و این شاید ترجمان همان جمله  ای باشد که سرنوتش مقلدان خمینی چیزی جز شهادت نیست.تصویر کشیدن چهره چند بعدی گروه هایث تکفیری با دقت فراوان نشان میدهد که اثر در بعد پژوهشی نیز دقیق بوده است.

جلوه های ویژه جالب توجه از صحنه های وحشی گری داعش مخاطب را در صندلی های خود میخکوب میکند و این کشش و تعلیق دقیقی است که سینما باید داشته باشد.

داشتن فرم دقیق در کنار محتوای مهم این اثر را در ردیف مهمترین آثار این کارگردان صاحب امضا در سینمای ایران کرده است.

در مورد ابعاد فنی فیلم نیز سخن بسیار است.

 

حبیب میرزایی

,

حاتمی کیا بی هیچ کم و کاستی یک کارگردان صاحب سبک و اصطلاحا مولف در سینمای ایران است.

امروز و پس از به وقت شام حتی او را بدون اغراق میتوان سینماگر برجسته جهان اسلام به شمار اورد.

خلق به وقت شام توسط حاتمکی کیا از چند جهت بسیار با اهمیت است.به نظر می رسد باید این اثر را در کنار دو اثر قبلی او یعنی چ و بادیگارد را در دسته ای از آثار راهبردی و استراتژیک سینمایی دسته بندی کنیم.

 

سوای اینکه این فیلمها را دوست داشته باشیم یا نه این یک واقعیت انکار ناپذیر است.

خط محکم داستانی اثر در کنار بازی های دقیق و خوب و بدون اغراق ،استفاده از نمادشناسی  که وجه بارز آثار این کارگردان کاربلد سینمایی است را باید از نقاط  مهم اثر گذاری اثر بشمار اورد.

 

فیلم هرگز در ورطه شعار گرفتار نمی آید و با این اقدام تا حد زیادی توانسته ظرفیت ایجاد محبوبیت برای همه اقشار را در پی داشته است.

 

به وقت شام هم ارمان است و هم واقعیت.سید مرتضی آوینی سالها پیش در وصف فیلمهای آوینی نوشته بود: من هیچ کس دیگر را نمی‌شناسم که همچون حاتمی‌کیا فیلم بسازد. نمی‌دانم شاید در میان غربی‌ها و در وسعت این نود و چند سالی که از عمر سینما می‌گذرد، فیلمساز دیگری هم پیدا شود که با همه وجود خود فیلم بسازد. اما در میان ایرانی‌ها" من کس دیگری را سراغ ندارم. حاتمی‌کیا همه وجود خود را در فریم‌‌ها می‌دمد و هر بار خود را می‌سوزاند تا از شعله آن چراغی برافروزد و هر بار ققنوس‌وار از همان آتش، حیات دوباره می‌گیرد.

 

نظریه پرداز اصلی هنر و رسانه در انقلاب اسلامی ادامه می دهد:

ظهور حاتمی‌کیا در سینما انقلاب واقعه‌ای است نظیر خود انقلاب. هر کس سینما را بشناسد و آدم مغرضی هم نباشد، قدر حاتمی کیا را به مثابه یک فیلمساز درخواهد یافت. اما حاتمی کیا فقط در این حد توقف ندارد. او در عرصه سینما مظهر انسان‌هایی است که با انقلاب اسلامی ایران در تاریخ ظهور کرده‌اند و آنان را باید «طلایه‌داران عصر معنویت»‌ خواند او یک «بسیجی» است.

 
 

بدون تردید این بهترین وصف در مورد سینمای حاتمی کیا است.

 

نکته مشخصه و برجسته ای که در این فیلم نیز همچون سایر آثار حاتمی کیا برجسته می شود شهادت قهرمان اثر است.

فیلم بدون اینکه وارد ابتذال شخصیت شود قهرمانی قابل لمس را برای مردم به نمایش میگذارد که در نهایت جانش را برای انسانیت فدا میکند و این شاید ترجمان همان جمله  ای باشد که سرنوتش مقلدان خمینی چیزی جز شهادت نیست.تصویر کشیدن چهره چند بعدی گروه هایث تکفیری با دقت فراوان نشان میدهد که اثر در بعد پژوهشی نیز دقیق بوده است.

جلوه های ویژه جالب توجه از صحنه های وحشی گری داعش مخاطب را در صندلی های خود میخکوب میکند و این کشش و تعلیق دقیقی است که سینما باید داشته باشد.

داشتن فرم دقیق در کنار محتوای مهم این اثر را در ردیف مهمترین آثار این کارگردان صاحب امضا در سینمای ایران کرده است.

در مورد ابعاد فنی فیلم نیز سخن بسیار است.

 

حبیب میرزایی

,

حاتمی کیا بی هیچ کم و کاستی یک کارگردان صاحب سبک و اصطلاحا مولف در سینمای ایران است.

امروز و پس از به وقت شام حتی او را بدون اغراق میتوان سینماگر برجسته جهان اسلام به شمار اورد.

خلق به وقت شام توسط حاتمکی کیا از چند جهت بسیار با اهمیت است.به نظر می رسد باید این اثر را در کنار دو اثر قبلی او یعنی چ و بادیگارد را در دسته ای از آثار راهبردی و استراتژیک سینمایی دسته بندی کنیم.

 

سوای اینکه این فیلمها را دوست داشته باشیم یا نه این یک واقعیت انکار ناپذیر است.

خط محکم داستانی اثر در کنار بازی های دقیق و خوب و بدون اغراق ،استفاده از نمادشناسی  که وجه بارز آثار این کارگردان کاربلد سینمایی است را باید از نقاط  مهم اثر گذاری اثر بشمار اورد.

 

فیلم هرگز در ورطه شعار گرفتار نمی آید و با این اقدام تا حد زیادی توانسته ظرفیت ایجاد محبوبیت برای همه اقشار را در پی داشته است.

 

به وقت شام هم ارمان است و هم واقعیت.سید مرتضی آوینی سالها پیش در وصف فیلمهای آوینی نوشته بود: من هیچ کس دیگر را نمی‌شناسم که همچون حاتمی‌کیا فیلم بسازد. نمی‌دانم شاید در میان غربی‌ها و در وسعت این نود و چند سالی که از عمر سینما می‌گذرد، فیلمساز دیگری هم پیدا شود که با همه وجود خود فیلم بسازد. اما در میان ایرانی‌ها" من کس دیگری را سراغ ندارم. حاتمی‌کیا همه وجود خود را در فریم‌‌ها می‌دمد و هر بار خود را می‌سوزاند تا از شعله آن چراغی برافروزد و هر بار ققنوس‌وار از همان آتش، حیات دوباره می‌گیرد.

 

نظریه پرداز اصلی هنر و رسانه در انقلاب اسلامی ادامه می دهد:

ظهور حاتمی‌کیا در سینما انقلاب واقعه‌ای است نظیر خود انقلاب. هر کس سینما را بشناسد و آدم مغرضی هم نباشد، قدر حاتمی کیا را به مثابه یک فیلمساز درخواهد یافت. اما حاتمی کیا فقط در این حد توقف ندارد. او در عرصه سینما مظهر انسان‌هایی است که با انقلاب اسلامی ایران در تاریخ ظهور کرده‌اند و آنان را باید «طلایه‌داران عصر معنویت»‌ خواند او یک «بسیجی» است.

 
 

بدون تردید این بهترین وصف در مورد سینمای حاتمی کیا است.

 

نکته مشخصه و برجسته ای که در این فیلم نیز همچون سایر آثار حاتمی کیا برجسته می شود شهادت قهرمان اثر است.

فیلم بدون اینکه وارد ابتذال شخصیت شود قهرمانی قابل لمس را برای مردم به نمایش میگذارد که در نهایت جانش را برای انسانیت فدا میکند و این شاید ترجمان همان جمله  ای باشد که سرنوتش مقلدان خمینی چیزی جز شهادت نیست.تصویر کشیدن چهره چند بعدی گروه هایث تکفیری با دقت فراوان نشان میدهد که اثر در بعد پژوهشی نیز دقیق بوده است.

جلوه های ویژه جالب توجه از صحنه های وحشی گری داعش مخاطب را در صندلی های خود میخکوب میکند و این کشش و تعلیق دقیقی است که سینما باید داشته باشد.

داشتن فرم دقیق در کنار محتوای مهم این اثر را در ردیف مهمترین آثار این کارگردان صاحب امضا در سینمای ایران کرده است.

در مورد ابعاد فنی فیلم نیز سخن بسیار است.

 

حبیب میرزایی

,

حاتمی کیا بی هیچ کم و کاستی یک کارگردان صاحب سبک و اصطلاحا مولف در سینمای ایران است.

,

امروز و پس از به وقت شام حتی او را بدون اغراق میتوان سینماگر برجسته جهان اسلام به شمار اورد.

,

خلق به وقت شام توسط حاتمکی کیا از چند جهت بسیار با اهمیت است.به نظر می رسد باید این اثر را در کنار دو اثر قبلی او یعنی چ و بادیگارد را در دسته ای از آثار راهبردی و استراتژیک سینمایی دسته بندی کنیم.

,

 

,

سوای اینکه این فیلمها را دوست داشته باشیم یا نه این یک واقعیت انکار ناپذیر است.

,

خط محکم داستانی اثر در کنار بازی های دقیق و خوب و بدون اغراق ،استفاده از نمادشناسی  که وجه بارز آثار این کارگردان کاربلد سینمایی است را باید از نقاط  مهم اثر گذاری اثر بشمار اورد.

,

 

,

فیلم هرگز در ورطه شعار گرفتار نمی آید و با این اقدام تا حد زیادی توانسته ظرفیت ایجاد محبوبیت برای همه اقشار را در پی داشته است.

,

 

,

به وقت شام هم ارمان است و هم واقعیت.سید مرتضی آوینی سالها پیش در وصف فیلمهای آوینی نوشته بود: من هیچ کس دیگر را نمی‌شناسم که همچون حاتمی‌کیا فیلم بسازد. نمی‌دانم شاید در میان غربی‌ها و در وسعت این نود و چند سالی که از عمر سینما می‌گذرد، فیلمساز دیگری هم پیدا شود که با همه وجود خود فیلم بسازد. اما در میان ایرانی‌ها" من کس دیگری را سراغ ندارم. حاتمی‌کیا همه وجود خود را در فریم‌‌ها می‌دمد و هر بار خود را می‌سوزاند تا از شعله آن چراغی برافروزد و هر بار ققنوس‌وار از همان آتش، حیات دوباره می‌گیرد.

,

 

,

نظریه پرداز اصلی هنر و رسانه در انقلاب اسلامی ادامه می دهد:

,

ظهور حاتمی‌کیا در سینما انقلاب واقعه‌ای است نظیر خود انقلاب. هر کس سینما را بشناسد و آدم مغرضی هم نباشد، قدر حاتمی کیا را به مثابه یک فیلمساز درخواهد یافت. اما حاتمی کیا فقط در این حد توقف ندارد. او در عرصه سینما مظهر انسان‌هایی است که با انقلاب اسلامی ایران در تاریخ ظهور کرده‌اند و آنان را باید «طلایه‌داران عصر معنویت»‌ خواند او یک «بسیجی» است.

,

 
 

,
,

بدون تردید این بهترین وصف در مورد سینمای حاتمی کیا است.

,

 

,

نکته مشخصه و برجسته ای که در این فیلم نیز همچون سایر آثار حاتمی کیا برجسته می شود شهادت قهرمان اثر است.

,

فیلم بدون اینکه وارد ابتذال شخصیت شود قهرمانی قابل لمس را برای مردم به نمایش میگذارد که در نهایت جانش را برای انسانیت فدا میکند و این شاید ترجمان همان جمله  ای باشد که سرنوتش مقلدان خمینی چیزی جز شهادت نیست.تصویر کشیدن چهره چند بعدی گروه هایث تکفیری با دقت فراوان نشان میدهد که اثر در بعد پژوهشی نیز دقیق بوده است.

,

جلوه های ویژه جالب توجه از صحنه های وحشی گری داعش مخاطب را در صندلی های خود میخکوب میکند و این کشش و تعلیق دقیقی است که سینما باید داشته باشد.

,

داشتن فرم دقیق در کنار محتوای مهم این اثر را در ردیف مهمترین آثار این کارگردان صاحب امضا در سینمای ایران کرده است.

,

در مورد ابعاد فنی فیلم نیز سخن بسیار است.

,

 

,

حبیب میرزایی

,

انتها پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه