بخش دوم گفتگو با فریدون آسرایی؛
خیلیها میگویند با موسیقیهای شما عاشق شدهایم!/ خوانندههای باهوش، گلیمشان را از آب میکشند
خواننده سرشناس کشور با بیان این که تلاش کردهام تا فضای موسیقیام مثبت باشد گفت: بسیار شنیدهام که افرادی بگویند ما با آهنگهای شما عاشق شدهایم
فروپاشی امپراتوری بسیاری از خوانندهها
من تلاش کردهام که خودم را در این عرصه نگهدارم. نمیگویم که من خیلی خوب عمل کردهام اما تا حدودی ماندگاریام را حفظ کردهام. من سالها علاقهای نداشتم که موسیقی را به عنوان یک حرفه انتخاب کنم اما از سال 1990 تصمیم گرفتم که به طور حرفهای به موسیقی بپردازم، توانستهام تا حدی ماندگاری خودم را حفظ کنم. من قبلا هم گفتهام که طی سهچهار سال اخیر امپراتوری بسیاری از خوانندهها فروپاشیده است.
برخی از خوانندگان سالهای سال بر عرصه موسیقی حکومت میکردند و همواره روی بورس بودند. آنها بهترین درآمدها را کسب میکردند. اما فضای موسیقی ناگهان دچار تغییر شد. فضای موسیقی پس از خوانندگانی مثل محمد علیزاده، بین تعداد زیادی از خوانندگان جدید تقسیم شد. سلیقه مردمِ امروز اینگونه نیست که سالها به آثار یکنفر گوش بدهند و هیچ خوانندهای نمیتواند با یک سبک موسیقی سالها بر این عرصه حکومت کند.
مرآت- برخی معتقدند که ما در حوزه ملودی به تکرار رسیدهایم. ترانهها تغییر میکنند اما ضرباهنگ موسیقیها به هم شبیهند. قبول دارید که خوانندگان ما صاحب برندی در حوزه ملودی نیستند؟ دلیل به تکرار افتادن ملودیها چیست؟
در حال حاضر چیزی به نام «تنظیم» و «تنظیمکننده» ملاک نیست. قبلا همه دوست داشتند که با فلان تنظیمکننده کار کنند و تنظیمکننده میتوانست تعیینکننده باشد و نقش بزرگی در موسیقی ایفا کند. امروز سهم تنظیم و تنظیمکننده کمتر شده است. باز هم باید به سلیقه مردم رجوع کنیم. اکثریت مردم همیشه درست فکر نمیکنند و درست تشخیص نمیدهند اما به هر حال باید به سلیقه مردم احترام گذاشت.
پیروی اکثریت از یک موضوع، دلیل بر درستی آن نیست. گاهی مردم فکر میکنند که فردی بهترین گزینه برای یک سِمت است. به او رأی میدهند، بسیار هم رأی میهند اما بعد از یکسال، چهار سال یا پنجسال متوجه میشوند که اشتباه کردهاند. ببینید، اکثریت رأی دادهاند و بعد متوجه شدهاند که اشتباه کردهاند. فهمیدهاند که کسی که حرفهای زیبایی زده بود، آن کسی که ادعا میکرده نبوده است.

اکثریت همیشه درست فکر نمیکنند
بنابراین گرایش اکثریت به یک مسأله در همه موارد دلیل بر درستی آن مسأله نیست. به هر حال باید موشکافی کنیم تا بفهمیم که چرا مردم به این نوع موسیقی گرایش پیدا کردهاند. البته امروز تنوع در موسیقی بسیار بیشتر از گذشته است.
مرآت- آقای آسرایی! اقتصاد هنر هم برای خوانندگان و هم برای متولیان امر مسأله مهمی است. احساس میشود که در این زمینه نقصهایی وجود دارد. در حال حاضر عمده درآمد خوانندگان مربوط به کنسرتهاست و فروش آثار تقریبا سهمی در درآمدهای آنها ندارد. به نظر میرسد که مارکت موسیقی ایران، قدرتمند و درآمدزا نیست. با این دیدگاه موافقید؟
چرا فکر میکنید مارکت موسیقی ایران درآمدزا و قدرتمند نیست؟
مرآت- از این جهت که عمده خوانندگان به طور حرفهای از هنر خود کسب درآمد نمیکنند.
بله موسیقی برای عمده خوانندگان درآمدزا نیست اما برای خوانندهای که روی بورس است و سه شب در هفته برنامه اجرا میکند و برای هر شب 100 میلیون تومان پول دریافت میکند چطور؟ درست است که همه این درآمدها به خواننده نمیرسد اما خوانندهای که در پنجشب نزدیک به 500 میلیونتومان درآمد کسب میکند، حتی اگر نصف این مبلغ مستقیما به خود او پرداخت شود، رقم بالایی است.
مرآت- با توجه به این که این درآمدها ناپایدار هستند، به اعتقاد شما این درآمدها حرفهای محسوب میشوند؟
برای خوانندگانی که بازارشان گرم باشد، حرفهای است. حتی خوانندگانی که یکسال روی بورس هستند میتوانند در همین مدت پشتوانه مالی خوبی برای خودشان فراهم کنند. اکثر خوانندهها در ابتدا به لحاظ مالی توانمند نیستند. البته درآمد موسیقی به درآمدهای فوتبال نمیرسد! مگر این که خوانندهای درجه یک باشد تا بتواند به درآمد فوتبالیستها نزدیک شود.

خوانندههای باهوش گلیمشان را از آب میکشند
اما به هر حال باید دید که آیا آنقدر باهوش هستید که در مدتی که به عنوان یک خواننده درآمد دارید، پشتوانهای برای خود فراهم کنی؟ آنها که باهوش باشند میتوانند. کسانی که پیشتر در مراسمها یا در رستورانها میخواندهاند و ناگهان به یک خواننده مشهور بدل میشوند با یک معجزه مواجه شدهاند بنابراین باید از این معجزه نهایت استفاده را ببرند.
در مجموع موسیقی برای برخی از خوانندگان بسیار بسیار درآمدزاست.

خیلیها میگویند با موسیقیهای شما عاشق شدهایم!
مرآت- آیا شما به پیامدهای روانی موزیکهایی که به مردم ارائه میکنید، توجه کردهاید؟ شاید مسأله بعیدی به نظر برسد اما ممکن است مثلا کسی که حالِ خوشی ندارد با گوش کردن یک موسیقی بسیار غمگین، تصمیمش برای خودکشی را عملی کند. شما به فرامتنهای موسیقی خود میاندیشید؟
من تلاش کردهام که فضای موسیقیام مثبت باشد و هرگز به سمت فضاهای منفی نرفتهام. موسیقی منفی طبیعتا میتواند اثرات منفی نیز داشته باشد. من بسیار شنیدهام که افرادی میگویند ما با فلان آهنگ شما عاشق شدهایم. خب این یک پیامد مثبت بوده است. در نقطه مقابل خیلیها هستند که به طور مثال برای خودکشی منتظر یک تلنگر هستند و ممکن است موسیقی غمگین همان تلنگر باشد.
بنابراین موسیقی میتواند پیامدهایی مثبت یا منفی داشته باشد. در ترکیه خوانندهای موزیکی را منتشر کرد که در آن گفته میشد:«امشب خودم را میکشم» آن موزیک را به سرعت از سطح جامعه جمع کردند چراکه خیلیها با شنیدن این آهنگ دست به خودکشی زده بودند. در کشوری دیگر، در پی انتشار یک موزیک متعلق به یک گروه موسیقی، دو کودک دست به خودکشی زده بودند. آنها با گلوله یکدیگر را هدف قرار داده بودند و یکی از آنها کشته شده بود. آن گروه موسیقی در دادگاه به جرم انتشار موسیقی مخرب محکوم شده بود.
موسیقی میتواند سازنده و امیدوارکننده باشد و نیز میتواند مخرب باشد.

نوروزهای کودکیام را دوست دارم
مرآت- آقای آسرایی! کدامیک از نوروزهای زندگیتان را خاطرهانگیزتر میدانید؟
نوروزهای کودکی من بهترین روزهای زندگیام بودند. مدرسهها که تعطیل میشد با دوستانم بیرون میرفتیم و آن خاطرهها را بسیار دوست دارم.
مرآت- از استان سمنان خاطرهای دارید؟
من در نوروز یکی دو سال قبل به استان سمنان سفر کردم و میهمان صداوسیمای این استان بودم. این سفر برای من بسیار لذتبخش بود.
مرآت- و سخن آخر.
من سال خوبی را برای همه مردم ایران آرزو میکنم.
گفتگو و تنظیم: محسن حسنزاده
انتهای پیام/
ماندگاری شهرت؛ دشوارتر از مشهور شدن
مرآت- بخشی از سرعت تغییری که در بخش نخست گفتگو از آن سخن گفتیم متوجه خود خوانندگان نیز هست! در واقع شاید به این دلیل که سرعت تنوعطلبی مردم افزایش پیدا کرده است، مدت زمان پایداری خوانندهها در عرصه موسیقی کاهش پیدا کرده است! در حال حاضر خوانندگانِ بسیاری وارد عرصه موسیقی میشوند و به سرعت افراد دیگری جای آنها را میگیرند. از نگاه این امر از مقتضیات زمان است یا نقصی است در خوانندگان ما؟
ماندگاری خوانندگان قدیمی ما در عرصه موسیقی بسیار طولانیتر بوده است. شهرت اتفاق نادری است که ممکن است در زندگی یک خواننده رخ بدهد؛ اتفاقی که هزارانهزار خواننده آن را تجربه نمیکنند. ماندگاری شهرت البته دشوارتر از مشهور شدن است. کسانی در عرصه شهرت ماندگار خواهند شد که راز ماندگاری را بلد باشند. چنین افرادی باید دائما بهروز باشند.
بسیاری از خوانندگان نتوانستند شهرت خود را حفظ کنند. من در سال 83 به ایران آمدم؛ یعنی در زمانی که خوانندگان و گروههای معروف و محبوبی بسیار فعال بودند. اکنون باید ببینیم که کدامیک از خوانندگانی که طی سالهای 80 تا 85 فعال بودند، ماندگار شدهاند؟ متأسفانه امروز از بسیاری از خوانندگان دهه گذشته چیزی نمیشنویم.

فروپاشی امپراتوری بسیاری از خوانندهها
من تلاش کردهام که خودم را در این عرصه نگهدارم. نمیگویم که من خیلی خوب عمل کردهام اما تا حدودی ماندگاریام را حفظ کردهام. من سالها علاقهای نداشتم که موسیقی را به عنوان یک حرفه انتخاب کنم اما از سال 1990 تصمیم گرفتم که به طور حرفهای به موسیقی بپردازم، توانستهام تا حدی ماندگاری خودم را حفظ کنم. من قبلا هم گفتهام که طی سهچهار سال اخیر امپراتوری بسیاری از خوانندهها فروپاشیده است.
برخی از خوانندگان سالهای سال بر عرصه موسیقی حکومت میکردند و همواره روی بورس بودند. آنها بهترین درآمدها را کسب میکردند. اما فضای موسیقی ناگهان دچار تغییر شد. فضای موسیقی پس از خوانندگانی مثل محمد علیزاده، بین تعداد زیادی از خوانندگان جدید تقسیم شد. سلیقه مردمِ امروز اینگونه نیست که سالها به آثار یکنفر گوش بدهند و هیچ خوانندهای نمیتواند با یک سبک موسیقی سالها بر این عرصه حکومت کند.
مرآت- برخی معتقدند که ما در حوزه ملودی به تکرار رسیدهایم. ترانهها تغییر میکنند اما ضرباهنگ موسیقیها به هم شبیهند. قبول دارید که خوانندگان ما صاحب برندی در حوزه ملودی نیستند؟ دلیل به تکرار افتادن ملودیها چیست؟
در حال حاضر چیزی به نام «تنظیم» و «تنظیمکننده» ملاک نیست. قبلا همه دوست داشتند که با فلان تنظیمکننده کار کنند و تنظیمکننده میتوانست تعیینکننده باشد و نقش بزرگی در موسیقی ایفا کند. امروز سهم تنظیم و تنظیمکننده کمتر شده است. باز هم باید به سلیقه مردم رجوع کنیم. اکثریت مردم همیشه درست فکر نمیکنند و درست تشخیص نمیدهند اما به هر حال باید به سلیقه مردم احترام گذاشت.
پیروی اکثریت از یک موضوع، دلیل بر درستی آن نیست. گاهی مردم فکر میکنند که فردی بهترین گزینه برای یک سِمت است. به او رأی میدهند، بسیار هم رأی میهند اما بعد از یکسال، چهار سال یا پنجسال متوجه میشوند که اشتباه کردهاند. ببینید، اکثریت رأی دادهاند و بعد متوجه شدهاند که اشتباه کردهاند. فهمیدهاند که کسی که حرفهای زیبایی زده بود، آن کسی که ادعا میکرده نبوده است.

اکثریت همیشه درست فکر نمیکنند
بنابراین گرایش اکثریت به یک مسأله در همه موارد دلیل بر درستی آن مسأله نیست. به هر حال باید موشکافی کنیم تا بفهمیم که چرا مردم به این نوع موسیقی گرایش پیدا کردهاند. البته امروز تنوع در موسیقی بسیار بیشتر از گذشته است.
مرآت- آقای آسرایی! اقتصاد هنر هم برای خوانندگان و هم برای متولیان امر مسأله مهمی است. احساس میشود که در این زمینه نقصهایی وجود دارد. در حال حاضر عمده درآمد خوانندگان مربوط به کنسرتهاست و فروش آثار تقریبا سهمی در درآمدهای آنها ندارد. به نظر میرسد که مارکت موسیقی ایران، قدرتمند و درآمدزا نیست. با این دیدگاه موافقید؟
چرا فکر میکنید مارکت موسیقی ایران درآمدزا و قدرتمند نیست؟
مرآت- از این جهت که عمده خوانندگان به طور حرفهای از هنر خود کسب درآمد نمیکنند.
بله موسیقی برای عمده خوانندگان درآمدزا نیست اما برای خوانندهای که روی بورس است و سه شب در هفته برنامه اجرا میکند و برای هر شب 100 میلیون تومان پول دریافت میکند چطور؟ درست است که همه این درآمدها به خواننده نمیرسد اما خوانندهای که در پنجشب نزدیک به 500 میلیونتومان درآمد کسب میکند، حتی اگر نصف این مبلغ مستقیما به خود او پرداخت شود، رقم بالایی است.
مرآت- با توجه به این که این درآمدها ناپایدار هستند، به اعتقاد شما این درآمدها حرفهای محسوب میشوند؟
برای خوانندگانی که بازارشان گرم باشد، حرفهای است. حتی خوانندگانی که یکسال روی بورس هستند میتوانند در همین مدت پشتوانه مالی خوبی برای خودشان فراهم کنند. اکثر خوانندهها در ابتدا به لحاظ مالی توانمند نیستند. البته درآمد موسیقی به درآمدهای فوتبال نمیرسد! مگر این که خوانندهای درجه یک باشد تا بتواند به درآمد فوتبالیستها نزدیک شود.

خوانندههای باهوش گلیمشان را از آب میکشند
اما به هر حال باید دید که آیا آنقدر باهوش هستید که در مدتی که به عنوان یک خواننده درآمد دارید، پشتوانهای برای خود فراهم کنی؟ آنها که باهوش باشند میتوانند. کسانی که پیشتر در مراسمها یا در رستورانها میخواندهاند و ناگهان به یک خواننده مشهور بدل میشوند با یک معجزه مواجه شدهاند بنابراین باید از این معجزه نهایت استفاده را ببرند.
در مجموع موسیقی برای برخی از خوانندگان بسیار بسیار درآمدزاست.

خیلیها میگویند با موسیقیهای شما عاشق شدهایم!
مرآت- آیا شما به پیامدهای روانی موزیکهایی که به مردم ارائه میکنید، توجه کردهاید؟ شاید مسأله بعیدی به نظر برسد اما ممکن است مثلا کسی که حالِ خوشی ندارد با گوش کردن یک موسیقی بسیار غمگین، تصمیمش برای خودکشی را عملی کند. شما به فرامتنهای موسیقی خود میاندیشید؟
من تلاش کردهام که فضای موسیقیام مثبت باشد و هرگز به سمت فضاهای منفی نرفتهام. موسیقی منفی طبیعتا میتواند اثرات منفی نیز داشته باشد. من بسیار شنیدهام که افرادی میگویند ما با فلان آهنگ شما عاشق شدهایم. خب این یک پیامد مثبت بوده است. در نقطه مقابل خیلیها هستند که به طور مثال برای خودکشی منتظر یک تلنگر هستند و ممکن است موسیقی غمگین همان تلنگر باشد.
بنابراین موسیقی میتواند پیامدهایی مثبت یا منفی داشته باشد. در ترکیه خوانندهای موزیکی را منتشر کرد که در آن گفته میشد:«امشب خودم را میکشم» آن موزیک را به سرعت از سطح جامعه جمع کردند چراکه خیلیها با شنیدن این آهنگ دست به خودکشی زده بودند. در کشوری دیگر، در پی انتشار یک موزیک متعلق به یک گروه موسیقی، دو کودک دست به خودکشی زده بودند. آنها با گلوله یکدیگر را هدف قرار داده بودند و یکی از آنها کشته شده بود. آن گروه موسیقی در دادگاه به جرم انتشار موسیقی مخرب محکوم شده بود.
موسیقی میتواند سازنده و امیدوارکننده باشد و نیز میتواند مخرب باشد.

نوروزهای کودکیام را دوست دارم
مرآت- آقای آسرایی! کدامیک از نوروزهای زندگیتان را خاطرهانگیزتر میدانید؟
نوروزهای کودکی من بهترین روزهای زندگیام بودند. مدرسهها که تعطیل میشد با دوستانم بیرون میرفتیم و آن خاطرهها را بسیار دوست دارم.
مرآت- از استان سمنان خاطرهای دارید؟
من در نوروز یکی دو سال قبل به استان سمنان سفر کردم و میهمان صداوسیمای این استان بودم. این سفر برای من بسیار لذتبخش بود.
مرآت- و سخن آخر.
من سال خوبی را برای همه مردم ایران آرزو میکنم.
گفتگو و تنظیم: محسن حسنزاده
انتهای پیام/
ماندگاری شهرت؛ دشوارتر از مشهور شدن
مرآت- بخشی از سرعت تغییری که در بخش نخست گفتگو از آن سخن گفتیم متوجه خود خوانندگان نیز هست! در واقع شاید به این دلیل که سرعت تنوعطلبی مردم افزایش پیدا کرده است، مدت زمان پایداری خوانندهها در عرصه موسیقی کاهش پیدا کرده است! در حال حاضر خوانندگانِ بسیاری وارد عرصه موسیقی میشوند و به سرعت افراد دیگری جای آنها را میگیرند. از نگاه این امر از مقتضیات زمان است یا نقصی است در خوانندگان ما؟
ماندگاری خوانندگان قدیمی ما در عرصه موسیقی بسیار طولانیتر بوده است. شهرت اتفاق نادری است که ممکن است در زندگی یک خواننده رخ بدهد؛ اتفاقی که هزارانهزار خواننده آن را تجربه نمیکنند. ماندگاری شهرت البته دشوارتر از مشهور شدن است. کسانی در عرصه شهرت ماندگار خواهند شد که راز ماندگاری را بلد باشند. چنین افرادی باید دائما بهروز باشند.
بسیاری از خوانندگان نتوانستند شهرت خود را حفظ کنند. من در سال 83 به ایران آمدم؛ یعنی در زمانی که خوانندگان و گروههای معروف و محبوبی بسیار فعال بودند. اکنون باید ببینیم که کدامیک از خوانندگانی که طی سالهای 80 تا 85 فعال بودند، ماندگار شدهاند؟ متأسفانه امروز از بسیاری از خوانندگان دهه گذشته چیزی نمیشنویم.

فروپاشی امپراتوری بسیاری از خوانندهها
من تلاش کردهام که خودم را در این عرصه نگهدارم. نمیگویم که من خیلی خوب عمل کردهام اما تا حدودی ماندگاریام را حفظ کردهام. من سالها علاقهای نداشتم که موسیقی را به عنوان یک حرفه انتخاب کنم اما از سال 1990 تصمیم گرفتم که به طور حرفهای به موسیقی بپردازم، توانستهام تا حدی ماندگاری خودم را حفظ کنم. من قبلا هم گفتهام که طی سهچهار سال اخیر امپراتوری بسیاری از خوانندهها فروپاشیده است.
برخی از خوانندگان سالهای سال بر عرصه موسیقی حکومت میکردند و همواره روی بورس بودند. آنها بهترین درآمدها را کسب میکردند. اما فضای موسیقی ناگهان دچار تغییر شد. فضای موسیقی پس از خوانندگانی مثل محمد علیزاده، بین تعداد زیادی از خوانندگان جدید تقسیم شد. سلیقه مردمِ امروز اینگونه نیست که سالها به آثار یکنفر گوش بدهند و هیچ خوانندهای نمیتواند با یک سبک موسیقی سالها بر این عرصه حکومت کند.
مرآت- برخی معتقدند که ما در حوزه ملودی به تکرار رسیدهایم. ترانهها تغییر میکنند اما ضرباهنگ موسیقیها به هم شبیهند. قبول دارید که خوانندگان ما صاحب برندی در حوزه ملودی نیستند؟ دلیل به تکرار افتادن ملودیها چیست؟
در حال حاضر چیزی به نام «تنظیم» و «تنظیمکننده» ملاک نیست. قبلا همه دوست داشتند که با فلان تنظیمکننده کار کنند و تنظیمکننده میتوانست تعیینکننده باشد و نقش بزرگی در موسیقی ایفا کند. امروز سهم تنظیم و تنظیمکننده کمتر شده است. باز هم باید به سلیقه مردم رجوع کنیم. اکثریت مردم همیشه درست فکر نمیکنند و درست تشخیص نمیدهند اما به هر حال باید به سلیقه مردم احترام گذاشت.
پیروی اکثریت از یک موضوع، دلیل بر درستی آن نیست. گاهی مردم فکر میکنند که فردی بهترین گزینه برای یک سِمت است. به او رأی میدهند، بسیار هم رأی میهند اما بعد از یکسال، چهار سال یا پنجسال متوجه میشوند که اشتباه کردهاند. ببینید، اکثریت رأی دادهاند و بعد متوجه شدهاند که اشتباه کردهاند. فهمیدهاند که کسی که حرفهای زیبایی زده بود، آن کسی که ادعا میکرده نبوده است.

اکثریت همیشه درست فکر نمیکنند
بنابراین گرایش اکثریت به یک مسأله در همه موارد دلیل بر درستی آن مسأله نیست. به هر حال باید موشکافی کنیم تا بفهمیم که چرا مردم به این نوع موسیقی گرایش پیدا کردهاند. البته امروز تنوع در موسیقی بسیار بیشتر از گذشته است.
مرآت- آقای آسرایی! اقتصاد هنر هم برای خوانندگان و هم برای متولیان امر مسأله مهمی است. احساس میشود که در این زمینه نقصهایی وجود دارد. در حال حاضر عمده درآمد خوانندگان مربوط به کنسرتهاست و فروش آثار تقریبا سهمی در درآمدهای آنها ندارد. به نظر میرسد که مارکت موسیقی ایران، قدرتمند و درآمدزا نیست. با این دیدگاه موافقید؟
چرا فکر میکنید مارکت موسیقی ایران درآمدزا و قدرتمند نیست؟
مرآت- از این جهت که عمده خوانندگان به طور حرفهای از هنر خود کسب درآمد نمیکنند.
بله موسیقی برای عمده خوانندگان درآمدزا نیست اما برای خوانندهای که روی بورس است و سه شب در هفته برنامه اجرا میکند و برای هر شب 100 میلیون تومان پول دریافت میکند چطور؟ درست است که همه این درآمدها به خواننده نمیرسد اما خوانندهای که در پنجشب نزدیک به 500 میلیونتومان درآمد کسب میکند، حتی اگر نصف این مبلغ مستقیما به خود او پرداخت شود، رقم بالایی است.
مرآت- با توجه به این که این درآمدها ناپایدار هستند، به اعتقاد شما این درآمدها حرفهای محسوب میشوند؟
برای خوانندگانی که بازارشان گرم باشد، حرفهای است. حتی خوانندگانی که یکسال روی بورس هستند میتوانند در همین مدت پشتوانه مالی خوبی برای خودشان فراهم کنند. اکثر خوانندهها در ابتدا به لحاظ مالی توانمند نیستند. البته درآمد موسیقی به درآمدهای فوتبال نمیرسد! مگر این که خوانندهای درجه یک باشد تا بتواند به درآمد فوتبالیستها نزدیک شود.

خوانندههای باهوش گلیمشان را از آب میکشند
اما به هر حال باید دید که آیا آنقدر باهوش هستید که در مدتی که به عنوان یک خواننده درآمد دارید، پشتوانهای برای خود فراهم کنی؟ آنها که باهوش باشند میتوانند. کسانی که پیشتر در مراسمها یا در رستورانها میخواندهاند و ناگهان به یک خواننده مشهور بدل میشوند با یک معجزه مواجه شدهاند بنابراین باید از این معجزه نهایت استفاده را ببرند.
در مجموع موسیقی برای برخی از خوانندگان بسیار بسیار درآمدزاست.

خیلیها میگویند با موسیقیهای شما عاشق شدهایم!
مرآت- آیا شما به پیامدهای روانی موزیکهایی که به مردم ارائه میکنید، توجه کردهاید؟ شاید مسأله بعیدی به نظر برسد اما ممکن است مثلا کسی که حالِ خوشی ندارد با گوش کردن یک موسیقی بسیار غمگین، تصمیمش برای خودکشی را عملی کند. شما به فرامتنهای موسیقی خود میاندیشید؟
من تلاش کردهام که فضای موسیقیام مثبت باشد و هرگز به سمت فضاهای منفی نرفتهام. موسیقی منفی طبیعتا میتواند اثرات منفی نیز داشته باشد. من بسیار شنیدهام که افرادی میگویند ما با فلان آهنگ شما عاشق شدهایم. خب این یک پیامد مثبت بوده است. در نقطه مقابل خیلیها هستند که به طور مثال برای خودکشی منتظر یک تلنگر هستند و ممکن است موسیقی غمگین همان تلنگر باشد.
بنابراین موسیقی میتواند پیامدهایی مثبت یا منفی داشته باشد. در ترکیه خوانندهای موزیکی را منتشر کرد که در آن گفته میشد:«امشب خودم را میکشم» آن موزیک را به سرعت از سطح جامعه جمع کردند چراکه خیلیها با شنیدن این آهنگ دست به خودکشی زده بودند. در کشوری دیگر، در پی انتشار یک موزیک متعلق به یک گروه موسیقی، دو کودک دست به خودکشی زده بودند. آنها با گلوله یکدیگر را هدف قرار داده بودند و یکی از آنها کشته شده بود. آن گروه موسیقی در دادگاه به جرم انتشار موسیقی مخرب محکوم شده بود.
موسیقی میتواند سازنده و امیدوارکننده باشد و نیز میتواند مخرب باشد.

نوروزهای کودکیام را دوست دارم
مرآت- آقای آسرایی! کدامیک از نوروزهای زندگیتان را خاطرهانگیزتر میدانید؟
نوروزهای کودکی من بهترین روزهای زندگیام بودند. مدرسهها که تعطیل میشد با دوستانم بیرون میرفتیم و آن خاطرهها را بسیار دوست دارم.
مرآت- از استان سمنان خاطرهای دارید؟
من در نوروز یکی دو سال قبل به استان سمنان سفر کردم و میهمان صداوسیمای این استان بودم. این سفر برای من بسیار لذتبخش بود.
مرآت- و سخن آخر.
من سال خوبی را برای همه مردم ایران آرزو میکنم.
گفتگو و تنظیم: محسن حسنزاده
انتهای پیام/
ماندگاری شهرت؛ دشوارتر از مشهور شدن
مرآت- بخشی از سرعت تغییری که در بخش نخست گفتگو از آن سخن گفتیم متوجه خود خوانندگان نیز هست! در واقع شاید به این دلیل که سرعت تنوعطلبی مردم افزایش پیدا کرده است، مدت زمان پایداری خوانندهها در عرصه موسیقی کاهش پیدا کرده است! در حال حاضر خوانندگانِ بسیاری وارد عرصه موسیقی میشوند و به سرعت افراد دیگری جای آنها را میگیرند. از نگاه این امر از مقتضیات زمان است یا نقصی است در خوانندگان ما؟
ماندگاری خوانندگان قدیمی ما در عرصه موسیقی بسیار طولانیتر بوده است. شهرت اتفاق نادری است که ممکن است در زندگی یک خواننده رخ بدهد؛ اتفاقی که هزارانهزار خواننده آن را تجربه نمیکنند. ماندگاری شهرت البته دشوارتر از مشهور شدن است. کسانی در عرصه شهرت ماندگار خواهند شد که راز ماندگاری را بلد باشند. چنین افرادی باید دائما بهروز باشند.
بسیاری از خوانندگان نتوانستند شهرت خود را حفظ کنند. من در سال 83 به ایران آمدم؛ یعنی در زمانی که خوانندگان و گروههای معروف و محبوبی بسیار فعال بودند. اکنون باید ببینیم که کدامیک از خوانندگانی که طی سالهای 80 تا 85 فعال بودند، ماندگار شدهاند؟ متأسفانه امروز از بسیاری از خوانندگان دهه گذشته چیزی نمیشنویم.

فروپاشی امپراتوری بسیاری از خوانندهها
من تلاش کردهام که خودم را در این عرصه نگهدارم. نمیگویم که من خیلی خوب عمل کردهام اما تا حدودی ماندگاریام را حفظ کردهام. من سالها علاقهای نداشتم که موسیقی را به عنوان یک حرفه انتخاب کنم اما از سال 1990 تصمیم گرفتم که به طور حرفهای به موسیقی بپردازم، توانستهام تا حدی ماندگاری خودم را حفظ کنم. من قبلا هم گفتهام که طی سهچهار سال اخیر امپراتوری بسیاری از خوانندهها فروپاشیده است.
برخی از خوانندگان سالهای سال بر عرصه موسیقی حکومت میکردند و همواره روی بورس بودند. آنها بهترین درآمدها را کسب میکردند. اما فضای موسیقی ناگهان دچار تغییر شد. فضای موسیقی پس از خوانندگانی مثل محمد علیزاده، بین تعداد زیادی از خوانندگان جدید تقسیم شد. سلیقه مردمِ امروز اینگونه نیست که سالها به آثار یکنفر گوش بدهند و هیچ خوانندهای نمیتواند با یک سبک موسیقی سالها بر این عرصه حکومت کند.
مرآت- برخی معتقدند که ما در حوزه ملودی به تکرار رسیدهایم. ترانهها تغییر میکنند اما ضرباهنگ موسیقیها به هم شبیهند. قبول دارید که خوانندگان ما صاحب برندی در حوزه ملودی نیستند؟ دلیل به تکرار افتادن ملودیها چیست؟
در حال حاضر چیزی به نام «تنظیم» و «تنظیمکننده» ملاک نیست. قبلا همه دوست داشتند که با فلان تنظیمکننده کار کنند و تنظیمکننده میتوانست تعیینکننده باشد و نقش بزرگی در موسیقی ایفا کند. امروز سهم تنظیم و تنظیمکننده کمتر شده است. باز هم باید به سلیقه مردم رجوع کنیم. اکثریت مردم همیشه درست فکر نمیکنند و درست تشخیص نمیدهند اما به هر حال باید به سلیقه مردم احترام گذاشت.
پیروی اکثریت از یک موضوع، دلیل بر درستی آن نیست. گاهی مردم فکر میکنند که فردی بهترین گزینه برای یک سِمت است. به او رأی میدهند، بسیار هم رأی میهند اما بعد از یکسال، چهار سال یا پنجسال متوجه میشوند که اشتباه کردهاند. ببینید، اکثریت رأی دادهاند و بعد متوجه شدهاند که اشتباه کردهاند. فهمیدهاند که کسی که حرفهای زیبایی زده بود، آن کسی که ادعا میکرده نبوده است.

اکثریت همیشه درست فکر نمیکنند
بنابراین گرایش اکثریت به یک مسأله در همه موارد دلیل بر درستی آن مسأله نیست. به هر حال باید موشکافی کنیم تا بفهمیم که چرا مردم به این نوع موسیقی گرایش پیدا کردهاند. البته امروز تنوع در موسیقی بسیار بیشتر از گذشته است.
مرآت- آقای آسرایی! اقتصاد هنر هم برای خوانندگان و هم برای متولیان امر مسأله مهمی است. احساس میشود که در این زمینه نقصهایی وجود دارد. در حال حاضر عمده درآمد خوانندگان مربوط به کنسرتهاست و فروش آثار تقریبا سهمی در درآمدهای آنها ندارد. به نظر میرسد که مارکت موسیقی ایران، قدرتمند و درآمدزا نیست. با این دیدگاه موافقید؟
چرا فکر میکنید مارکت موسیقی ایران درآمدزا و قدرتمند نیست؟
مرآت- از این جهت که عمده خوانندگان به طور حرفهای از هنر خود کسب درآمد نمیکنند.
بله موسیقی برای عمده خوانندگان درآمدزا نیست اما برای خوانندهای که روی بورس است و سه شب در هفته برنامه اجرا میکند و برای هر شب 100 میلیون تومان پول دریافت میکند چطور؟ درست است که همه این درآمدها به خواننده نمیرسد اما خوانندهای که در پنجشب نزدیک به 500 میلیونتومان درآمد کسب میکند، حتی اگر نصف این مبلغ مستقیما به خود او پرداخت شود، رقم بالایی است.
مرآت- با توجه به این که این درآمدها ناپایدار هستند، به اعتقاد شما این درآمدها حرفهای محسوب میشوند؟
برای خوانندگانی که بازارشان گرم باشد، حرفهای است. حتی خوانندگانی که یکسال روی بورس هستند میتوانند در همین مدت پشتوانه مالی خوبی برای خودشان فراهم کنند. اکثر خوانندهها در ابتدا به لحاظ مالی توانمند نیستند. البته درآمد موسیقی به درآمدهای فوتبال نمیرسد! مگر این که خوانندهای درجه یک باشد تا بتواند به درآمد فوتبالیستها نزدیک شود.

خوانندههای باهوش گلیمشان را از آب میکشند
اما به هر حال باید دید که آیا آنقدر باهوش هستید که در مدتی که به عنوان یک خواننده درآمد دارید، پشتوانهای برای خود فراهم کنی؟ آنها که باهوش باشند میتوانند. کسانی که پیشتر در مراسمها یا در رستورانها میخواندهاند و ناگهان به یک خواننده مشهور بدل میشوند با یک معجزه مواجه شدهاند بنابراین باید از این معجزه نهایت استفاده را ببرند.
در مجموع موسیقی برای برخی از خوانندگان بسیار بسیار درآمدزاست.

خیلیها میگویند با موسیقیهای شما عاشق شدهایم!
مرآت- آیا شما به پیامدهای روانی موزیکهایی که به مردم ارائه میکنید، توجه کردهاید؟ شاید مسأله بعیدی به نظر برسد اما ممکن است مثلا کسی که حالِ خوشی ندارد با گوش کردن یک موسیقی بسیار غمگین، تصمیمش برای خودکشی را عملی کند. شما به فرامتنهای موسیقی خود میاندیشید؟
من تلاش کردهام که فضای موسیقیام مثبت باشد و هرگز به سمت فضاهای منفی نرفتهام. موسیقی منفی طبیعتا میتواند اثرات منفی نیز داشته باشد. من بسیار شنیدهام که افرادی میگویند ما با فلان آهنگ شما عاشق شدهایم. خب این یک پیامد مثبت بوده است. در نقطه مقابل خیلیها هستند که به طور مثال برای خودکشی منتظر یک تلنگر هستند و ممکن است موسیقی غمگین همان تلنگر باشد.
بنابراین موسیقی میتواند پیامدهایی مثبت یا منفی داشته باشد. در ترکیه خوانندهای موزیکی را منتشر کرد که در آن گفته میشد:«امشب خودم را میکشم» آن موزیک را به سرعت از سطح جامعه جمع کردند چراکه خیلیها با شنیدن این آهنگ دست به خودکشی زده بودند. در کشوری دیگر، در پی انتشار یک موزیک متعلق به یک گروه موسیقی، دو کودک دست به خودکشی زده بودند. آنها با گلوله یکدیگر را هدف قرار داده بودند و یکی از آنها کشته شده بود. آن گروه موسیقی در دادگاه به جرم انتشار موسیقی مخرب محکوم شده بود.
موسیقی میتواند سازنده و امیدوارکننده باشد و نیز میتواند مخرب باشد.

نوروزهای کودکیام را دوست دارم
مرآت- آقای آسرایی! کدامیک از نوروزهای زندگیتان را خاطرهانگیزتر میدانید؟
نوروزهای کودکی من بهترین روزهای زندگیام بودند. مدرسهها که تعطیل میشد با دوستانم بیرون میرفتیم و آن خاطرهها را بسیار دوست دارم.
مرآت- از استان سمنان خاطرهای دارید؟
من در نوروز یکی دو سال قبل به استان سمنان سفر کردم و میهمان صداوسیمای این استان بودم. این سفر برای من بسیار لذتبخش بود.
مرآت- و سخن آخر.
من سال خوبی را برای همه مردم ایران آرزو میکنم.
گفتگو و تنظیم: محسن حسنزاده
انتهای پیام/
ماندگاری شهرت؛ دشوارتر از مشهور شدن
مرآت- بخشی از سرعت تغییری که در بخش نخست گفتگو از آن سخن گفتیم متوجه خود خوانندگان نیز هست! در واقع شاید به این دلیل که سرعت تنوعطلبی مردم افزایش پیدا کرده است، مدت زمان پایداری خوانندهها در عرصه موسیقی کاهش پیدا کرده است! در حال حاضر خوانندگانِ بسیاری وارد عرصه موسیقی میشوند و به سرعت افراد دیگری جای آنها را میگیرند. از نگاه این امر از مقتضیات زمان است یا نقصی است در خوانندگان ما؟
ماندگاری خوانندگان قدیمی ما در عرصه موسیقی بسیار طولانیتر بوده است. شهرت اتفاق نادری است که ممکن است در زندگی یک خواننده رخ بدهد؛ اتفاقی که هزارانهزار خواننده آن را تجربه نمیکنند. ماندگاری شهرت البته دشوارتر از مشهور شدن است. کسانی در عرصه شهرت ماندگار خواهند شد که راز ماندگاری را بلد باشند. چنین افرادی باید دائما بهروز باشند.
بسیاری از خوانندگان نتوانستند شهرت خود را حفظ کنند. من در سال 83 به ایران آمدم؛ یعنی در زمانی که خوانندگان و گروههای معروف و محبوبی بسیار فعال بودند. اکنون باید ببینیم که کدامیک از خوانندگانی که طی سالهای 80 تا 85 فعال بودند، ماندگار شدهاند؟ متأسفانه امروز از بسیاری از خوانندگان دهه گذشته چیزی نمیشنویم.

فروپاشی امپراتوری بسیاری از خوانندهها
من تلاش کردهام که خودم را در این عرصه نگهدارم. نمیگویم که من خیلی خوب عمل کردهام اما تا حدودی ماندگاریام را حفظ کردهام. من سالها علاقهای نداشتم که موسیقی را به عنوان یک حرفه انتخاب کنم اما از سال 1990 تصمیم گرفتم که به طور حرفهای به موسیقی بپردازم، توانستهام تا حدی ماندگاری خودم را حفظ کنم. من قبلا هم گفتهام که طی سهچهار سال اخیر امپراتوری بسیاری از خوانندهها فروپاشیده است.
برخی از خوانندگان سالهای سال بر عرصه موسیقی حکومت میکردند و همواره روی بورس بودند. آنها بهترین درآمدها را کسب میکردند. اما فضای موسیقی ناگهان دچار تغییر شد. فضای موسیقی پس از خوانندگانی مثل محمد علیزاده، بین تعداد زیادی از خوانندگان جدید تقسیم شد. سلیقه مردمِ امروز اینگونه نیست که سالها به آثار یکنفر گوش بدهند و هیچ خوانندهای نمیتواند با یک سبک موسیقی سالها بر این عرصه حکومت کند.
مرآت- برخی معتقدند که ما در حوزه ملودی به تکرار رسیدهایم. ترانهها تغییر میکنند اما ضرباهنگ موسیقیها به هم شبیهند. قبول دارید که خوانندگان ما صاحب برندی در حوزه ملودی نیستند؟ دلیل به تکرار افتادن ملودیها چیست؟
در حال حاضر چیزی به نام «تنظیم» و «تنظیمکننده» ملاک نیست. قبلا همه دوست داشتند که با فلان تنظیمکننده کار کنند و تنظیمکننده میتوانست تعیینکننده باشد و نقش بزرگی در موسیقی ایفا کند. امروز سهم تنظیم و تنظیمکننده کمتر شده است. باز هم باید به سلیقه مردم رجوع کنیم. اکثریت مردم همیشه درست فکر نمیکنند و درست تشخیص نمیدهند اما به هر حال باید به سلیقه مردم احترام گذاشت.
پیروی اکثریت از یک موضوع، دلیل بر درستی آن نیست. گاهی مردم فکر میکنند که فردی بهترین گزینه برای یک سِمت است. به او رأی میدهند، بسیار هم رأی میهند اما بعد از یکسال، چهار سال یا پنجسال متوجه میشوند که اشتباه کردهاند. ببینید، اکثریت رأی دادهاند و بعد متوجه شدهاند که اشتباه کردهاند. فهمیدهاند که کسی که حرفهای زیبایی زده بود، آن کسی که ادعا میکرده نبوده است.

اکثریت همیشه درست فکر نمیکنند
بنابراین گرایش اکثریت به یک مسأله در همه موارد دلیل بر درستی آن مسأله نیست. به هر حال باید موشکافی کنیم تا بفهمیم که چرا مردم به این نوع موسیقی گرایش پیدا کردهاند. البته امروز تنوع در موسیقی بسیار بیشتر از گذشته است.
مرآت- آقای آسرایی! اقتصاد هنر هم برای خوانندگان و هم برای متولیان امر مسأله مهمی است. احساس میشود که در این زمینه نقصهایی وجود دارد. در حال حاضر عمده درآمد خوانندگان مربوط به کنسرتهاست و فروش آثار تقریبا سهمی در درآمدهای آنها ندارد. به نظر میرسد که مارکت موسیقی ایران، قدرتمند و درآمدزا نیست. با این دیدگاه موافقید؟
چرا فکر میکنید مارکت موسیقی ایران درآمدزا و قدرتمند نیست؟
مرآت- از این جهت که عمده خوانندگان به طور حرفهای از هنر خود کسب درآمد نمیکنند.
بله موسیقی برای عمده خوانندگان درآمدزا نیست اما برای خوانندهای که روی بورس است و سه شب در هفته برنامه اجرا میکند و برای هر شب 100 میلیون تومان پول دریافت میکند چطور؟ درست است که همه این درآمدها به خواننده نمیرسد اما خوانندهای که در پنجشب نزدیک به 500 میلیونتومان درآمد کسب میکند، حتی اگر نصف این مبلغ مستقیما به خود او پرداخت شود، رقم بالایی است.
مرآت- با توجه به این که این درآمدها ناپایدار هستند، به اعتقاد شما این درآمدها حرفهای محسوب میشوند؟
برای خوانندگانی که بازارشان گرم باشد، حرفهای است. حتی خوانندگانی که یکسال روی بورس هستند میتوانند در همین مدت پشتوانه مالی خوبی برای خودشان فراهم کنند. اکثر خوانندهها در ابتدا به لحاظ مالی توانمند نیستند. البته درآمد موسیقی به درآمدهای فوتبال نمیرسد! مگر این که خوانندهای درجه یک باشد تا بتواند به درآمد فوتبالیستها نزدیک شود.

خوانندههای باهوش گلیمشان را از آب میکشند
اما به هر حال باید دید که آیا آنقدر باهوش هستید که در مدتی که به عنوان یک خواننده درآمد دارید، پشتوانهای برای خود فراهم کنی؟ آنها که باهوش باشند میتوانند. کسانی که پیشتر در مراسمها یا در رستورانها میخواندهاند و ناگهان به یک خواننده مشهور بدل میشوند با یک معجزه مواجه شدهاند بنابراین باید از این معجزه نهایت استفاده را ببرند.
در مجموع موسیقی برای برخی از خوانندگان بسیار بسیار درآمدزاست.

خیلیها میگویند با موسیقیهای شما عاشق شدهایم!
مرآت- آیا شما به پیامدهای روانی موزیکهایی که به مردم ارائه میکنید، توجه کردهاید؟ شاید مسأله بعیدی به نظر برسد اما ممکن است مثلا کسی که حالِ خوشی ندارد با گوش کردن یک موسیقی بسیار غمگین، تصمیمش برای خودکشی را عملی کند. شما به فرامتنهای موسیقی خود میاندیشید؟
من تلاش کردهام که فضای موسیقیام مثبت باشد و هرگز به سمت فضاهای منفی نرفتهام. موسیقی منفی طبیعتا میتواند اثرات منفی نیز داشته باشد. من بسیار شنیدهام که افرادی میگویند ما با فلان آهنگ شما عاشق شدهایم. خب این یک پیامد مثبت بوده است. در نقطه مقابل خیلیها هستند که به طور مثال برای خودکشی منتظر یک تلنگر هستند و ممکن است موسیقی غمگین همان تلنگر باشد.
بنابراین موسیقی میتواند پیامدهایی مثبت یا منفی داشته باشد. در ترکیه خوانندهای موزیکی را منتشر کرد که در آن گفته میشد:«امشب خودم را میکشم» آن موزیک را به سرعت از سطح جامعه جمع کردند چراکه خیلیها با شنیدن این آهنگ دست به خودکشی زده بودند. در کشوری دیگر، در پی انتشار یک موزیک متعلق به یک گروه موسیقی، دو کودک دست به خودکشی زده بودند. آنها با گلوله یکدیگر را هدف قرار داده بودند و یکی از آنها کشته شده بود. آن گروه موسیقی در دادگاه به جرم انتشار موسیقی مخرب محکوم شده بود.
موسیقی میتواند سازنده و امیدوارکننده باشد و نیز میتواند مخرب باشد.

نوروزهای کودکیام را دوست دارم
مرآت- آقای آسرایی! کدامیک از نوروزهای زندگیتان را خاطرهانگیزتر میدانید؟
نوروزهای کودکی من بهترین روزهای زندگیام بودند. مدرسهها که تعطیل میشد با دوستانم بیرون میرفتیم و آن خاطرهها را بسیار دوست دارم.
مرآت- از استان سمنان خاطرهای دارید؟
من در نوروز یکی دو سال قبل به استان سمنان سفر کردم و میهمان صداوسیمای این استان بودم. این سفر برای من بسیار لذتبخش بود.
مرآت- و سخن آخر.
من سال خوبی را برای همه مردم ایران آرزو میکنم.
گفتگو و تنظیم: محسن حسنزاده
انتهای پیام/
ماندگاری شهرت؛ دشوارتر از مشهور شدن
, ماندگاری شهرت؛ دشوارتر از مشهور شدن,مرآت- بخشی از سرعت تغییری که در بخش نخست گفتگو از آن سخن گفتیم متوجه خود خوانندگان نیز هست! در واقع شاید به این دلیل که سرعت تنوعطلبی مردم افزایش پیدا کرده است، مدت زمان پایداری خوانندهها در عرصه موسیقی کاهش پیدا کرده است! در حال حاضر خوانندگانِ بسیاری وارد عرصه موسیقی میشوند و به سرعت افراد دیگری جای آنها را میگیرند. از نگاه این امر از مقتضیات زمان است یا نقصی است در خوانندگان ما؟
,ماندگاری خوانندگان قدیمی ما در عرصه موسیقی بسیار طولانیتر بوده است. شهرت اتفاق نادری است که ممکن است در زندگی یک خواننده رخ بدهد؛ اتفاقی که هزارانهزار خواننده آن را تجربه نمیکنند. ماندگاری شهرت البته دشوارتر از مشهور شدن است. کسانی در عرصه شهرت ماندگار خواهند شد که راز ماندگاری را بلد باشند. چنین افرادی باید دائما بهروز باشند.
,بسیاری از خوانندگان نتوانستند شهرت خود را حفظ کنند. من در سال 83 به ایران آمدم؛ یعنی در زمانی که خوانندگان و گروههای معروف و محبوبی بسیار فعال بودند. اکنون باید ببینیم که کدامیک از خوانندگانی که طی سالهای 80 تا 85 فعال بودند، ماندگار شدهاند؟ متأسفانه امروز از بسیاری از خوانندگان دهه گذشته چیزی نمیشنویم.
,

, فروپاشی امپراتوری بسیاری از خوانندهها
, فروپاشی امپراتوری بسیاری از خوانندهها,من تلاش کردهام که خودم را در این عرصه نگهدارم. نمیگویم که من خیلی خوب عمل کردهام اما تا حدودی ماندگاریام را حفظ کردهام. من سالها علاقهای نداشتم که موسیقی را به عنوان یک حرفه انتخاب کنم اما از سال 1990 تصمیم گرفتم که به طور حرفهای به موسیقی بپردازم، توانستهام تا حدی ماندگاری خودم را حفظ کنم. من قبلا هم گفتهام که طی سهچهار سال اخیر امپراتوری بسیاری از خوانندهها فروپاشیده است.
,برخی از خوانندگان سالهای سال بر عرصه موسیقی حکومت میکردند و همواره روی بورس بودند. آنها بهترین درآمدها را کسب میکردند. اما فضای موسیقی ناگهان دچار تغییر شد. فضای موسیقی پس از خوانندگانی مثل محمد علیزاده، بین تعداد زیادی از خوانندگان جدید تقسیم شد. سلیقه مردمِ امروز اینگونه نیست که سالها به آثار یکنفر گوش بدهند و هیچ خوانندهای نمیتواند با یک سبک موسیقی سالها بر این عرصه حکومت کند.
,مرآت- برخی معتقدند که ما در حوزه ملودی به تکرار رسیدهایم. ترانهها تغییر میکنند اما ضرباهنگ موسیقیها به هم شبیهند. قبول دارید که خوانندگان ما صاحب برندی در حوزه ملودی نیستند؟ دلیل به تکرار افتادن ملودیها چیست؟
,در حال حاضر چیزی به نام «تنظیم» و «تنظیمکننده» ملاک نیست. قبلا همه دوست داشتند که با فلان تنظیمکننده کار کنند و تنظیمکننده میتوانست تعیینکننده باشد و نقش بزرگی در موسیقی ایفا کند. امروز سهم تنظیم و تنظیمکننده کمتر شده است. باز هم باید به سلیقه مردم رجوع کنیم. اکثریت مردم همیشه درست فکر نمیکنند و درست تشخیص نمیدهند اما به هر حال باید به سلیقه مردم احترام گذاشت.
,پیروی اکثریت از یک موضوع، دلیل بر درستی آن نیست. گاهی مردم فکر میکنند که فردی بهترین گزینه برای یک سِمت است. به او رأی میدهند، بسیار هم رأی میهند اما بعد از یکسال، چهار سال یا پنجسال متوجه میشوند که اشتباه کردهاند. ببینید، اکثریت رأی دادهاند و بعد متوجه شدهاند که اشتباه کردهاند. فهمیدهاند که کسی که حرفهای زیبایی زده بود، آن کسی که ادعا میکرده نبوده است.
,

, اکثریت همیشه درست فکر نمیکنند
, اکثریت همیشه درست فکر نمیکنند,بنابراین گرایش اکثریت به یک مسأله در همه موارد دلیل بر درستی آن مسأله نیست. به هر حال باید موشکافی کنیم تا بفهمیم که چرا مردم به این نوع موسیقی گرایش پیدا کردهاند. البته امروز تنوع در موسیقی بسیار بیشتر از گذشته است.
,مرآت- آقای آسرایی! اقتصاد هنر هم برای خوانندگان و هم برای متولیان امر مسأله مهمی است. احساس میشود که در این زمینه نقصهایی وجود دارد. در حال حاضر عمده درآمد خوانندگان مربوط به کنسرتهاست و فروش آثار تقریبا سهمی در درآمدهای آنها ندارد. به نظر میرسد که مارکت موسیقی ایران، قدرتمند و درآمدزا نیست. با این دیدگاه موافقید؟
,چرا فکر میکنید مارکت موسیقی ایران درآمدزا و قدرتمند نیست؟
,مرآت- از این جهت که عمده خوانندگان به طور حرفهای از هنر خود کسب درآمد نمیکنند.
,بله موسیقی برای عمده خوانندگان درآمدزا نیست اما برای خوانندهای که روی بورس است و سه شب در هفته برنامه اجرا میکند و برای هر شب 100 میلیون تومان پول دریافت میکند چطور؟ درست است که همه این درآمدها به خواننده نمیرسد اما خوانندهای که در پنجشب نزدیک به 500 میلیونتومان درآمد کسب میکند، حتی اگر نصف این مبلغ مستقیما به خود او پرداخت شود، رقم بالایی است.
,مرآت- با توجه به این که این درآمدها ناپایدار هستند، به اعتقاد شما این درآمدها حرفهای محسوب میشوند؟
,برای خوانندگانی که بازارشان گرم باشد، حرفهای است. حتی خوانندگانی که یکسال روی بورس هستند میتوانند در همین مدت پشتوانه مالی خوبی برای خودشان فراهم کنند. اکثر خوانندهها در ابتدا به لحاظ مالی توانمند نیستند. البته درآمد موسیقی به درآمدهای فوتبال نمیرسد! مگر این که خوانندهای درجه یک باشد تا بتواند به درآمد فوتبالیستها نزدیک شود.
,

, خوانندههای باهوش گلیمشان را از آب میکشند
,اما به هر حال باید دید که آیا آنقدر باهوش هستید که در مدتی که به عنوان یک خواننده درآمد دارید، پشتوانهای برای خود فراهم کنی؟ آنها که باهوش باشند میتوانند. کسانی که پیشتر در مراسمها یا در رستورانها میخواندهاند و ناگهان به یک خواننده مشهور بدل میشوند با یک معجزه مواجه شدهاند بنابراین باید از این معجزه نهایت استفاده را ببرند.
,در مجموع موسیقی برای برخی از خوانندگان بسیار بسیار درآمدزاست.
,

, خیلیها میگویند با موسیقیهای شما عاشق شدهایم!
,مرآت- آیا شما به پیامدهای روانی موزیکهایی که به مردم ارائه میکنید، توجه کردهاید؟ شاید مسأله بعیدی به نظر برسد اما ممکن است مثلا کسی که حالِ خوشی ندارد با گوش کردن یک موسیقی بسیار غمگین، تصمیمش برای خودکشی را عملی کند. شما به فرامتنهای موسیقی خود میاندیشید؟
,من تلاش کردهام که فضای موسیقیام مثبت باشد و هرگز به سمت فضاهای منفی نرفتهام. موسیقی منفی طبیعتا میتواند اثرات منفی نیز داشته باشد. من بسیار شنیدهام که افرادی میگویند ما با فلان آهنگ شما عاشق شدهایم. خب این یک پیامد مثبت بوده است. در نقطه مقابل خیلیها هستند که به طور مثال برای خودکشی منتظر یک تلنگر هستند و ممکن است موسیقی غمگین همان تلنگر باشد.
,بنابراین موسیقی میتواند پیامدهایی مثبت یا منفی داشته باشد. در ترکیه خوانندهای موزیکی را منتشر کرد که در آن گفته میشد:«امشب خودم را میکشم» آن موزیک را به سرعت از سطح جامعه جمع کردند چراکه خیلیها با شنیدن این آهنگ دست به خودکشی زده بودند. در کشوری دیگر، در پی انتشار یک موزیک متعلق به یک گروه موسیقی، دو کودک دست به خودکشی زده بودند. آنها با گلوله یکدیگر را هدف قرار داده بودند و یکی از آنها کشته شده بود. آن گروه موسیقی در دادگاه به جرم انتشار موسیقی مخرب محکوم شده بود.
,موسیقی میتواند سازنده و امیدوارکننده باشد و نیز میتواند مخرب باشد.
,

, نوروزهای کودکیام را دوست دارم
,مرآت- آقای آسرایی! کدامیک از نوروزهای زندگیتان را خاطرهانگیزتر میدانید؟
,نوروزهای کودکی من بهترین روزهای زندگیام بودند. مدرسهها که تعطیل میشد با دوستانم بیرون میرفتیم و آن خاطرهها را بسیار دوست دارم.
,مرآت- از استان سمنان خاطرهای دارید؟
,من در نوروز یکی دو سال قبل به استان سمنان سفر کردم و میهمان صداوسیمای این استان بودم. این سفر برای من بسیار لذتبخش بود.
,مرآت- و سخن آخر.
,من سال خوبی را برای همه مردم ایران آرزو میکنم.
,گفتگو و تنظیم: محسن حسنزاده
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه