گشتی در بازار اصفهان برای خرید کادوی روز مادر/ خریدهایی برای بهترین مخلوقات خدا

گشتی در بازار اصفهان برای خرید کادوی روز مادر/ خریدهایی برای بهترین مخلوقات خدا
امروز روز میلاد دردانه آفرینش، حضرت زهرا(س) و روز مادر است، مادر همان گوهر یکدانه ای که همه عمرش را وقف فرزندان کرد و چیزی نخواست، مادران از فرزندان خود انتظاری جز محبت و احترام ندارند و کادو تنها بهانه ای برای سپاسگذاری از آن ها است
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آرمان زنان، میلاد باسعادت بزرگ بانوی جهان اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مصادف است با روز مادر فرشته آسمانی و هر چه در کتب و روایات از فضیلت این آفریننده خداوند سخن به میان آید کم گفته ایم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  آرمان زنان,

چند روز مانده به این مناسبت زیبا و دوست داشتنی، بازارها پر می شود از مردمی که می خواهند برای مادران خرید کنند، از عروس ها گرفته تا دامادها، از دختران گرفته تا پسرها و همه افرادی که به نوعی برای تشکر و سپاس از این موجود زیبای خداوند می خواهند از او قدردانی کنند با هدیه ای هر چند کوچک که بتوانند این روز را ارج نهند.

,

بازار بزرگ اصفهان یکی از بازارهایی است که اغلب مردم برای خرید به آنجا می روند، خبرنگار ما هم به میان مردم این بازار رفته تا از نزدیک با آن ها گفت و گویی داشته باشد.

,

نورهای رنگارنگ در هم آمیخته با رنگ پارچه های زرق و برق دار، بازار شلوغ است و در کنار هر مغازه خانواده ای ایستاده است و مشغول خرید هستند، بره کشان مغازه دار هاست، پارچه ها را متر می کنند و قیچی می زنند و می پیچند لای روزنامه و می دهند دست مشتری.

,

در یک سو کفش فروش ها ایستاده اند و مشتریان را به مغازه ها دعوت می کنند، نوجوانی اسپند به دست می آید وسط جمعیت و شروع می کند به آوازه خوانی و مردم به او پول می دهند.

,

همه بازار بوی تازگی می دهد، شلوغی ها متفاوت است و از آن نوع شلوغی هاست که به دلت می چسبد، آخر همه آمده اند تا برای عزیزترین فرد زندگیشان هدیه بخرند، دختران دست در دست پدر و عروس ها و دامادها در گوش هم پچ پچ می کنند که چه کادویی بخرند.

,

یکی از مغازه داران می گوید: در ایام مناسبتی ما تقریبا سرمان شلوغ است و شلوغی امروز هم به خاطر خرید کادوی روز مادر است.

,

در یک طرف بازار بر روی روسری ها زده شده است «بیا این طرف بازار کادوی روز مادر» و انگار سر مغازه روسری فروشی شلوغ تر است.

,

جوانی که مشغول زیر و رو کردن روسری هاست می گوید: من یک سال است ازدواج کرده ام و آمده ام تا برای همسرم روسری بخرم، هر چند به چشمش خوش نمی آید، چون در فضای مجازی دوستان کادوها را به هم نشان می دهند و برخی از آقایانی که پولدارتر هستند برای همسرشان طلا و ماشین می خرند، من کارگری بیش نیستم و همین قدر در توانم است که روسری بخرم.

,

مینا دختر 14 ساله ای است که به همراه پدر و برادرش از شهرضا آمده است تا با گشتی در بازار، هدیه مورد علاقه اش را برای مادر بخرد، او می گوید: می خواهم برای مادرم روسری بخرم اما پدرم می گوید چادر بخریم و برادرم می گوید ظرف یا کفش بخریم. باید سلیقه هایمان را یکی کنیم و بالاخره خرید کنیم.

,

مینا بیشتر به سراغ مغازه های روسری فروشی می رود و پدر و برادرش هم به دنبال سلیقه های خودشان هستند اما هر چه هست آنها می خواهند خرید کنند و به شهرضا برگردند.

,

زهرا محبی زنی 45 ساله است که می خواهد برای مادر و مادر شوهرش خرید کند، او می گوید: هر سال برای برای هر دوی آنها یک کادوی مشابه می خرم چون معتقدم مادرم و مادر شوهرم هیچکدام برای من فرقی ندارند.

,

زهرا که بیشتر می خواهد برای آنها چادر بخرد، ادامه می دهد: اجناس گران است اما هر چه که برای مادران بخریم باز هم نمی توانیم زحمات آنها را جبران کنیم.

,

علی که به همراه همسرش برای خرید روز مادر آمده است، می گوید: من و همسرم یک هفته است که عقد کرده ایم و به اتفاق هم آمده ایم بازار تا برای مادرانمان هدیه بخریم. همسرش می گوید مادر با مادر فرقی ندارد البته یکی مادر است و یکی مادر شوهر و می خندد.

,

علی ادامه می دهد: اگر مادرها نباشند انگار هیچ کس در خانه نیست، مادرها فرشته اند، دوست داشتنی اند و دوست دارند همیشه بچه هایشان شاد و سالم و خوشبخت باشند.

,

محمود صالحی یکی از پدرهایی است که آمده است برای همسر و دو دخترش هدیه بخرد، او به خرید چند جفت جوراب بسنده می کند و می گوید: چند ماه است بیکارم همین را هم نمی توانستم بخرم ولی خب شگون ندارد و باید برای همسر و دخترانم خرید کنم.

,

یکی از مردانی که برای خرید طلا آمده است و معلوم است وضع اقتصادی خوبی دارد، می گوید: من هر سال برای همسرم طلا می خرم هر چند کوچک باشد او هم برای من سنگ تمام می گذارد، از تربیت فرزند تا خانه داری و شوهر داری، همسرم حرف ندارد و من برای تشکر از کارهایش این کار را می کنم، برای مادرم هم کادو می خرم اما او توقع خرید طلا از من ندارد.

,

یکی از مادرانی که در گوشه بازار ایستاده است، می گوید: من هفت فرزند دارم که هر سال پول هایشان را روی هم می گذارند و مرا به زیارت می فرستند هر کجا که باشد و همین برای من می ماند، من که دیگر کادوی روسری و کفش نمی خواهم، عمرم را کرده ام دلم می خواهد به سفرهای زیارتی بروم و از این کار خوشحال می شوم.

,

امروز روز دردانه آفرینش روز مادر است، مادر همان گوهر یکدانه ای که همه عمرش را وقف فرزندان کرد و چیزی نخواست، مادران از فرزندان خود انتظاری جز محبت و احترام ندارند، کادو تنها بهانه است، مادر همین که بداند فرزندش هر چند فرسنگ ها دور از او زندگی کند اما شاد و خوشبخت و سالم باشد برایش کافی است، مادر تنها یک دلجویی میخواهد حتی اگر دیگر در این دنیا نباشد.

,

قدرت را می دانم مادر؛ روزت مبارک بهترینم …

,


انتهای پیام/

,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه