واقعیت شورای شهر را بپذیریم!
واقعیت هایی که دیگر نمی توان آنها را در کاغذ ساندویچ رای دهی به تمام اعضای هر دو لیست و اینگونه زرورق های خوشرنگ پنهان کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,شهرداری و مدیریت شهری، امری تخصصی است. این بدان معنا نیست که انجام دیگر کارها نیاز به تخصص ندارد، بلکه بدین معناست که مدیریت شهری، جای سیاست بازی نیست. دور بودن مدیریت شهری از سیاست، امری معقول و پسندیده است. در ساختار نظام جمهوری اسلامی، مجلس و دولت به عنوان دو نهاد اصلی حاکمیتی، سهم اصلی را در مدیریت فضای سیاسی کشور ذیل سیاست های کلی نظام ایفا می کنند. از این رو، کارکرد اصلی شورای شهر و شهرداری ها، به معنی کامل کلمه، خدماتی تعریف شده است. خدماتی که البته حالا در قرن 21، علی الخصوص در شهرهای بزرگ، سهل و ممتنع نیست و واجد لایه های در هم پیچیده ای از حوزه های مختلف می باشد. بر این اساس، انتخاب اعضای شورای شهر بیش و پیش از هر چیز، بایستی متکی بر اندوخته های تجربی و دانشی کاندیدای موردنظر در حوزه تخصصی مسائل مدیریت شهری باشد.
,حالا اما ما در تهران به صورت مشخص از چنین ظرفیت تجربی و تخصصی مبرز و کارآمدی محروم هستیم. این نه یک ادعای سیاسی، نه یک برچسب گروهی و نه خدای ناکرده، کسر شان منتخبان مردم تهران در شواری پنجم است، بلکه روایت صادقانه ای از آن واقعیتی است که ما هم اکنون با آن مواجه هستیم. شواهد مبتنی بر صحت این مدعا را نیز بیش از آنکه لازم باشد در رسانه های موسوم به اصولگرا دید، می توان در صفحات متعدد رسانه های اصلاح طلب مشاهده نمود. ظاهراً کمبود ذخیره تجربی و تخصصی مجموعه شواری پنجم به حدی است که حامیان رسانه ای لیست موسوم به امید نیز کوبیدن یکسویه بر طبل حمایت همه جانبه را به صلاح نمی بینند. کاری هم به این نداریم که همین رسانه ها با همین هیئت تحریریه، درست همین چند ماه پیش همراستا با رسانه سلطنتی انگلیس، رای دهی مطلق به تمام اعضای موجود در این لیست را تبلیغ کرده اند!
,حالا مسئله این است که ما با واقعیت هایی لخت و عور در سطح تهران مواجه هستیم. واقعیت هایی که دیگر نمی توان آنها را در کاغذ ساندویچ رای دهی به تمام اعضای هر دو لیست و اینگونه زرورق های خوشرنگ پنهان کرد. واقعیت این است که اعضای جدید شورای شهر، به روشنی در حال کارورزی و تجربه آموزی هستند و این حتما برای شهری به عظمت تهران با مشکلات عظیم خاص خودش مطلوب نیست. اگر لیست امید مجلس، دیروز امثال دختر صفدر حسینی را به مجلس فرستاده تا آنجا برای ملت قانون بنویسد و ما احتمالاً اثرات چنان قوانینی را بعدترها خواهیم دید، اینجا در تهران ابداً اینگونه نیست. چرا که اولاً اینجا به تبع کم تعداد بودن اعضای شورا، تاثیر تصمیمات هر شخص چند برابر می شود و ثانیاً به دلیل مواجهه روزانه ما و اعضای شورا با مسائل روزانه کلانشهر تهران، نتایج تصمیمات در اینجا بسیار سریع تر بر پوست ما حس خواهد شد.
,مصادیق نابلدی اعضای لیست امید شورای شهر تهران اما چیست و کجاست؟ بگذارید از زبان دوستان اعضای محترم شروع کنیم! روزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد، خرداد ماه جاری نوشت:« یک منبع آگاه توضیحاتی را در مورد ماجرای درخواست 2میلیارد تومان از برخی کاندیداهای شورای شهر تهران جهت حضور در لیست امید ارائه داد. گویا چنین درخواستی از جانب دبیرکل یکی از احزاب سرشناش اصلاح طلب مطرح شده است؛ بدین صورت که وی با برگزاری جلسات خصوصی با کاندیداهای مطرح و خواستار حضور در لیست امید به آنان پیشنهاد می داده که 2 میلیارد تومان بپردازند تا بتوانند در لیست حضور داشته باشند. البته مشخص نبوده آقای غ_ک با چه سازوکاری چنین وعده ای به کاندیداها می داده است.» بعدتر ماجرای فروش کرسی های شورای شهر وارد فاز جدیدتری شد و علیزاده طباطبایی، چهره سرشناس اصلاح طلب هم اعلام کرد به دلیل درخواست پول، در لحظه آخر از حضور در لیست موسوم به امید شورای شهر تهران انصراف داده است.
, .,پیش از علیزاده طباطبایی نیز، فاطمه دانشور عضو اصلاح طلب شورای چهارم طی مصاحبه ای، رنجش عمیق خود از فرآیند چینش لیست مذکور را نشان داده بود. وی گفته بود:«با این وضع دیگر اصلاح طلب نیستم!». دانشور در بخشی دیگر از همان گفتگو تصریح کرده بود:« بیتجربگی در اظهارنظرهای اعضای جدید شورای شهر تهران موج میزند» « برای شهردار نشدن هاشمی ما را حذف کردند» « در شورا ژنرالها را پیاده و سربازان را سوار کردهاند!» گلایه های دانشور البته محدود به همین نمانده بود و هشدار داده بود « اگر شورایعالی سیاستگذاری این رویه غلط را ادامه دهد قطعا جوانان این رویکرد را بر نمیتابند.» حالا زمان زیادی از تمام این اظهارنظرها گذشته است و ما در برابر واقعیت های امروز تهران قرار داریم. واقعیتی که از قضا، رسانه های اصلاح طلب، به سختی از کلیت آن دفاع می کنند! دلیل هم مشخص تر از آن است که نیازمند توضیح باشد.
,واقعیت دیگری هم اما وجود دارد و ان چیزی است که در چشم مردم دیده می شود. قضاوت درباره خوب و بد این ماجرا را طبیعتاً باید به مردم سپرد، ظاهر قضیه اما این است که پروژه های شهری موجود در تهران خوابیده است! از آن سو، رسانه های اصلاح طلب هم نمی توانند چشم بر برخی خبط های عظیم شورا ببندند و بر فرض مثال، پس از ارائه طرح ترافیک جدید تهران، یکی از آنها از وجود 20 اشکال کارشناسی در طرح اولیه خبر می دهد. این یعنی آنکه راننده پشت فرمان، به احتمال زیاد ناشی است. ما البته هرگز دوست نداریم چنین باشد، چرا که فلج شدن تهران، مساوی فلج شدن زندگی چند میلیون آدم و به تبع آن، عقب افتادن کلیت کشور خواهد بود. با این حال، اشکالات وارده به عملکرد شورا همگی با برچشب سیاسی به طرفه العینی دفع می شوند!
,مثلاً اگر مهدی چمران، رئیس دو دوره سابق شورا هم از سر دلسوزی بگوید:« یکی از مهمترین دلایل عدم ارائه طرح از سوی شواری شهرعدم تجربه در حوزه مسائل شهری اعضای شورای پنجم است. با توجه به بی تجربگی و عدم سابقه اعضای شورای شهر در مناسبات شهری بهتر است بدنه شهرداری لوایح کارشناسی شدهای را تهیه و در اختیار شورا قراردهد.»، باز هم برخی دوستان در رسانه های اصلاح طلب بر طبل تفرقه، تنش و برچسب زنی می کوبند. همه اینها در حالی ست که خبرنگاران رسانه های اصلاح طلب در اظهارنطرهای شخصی خود در شبکه های اجتماعی، مکرر به عدم کارآمدی شورا و شهرداری در موضوعات مختلف اعتراف می کنند. بیایید اندکی منصف باشیم و همه با هم به آینده شهر بیندیشیم. منتقدان لزوماً غرض و مرض ندارند، احتمالاً بیسواد هم نباشند!
]
ارسال دیدگاه