گردان158 و پاسگاه پلنگی
گردان 158 یکی از گردانهای لشکر انصارالحسین علیه السلام است که کمتر مطلبی در مورد آن نوشته شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح رزن،این گردان متشکل از شیرمردان دیار درگزین(رزن)، فامنین و کبودراهنگ بوده که محل استقرار گردان 158 در اواخر سال 66 در منطقه #ماووت بود. پاسگاه پلنگی بین ارتفاعات الاغ لو و بردهوش قرار داشت که منطقه ای بسیار حساس و در تیررس مستقیم دشمن بعثی بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح رزن،,در این منطقه، نقطه ای بسیار حساس و خطرناک به نام تپه ملاقه(ملاقی/ ملاقه ای) وجود داشت که اگر کسی روزهنگام در آن زخمی می شد باید تا شب منتظر می ماند.
شهید زهره وند(ظهروند) در آنجا زخمی شد. به علت حجم بالای آتش و نیز تیرهای مستقیم، امکان انتقال او به محل امن وجود نداشت. برادر قربانی و ضابطی تحمل چنین وضعیتی نداشتند و اصرار به آوردن پیکر مجروح برادر زهره وند داشتند. تا ساعت 16 هرقدر تلاش کردند نشد. وقتی بچه ها بر بالین اش رسیدند او دیگر آسمانی شده بود. چقدر سخت است که همرزم و دوست صمیمی ات در جلوی دیدگانت پرپر شود.
پاسگاه پلنگی نقطه مهمی است که در خاطرات مکتوب رزمندگان و سرداران کمتر به آن اشاره شده است.
شهید ابوالقاسم صفایی(روستای امام زاده قهاوند) تازه ازدواج کرده، و سنگرش کنار رودخانه و پائین تر از تپه ملاقه(ای) بود. ترکشهای خمپاره 60 او را شدیدا زخمی نمود.
مصطفی نساج مسئول محور از زخمی شدن اش باخبر شده بود. هرکار کردیم نتوانستیم نتیجه ای بگیریم. بچه های بیسیم چی در حال کشف رمز بودند. نیم ساعت بعد از طریق بیسیم به فرماندهی اعلام شد، ابوالقاسم با آن همه صفایش به دیدار معبود شتافت. بعد از شهادت، پسرش به دنیا آمد و پدر روی پسر را ندید.
بخشی از خاطرات سرهنگ بازنشسته حاج نادعلی توسلی
تدوین: مهندس احمد صلاحی. هجدهم اسفند96
در این منطقه، نقطه ای بسیار حساس و خطرناک به نام تپه ملاقه(ملاقی/ ملاقه ای) وجود داشت که اگر کسی روزهنگام در آن زخمی می شد باید تا شب منتظر می ماند.
شهید زهره وند(ظهروند) در آنجا زخمی شد. به علت حجم بالای آتش و نیز تیرهای مستقیم، امکان انتقال او به محل امن وجود نداشت. برادر قربانی و ضابطی تحمل چنین وضعیتی نداشتند و اصرار به آوردن پیکر مجروح برادر زهره وند داشتند. تا ساعت 16 هرقدر تلاش کردند نشد. وقتی بچه ها بر بالین اش رسیدند او دیگر آسمانی شده بود. چقدر سخت است که همرزم و دوست صمیمی ات در جلوی دیدگانت پرپر شود.
پاسگاه پلنگی نقطه مهمی است که در خاطرات مکتوب رزمندگان و سرداران کمتر به آن اشاره شده است.
شهید ابوالقاسم صفایی(روستای امام زاده قهاوند) تازه ازدواج کرده، و سنگرش کنار رودخانه و پائین تر از تپه ملاقه(ای) بود. ترکشهای خمپاره 60 او را شدیدا زخمی نمود.
مصطفی نساج مسئول محور از زخمی شدن اش باخبر شده بود. هرکار کردیم نتوانستیم نتیجه ای بگیریم. بچه های بیسیم چی در حال کشف رمز بودند. نیم ساعت بعد از طریق بیسیم به فرماندهی اعلام شد، ابوالقاسم با آن همه صفایش به دیدار معبود شتافت. بعد از شهادت، پسرش به دنیا آمد و پدر روی پسر را ندید.
بخشی از خاطرات سرهنگ بازنشسته حاج نادعلی توسلی
تدوین: مهندس احمد صلاحی. هجدهم اسفند96
در این منطقه، نقطه ای بسیار حساس و خطرناک به نام تپه ملاقه(ملاقی/ ملاقه ای) وجود داشت که اگر کسی روزهنگام در آن زخمی می شد باید تا شب منتظر می ماند.
شهید زهره وند(ظهروند) در آنجا زخمی شد. به علت حجم بالای آتش و نیز تیرهای مستقیم، امکان انتقال او به محل امن وجود نداشت. برادر قربانی و ضابطی تحمل چنین وضعیتی نداشتند و اصرار به آوردن پیکر مجروح برادر زهره وند داشتند. تا ساعت 16 هرقدر تلاش کردند نشد. وقتی بچه ها بر بالین اش رسیدند او دیگر آسمانی شده بود. چقدر سخت است که همرزم و دوست صمیمی ات در جلوی دیدگانت پرپر شود.
پاسگاه پلنگی نقطه مهمی است که در خاطرات مکتوب رزمندگان و سرداران کمتر به آن اشاره شده است.
شهید ابوالقاسم صفایی(روستای امام زاده قهاوند) تازه ازدواج کرده، و سنگرش کنار رودخانه و پائین تر از تپه ملاقه(ای) بود. ترکشهای خمپاره 60 او را شدیدا زخمی نمود.
مصطفی نساج مسئول محور از زخمی شدن اش باخبر شده بود. هرکار کردیم نتوانستیم نتیجه ای بگیریم. بچه های بیسیم چی در حال کشف رمز بودند. نیم ساعت بعد از طریق بیسیم به فرماندهی اعلام شد، ابوالقاسم با آن همه صفایش به دیدار معبود شتافت. بعد از شهادت، پسرش به دنیا آمد و پدر روی پسر را ندید.
بخشی از خاطرات سرهنگ بازنشسته حاج نادعلی توسلی
تدوین: مهندس احمد صلاحی. هجدهم اسفند96
در این منطقه، نقطه ای بسیار حساس و خطرناک به نام تپه ملاقه(ملاقی/ ملاقه ای) وجود داشت که اگر کسی روزهنگام در آن زخمی می شد باید تا شب منتظر می ماند.
شهید زهره وند(ظهروند) در آنجا زخمی شد. به علت حجم بالای آتش و نیز تیرهای مستقیم، امکان انتقال او به محل امن وجود نداشت. برادر قربانی و ضابطی تحمل چنین وضعیتی نداشتند و اصرار به آوردن پیکر مجروح برادر زهره وند داشتند. تا ساعت 16 هرقدر تلاش کردند نشد. وقتی بچه ها بر بالین اش رسیدند او دیگر آسمانی شده بود. چقدر سخت است که همرزم و دوست صمیمی ات در جلوی دیدگانت پرپر شود.
پاسگاه پلنگی نقطه مهمی است که در خاطرات مکتوب رزمندگان و سرداران کمتر به آن اشاره شده است.
شهید ابوالقاسم صفایی(روستای امام زاده قهاوند) تازه ازدواج کرده، و سنگرش کنار رودخانه و پائین تر از تپه ملاقه(ای) بود. ترکشهای خمپاره 60 او را شدیدا زخمی نمود.
مصطفی نساج مسئول محور از زخمی شدن اش باخبر شده بود. هرکار کردیم نتوانستیم نتیجه ای بگیریم. بچه های بیسیم چی در حال کشف رمز بودند. نیم ساعت بعد از طریق بیسیم به فرماندهی اعلام شد، ابوالقاسم با آن همه صفایش به دیدار معبود شتافت. بعد از شهادت، پسرش به دنیا آمد و پدر روی پسر را ندید.
بخشی از خاطرات سرهنگ بازنشسته حاج نادعلی توسلی
تدوین: مهندس احمد صلاحی. هجدهم اسفند96
در این منطقه، نقطه ای بسیار حساس و خطرناک به نام تپه ملاقه(ملاقی/ ملاقه ای) وجود داشت که اگر کسی روزهنگام در آن زخمی می شد باید تا شب منتظر می ماند.
,شهید زهره وند(ظهروند) در آنجا زخمی شد. به علت حجم بالای آتش و نیز تیرهای مستقیم، امکان انتقال او به محل امن وجود نداشت. برادر قربانی و ضابطی تحمل چنین وضعیتی نداشتند و اصرار به آوردن پیکر مجروح برادر زهره وند داشتند. تا ساعت 16 هرقدر تلاش کردند نشد. وقتی بچه ها بر بالین اش رسیدند او دیگر آسمانی شده بود. چقدر سخت است که همرزم و دوست صمیمی ات در جلوی دیدگانت پرپر شود.
,پاسگاه پلنگی نقطه مهمی است که در خاطرات مکتوب رزمندگان و سرداران کمتر به آن اشاره شده است.
,شهید ابوالقاسم صفایی(روستای امام زاده قهاوند) تازه ازدواج کرده، و سنگرش کنار رودخانه و پائین تر از تپه ملاقه(ای) بود. ترکشهای خمپاره 60 او را شدیدا زخمی نمود.
,مصطفی نساج مسئول محور از زخمی شدن اش باخبر شده بود. هرکار کردیم نتوانستیم نتیجه ای بگیریم. بچه های بیسیم چی در حال کشف رمز بودند. نیم ساعت بعد از طریق بیسیم به فرماندهی اعلام شد، ابوالقاسم با آن همه صفایش به دیدار معبود شتافت. بعد از شهادت، پسرش به دنیا آمد و پدر روی پسر را ندید.
,
بخشی از خاطرات سرهنگ بازنشسته حاج نادعلی توسلی
تدوین: مهندس احمد صلاحی. هجدهم اسفند96
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه