نقدی بر سریال های در حال پخش سیما:
تلویزیون با رواج مصرف گرایی به نهادینه کردن فرهنگ غربی در جامعه کمک می کند
با وجودی که هم اکنون با انواع تهدیدات در تغیر سبک زندگی اسلامی و تبدیل آن به سبک زندگی غربی مواجه هستیم تلویزیون نیز با رواج مصرف گرایی به نهادینه کردن فرهنگ غربی در جامعه کمک می کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نگارانه؛ سریال های تلویزیونی به ویژه در دو دهه اخیر و پس از پایان جنگ تحملی در ترویج مصرف زدگی و تجمل گرایی نقش زیادی داشته است. به طوری که برخی از آنان تلویزیون را به در مقام یک دستگاه تبلیغاتی در رواج فرهنگ مصرف گرایی و الگوهای سرمایه داری متهم می کنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نگارانه؛,در روز های پایانی سال شاهد پخش دو سریال پر مخاطب از شبکه های سیما هستیم که با نشان دادن زندگی مرفه تجمل گرایی را رواج می دهد با نشان دادن خانه هایی مجلل، سفره هایی با انواع غذاها و دسرها، خانه هایی که در این شرایط اقتصادی معمولا افراد بسیار کمی از جامعه در این شرایط زندگی می کنند و با زندگی افراد معمول جامعه بیگانه است .
,سریال آنام که این شب ها از شبکه سه سیما پخش می شود و آنام ژانری اجتماعی خانوادگی دارد و درباره مادری به نام آنام است که درگیر مسائل زندگی و خانواده اش است..
,سریال هست و نیست که نیز از شبکه دو سیما پخش می شود گاهى بود و نبود و هست و نیست ادمها، به وسوسهاى گره میخورد که به سادگی باز نمی شود…!این فیلم داستان دو باجه ناق است که اختلافات قدیمی با یکدیگر دارند . از این رو فرزندان شان عاشق یکدیگر می شوند و …
,رسانه های جمعی به ویژه نوع بصری آن مثل سینما و تلویزیون، علاوه بر کارکردهای هنری و سرگرمی دارای تاثیرات اجتماعی و رفتاری هم بر مخاطب هستند و اساسا کارکرد آموزشی و فرهنگ سازی نیز به واسطه همین قدرت برای این رسانه ها متصور می شود. اما تلویزیون نه فقط در قیاس با دیگر رسانه ها حتی نسبت با سینما که دارای وجوه بصری هست نیز دامنه و عمق بیشتری بر روی مخاطبان و شکل گیری افکار و رفتار عمومی در جامعه دارد.
,امروزه جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی و متخصصان علوم ارتباطات با تحقیقات گسترده ای که درباره این مسئله داشتند، تلویزیون را یک ابزار بزرگ و قدرتمند در فرآیند شکل گیری و بسط فرهنگ و خرده فرهنگ های مختلف در سطح جامعه می دانند که گاه تاثیر آن از نهادهای آموزشی مثل مدرسه و دانشگاه نیز افزونتر است.
,بدیهی است در میان برنامه ها و آیتم های مختلف تلویزیونی سریال های داستانی و طنز بیشترین حجم مخاطب را به خود اختصاص می دهند و چگونگی ساخت این آثار و مضامین و درونمایه آن ها در حد یک سرگرمی باقی نمی ماند، بلکه به دنیای ذهنی و زندگی خصوصی و شخصی مخاطبان نفوذ کرده و آن را به نفع خویش مصادره می کند.
,شاید در ظاهر پخش یک سریال تلویزیونی حتی آن ها که پر مخاطب هستند و به اصطلاح سرو صدا می کنند، بعد از مدتی به فراموشی سپرده شوند، اما تاثیرات روانی و اجتماعی آن در ضمیر ناخودآگاه افراد و جامعه باقی می ماند و به کارکرد خود تداوم می بخشد از این روست که بسیاری از فرهیختگان و اندیشمندان معتقدند که سریال های تلویزیونی به ویژه در دو دهه اخیر و پس از پایان جنگ تحملی در ترویج مصرف زدگی و تجمل گرایی نقش زیادی داشته است. چه بسیار مدها یا نیازهای کاذب و سبک های لوکس زندگی به واسطه تولید و پخش این نوع سریال ها به فرهنگ عمومی جامعه تزریق شده و سطح مطالبات مردم به ویژه نسل جوان را از رفاه و شیوه زندگی بالا برده است.
,با وجودی که هم اکنون با انواع تهدیدات در تغیر سبک زندگی اسلامی و تبدیل آن به سبک زندگی غربی مواجه هستیم تلویزیون نیز با رواج مصرف گرایی به نهادینه کردن فرهنگ غربی در جامعه کمک می کند.
,این تصاویر لوکس و فانتزی که با واقعیت موجود در جامعه و زندگی اکثر مردم در تضاد قرار دارد، علاوه بر این که تصویر وارونه ای از واقعیت نشان می دهد، تصور کاذبی نیز از واقعیت اجتماعی در ذهن جوانان می آفریند که بازخورد آن را می توان در اختلاف نسلی و جنگ و دعوای فرزندان و والدینشان برای تقاضا و توقع بیشتر از آن چه که ممکن است، ردیابی کرد. مثلا در بسیاری از سریال های تلویزیون با زوج جوانی که تازه ازدواج کرده اند مواجه می شویم که در همان ابتدای زندگی همه چیز دارند یا کارمند و کارگری را می بینیم که خانه لوکس و ماشین گرانقیمتی دارد و یا اساسا داستان ها و قصه های این مجموعه ها در طبقات مرفه و ثروتمند جامعه رخ می دهد. گویی زندگی طبقات فقیر و فرودست جامعه دارای هیچ ظرفیت دراماتیک و نمایش پذیری نیست که بتوان آن را دست مایه ساخت یک سریال قرار داد.
,تماشای برنامه هایی که سرشار از تجملات و سرشار از زندگی های در رفاه هستند و دیدن فیلم ها و سریال هایی که همه مردم در ابتدا و انتهای آن خوشبخت و فارغ از دغدغه های مالی هستند از یک سو و نیز اجرای برنامه هایی که راحت طلبی و رفاه زدگی را تبلیغ می کنند از سوی دیگر بر رفتار تجمل گرایانه تلویزیون افزوده است.
,به نظر می رسد این سریال ها نوعی بی عدالتی بصری را به تضاد و فاصله طبقاتی در جامعه می افزایند و در آتش آن می دمند. البته نمی توان رواج مصرف گرایی و تجمل زدگی را صرفا به تولید آثار تلویزیونی تقلیل داد. این مسئله یک پدیده کلان اجتماعی است که تبیین آن خارج از حوصله این مقاله است.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه