لیبرالیسم همان فاشیسم است

لیبرالیسم همان فاشیسم است
فاشیسم به عنوان مسلک دولت است. یکپارچگی پیکر سیاسی با اقتدارگرائی در آن است که همه چیز سیاسی را می بیند و هر عمل را اینگونه معرفی می کند که به نفع مردم و برای آنها است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل کوگانا، در عرصه فرهنگی ایالات متحده خارج از چند سمپوزیوم علمی، آنچه آموزش داده می شود فرهنگ بحث در مورد فاشیسم در آمریکا است. چپگرایان عصبانی فریاد می زنند که هر کس در سمت راست آنها است به ویژه گربه های چاق و چله(شرکت های فربه) و سیاستمدارانی است که آنها را دوست دارند نماد فاشیسم هستند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کوگانا، ,

به طرز وحشیانه ای، نتیجه گیری کارلین درست است. در واقع، فاشیسم نه تنها در اینجا است بلکه در اینجا برای بیش از یک قرن ایجاد شده است که ما آن را لیبرالیسم می نامیم ساخت مجدد پیشرفت آمریکا در واقع نسل فاشیسم است. لیبرالیسم فعلی دختر پیشرو اوست. شاید بتوان گفت که لیبرالیسم فعلی دختر خواهر مورد نظر فاشیسم اروپایی است. او به سختی با خویشاوندان زشتش سازگار است با این حال او شباهتی خجالت آمیز با آنها دارد که همدیگر را برسمیت نمی شناسند.

,

راجر گریفین در کتاب طبیعت فاشیسم می نویسد: هیچ کلمه ای سیاسی در زبان انگلیسی وجود ندارد که مردم آن را بیش از فاشیسم آزادانه بیان کنند و در حالی که چیز زیادی از فاشیسم نمی دانند.

,

در واقع بیشتر استفاده از یکی از مکالمات روزانه خود  با عدم اطلاع از آن صورت می پذیرد. تعداد نامحدود از مطالعات آکادمیک برچگونگی آغاز این عنوان لیبرالیسم همان فاشیسم است و دیدگاه ها و عملکرد مشابه آن دو در اصطلاح رسمی صورت گرفته است که منطبق با عملکرد لیبرالیسم در جوامع حال حاضر بشری است به عنوان مثال  گریفین در مقدمه  همان کتاب طبیعت فاشیست از این عنوان اغلب به سنت هرج و مرج اشباع شده یاد می کند و همه چیز در مورد کمک های فاشیسم با برخی از مشاهدات مشابه با لیبرالیسم را تشریح  کرده است.

,

در نسخه ی پژوهشی دانشگاهی محققان اذعان دارند که ماهیت فاشیسم مبهم و مه آلود، پیچیده  با تفاسیر گسترده در رفتار بسیاری از لیبرالها و چپگرایان باز دقیقا متبلور است و این گونه می توان فهمید که فاشیسم چیست؟

,

 اکثر اینها در همه جا دیده می شوند زمانی که آنها در آینه نگاه می کنند درست است که چپ این اصطلاح را می چرخاند و آن را مانند لعنت به دشمنان خود هدیه می کند. اما  شما مجبور نیستید به یک بحث فاشیستی گوش کنید یا از احساسات و حقوق خود مراقبت کنید. زیرا اینها همانند کسانی که  نمایندگی بخشی از زمان فاشیسم را برعهده  دارند.

,

چارلی رنگل نماینده مجلس نمایندگان آمریکا قرارداد بین جمهوری خواهان و آمریکا منعقده در سال 1994 را افراطی تر از نازیسم توصیف کرد و گفت: هیتلر حتی درباره انجام این امور به این شکل صحبت نمی کرد. در سال 2000، بیل کلینتون جمهوری خواهان تگزاس را فاشیست توصیف کرد.

,

 نیویورک تایمز نیز مبارزات گسترده ای از سرفصل های مطرح شده توسط دانشگاهیان را مطرح کرده است که امکان فاشیستی حزب جمهوری خواه و نئو نازی بودن محافظه کاران مسیحی را مطرح می کند. اخیراً در آن روزنامه "کریس هیدگز"  نویسنده ی برنده جایزه پولیتز شد یک کتاب به نام (فاشیست های آمریکایی حق مسیحیان و جنگ در امریکا) منتشر شده است.

,

این اصطلاح نمادین در متن لیبرالیسم معاصر بی وقفه ادامه یافته است. ما همیشه درباره جنگ علیه سرطان و جنگ با مواد مخدر یا جنگ علیه فقر صحبت می کنیم و بسیاری از موعظه ها برای ایجاد چالش های اجتماعی به عنوان معادل اخلاقی با جنگ مطرح می کنیم. از مراقبت های بهداشتی و محدود کردن مالکیت سلاح  تا به گرمایش زمین، لیبرال اصرار دارد که ما باید پشت سیاست و تفاوت های ایدئولوژیکی را به منظور رفاه  مردم قرار دهیم.

,

و ما باید بگوییم که کارشناسان و دانشمندان چه باید بکنند همان طور که گفته شد پس بحث ها و جنجال ها تمام شده است. این سخنان هر چند در قالبی نرم ارائه شده که همان منطق فاشیسم است.  

,

در طول ریاست جمهوری های آمریکا یک نمایش بزرگ از این موضوع حتی در دوره های (وودرو ویلسون، فرانکلین روزولت، جان اف کندی روسای اسبق آمریکا تاکنون نیز شاهد بوده ایم در کنار اینها بسیاری از چپگرایان نیز مطرح می کنند که صهیونیسم برابر با نژاد پرستی است و اسرائیلی ها با نازی ها برابرند.

, در طول ریاست جمهوری های آمریکا یک نمایش بزرگ از این موضوع حتی در دوره های (وودرو ویلسون، فرانکلین روزولت، جان اف کندی روسای اسبق آمریکا تاکنون نیز شاهد بوده ایم در کنار اینها بسیاری از چپگرایان نیز مطرح می کنند که صهیونیسم برابر با نژاد پرستی است و اسرائیلی ها با نازی ها برابرند.,

 بزرگترین نقص در این همه اینها این است که فاشیسم سلطه گر بصورتی جنبش جهانی منجر به بسیاری از اشکال و تأثیرات مختلف در قالبی نو وارد شده است و نام های مختلفی در هر کشوری  تا کشور دیگر  بخود گرفته است و در جوامع خود را مطرح می کند گر چه آمریکایی ها دوست دارند خود را نسبت به فاشیسم دور سازند؟

,

اما نقش و عملکرد آمریکایی همان  فاشیسم  خجالتی

,

جورج کارلین این کتاب فاشیسم با لبخند و فاشیسم مهربان لیبرال معرفی می کند این کتاب سابقه و جایگزینی فاسیسم با لیبرالیسم آمریکا را نشان خواهد داد که ریشه و پیوند آن با فاشیسم سنتی را نشان می دهداما همچنین استاندارد برابری فاشیسم با فریب در واقعیت ها محافظه کاران، لیبرال اصلی سنتی هستند در حالی که بسیاری از لیبرالها، فاشیست مهربان بشمار می آیند.

,

شباهت های دیگر بین ایده های فاشیست در نسخه های ایتالیایی و آلمانی و بین لیبرالیسم مدرن آمریکا وجود دارد. به عنوان مثال تسلط شرکت هایی که در هسته اقتصاد لیبرال قرار دارند. اکنون به عنوان یک مانع در برابر احزاب دیگر است. با این حال، ایده های بیل و هیلاری کلینتون، جان کری و رابرت رایک بسیار شبیه به ایدئولوژی های راه سوم  است که اقتصادهای فاشیستی را در دهه های 1920 و 1930 ایجاد کردند.

,

بدون شک به دست آوردن معامله نو توسط لیبرالیسم مدرن، لیبرالیسم مدرن را در خانواده فاشیسم قرار می دهد. و در رویکرد فرهنگی هم لیبرالیسم دنبال رو فاشیسم است. که بشریت را می خواهد با توابع فرهنگی ظاهراً منفعت آمیز برای آنها تحت سلطه و بندگی خود بگیرد کتاب دموکراسی در آمریکا  توسط الکسیس د توکویل به  تشریح جزئیات این پروسه پرداخته است.

,

لیبرالیسم امروز تمایل به تسخیر جهان با نیروی بازوی خود ندارد. این یک پروژه ملی یا قومی نیست برعکس این یک ایدئولوژی مبتنی بر نیت های ظاهراً خوب و متکی بر لبخند را به عنوان پیشرن خود برگزیده است؟

,

سرانجام، چون ما باید فاشیسم را تعریف کنیم این تعریف من است:فاشیسم به عنوان مسلک دولت است.  یکپارچگی پیکر سیاسی با اقتدارگرائی در آن است که همه چیز سیاسی را می بیند و هر عمل را اینگونه معرفی می کند که به نفع مردم و برای آنها است.

,

و بر این پایه مسئولیت سازماندهی تمام جنبه های زندگی از جمله سلامت و زندگی ما و اعمال وحدت در ایده ها و اقدامات، نیروها، قوانین و یا فشار اجتماعی و همه چیز از جمله دین و اقتصاد باید با اهداف آن مطابقت داشته باشد. هر هویت رقابتی بخشی از مشکل است و بنابراین به عنوان دشمن طبقه بندی می شود. من می توانم استدلال کنم که لیبرالیسم معاصر آمریکا یک تجسم جامع از تمام جنبه های فاشیسم است.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه