گذری بر تاریخ؛
اتفاقی که در ۲۱ بهمن ماه انقلاب را به پیروزی رساند + تصویر
انقلاب اسلامی با تمام بالا و پایین همچنان مصمم در حال ادامه حرکت خود است و مردم در این راه از جان و مال خود دریغ نخواهند کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا بهنقل از شبکه خبری تهران نیوز ؛ بعد از ورود امام(ره)در ۱۲ بهمن، اعتراضات شدت بیشتری به خود گرفت؛ درگیریها دیگر تنها به شعار ختم نمیشد، زن و مردم، پیر و جوان با هر توانی که داشتند وارد میدان شدند و در برابر گلوگلههای مزدوران شاه سینه سپر کردند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شبکه خبری تهران نیوز, شبکه خبری تهران نیوز,*چگونه دولت موقت شکل گرفت
مردم در ۱۹ بهمن ماه به دعوت مردم به پشتیبانی از نخستوزیری بازرگان به خیابان آمدند. در این روز راهپیمای از ۹ منطقه تهران شروع و به سمت میدان آزادی ختم یافت. گروههای بسیاری از همافران نیروی هوایی با یونیفورمهای نظامی در این راهپیمایی حضور داشتند و شعارهای راهپیمایان در دعوت از ارتش به همبستگی با ملت و حمایت از دولت موقت بود.
تجمع کنندگان در از نقاط مختلف تهران در میدان آزادی تجمع کردند و ضمن خواندن قطعنامه و حمایت از دولت بازرگان، نیروهای مسلح را به اطاعت از دولت دعوت کردند.
پرسنل نیروی هوایی پس از این تظاهرات عازم محل اقامت امام خمینی (ره) شده و در مقابل ایشان ادای احترام کردند. این اقدام برای سران ارتش چندان غیرمنتظره بود که در اعلامیهای در صدد تکذیب حضور نظامیان در این راهپیمایی برآمدند. آنان که هنوز بر توهم وفاداری و سوگند به شاه باقی بودند عکس ادای احترام همافران در برابر امام را جعلی خواندند. در مقابل این اقدام ارتش، دفتر امام خبر و عکس کیهان را صحیح و واقعی دانست.
روز پنجشنبه ۱۹ بهمن برای دولت موقت روز موفقیتآمیزی بود و در پی آن دولت لیبی دولت بازرگان را به رسمیت شناخته و هفت وزارتخانه به تصرف کارمندان طرفدار دولت موقت در آمد این اقدامات بختیار را آشفته ساخت و او که تا آن زمان دولت بازرگان را دولت سایه مینامید وزیران کابینه بازرگان را به بازداشت تهدید کرد.

فردای آن روز قرار شد مهندس بازرگان در دانشگاه تهران سخنرانی کند. وی در ابتدا به نقش دانشگاه در ایجاد انقلاب و شکل گیری دولت اشاره کرد و در این باره گفت: دانشگاه چنین افتخار و حق بزرگی دارد که هیچگاه بعد از ۲۸ مرداد ساکت نبوده، در آن دورانهای اختناق بعد از ۲۸ مرداد و جبهه ملی، در اختناق شدیدی که بر سراسر ایران حکمفرما بود، تنها مکانی که در آن اجتماع و اعتراض علیرغم مزاحمت، زندان، شکنجه و غیره تعطیل نشد و هر چند ماه، اگر نگوییم هر چند هفته فریاد مرگ بر شاه بلند میشد. دانشگاه بود که چشم و چراغ ایران بود.”
وی در این سخنرانی از بختیار خواست که برای جلوگیری از خونریزی و اتلاف سرمایههای کشور از قدرت کنارهگیری کند. بعد از درگیریهای مختصر مردم با نیروهای نظامی در خیابان روز دولت( شهید مفتح) روز به پایان رسید. اوایل شب بود که خبرهای از درگیری همافران با افسران تیپ گارد جاویدان به گوش رسید. در همان شب یگانهایی از تیپ جاویدان از نقاط دیگر تهران برای سرکوب همافران عازم دوشانتپه شدند بامداد ۲۱ بهمن در راه بود و پایگاه هوایی دوشانتپه لحظه به لحظه در حلقه تنگ محاصره نیروهای گارد جاویدان در میآید. همافران که در محاصره بودند متحمل تلفات شدیدی شدند. در اواخر شب نیروهای مردمی و گروههای مسلح به یاری همافران شتافته و نبرد سختی بین دو طرف آغاز شد. سرانجام نیروهای گارد مجبور به عقبنشینی شدند. هجوم دوباره نیروهای گارد جاویدان به پادگان دوشانتپه نبرد خونین دیگری را رقم زد.

*۲۱بهمن انقلاب پیروز شد
همین درگیری بهانهای شد تا مردم ۲۱ بهمن ماه در جهت حمایت همافران به خیابانها بریزند . در چند نقطه از تهران نزاع رخ داد و از میدان فوزیه (امام حسین) تا خیابان نیروی هوایی به طور ممتد صدای تیراندازی به گوش میرسید. در حالی که مردم به سمت دوشانتپه حرکت میکردند، عدهای از همافران در منزل امام خمینی (ره) پناه گرفتند.
در آن روز روزنامهها خبر از کشته شدن صدها تن خبر دادند. در نهایت آیتالله طالقانی به نمایندگی از امام (ره) از یگانهای نظامی خواست به پادگانهای خود بازگردند و به درگیریها خاتمه دهند. در همین حین بین فرماندهان ارتش و انقلابیون مذاکراتی صورت گرفت.
تظارات مردم دیگر از کنترل نیروهای نظامی خارج شده بود به گونهای که برخی از افراد ۲۱ بهمن ماه را به عنوان انقلاب ایران نام بردند. انقلابیون پادگان سلطنتآباد در شمال تهران به تصرف در آوردند از طرف دیگر درب زندان اوین توسط مردم به روی زندانیان رژیم پس از سالها گشوده شد و این تحولات در حالی رخ میداد که بختیار خود را هنوز نخستوزیر قانونی کشور میدانست و در سخنرانی خود در مجلس سنا از آمادگیش برای مذاکره با مخالفان خبر داد. علیرغم این سخن، در ساعت ۲ بعدازظهر ۲۱ بهمن، از رادیو اعلامیه فرمانداری نظامی تهران پخش شد. فرمانداری نظامی با ریاست سپهبد رحیمی در این اعلامیه ساعات منع عبور و مرور را از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۵ بامداد اعلام کرد و در اعلامیه بعد این زمان تا ۱۲ ظهر ۲۲ بهمن تمدید کرد.

امام خمینی (ره) در حالی که بیمار بود، طی اعلامیهای به مردم هشدار داد و اعلام نمود: “به دستور فرماندار نظامی وقعی نگذارید و به خیابانها بیایید چرا که گاردیها و فرماندار نظامی توطئه کردهاند تا با استفاده از نبودن مردم، همافران را تار و مار کنند.”
پس از اعلام سفارش امام (ره)مردم به خیابانها ریخته و در هر گوشهای از شهر سنگری بر پا شد.در همین بین برخی از افراد از فرصت استفاده کرده و با تحلیل خود برای کشاندن مردم به خیابانها منع عبور و مرور را یک توطئه برای دستگیری امام(ره) توسط نظامیان دانستند.
بختیار با همه تظاهری که به مذاکره با دولت موقت داشت، سعی میکرد با خشونت در مقابل انقلاب بایستد. از همین رو ساعت ۶ بعدازظهر روز ۲۱ بهمن در جلسه شورای امنیت ملی با فرماندهان ارتش شرکت کرد و از آنان خواست با شدت تمام مقررات حکومت نظامی را اجرا کنند. او حتی دستور داد منطقه اطراف پادگان دوشانتپه بمباران شود. و در همان جلسه دستور دستگیری سران انقلاب را صادر کرد
علیرغم این خطرها تهران بیدار بود و مردم به فرمان رهبر انقلاب، بیاعتنا به حکومت نظامی در خیابانها سر کردند. از آنجا که این خبر در میان مردم شایع شده بود نیروهای ارتش از شهرهایی همچون قزوین به سوی تهران در حرکتند، مردم شهرها اطراف تهران از خانههای خود بیرون آمده و در خیابانها و جادهها مشغول حفر خندق و ایجاد مانع شدند تا بدین وسیله از پیشروی نیروهای نظامی به سوی تهران ممانعت کنند. در شهر تهران نیز وسایط نقلیه بزرگ و اتوبوسهای شرکت واحد تا آنجا که توانستند شاهراهها و خیابانهای بزرگ را مسدود کردند تا از این طریق مانع رفت و آمد ماشینهای نظامی و تانکها بشوند.
در این روز تهران به یک شهر نظامی تبدیل شده بود. ناگهان در سطح شهر شایع شد که امام (ره) اعلام جهاد کردهاند. هزاران جوان که در این مدت آموزشهای ابتدایی نظامی دیده بودند، با اسلحههای سبک یا بمبهای دستساز در شهر به راه افتادند و به مراکز نظامی حمله بردند، کلانتریهای ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۴، ۱۶، ۲۶ و کلانتری نارمک به دست مردم افتاد. ارتش با تانکها و نفربرها شروع به مقابله با مردم کرد. جوانان موتورسوار به جز لوازم پزشکی برای مجروحین، شروع به جمعآوری گونی برای ساخت سنگر و شیشه و پارچه برای درست کردن بمبهای آتش زا کردند. هزاران زن و مرد با کندن آسفالتهای خیابان و یا باغچههای کنار پیاده رو، گونیها را پر از خاک میکردند و با شلنگ آب بر روی این کیسهها آب میپاشیدند تا گلولهها بهتر مهار شوند.

در نقاط مختلف تهران بخصوص خیابانهای فرح آباد، ژاله، تهران نو، میدان ژاله (شهدا)، خیابان شهناز (خیابان هفده شهریور) میدان خراسان، اطراف پادگان نیروی هوایی، سنگربندی شد. زنان در هر گوشه شهر مشغول رنده کردن صابون و ساخت کوکتل مولوتف بودند. با وجود کمبود شدید بنزین، هزاران نفر باک ماشینها و موتورهای خود را برای ساخت کوکتل مولوتف تنها سلاح مردمی در مقابل تانکها خالی میکردند. تیپ زرهی قزوین برای حمایت از نیروهای حکومت نظامی وارد شهر شد، ولی در خیابان سپه مورد هجوم مردم قرار گرفت. وقتی مردم توانستند با سلاحهای ابتدایی خود چند تانک را که برای جنگ با افراد نیروی هوایی آمده بودند از کار بیندازند، روحیهها چند برابر شد. در حال هوا به تاریکی میرفت که مردم همچنان در خیابانها شعار میدادند آن شب تمام ایران تا صبح روز ۲۲ بهمن بیدار بودند.
بنا شد جلسهای با حضور بازرگان، بختیار و قرهباغی تشکیل گردد. عباس امیر انتظام درباره این جلسه میگوید: قبل از جلسه، بختیار به من تلفن زد و گفت استعفای خود را در جلسه تسلیم خواهد کرد. لیکن بختیار در جلسه حاضر نشد و تنها استعفا نامه خود را برای جلسه فرستاد.
*سرانجام…
صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ فرماندهان ارتش آماده میشوند تا در جلسه شورای عالی ارتش در ستاد کل بزرگ ارتشتاران حاضر شوند. در ساعت ۱:۳۰ تعدادی از فرماندهان، معاونین، رؤسا و مسئولان سازمانهای ارتش در این جلسه حضور پیدا کردند. مهمترین این افراد عبارت بودند از: عباس قرهباغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، احمدعلی محققی، امیرحسین ربیعی، کمال حبیباللهی و عبدالعلی بدرهای. جلسه با سخنان ارتشبد قرهباغی آغاز شد که طی آن به تشریح وضعیت نیروهای ارتش و مشکلات آنها پرداخت.

عبدالعلی بدرهای فرمانده نیروی زمینی از کمبود نیروهای تحت امرش برای کمک به فرمانداری نظامی و جلوگیری از ورود گردان پیاده لشگر قزوین پرده برداشت. آنچه در این جلسه گفته شد، همه حکایت از ناتوانی ارتش در برابر موج خروشان انقلاب داشت سپهبد حاتم خطاب به فرماندهان ارتش گفت:به طوری که تیمساران ملاحظه میکنید، با توجه به آخرین وضعیت خصوصی یگانها که فرماندهان نیرو تشریح کردند، به عللی که همه میدانیم، ارتش در موقعیت خاصی قرار گرفته است که نیروها بنا به اظهار فرماندهانشان قادر به انجام علمی نمیباشند. از طرف دیگر اعلیحضرت رفتهاند و بنا به اظهار نخستوزیر، مراجعه نمیکنند. ماهها است که امور کشور تعطیل است. آیتالله خمینی خواهان جمهوری اسلامی است. تمام ملت ایران هم عملا در این مدت نشان دادهاند که پشتیبان و خواستار جمهوری اسلامی هستند. بختیار هم با توجه به اظهاراتش در مجلس و همچنین در مصاحبههایش میخواهد جمهوری اعلان کند ولی طرفدار در بین مردم ندارد، پیشنهاد من این است که در این مناقشه سیاسی ارتش خود را کنار کشیده و مداخله ننماید.
در ساعت یک بعدازظهر اعلامیه ارتش مبنی بر بیطرفی از رادیو پخش شد. شورای عالی ارتش در این اعلامیه از سربازان خواست تا به پادگانها باز گردند.
مراکز حساس دولتی یکی، یکی به تصرف انقلابیون در آمد. رادیو تهران که از ساعت ۱۱ ظهر ۲۲ بهمن در محاصره نیروهای مردمی قرار داشت،در ساعت ۲ بعدازظهر کاملا در اختیار آنان قرار گرفت

امام خمینی (ره) در پیامی خطاب به ملت ایران از آنان خواست در عین هوشیاری و مراقبت و آمادگی برای در هم کوبیدن هر نوع حمله تازهای از سوی ارتش، از حمله، آزار و درگیری با آنها در پادگانهایشان خودداری شود.
از سوی دیگر در آن روز نمایندگان مجلس شورای ملی به سفارش جواد سعید رئیس مجلس به طور دستهجمعی استعفا دادند
اولین کلامی که از رادیو پخش شد و به گوش مردم رسید نوید فتح این مرکز را میداد:
“توجه بفرمائید، توجه بفرمایید. اینجا تهران صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب است”
در ساعت ۵:۴۵ پیام امام خمینی (ره) از رادیو پخش شد و امام در این پیام مردم را از اعمال غیرقانونی برحذر داشت.
بعدازظهر ۲۲ بهمن روزی دیگر بود. سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران و معاونش اولین افرادی بودند که توسط مردم دستگیر و به مدرسه رفاه آورده شدند. پس از سقوط پادگان جمشیدیه در ساعت ۷ بعدازظهر، نیکپی، منصور روحانی و نصیری رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که در آنجا تحت نظر قرار داشتند توسط مردم دستگیر شدند.
طبق آنچه که در روزنامهها نوشتند در حوادث روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن ۶۵۴ نفر شهید و هزاران نفر مجروح شدند.
باور انقلاب برای بسیاری از تحلیلگران آمریکایی و اروپایی سخت بود. آنها میگویند در شکلگیری هر انقلاب عوامل و دلایل یکسان وجود دارد اما در انقلاب جمهوری اسلامی ایران این عوامل به طور مستقیم دخالت نداشتند بلکه نیروی فراتر از این دلایل بر انقلاب اسلامی نقش داشتند.
*«رابرت. دی. لی» پروفسور علوم سیاسی در دانشگاه کلرادو:
انقلاب اسلامی پیچیده و اسرارآمیز به نظر می رسد، مساوات طلب است، اما در عین حال، سنتی نیز به نظر می رسد. بیگانه گریز است، اما به ندرت انزواگرا است؛ و نمایانگر انقلابهای فرانسه، روسیه و یا تجربه آمریکا نیست. نظریههای علوم اجتماعی راجع به نوسازی، خواه مارکسیست، خواه ملهم از سرمایه داری لیبرالی نتوانستند وقوع آن را پیشبینی کنند و هنوز توضیح قانع کنندهای برای آن ندادهاند. تنها در دل تاریخ اسلام، که با اعتراضهای زاهدانه ادواری متمایز است، میتوان معنایی برای این جنبش عظیم، که جهان اسلام را در نور دیده است، پیدا کرد. هیچ عنصر تجربی غرب گرایانهای وجود ندارد که بتواند بینشی عمیقتر از انقلاب اسلامی را امکانپذیر ساخته، دلایل موفقیت آن در ایران، تهدید دیگر رژیمها در جهان اسلام و تقویت اعتراض فلسطینیها در ساحل غربی و غزه را توضیح دهد؟ آیا علوم اجتماعی قادر نیست چشم اندازی تطبیقی در اختیار قرار دهد که از طریق آن بتوان به مطالعه قضایای این کشورها و جنبش های غیرمتعارف که اهداف آنان با انتظارات لیبرال یا مارکسیست مطابقت ندارد، پرداخت.
*پروفسور برنارد لوئیس، سرشناسترین خاورشناس یهودی تبار آمریکایی:
در سالهای آغازین بر پایی جمهوری اسلامی، آیین اسلام، اساس اعلام شده هویت و وفاداری بود. هدف سیاست خارجی و همچنین سیاست دولت را به صورت کلی، تجدید حیات اسلام، تثبیت مجدد قدرت و عظمت اسلامی به وسیله توسعه دامنه انقلاب اسلامی و احیای اعتقاد و حقوق اسلامی، تشکیل میداد. آمریکا به عنوان قدرتی که شاه و مزدورانش را حمایت و در امور داخلی ایران مداخله می کرد و مهمتر از آن، رهبری دشمن قدیم، غرب را به عهده داشت، نخستین و بزرگترین دشمن این برنامه میدانست ».
*پروفسور اودو اشتاین باخ (Prof.Dr.Udo Steinbach) ، مدیر انستیتوی خاورشناسان آلمان (هامبورگ):
«(امام) خمینی همان شخصیتی بود که برای نخستین بار اصول گرایش به بنیادهای اسلامی را در شکل یک دولت اسلامی، دولت جمهوری اسلامی ایران، تحقق بخشید و (امام) خمینی همان شخصیتی بود که نیروهای اصولگرا را بوسیله یک انقلاب اسلامی علیه رژیم نیرومند طرفدار غرب، یعنی رژیم شاه، بسیج کرد».
اکثر نظریه پردازان در خصوص انقلاب اسلامی نظرات مشابهای داشتند و هر کدام در تحلیل این حرکت بزرگ مردمی انگشت به دهان صحبت میکنند.
بعد از انقلاب، ملت ایران وارد دوران جدیدی از مبارزات شدند اما اینبار نه با اجانب شاه بلکه با تودهایها، دموکراتها، کمولاتها و گروهکهای مختلفی که ادعای انقلابگری میکردند. در این دوران ایران افراد بزرگ و تاثیر گذار خود را از دست داد. اما همچنان این مردم پای انقلاب ایستادن و راه خود را ادامه دادند.
همزمان با این اوضاع ایران وارد یک جنگ تحملی با عراق شد. بر اساس اسناد منتشر شده در این جنگ نه تنها سربازان عراقی بلکه سربازانی از سراسر دنیا با ایران وارد جنگ شدند.
بعد از جنگ دشمن دست بردار نبود و با ایجاد فتنههای مختلف درصدد براندازی نظام پیش آمدند. در مسیر انقلاب برخی از افراد موثر که زمانی یار و یاور امام بودند راه خود را کج کردند و شروع به بازی در زمین دشمنان شدند.
این انقلاب هنوز روی دستان مردم در حال حرکت است و تا به سر مقصد اصلی خود برسد و مطمئنن در این راه از مال و جان خود دریغ نخواند کرد. ذکر این مطلب در اینجا خارج از لطف نیست که طبق نظر سنجی انجمن رایس بالای ۸۹ درصد از ایرانیان پای بند به نظام خود هستند.
*چگونه دولت موقت شکل گرفت
, *چگونه دولت موقت شکل گرفت, *چگونه دولت موقت شکل گرفت,مردم در ۱۹ بهمن ماه به دعوت مردم به پشتیبانی از نخستوزیری بازرگان به خیابان آمدند. در این روز راهپیمای از ۹ منطقه تهران شروع و به سمت میدان آزادی ختم یافت. گروههای بسیاری از همافران نیروی هوایی با یونیفورمهای نظامی در این راهپیمایی حضور داشتند و شعارهای راهپیمایان در دعوت از ارتش به همبستگی با ملت و حمایت از دولت موقت بود.
,تجمع کنندگان در از نقاط مختلف تهران در میدان آزادی تجمع کردند و ضمن خواندن قطعنامه و حمایت از دولت بازرگان، نیروهای مسلح را به اطاعت از دولت دعوت کردند.
,پرسنل نیروی هوایی پس از این تظاهرات عازم محل اقامت امام خمینی (ره) شده و در مقابل ایشان ادای احترام کردند. این اقدام برای سران ارتش چندان غیرمنتظره بود که در اعلامیهای در صدد تکذیب حضور نظامیان در این راهپیمایی برآمدند. آنان که هنوز بر توهم وفاداری و سوگند به شاه باقی بودند عکس ادای احترام همافران در برابر امام را جعلی خواندند. در مقابل این اقدام ارتش، دفتر امام خبر و عکس کیهان را صحیح و واقعی دانست.
,روز پنجشنبه ۱۹ بهمن برای دولت موقت روز موفقیتآمیزی بود و در پی آن دولت لیبی دولت بازرگان را به رسمیت شناخته و هفت وزارتخانه به تصرف کارمندان طرفدار دولت موقت در آمد این اقدامات بختیار را آشفته ساخت و او که تا آن زمان دولت بازرگان را دولت سایه مینامید وزیران کابینه بازرگان را به بازداشت تهدید کرد.
,

, فردای آن روز قرار شد مهندس بازرگان در دانشگاه تهران سخنرانی کند. وی در ابتدا به نقش دانشگاه در ایجاد انقلاب و شکل گیری دولت اشاره کرد و در این باره گفت: دانشگاه چنین افتخار و حق بزرگی دارد که هیچگاه بعد از ۲۸ مرداد ساکت نبوده، در آن دورانهای اختناق بعد از ۲۸ مرداد و جبهه ملی، در اختناق شدیدی که بر سراسر ایران حکمفرما بود، تنها مکانی که در آن اجتماع و اعتراض علیرغم مزاحمت، زندان، شکنجه و غیره تعطیل نشد و هر چند ماه، اگر نگوییم هر چند هفته فریاد مرگ بر شاه بلند میشد. دانشگاه بود که چشم و چراغ ایران بود.”
,وی در این سخنرانی از بختیار خواست که برای جلوگیری از خونریزی و اتلاف سرمایههای کشور از قدرت کنارهگیری کند. بعد از درگیریهای مختصر مردم با نیروهای نظامی در خیابان روز دولت( شهید مفتح) روز به پایان رسید. اوایل شب بود که خبرهای از درگیری همافران با افسران تیپ گارد جاویدان به گوش رسید. در همان شب یگانهایی از تیپ جاویدان از نقاط دیگر تهران برای سرکوب همافران عازم دوشانتپه شدند بامداد ۲۱ بهمن در راه بود و پایگاه هوایی دوشانتپه لحظه به لحظه در حلقه تنگ محاصره نیروهای گارد جاویدان در میآید. همافران که در محاصره بودند متحمل تلفات شدیدی شدند. در اواخر شب نیروهای مردمی و گروههای مسلح به یاری همافران شتافته و نبرد سختی بین دو طرف آغاز شد. سرانجام نیروهای گارد مجبور به عقبنشینی شدند. هجوم دوباره نیروهای گارد جاویدان به پادگان دوشانتپه نبرد خونین دیگری را رقم زد.
,

, *۲۱بهمن انقلاب پیروز شد
, *۲۱بهمن انقلاب پیروز شد, *۲۱بهمن انقلاب پیروز شد,همین درگیری بهانهای شد تا مردم ۲۱ بهمن ماه در جهت حمایت همافران به خیابانها بریزند . در چند نقطه از تهران نزاع رخ داد و از میدان فوزیه (امام حسین) تا خیابان نیروی هوایی به طور ممتد صدای تیراندازی به گوش میرسید. در حالی که مردم به سمت دوشانتپه حرکت میکردند، عدهای از همافران در منزل امام خمینی (ره) پناه گرفتند.
,در آن روز روزنامهها خبر از کشته شدن صدها تن خبر دادند. در نهایت آیتالله طالقانی به نمایندگی از امام (ره) از یگانهای نظامی خواست به پادگانهای خود بازگردند و به درگیریها خاتمه دهند. در همین حین بین فرماندهان ارتش و انقلابیون مذاکراتی صورت گرفت.
,تظارات مردم دیگر از کنترل نیروهای نظامی خارج شده بود به گونهای که برخی از افراد ۲۱ بهمن ماه را به عنوان انقلاب ایران نام بردند. انقلابیون پادگان سلطنتآباد در شمال تهران به تصرف در آوردند از طرف دیگر درب زندان اوین توسط مردم به روی زندانیان رژیم پس از سالها گشوده شد و این تحولات در حالی رخ میداد که بختیار خود را هنوز نخستوزیر قانونی کشور میدانست و در سخنرانی خود در مجلس سنا از آمادگیش برای مذاکره با مخالفان خبر داد. علیرغم این سخن، در ساعت ۲ بعدازظهر ۲۱ بهمن، از رادیو اعلامیه فرمانداری نظامی تهران پخش شد. فرمانداری نظامی با ریاست سپهبد رحیمی در این اعلامیه ساعات منع عبور و مرور را از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۵ بامداد اعلام کرد و در اعلامیه بعد این زمان تا ۱۲ ظهر ۲۲ بهمن تمدید کرد.
,

, امام خمینی (ره) در حالی که بیمار بود، طی اعلامیهای به مردم هشدار داد و اعلام نمود: “به دستور فرماندار نظامی وقعی نگذارید و به خیابانها بیایید چرا که گاردیها و فرماندار نظامی توطئه کردهاند تا با استفاده از نبودن مردم، همافران را تار و مار کنند.”
,پس از اعلام سفارش امام (ره)مردم به خیابانها ریخته و در هر گوشهای از شهر سنگری بر پا شد.در همین بین برخی از افراد از فرصت استفاده کرده و با تحلیل خود برای کشاندن مردم به خیابانها منع عبور و مرور را یک توطئه برای دستگیری امام(ره) توسط نظامیان دانستند.
,بختیار با همه تظاهری که به مذاکره با دولت موقت داشت، سعی میکرد با خشونت در مقابل انقلاب بایستد. از همین رو ساعت ۶ بعدازظهر روز ۲۱ بهمن در جلسه شورای امنیت ملی با فرماندهان ارتش شرکت کرد و از آنان خواست با شدت تمام مقررات حکومت نظامی را اجرا کنند. او حتی دستور داد منطقه اطراف پادگان دوشانتپه بمباران شود. و در همان جلسه دستور دستگیری سران انقلاب را صادر کرد
,علیرغم این خطرها تهران بیدار بود و مردم به فرمان رهبر انقلاب، بیاعتنا به حکومت نظامی در خیابانها سر کردند. از آنجا که این خبر در میان مردم شایع شده بود نیروهای ارتش از شهرهایی همچون قزوین به سوی تهران در حرکتند، مردم شهرها اطراف تهران از خانههای خود بیرون آمده و در خیابانها و جادهها مشغول حفر خندق و ایجاد مانع شدند تا بدین وسیله از پیشروی نیروهای نظامی به سوی تهران ممانعت کنند. در شهر تهران نیز وسایط نقلیه بزرگ و اتوبوسهای شرکت واحد تا آنجا که توانستند شاهراهها و خیابانهای بزرگ را مسدود کردند تا از این طریق مانع رفت و آمد ماشینهای نظامی و تانکها بشوند.
,در این روز تهران به یک شهر نظامی تبدیل شده بود. ناگهان در سطح شهر شایع شد که امام (ره) اعلام جهاد کردهاند. هزاران جوان که در این مدت آموزشهای ابتدایی نظامی دیده بودند، با اسلحههای سبک یا بمبهای دستساز در شهر به راه افتادند و به مراکز نظامی حمله بردند، کلانتریهای ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۴، ۱۶، ۲۶ و کلانتری نارمک به دست مردم افتاد. ارتش با تانکها و نفربرها شروع به مقابله با مردم کرد. جوانان موتورسوار به جز لوازم پزشکی برای مجروحین، شروع به جمعآوری گونی برای ساخت سنگر و شیشه و پارچه برای درست کردن بمبهای آتش زا کردند. هزاران زن و مرد با کندن آسفالتهای خیابان و یا باغچههای کنار پیاده رو، گونیها را پر از خاک میکردند و با شلنگ آب بر روی این کیسهها آب میپاشیدند تا گلولهها بهتر مهار شوند.
,

, در نقاط مختلف تهران بخصوص خیابانهای فرح آباد، ژاله، تهران نو، میدان ژاله (شهدا)، خیابان شهناز (خیابان هفده شهریور) میدان خراسان، اطراف پادگان نیروی هوایی، سنگربندی شد. زنان در هر گوشه شهر مشغول رنده کردن صابون و ساخت کوکتل مولوتف بودند. با وجود کمبود شدید بنزین، هزاران نفر باک ماشینها و موتورهای خود را برای ساخت کوکتل مولوتف تنها سلاح مردمی در مقابل تانکها خالی میکردند. تیپ زرهی قزوین برای حمایت از نیروهای حکومت نظامی وارد شهر شد، ولی در خیابان سپه مورد هجوم مردم قرار گرفت. وقتی مردم توانستند با سلاحهای ابتدایی خود چند تانک را که برای جنگ با افراد نیروی هوایی آمده بودند از کار بیندازند، روحیهها چند برابر شد. در حال هوا به تاریکی میرفت که مردم همچنان در خیابانها شعار میدادند آن شب تمام ایران تا صبح روز ۲۲ بهمن بیدار بودند.
,بنا شد جلسهای با حضور بازرگان، بختیار و قرهباغی تشکیل گردد. عباس امیر انتظام درباره این جلسه میگوید: قبل از جلسه، بختیار به من تلفن زد و گفت استعفای خود را در جلسه تسلیم خواهد کرد. لیکن بختیار در جلسه حاضر نشد و تنها استعفا نامه خود را برای جلسه فرستاد.
,*سرانجام…
, *سرانجام…, *سرانجام…,صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ فرماندهان ارتش آماده میشوند تا در جلسه شورای عالی ارتش در ستاد کل بزرگ ارتشتاران حاضر شوند. در ساعت ۱:۳۰ تعدادی از فرماندهان، معاونین، رؤسا و مسئولان سازمانهای ارتش در این جلسه حضور پیدا کردند. مهمترین این افراد عبارت بودند از: عباس قرهباغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، احمدعلی محققی، امیرحسین ربیعی، کمال حبیباللهی و عبدالعلی بدرهای. جلسه با سخنان ارتشبد قرهباغی آغاز شد که طی آن به تشریح وضعیت نیروهای ارتش و مشکلات آنها پرداخت.
,

, عبدالعلی بدرهای فرمانده نیروی زمینی از کمبود نیروهای تحت امرش برای کمک به فرمانداری نظامی و جلوگیری از ورود گردان پیاده لشگر قزوین پرده برداشت. آنچه در این جلسه گفته شد، همه حکایت از ناتوانی ارتش در برابر موج خروشان انقلاب داشت سپهبد حاتم خطاب به فرماندهان ارتش گفت:به طوری که تیمساران ملاحظه میکنید، با توجه به آخرین وضعیت خصوصی یگانها که فرماندهان نیرو تشریح کردند، به عللی که همه میدانیم، ارتش در موقعیت خاصی قرار گرفته است که نیروها بنا به اظهار فرماندهانشان قادر به انجام علمی نمیباشند. از طرف دیگر اعلیحضرت رفتهاند و بنا به اظهار نخستوزیر، مراجعه نمیکنند. ماهها است که امور کشور تعطیل است. آیتالله خمینی خواهان جمهوری اسلامی است. تمام ملت ایران هم عملا در این مدت نشان دادهاند که پشتیبان و خواستار جمهوری اسلامی هستند. بختیار هم با توجه به اظهاراتش در مجلس و همچنین در مصاحبههایش میخواهد جمهوری اعلان کند ولی طرفدار در بین مردم ندارد، پیشنهاد من این است که در این مناقشه سیاسی ارتش خود را کنار کشیده و مداخله ننماید.
,در ساعت یک بعدازظهر اعلامیه ارتش مبنی بر بیطرفی از رادیو پخش شد. شورای عالی ارتش در این اعلامیه از سربازان خواست تا به پادگانها باز گردند.
,مراکز حساس دولتی یکی، یکی به تصرف انقلابیون در آمد. رادیو تهران که از ساعت ۱۱ ظهر ۲۲ بهمن در محاصره نیروهای مردمی قرار داشت،در ساعت ۲ بعدازظهر کاملا در اختیار آنان قرار گرفت
,

, امام خمینی (ره) در پیامی خطاب به ملت ایران از آنان خواست در عین هوشیاری و مراقبت و آمادگی برای در هم کوبیدن هر نوع حمله تازهای از سوی ارتش، از حمله، آزار و درگیری با آنها در پادگانهایشان خودداری شود.
,از سوی دیگر در آن روز نمایندگان مجلس شورای ملی به سفارش جواد سعید رئیس مجلس به طور دستهجمعی استعفا دادند
,اولین کلامی که از رادیو پخش شد و به گوش مردم رسید نوید فتح این مرکز را میداد:
,“توجه بفرمائید، توجه بفرمایید. اینجا تهران صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب است”
,در ساعت ۵:۴۵ پیام امام خمینی (ره) از رادیو پخش شد و امام در این پیام مردم را از اعمال غیرقانونی برحذر داشت.
,بعدازظهر ۲۲ بهمن روزی دیگر بود. سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران و معاونش اولین افرادی بودند که توسط مردم دستگیر و به مدرسه رفاه آورده شدند. پس از سقوط پادگان جمشیدیه در ساعت ۷ بعدازظهر، نیکپی، منصور روحانی و نصیری رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که در آنجا تحت نظر قرار داشتند توسط مردم دستگیر شدند.
,طبق آنچه که در روزنامهها نوشتند در حوادث روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن ۶۵۴ نفر شهید و هزاران نفر مجروح شدند.
,باور انقلاب برای بسیاری از تحلیلگران آمریکایی و اروپایی سخت بود. آنها میگویند در شکلگیری هر انقلاب عوامل و دلایل یکسان وجود دارد اما در انقلاب جمهوری اسلامی ایران این عوامل به طور مستقیم دخالت نداشتند بلکه نیروی فراتر از این دلایل بر انقلاب اسلامی نقش داشتند.
,*«رابرت. دی. لی» پروفسور علوم سیاسی در دانشگاه کلرادو:
, *«رابرت. دی. لی» پروفسور علوم سیاسی در دانشگاه کلرادو:,انقلاب اسلامی پیچیده و اسرارآمیز به نظر می رسد، مساوات طلب است، اما در عین حال، سنتی نیز به نظر می رسد. بیگانه گریز است، اما به ندرت انزواگرا است؛ و نمایانگر انقلابهای فرانسه، روسیه و یا تجربه آمریکا نیست. نظریههای علوم اجتماعی راجع به نوسازی، خواه مارکسیست، خواه ملهم از سرمایه داری لیبرالی نتوانستند وقوع آن را پیشبینی کنند و هنوز توضیح قانع کنندهای برای آن ندادهاند. تنها در دل تاریخ اسلام، که با اعتراضهای زاهدانه ادواری متمایز است، میتوان معنایی برای این جنبش عظیم، که جهان اسلام را در نور دیده است، پیدا کرد. هیچ عنصر تجربی غرب گرایانهای وجود ندارد که بتواند بینشی عمیقتر از انقلاب اسلامی را امکانپذیر ساخته، دلایل موفقیت آن در ایران، تهدید دیگر رژیمها در جهان اسلام و تقویت اعتراض فلسطینیها در ساحل غربی و غزه را توضیح دهد؟ آیا علوم اجتماعی قادر نیست چشم اندازی تطبیقی در اختیار قرار دهد که از طریق آن بتوان به مطالعه قضایای این کشورها و جنبش های غیرمتعارف که اهداف آنان با انتظارات لیبرال یا مارکسیست مطابقت ندارد، پرداخت.
,*پروفسور برنارد لوئیس، سرشناسترین خاورشناس یهودی تبار آمریکایی:
, *پروفسور برنارد لوئیس، سرشناسترین خاورشناس یهودی تبار آمریکایی:,در سالهای آغازین بر پایی جمهوری اسلامی، آیین اسلام، اساس اعلام شده هویت و وفاداری بود. هدف سیاست خارجی و همچنین سیاست دولت را به صورت کلی، تجدید حیات اسلام، تثبیت مجدد قدرت و عظمت اسلامی به وسیله توسعه دامنه انقلاب اسلامی و احیای اعتقاد و حقوق اسلامی، تشکیل میداد. آمریکا به عنوان قدرتی که شاه و مزدورانش را حمایت و در امور داخلی ایران مداخله می کرد و مهمتر از آن، رهبری دشمن قدیم، غرب را به عهده داشت، نخستین و بزرگترین دشمن این برنامه میدانست ».
,*پروفسور اودو اشتاین باخ (Prof.Dr.Udo Steinbach) ، مدیر انستیتوی خاورشناسان آلمان (هامبورگ):
, *پروفسور اودو اشتاین باخ (Prof.Dr.Udo Steinbach) ، مدیر انستیتوی خاورشناسان آلمان (هامبورگ):,«(امام) خمینی همان شخصیتی بود که برای نخستین بار اصول گرایش به بنیادهای اسلامی را در شکل یک دولت اسلامی، دولت جمهوری اسلامی ایران، تحقق بخشید و (امام) خمینی همان شخصیتی بود که نیروهای اصولگرا را بوسیله یک انقلاب اسلامی علیه رژیم نیرومند طرفدار غرب، یعنی رژیم شاه، بسیج کرد».
,اکثر نظریه پردازان در خصوص انقلاب اسلامی نظرات مشابهای داشتند و هر کدام در تحلیل این حرکت بزرگ مردمی انگشت به دهان صحبت میکنند.
,بعد از انقلاب، ملت ایران وارد دوران جدیدی از مبارزات شدند اما اینبار نه با اجانب شاه بلکه با تودهایها، دموکراتها، کمولاتها و گروهکهای مختلفی که ادعای انقلابگری میکردند. در این دوران ایران افراد بزرگ و تاثیر گذار خود را از دست داد. اما همچنان این مردم پای انقلاب ایستادن و راه خود را ادامه دادند.
,همزمان با این اوضاع ایران وارد یک جنگ تحملی با عراق شد. بر اساس اسناد منتشر شده در این جنگ نه تنها سربازان عراقی بلکه سربازانی از سراسر دنیا با ایران وارد جنگ شدند.
,بعد از جنگ دشمن دست بردار نبود و با ایجاد فتنههای مختلف درصدد براندازی نظام پیش آمدند. در مسیر انقلاب برخی از افراد موثر که زمانی یار و یاور امام بودند راه خود را کج کردند و شروع به بازی در زمین دشمنان شدند.
,این انقلاب هنوز روی دستان مردم در حال حرکت است و تا به سر مقصد اصلی خود برسد و مطمئنن در این راه از مال و جان خود دریغ نخواند کرد. ذکر این مطلب در اینجا خارج از لطف نیست که طبق نظر سنجی انجمن رایس بالای ۸۹ درصد از ایرانیان پای بند به نظام خود هستند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه