بخاطر چند سیمرغ بیشتر!
یک جشنواره، چند جایزه و هزاران حرف!
رسوباتی از برنامهی هفت سال گذشته در ذهن مخاطبان رسانهی ملی هنوز باقیست، برنامهای که با اعتراض به داوران دو ملیتی همراه بود، اعتراضی که به سبب نادیده گرفته شدن فیلمهای خوبی درباره منافقان توسط داوران صورت گرفت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از پیک دانشجو در آستانهی چهل سالگی انقلاب اسلامی، انقلابی که آرمانش صدور پیام انقلاب به تمام جهان و نجات مظلومان عالم بود و ناگفته پیداست یک بخش از این رسالت بر دوش سینمای ایران بود، جشنواره بین المللی فیلم فجر با تمام حواشیاش به ایستگاه آخر رسید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک دانشجو, پیک دانشجو,قبل از هر مسئلهای اذعان خواهیم داشت که ذات سینما و جشنواره پر حاشیه است اما همان قدر هم معتقد هستیم که نباید حاشیه هر چقدر پر رنگ متن را تحت تاثیر قرار دهد که متاسفانه جشنواره سی و ششم این چنین بود.
,پردهی اول : یک مجری برای تمام فصول، رشیدپور از حالا خورشید تا پرواز سیمرغها
, پردهی اول : یک مجری برای تمام فصول، رشیدپور از حالا خورشید تا پرواز سیمرغها,اولین نکته بحث برانگیز جشنوارهی فیلم فجر، اقدام تلوزیون ملی ایران در انتخاب آقای رشیدپور به عنوان مجری برنامه ی سینمائی هفت بود در حالی که حواشی جشنواره قبلی هنوز در ذهن مخاطبان وجود داشت و این انتخاب واکنشهای متفاوتی را برانگیخت.
,
یک سوال بزرگ مطرح میشود که آیا رشیدپور توانایی و صلاحیت لازم برای اجرای چنین برنامهای را داشت؟کسی که بارها بجای منتقد نیز به اظهار نظر درباره جوانب مختلف فیلمها پرداخت.
از مدتها پیش گمانهزنی میشد مجری امسال برنامه هفت پس از بایکوت افخمی مجری پیشین بدلیل جشنوارهی گذشته، مهران مدیری باشد، کسی که هم سابقهی فیلمسازی و بازیگری در سینما را دارد و هم بارها در جشنوارهی فیلم فجر حضور داشته است اما در عین ناباوری مدیری در برنامه هفت اذعان داشت که توانایی لازم برای اجرای چنین برنامهای را در خود نمیبیند.
,
البته شاید مهران مدیری من باب خضوع فردی و از روی فروتنی این جمله را بیان کرده باشد و شاید هم برای دوری از حواشی بعدیاش، اما این امر نیز انتخاب رشیدپور را به هیچ وجه توجیه نمینماید.
,در همین خصوص سوالی مطرح می شود که آیا پر تعداد زیر خبر مجری بودن رشیدپور در مراسم اختتامیه جشنوارهی فیلم فجرآیا این همه پویا بودن، از برنامهی صبحگاهی تا مصاحبه با رئیس جمهور و سپس به دست گرفتن برنامهی هفت و سرانجام مراسم اختتامیهی فیلم فجر به پاس خوش خدمتی ایشان در انتخاب آقای رئیس جمهور نبوده است؟!
,پردهی دوم : از هفت تا هفت، چرخش به گرای صد و هشتاد درجه
, پردهی دوم : از هفت تا هفت، چرخش به گرای صد و هشتاد درجه,رسوباتی از برنامهی هفت سال گذشته در ذهن مخاطبان رسانهی ملی هنوز باقیست، برنامهای که با اعتراض به داوران دو ملیتی همراه بود، اعتراضی که به سبب نادیده گرفته شدن فیلمهای خوبی درباره منافقان توسط داوران صورت گرفت.
,برخی انتخابها و برخی عدم انتخابها برنامهی هفت سال گذشته و در راس آن سینماگر جبههی اصلاحات و نماینده مجلس ششم آقای افخمی را به منتقدان جشنواره بدل نمود که در جای خود حاشیهساز بود.
,اما هفت امسال با درایت مثالزدنی رسانهی ملی در جلوگیری از ایجاد حاشیه به مجری همسوی دولت وانهاده شد تا با یک چرخش صد و هشتاد درجهای عکس اتفاقات سال قبل رقم بخورد.
,کارگردان تحسین شدهی سال قبل، در هفت امسال تخطئه شد و این بار حواشی اما بگونهای دیگر بروز کرد.
,هفت جدید، مجری جدید، سیاست جدید و در نتیجه راهبرد جدید!!
,سوالی که مطرح می شود این است که آیا با تغییر مجری، سیاست یک برنامه آن هم در رسانهی ملی باید تغییر یابد و آیا سیاست برنامهی هفت سال گذشته با برنامهی امسال قابل جمع است؟
,پردهی سوم : مهدویان در آفساید، حجازیفر و رشیدپور در میدان
, پردهی سوم : مهدویان در آفساید، حجازیفر و رشیدپور در میدان,یکی از برجستهترین نکات جشنوارهی امسال و به تبع آن برنامهی هفت، گفتگوی جنجالی رشیدپور و مهدویان، کارگردان فیلم لاتاری بود.جدالی که سرانجام در فضای با اغماض شبه دولتی جشنوارهی امسال به ضرر مهدویان تمام شد.
,مهدویان کارگردان جوانی که با ایستاده در غبار خود را معرفی نمود و با ماجرای نیمروز پخته شد و با لاتاری به دنبال حادثهای بزرگ بود.اما آنچه پیشبینی میشد و نباید میشد، سرانجام اتفاق افتاد.
,مهدویان با بغضهای ناشی از فیلم سال قبلش برای دومین سال پیاپی نادیده گرفته شد و حتی فیلمش لایق نامزد شدن در هیچ بخشی نشد.
,لاتاری هنوز دیده نشده اما تم اجتماعی آن سیاهنمائی تلقی شد و فیلمنامهاش ضعیف و باب میل داوران نیز نبود! اما به عقیدهی بسیاری لاتاری با تیغی به مسلخ برده شده که ماجرای نیمروز یک سال آن را تیز کرده بود.
,مهدویان قربانی بزرگ رشیدپور در جدالی نابرابر و شوئی عامه فریب با تریبون هفت بود.جدالی که در باغ کتاب شروع شد، به صفحات مجازی کشیده شد و در سودای سیمرغ نه برای مهدویان سیمرغی داشت و نه فرجام خوشی برای حجازیفر، به تاوان دفاع از مهدویان و فیلمش.
,پردهی چهارم : رضوی، از ماجرای نیمروز به لاتاری رسید
, پردهی چهارم : رضوی، از ماجرای نیمروز به لاتاری رسید,رضوی، تهیه کنندهی سینما و از نزدیکان به طیف دکتر قالیباف، مرد فعال در عرصهی سیاست در دو دههی اخیر ایران و منتقد آتشین روحانی در انتخابات سال ۹۶٫
,رضوی را پیشتر با سیانور و ماجرای نیمروز و چهرهی معصومانه ی دخترش در جشنوارهی سال قبل و همچنین همراهی دکتر قالیباف در انتخابات به خاطر میآوریم.همراهی سیاسی رضوی با قالیباف وقتی با تهیهکنندگی لاتاری همراه شد، در دید طرفداران رئیس جمهور سیاهنمائی تلقی گردید و سبب شد علاوه بر لاتاری، وی برای فیلم دارکوب نیز جایزهای نگیرد، علیرغم اینکه بازیگرانش در دارکوب خوش درخشیدند و دیده شدند.
,به قول رضوی قرار نبود وی از این جشنواره جایزه بگیرد و این در حالیست کارگردانان طرفدار دولت به هر قیمتی حتی سیمرغ ابتکاری از سوی هیئت داوران به پاس سیمرغ اهدائی سال ۹۲ موفق به کسب سیمرغ شدند!
,پردهی پنجم : فیلمساز نظام مانیفست میخواند
, پردهی پنجم : فیلمساز نظام مانیفست میخواند,آنان که حاتمیکیا را میشناسند، وی را فیلمساز مستقل و ارزشی میدانند، همان قدر که “آژانس شیشهای” و “بنام پدر” را بخاطر دارند، دربارهی “گزارش یک جشن” ابهام دارند.خالق دعوت، به رنگ ارغوان، ارتفاع پست و از کرخه تا راین و … امسال با فیلمی دربارهی مدافعان حرم به جشنواره آمد که تحسین سردار سلیمانی و دکتر ظریف را به همراه داشت و موفق شد جایزهی بهترین کارگردانی شراکتی را کسب نماید که بصورت توهینآمیزی فرمایشی به نظر میآمد و این از چهرهی حاتمیکیا نیز قابل حس بود.
,به هر حال حاتمیکیا پس از دریافت سیمرغ با بیان رفت و آمد سی سالهاش بر روی سن اهدای جوایز جشنواره، مانیفست جشنوارهی سی و ششم را در اعتراض به رشیدپور و همفکرانش قرائت کرد و با صراحت مثالزدنی اعمال سلایق ایشان و القای آن به مخاطب، همچنین قبضهی یک طرفهی تریبونهای رسانهی ملی را مورد اعتراض قرار داد.وی که به شدت از کمدی خواندن فیلمش عصبانی و مکدر بود، مسئولین سیمای ملی را به خدا واگذاشت، کاری که شاید اگر مهدویان هم امکانش را داشت، انجام میداد.
,پردهی ششم : همه ناراضی از جشنوارهی احساسی!
, پردهی ششم : همه ناراضی از جشنوارهی احساسی!,یکی از سیاستهای رسمی و اعلام نشدهی جشنوارهی سی و ششم گویا راضی نگه داشتن همهی اهالی سینما به جزء اقلیت یاغی از زعم دولتیها بود، هدفی که اجرا شد اما موفق نبود.
,عدم موفقیت یا بهتر بگوئیم شکست سیاست جشنوارهی سی و ششم را میتوانستیم از صحبتهای حاتمیکیا، سکوت معادی، چهرهی سیدی و هبهی پرتوی استنباط کرد.حجم بالای معترضان جایزه گرفته در کنار معترضان مغبوض گشته نشان داد که تقسیم نه عادلانه بوده و نه هوشمندانه، نقطهی عطف این کنش و واکنشها در دیالوگ کوتاه فروتن یکی از داوران جشنواره و معادی کارگردان “بمب، یک عاشقانه” رخ نمایان کرد، هنگامی که فروتن در مواجهه با چهرهی معادی توجیه خود را به زبان جاری کرد که با یک دقت کوچک به لبان فروتن کاملا قابل فهم است.
,پردهی هفتم : سیاست فرهنگی یا فرهنگ سیاسی، جهانگیری شاهد پرواز سیمرغها!
, پردهی هفتم : سیاست فرهنگی یا فرهنگ سیاسی، جهانگیری شاهد پرواز سیمرغها!,پردهی آخر جشنواره هنر هفتم سی و شش با حضور معاون اول رئیس جمهور در اهدای جوایز پایانی جشنواره همراه بود.این سوال مطرح است جهانگیری که اصولا مدیری صنعتی است تا فرهنگی، با حضور خود در تالار اهدای جوایز جشنواره و آئین اختتامیه به دنبال چه هدفی برای دولت بود؟
,آیا میخواست رسالت و اهمیت کار سینماگران را برای مردم تبیین کند و ارزشی که کارشان برای دولت دارد یا اینکه برای دلجوئی از هنرمندان در باب افزایش هزینههای خروج از کشور و اعتراض ایشان در تالار حضور یافته بود؟!
,به هر ترتیب این پدیده که حداقل قرینهی برای آن در ذهن بنده وجود ندارد با هر قصد و نیتی این پیام را نیز مخابره مینمود که دولت برای توجیه تمام آن چه قولش را داده و در انجامش ناتوان بوده است نیازمند نمایشهایی اینچنینی است تا میزان محبوبیت در حال کاهش خود را از سراشیب سقوط نجات دهد و یک پرده از آن را در جشنواره فیلم فجر محقق نمود که فارغ از فال نیک یا نحس آن باید با نگاه عمیقتری بررسی شود.
]
ارسال دیدگاه