امام جمعه اسلام آبادغرب مطرح کرد:

حکومت عدالت محور على(ع)، الگویى براى جامعه اسلامى‌

حکومت عدالت محور على(ع)، الگویى براى جامعه اسلامى‌
امام جمعه اسلام آبادغرب گفت: ولادت باسعادت امیر مومنان على(ع)؛ را به شیعیان و محبان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض مى‌نماییم و امیدواریم که از رهروان واقعى و شیعیان حقیقى آن حضرت باشیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اسلام آباد خبر، حجت الاسلام مهری امام جمعه اسلام آبادغرب امروز در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد حضرت على(ع)،  با اشاره به سیزدهم ماه مبارک رجب (۱۱ فروردین‌ماه)، ولادت باسعادت امیر مومنان على(ع)؛ را به شیعیان و محبان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض مى‌نماییم و امیدواریم که از رهروان واقعى و شیعیان حقیقى آن حضرت باشیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اسلام آباد خبر,

وی افزود: ذکر فضایل و مناقب والاى حضرت على(ع) از زبان ما انسان‌هاى عادى بر نمى آید و همگان و حتى دشمنان آن حضرت، به عجز و ناتوانى در بیان اوصاف و خصائص آن حضرت اعتراف نموده‌اند. مقام و منزلت آن حضرت در مرتبه‌اى از عظمت و بزرگى قرار دارد که تنها شخصى همچون رسول خدا(ص) که به اسرار وجودى عالم آگاه است مى‌تواند در وصف شخصیت آن حضرت سخن گوید. رسول خدا(ص) در مورد شناخت آن حضرت مى‌فرمایند: «اى على ! خداوند متعال را نشناخت به حقیقت شناختنش جز من و تو، و تو را نشناخت آن‌گونه که حق شناختن توست، جز خدا و من.» شخصیتى که بعد از وجود مقدس رسول گرامى اسلام(ص) بالاتر و والاتر از او یافت نمى‌شود و از مقام و منزلتى برخوردار است که شخصى را یاراى رسیدن به آن نیست.

امام جمعه شهرستان بیان داشت:  شخصیتى که پیامبر اعظم(ص)، برحسب احادیث معتبر و مشهور بین‌المسلمین، آن حضرت، را با حق و با قرآن، و حق و قرآن را با او و لازم الاتصال و غیرقابل جدایى معرفى نموده و فرموده باشد: «وَ الَّذِى نَفْسِى بِیدِهِ لَوْ لَا أَنْ تَقُولَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِى فِیک مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِى ابْنِ مَرْیمَ لَقُلْتُ الْیوْمَ فِیک مَقَالًا لَا تَمُرُّ بِمَلاٍَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیک لِلْبَرَکةِ.» (بحار الأنوار، جلد ۴۰، باب ۹۱، حدیث ۱۱۴) و یا در بى‌انتهایى معجزه گونه شخصیت و مقام او فرموده باشد: «لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَ الْغِیاضَ أَقْلَامٌ وَ الْإِنْسَ کتَّابٌ وَ الْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَک یا ابا الْحَسَنِ.» (بحارالأنوار، جلد ۴۰، باب ۹۱، حدیث ۱۱۴)

وی افزود: این مقام و منزلت از زبان و بیان حضرت رسول(ص)بى‌شک بى‌دلیل نیست و همگى به‌دلیل شایستگى، تربیت، رشادت و مجاهدت بى‌نظیر و مانندى است که حضرت على(ع) همواره در خود داشتند و مجموعه این خصائص و فضائل آن حضرت را براى همه عالمیان، الگویى بى‌مانند و بى‌نظیر ساخته است. ذکر گوشه‌اى از این فضائل، ما را در تبعیت از آن حضرت ثابت‌قدم‌تر مى‌نماید.

حجت الاسلام مهری با اشاره به بعد تربیتی علی (ع)، گفت: شش‌ساله بود که در دامان پرمهر حضرت رسول و تعالیم الهى ایشان تربیت شد و تحت سرپرستى رسول خدا(ص) قرار گرفت و از آن زمان همیشه همراه آن حضرت بود. ده سال از عمرشان گذشته بود که حضرت محمد(ص) به پیامبرى برانگیخته شد و او اولین کسى بود که به رسول خدا ایمان آورد و اسلام را به‌عنوان آخرین دین خدا پذیرفت.  بعد از پذیرفتن اسلام در تمام سختى‌ها و دشوارى‌هاى انجام رسالت حضرت رسول(ع) براى دعوت به دین اسلام همراه و همیار واقعى آن حضرت بود و مجاهدت‌هاى بى‌شمار در راه انجام این دعوت از خود نشان داد.

وی افزود: در شرایط سخت محاصره شعب ابى طالب همراه حضرت رسول(ص) بود. در لیله المبیت آن شبى که مشرکان توطئه ترور و قتل رسول خدا(ص) را چیده بودند، با خوابیدن در بستر آن حضرت و گذشتن از جان خویش، این توطئه را ناکام گذاشت و با این مجاهدت خود زمینه هجرت عظیم و سرنوشت‌ساز حضرت رسول (ص) به مدینه را فراهم کرد. در مدینه وقتى که پیامبر قبایل اوس و خزرج را به بستن پیمان برادرى دعوت کرد، آن حضرت، حضرت على را برادر خود خواند. بعد از هجرت به مدینه حضرت على(ع) در جنگ‌ها و غزوات حضرت رسول(ص) حضور دلاورانه‌اى داشت و مجاهدت‌هاى بسیارى را در این مسیر از خود نشان داد و با تحمل سختى‌ها و دشوارى‌هاى جنگ، خدماتى بزرگى به دین اسلام در آن شرایط سخت نمود.

وی اضافه نمود: وقتى که در جنگ بدر حضور داشت بسیارى از سران کفار را از بین برد. در جنگ احد وقتى جنگ به‌سختى کشید، با دلاورى و رشادت از جان رسول خدا(ص) دفاع کرد. در جنگ خندق این على است که نداى «هل‌من‌مبارز» عمرو بن عبدود را جواب داد و به جنگ او رفت و این‌چنین، تمام ایمان در مقابل تمام کفر قرار گرفت: «برز الایمان کله الى الشرک کله» افزون بر این ضربت او که باعث کشته شدن عمرو مى‌شود، از عبادت جن و انس برتر دانسته مى‌شود که: «ضربه على(ع) فى یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین» و یا در جنگ خیبر بعد از هشت روز محاصره دژ قموص و فرار کسانى چون ابوبکر و عمر على(ع) در خیبر را کند و خود فرمود: «به خدا قسم در خیبر را باقدرت جسمانى نکندم، بلکه با قدرت رحمانى کندم.» در شجاعت او همین بس که پیامبر اکرم(ص): «والله انه جیش فى سبیل الله، به خدا قسم على(ع) یک لشکر است [در جنگیدن‌] در راه خدا»، به‌درستى که شأن نزول این آیه را باید حضرت على(ع) عنوان نمود: «فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما»

حجت الاسلام مهری با اشاره به  عبادت و معنویت بى‌مانند حضرت على(ع)، اظهار کرد: آن حضرت در مقام و منزلت دینى و معنوى و عبادت،بى‌مانند و بى‌نظیر است. هدایت‌هاى ایشان از قرآن و دین خدا بود که باعث شد در متن قرآنى هیچ تغییرى رخ ندهد و قرآن از گزند آسیب و انحراف مصون بماند و آن حضرت را بهترین مفسر و مبین قرآن و شریعت نماید. او که حافظ قرآن، قرآن ناطق و مفسر راستین آن است، احاطه‌اش به معارف الهى چنان است که تنها او مى‌تواند بگوید «لَوْ کُشِفَ الغطاءُ ما ازددتُ یقیناً». در محراب عبادت، شخصیتى بى‌نظیر و بى‌مانند بود که در وصف عبادت‌هاى او دوست و دشمن سخن‌هاى بسیار گفته‌اند و دعاهاى آن حضرت، بهترین مخازن خداشناسى و معرفت هستند.

وی افزود: مجموعه این خصائل و خصائص بى‌نظیر و بى‌همتا، باعث شد که حضرت رسول(ص)، آن حضرت را از طرف خداوند جانشین خود و ولى و امام مسلمین در روز غدیر معین نمایند. اتفاقى که هرچند در تمام دوران زندگى حضرت رسول(ص) در زمان‌ها و مکانه‌اى مختلف و با تعابیر گوناگون بارها اتفاق افتاده بود (همچون آیات تطهیر، منزلت و روایات بسیارى که در تبعیت آن حضرت نقل شده است) و آن حضرت در این باره به همه مسلمانان و اصحاب خود این موضوع را فرموده بودند؛ اما بعد از رحلت رسول گرامى اسلام(ص) با انحراف و توطئه گروهى از مخالفان آن حضرت، این مسیر هدایت منحرف شد و على(ع) باز براى این‌که دین اسلام که پیامبر براى رشد و بالندگى آن سختى‌ها و مجاهدت‌ها نموده بودند، از بین نرود، ۲۵ سال از سیاست کناره‌گیرى کرد و خلوت‌گزینى و خانه‌نشینى را برگزید و سعى کرد با راهنمایى‌ها، تعالیم و رفتار خود دین اسلام و مسلمانان را از خطر تحریف و نابودى نجات دهد و معناى واقعى کلمه و به بیان خود آن حضرت که مى‌فرماید: «انا القران الناطق؛ انا کلام الله الناطق؛ انا علم الله... لسان الله الناطق» قرآن ناطق باشد. این حضور علمى و معنوى به‌قدرى محسوس و ارزشمند بود که خلفا در وصف آن حضرت بارها مى‌گفتند: «لَوْلا عَلِى لَهَلَکَ عُمَر» و «لَوْ لَا سَیفُهُ لَمَا قَامَ لِلْإسْلامِ عَمُودٌ»

امام جمعه شهرستان خاطرنشان کرد: آن حضرت وقتى بعد از ۲۵ سال خانه‌نشینى و به دعوت اجبارى مردم به تشکیل حکومت و پذیرش خلافت اقدام کردند، حکومتى عدالت محور را تشکیل دادند که الگویى براى تمام حکومت‌هاى اسلامى از آن زمان تا زمان حاضر است. به‌همین دلیل امام على(ع) بالاترین انگیزه خویش را در پذیرفتن زمامدارى مسلمانان اجراى عدالت و احقاق حقوق از دست رفتة مسلمانان مى‌داند، و مى‌فرماید: «قسم به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید! اگر حضور فراوان بیعت‌کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمى‌کردند و اگر خداوند از علماء عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم‌بارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن مى‌انداختم و [رها کردم.] و آخر خلافت را به کاسة اول آن سیراب مى‌کردم. آنگاه مى‌دیدید که دنیاى شما نزد من از آب بینى بى‌ارزش‌تر است.

وی افزود: على(ع) آن‌چنان عدالت را در زندگى شخصى خود در زمان حکومت بر مسلمانان به مرحله عمل درآورده بود که دوست و دشمن را به حیرت و شگفتى واداشته بود. چنان‌که معاویه بعد از برخورد شدید حضرت در پاسخ به درخواست کمک بردارشان عقیل که از شدت فقر به نزد آن حضرت رفته بود، در تعجب فرو رفت و گفت: «هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ عَقِمَتِ النِّسَاءُ اَنْ یَلِدْنَ مِثْلَهُ؛ افسوس، افسوس، دیگر زنان نمى‌توانند فرزندى مثل على را به دنیا تحویل دهند!» (شرح نهج‌البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۱۱، ص ۲۵۳ و ۲۵۴)

حجت الاسلام مهری خاطرنشان کرد: آن حضرت بر این باور بود که به کمالات انسانى و درجات تقوا نمى‌توان رسید، مگر با رعایت عدالت درباره دوست و دشمن. به این جهت، به فرزند گرامى‌اش امام حسین(ع) سفارش مى‌کرد که: «تو را سفارش مى‌کنم به تقواى الهى در حال غنا و تنگدستى... و رعایت عدالت با دوست و دشمن.» (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۳۸، ح ۱)

وی افزود: هم‌چنین آن حضرت عدالت حاکمان را پاسدار ارکان حکومت مى‌دانست و آن‌را بى‌نیازکننده‌ترین اشیاء معرفى کرد. در همین راستا، به خلیفه دوم فرمود: «سه چیز است که اگر از آن‌ها حفاظت کرده، به آن‌ها عمل کنى، تو را از غیر آن‌ها بى‌نیاز مى‌کند و اگر آن‌ها را ترک کنى، غیر آن‌ها سودى به تو نمى‌رساند.» خلیفه پرسید: آن سه کدام است؟ حضرت فرمود: «اجراى حدود بر نزدیک و بیگانه، و حکم کردن به کتاب خدا در حال خشم و غضب، و تقسیم عادلانه بین سیاه و سرخ» (التهذیب، ج ۶، ص ۲۲۷)، آن حضرت در ماجراى حمله سربازان معاویه به شهر انبار و سرقت جواهرات یک بانوى غیرمسلمان که در سایه حکومت اسلامى زندگى مى‌کرد، آن‌چنان برآشفت که فرمود: «اگر در این حادثه تلخ، مسلمانى از غصه بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من چنین امرى سزاوار است.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷)

امام جمعه اسلام آبادغرب گفت: آن حضرت در حوزة حکومتى خویش، افرادى را که به عدالت اعتقاد نداشتند و یا ناعادلانه عمل مى‌کردند، راه داد و در صورت اثبات بى‌عدالتى مدیران حکومتى بااقتدار و قاطعیت تمام با آنان رفتار مى‌کرد و در مورد غارتگران بیت‌المال هیچ‌گونه اغماض روا نمى‌داشت.

یک مورد از برخورد على(ع) با مدیران اجرایى خطاکار و غارتگران بیت‌المال که دستگاه حکومت عدل علوى را خدشه‌دار کرده و از حریم عدالت تجاوز کرده بودند، ماجراى نامه توبیخ‌آمیز آن حضرت به مصقلة بن هبیرة شیبانى، فرماندار یکى از شهرهاى استان فارس، است که رفتار تبعیض‌آمیز و ناعادلانه او را این‌گونه نکوهش کرد: «به من خبر رسیده که تو غنیمت مسلمانان را به خویشاوندان و دوستانت که تو را برگزیده‌اند، مى‌بخشى. سوگند به خدایى که دانه را شکافت و موجودات را آفرید! اگر این گزارش صحیح باشد، در نزد من خوارشده و منزلت تو کاهش یافته است.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۴۳)

وی بیان کرد: این عدالت محورى حضرت، هم ازلحاظ فردى و هم از لحاظ اجتماعى و سیاسى در جامعه امروز ما بسیار بااهمیت است. ما شیعیان نیز باید عدالت آن حضرت و مبارزه با ظلم و فساد را سرلوحه زندگى خود نماییم. هم‌چنین آن‌چنان‌که مقام معظم رهبرى در صحبت‌هاى اخیر خود مى‌فرمایند ضرورت جامعه امروز ما عدالت است.

وی گفت: امروز در نظام اسلامى چه چیزى اهمیتش از همه بیشتر و حساسیّت نسبت به آن لازم‌تر است؟ عدالت. عدالت خواسته یک جماعت خاصّى از مردم یا اهل یک کشور و اهل یک ملت نیست؛ عدالت خواسته طبیعى و تاریخى همه آحاد بشر در طول تاریخ بشریت است. همان چیزى است که بشر تشنه‌ى آن است و جز در حکومت انبیاء عظام الهى - آن‌هایى که به حکومت رسیدند - یا اولیاء برجسته مثل امیرالمؤمنین، عدالت به‌معناى واقعى کلمه اجرا نشده است. مردم ما باید بیشترین چیزى را که مى‌خواهند، عدالت و انصاف باشد؛ هم در امور داخل کشور، هم در مسائل جهانى. این عدالتى‌اى که در دنیا امروز وجود دارد و این ظلم فاحشى که امروز از سوى قلدرها و گردن‌کلفت‌هاى عالم نسبت به بشریت و ملت‌ها دارد انجام مى‌گیرد، مبارزه با یک چنین منکر عظیمى - از نظر مسلمانى که براى حاکمیت اسلام و در سایه جمهورى اسلامى زندگى مى‌کند - باید یک فریضه‌اى محسوب بشود. این باید در زندگى ما، شعار ما باشد؛ هم در مسائل داخلى، هم در مسائل جهانى.»

,

وی افزود: ذکر فضایل و مناقب والاى حضرت على(ع) از زبان ما انسان‌هاى عادى بر نمى آید و همگان و حتى دشمنان آن حضرت، به عجز و ناتوانى در بیان اوصاف و خصائص آن حضرت اعتراف نموده‌اند. مقام و منزلت آن حضرت در مرتبه‌اى از عظمت و بزرگى قرار دارد که تنها شخصى همچون رسول خدا(ص) که به اسرار وجودى عالم آگاه است مى‌تواند در وصف شخصیت آن حضرت سخن گوید. رسول خدا(ص) در مورد شناخت آن حضرت مى‌فرمایند: «اى على ! خداوند متعال را نشناخت به حقیقت شناختنش جز من و تو، و تو را نشناخت آن‌گونه که حق شناختن توست، جز خدا و من.» شخصیتى که بعد از وجود مقدس رسول گرامى اسلام(ص) بالاتر و والاتر از او یافت نمى‌شود و از مقام و منزلتى برخوردار است که شخصى را یاراى رسیدن به آن نیست.

امام جمعه شهرستان بیان داشت:  شخصیتى که پیامبر اعظم(ص)، برحسب احادیث معتبر و مشهور بین‌المسلمین، آن حضرت، را با حق و با قرآن، و حق و قرآن را با او و لازم الاتصال و غیرقابل جدایى معرفى نموده و فرموده باشد: «وَ الَّذِى نَفْسِى بِیدِهِ لَوْ لَا أَنْ تَقُولَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِى فِیک مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِى ابْنِ مَرْیمَ لَقُلْتُ الْیوْمَ فِیک مَقَالًا لَا تَمُرُّ بِمَلاٍَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیک لِلْبَرَکةِ.» (بحار الأنوار، جلد ۴۰، باب ۹۱، حدیث ۱۱۴) و یا در بى‌انتهایى معجزه گونه شخصیت و مقام او فرموده باشد: «لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَ الْغِیاضَ أَقْلَامٌ وَ الْإِنْسَ کتَّابٌ وَ الْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَک یا ابا الْحَسَنِ.» (بحارالأنوار، جلد ۴۰، باب ۹۱، حدیث ۱۱۴)

وی افزود: این مقام و منزلت از زبان و بیان حضرت رسول(ص)بى‌شک بى‌دلیل نیست و همگى به‌دلیل شایستگى، تربیت، رشادت و مجاهدت بى‌نظیر و مانندى است که حضرت على(ع) همواره در خود داشتند و مجموعه این خصائص و فضائل آن حضرت را براى همه عالمیان، الگویى بى‌مانند و بى‌نظیر ساخته است. ذکر گوشه‌اى از این فضائل، ما را در تبعیت از آن حضرت ثابت‌قدم‌تر مى‌نماید.

حجت الاسلام مهری با اشاره به بعد تربیتی علی (ع)، گفت: شش‌ساله بود که در دامان پرمهر حضرت رسول و تعالیم الهى ایشان تربیت شد و تحت سرپرستى رسول خدا(ص) قرار گرفت و از آن زمان همیشه همراه آن حضرت بود. ده سال از عمرشان گذشته بود که حضرت محمد(ص) به پیامبرى برانگیخته شد و او اولین کسى بود که به رسول خدا ایمان آورد و اسلام را به‌عنوان آخرین دین خدا پذیرفت.  بعد از پذیرفتن اسلام در تمام سختى‌ها و دشوارى‌هاى انجام رسالت حضرت رسول(ع) براى دعوت به دین اسلام همراه و همیار واقعى آن حضرت بود و مجاهدت‌هاى بى‌شمار در راه انجام این دعوت از خود نشان داد.

وی افزود: در شرایط سخت محاصره شعب ابى طالب همراه حضرت رسول(ص) بود. در لیله المبیت آن شبى که مشرکان توطئه ترور و قتل رسول خدا(ص) را چیده بودند، با خوابیدن در بستر آن حضرت و گذشتن از جان خویش، این توطئه را ناکام گذاشت و با این مجاهدت خود زمینه هجرت عظیم و سرنوشت‌ساز حضرت رسول (ص) به مدینه را فراهم کرد. در مدینه وقتى که پیامبر قبایل اوس و خزرج را به بستن پیمان برادرى دعوت کرد، آن حضرت، حضرت على را برادر خود خواند. بعد از هجرت به مدینه حضرت على(ع) در جنگ‌ها و غزوات حضرت رسول(ص) حضور دلاورانه‌اى داشت و مجاهدت‌هاى بسیارى را در این مسیر از خود نشان داد و با تحمل سختى‌ها و دشوارى‌هاى جنگ، خدماتى بزرگى به دین اسلام در آن شرایط سخت نمود.

وی اضافه نمود: وقتى که در جنگ بدر حضور داشت بسیارى از سران کفار را از بین برد. در جنگ احد وقتى جنگ به‌سختى کشید، با دلاورى و رشادت از جان رسول خدا(ص) دفاع کرد. در جنگ خندق این على است که نداى «هل‌من‌مبارز» عمرو بن عبدود را جواب داد و به جنگ او رفت و این‌چنین، تمام ایمان در مقابل تمام کفر قرار گرفت: «برز الایمان کله الى الشرک کله» افزون بر این ضربت او که باعث کشته شدن عمرو مى‌شود، از عبادت جن و انس برتر دانسته مى‌شود که: «ضربه على(ع) فى یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین» و یا در جنگ خیبر بعد از هشت روز محاصره دژ قموص و فرار کسانى چون ابوبکر و عمر على(ع) در خیبر را کند و خود فرمود: «به خدا قسم در خیبر را باقدرت جسمانى نکندم، بلکه با قدرت رحمانى کندم.» در شجاعت او همین بس که پیامبر اکرم(ص): «والله انه جیش فى سبیل الله، به خدا قسم على(ع) یک لشکر است [در جنگیدن‌] در راه خدا»، به‌درستى که شأن نزول این آیه را باید حضرت على(ع) عنوان نمود: «فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما»

حجت الاسلام مهری با اشاره به  عبادت و معنویت بى‌مانند حضرت على(ع)، اظهار کرد: آن حضرت در مقام و منزلت دینى و معنوى و عبادت،بى‌مانند و بى‌نظیر است. هدایت‌هاى ایشان از قرآن و دین خدا بود که باعث شد در متن قرآنى هیچ تغییرى رخ ندهد و قرآن از گزند آسیب و انحراف مصون بماند و آن حضرت را بهترین مفسر و مبین قرآن و شریعت نماید. او که حافظ قرآن، قرآن ناطق و مفسر راستین آن است، احاطه‌اش به معارف الهى چنان است که تنها او مى‌تواند بگوید «لَوْ کُشِفَ الغطاءُ ما ازددتُ یقیناً». در محراب عبادت، شخصیتى بى‌نظیر و بى‌مانند بود که در وصف عبادت‌هاى او دوست و دشمن سخن‌هاى بسیار گفته‌اند و دعاهاى آن حضرت، بهترین مخازن خداشناسى و معرفت هستند.

وی افزود: مجموعه این خصائل و خصائص بى‌نظیر و بى‌همتا، باعث شد که حضرت رسول(ص)، آن حضرت را از طرف خداوند جانشین خود و ولى و امام مسلمین در روز غدیر معین نمایند. اتفاقى که هرچند در تمام دوران زندگى حضرت رسول(ص) در زمان‌ها و مکانه‌اى مختلف و با تعابیر گوناگون بارها اتفاق افتاده بود (همچون آیات تطهیر، منزلت و روایات بسیارى که در تبعیت آن حضرت نقل شده است) و آن حضرت در این باره به همه مسلمانان و اصحاب خود این موضوع را فرموده بودند؛ اما بعد از رحلت رسول گرامى اسلام(ص) با انحراف و توطئه گروهى از مخالفان آن حضرت، این مسیر هدایت منحرف شد و على(ع) باز براى این‌که دین اسلام که پیامبر براى رشد و بالندگى آن سختى‌ها و مجاهدت‌ها نموده بودند، از بین نرود، ۲۵ سال از سیاست کناره‌گیرى کرد و خلوت‌گزینى و خانه‌نشینى را برگزید و سعى کرد با راهنمایى‌ها، تعالیم و رفتار خود دین اسلام و مسلمانان را از خطر تحریف و نابودى نجات دهد و معناى واقعى کلمه و به بیان خود آن حضرت که مى‌فرماید: «انا القران الناطق؛ انا کلام الله الناطق؛ انا علم الله... لسان الله الناطق» قرآن ناطق باشد. این حضور علمى و معنوى به‌قدرى محسوس و ارزشمند بود که خلفا در وصف آن حضرت بارها مى‌گفتند: «لَوْلا عَلِى لَهَلَکَ عُمَر» و «لَوْ لَا سَیفُهُ لَمَا قَامَ لِلْإسْلامِ عَمُودٌ»

امام جمعه شهرستان خاطرنشان کرد: آن حضرت وقتى بعد از ۲۵ سال خانه‌نشینى و به دعوت اجبارى مردم به تشکیل حکومت و پذیرش خلافت اقدام کردند، حکومتى عدالت محور را تشکیل دادند که الگویى براى تمام حکومت‌هاى اسلامى از آن زمان تا زمان حاضر است. به‌همین دلیل امام على(ع) بالاترین انگیزه خویش را در پذیرفتن زمامدارى مسلمانان اجراى عدالت و احقاق حقوق از دست رفتة مسلمانان مى‌داند، و مى‌فرماید: «قسم به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید! اگر حضور فراوان بیعت‌کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمى‌کردند و اگر خداوند از علماء عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم‌بارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن مى‌انداختم و [رها کردم.] و آخر خلافت را به کاسة اول آن سیراب مى‌کردم. آنگاه مى‌دیدید که دنیاى شما نزد من از آب بینى بى‌ارزش‌تر است.

وی افزود: على(ع) آن‌چنان عدالت را در زندگى شخصى خود در زمان حکومت بر مسلمانان به مرحله عمل درآورده بود که دوست و دشمن را به حیرت و شگفتى واداشته بود. چنان‌که معاویه بعد از برخورد شدید حضرت در پاسخ به درخواست کمک بردارشان عقیل که از شدت فقر به نزد آن حضرت رفته بود، در تعجب فرو رفت و گفت: «هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ عَقِمَتِ النِّسَاءُ اَنْ یَلِدْنَ مِثْلَهُ؛ افسوس، افسوس، دیگر زنان نمى‌توانند فرزندى مثل على را به دنیا تحویل دهند!» (شرح نهج‌البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۱۱، ص ۲۵۳ و ۲۵۴)

حجت الاسلام مهری خاطرنشان کرد: آن حضرت بر این باور بود که به کمالات انسانى و درجات تقوا نمى‌توان رسید، مگر با رعایت عدالت درباره دوست و دشمن. به این جهت، به فرزند گرامى‌اش امام حسین(ع) سفارش مى‌کرد که: «تو را سفارش مى‌کنم به تقواى الهى در حال غنا و تنگدستى... و رعایت عدالت با دوست و دشمن.» (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۳۸، ح ۱)

وی افزود: هم‌چنین آن حضرت عدالت حاکمان را پاسدار ارکان حکومت مى‌دانست و آن‌را بى‌نیازکننده‌ترین اشیاء معرفى کرد. در همین راستا، به خلیفه دوم فرمود: «سه چیز است که اگر از آن‌ها حفاظت کرده، به آن‌ها عمل کنى، تو را از غیر آن‌ها بى‌نیاز مى‌کند و اگر آن‌ها را ترک کنى، غیر آن‌ها سودى به تو نمى‌رساند.» خلیفه پرسید: آن سه کدام است؟ حضرت فرمود: «اجراى حدود بر نزدیک و بیگانه، و حکم کردن به کتاب خدا در حال خشم و غضب، و تقسیم عادلانه بین سیاه و سرخ» (التهذیب، ج ۶، ص ۲۲۷)، آن حضرت در ماجراى حمله سربازان معاویه به شهر انبار و سرقت جواهرات یک بانوى غیرمسلمان که در سایه حکومت اسلامى زندگى مى‌کرد، آن‌چنان برآشفت که فرمود: «اگر در این حادثه تلخ، مسلمانى از غصه بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من چنین امرى سزاوار است.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷)

امام جمعه اسلام آبادغرب گفت: آن حضرت در حوزة حکومتى خویش، افرادى را که به عدالت اعتقاد نداشتند و یا ناعادلانه عمل مى‌کردند، راه داد و در صورت اثبات بى‌عدالتى مدیران حکومتى بااقتدار و قاطعیت تمام با آنان رفتار مى‌کرد و در مورد غارتگران بیت‌المال هیچ‌گونه اغماض روا نمى‌داشت.

یک مورد از برخورد على(ع) با مدیران اجرایى خطاکار و غارتگران بیت‌المال که دستگاه حکومت عدل علوى را خدشه‌دار کرده و از حریم عدالت تجاوز کرده بودند، ماجراى نامه توبیخ‌آمیز آن حضرت به مصقلة بن هبیرة شیبانى، فرماندار یکى از شهرهاى استان فارس، است که رفتار تبعیض‌آمیز و ناعادلانه او را این‌گونه نکوهش کرد: «به من خبر رسیده که تو غنیمت مسلمانان را به خویشاوندان و دوستانت که تو را برگزیده‌اند، مى‌بخشى. سوگند به خدایى که دانه را شکافت و موجودات را آفرید! اگر این گزارش صحیح باشد، در نزد من خوارشده و منزلت تو کاهش یافته است.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۴۳)

وی بیان کرد: این عدالت محورى حضرت، هم ازلحاظ فردى و هم از لحاظ اجتماعى و سیاسى در جامعه امروز ما بسیار بااهمیت است. ما شیعیان نیز باید عدالت آن حضرت و مبارزه با ظلم و فساد را سرلوحه زندگى خود نماییم. هم‌چنین آن‌چنان‌که مقام معظم رهبرى در صحبت‌هاى اخیر خود مى‌فرمایند ضرورت جامعه امروز ما عدالت است.

وی گفت: امروز در نظام اسلامى چه چیزى اهمیتش از همه بیشتر و حساسیّت نسبت به آن لازم‌تر است؟ عدالت. عدالت خواسته یک جماعت خاصّى از مردم یا اهل یک کشور و اهل یک ملت نیست؛ عدالت خواسته طبیعى و تاریخى همه آحاد بشر در طول تاریخ بشریت است. همان چیزى است که بشر تشنه‌ى آن است و جز در حکومت انبیاء عظام الهى - آن‌هایى که به حکومت رسیدند - یا اولیاء برجسته مثل امیرالمؤمنین، عدالت به‌معناى واقعى کلمه اجرا نشده است. مردم ما باید بیشترین چیزى را که مى‌خواهند، عدالت و انصاف باشد؛ هم در امور داخل کشور، هم در مسائل جهانى. این عدالتى‌اى که در دنیا امروز وجود دارد و این ظلم فاحشى که امروز از سوى قلدرها و گردن‌کلفت‌هاى عالم نسبت به بشریت و ملت‌ها دارد انجام مى‌گیرد، مبارزه با یک چنین منکر عظیمى - از نظر مسلمانى که براى حاکمیت اسلام و در سایه جمهورى اسلامى زندگى مى‌کند - باید یک فریضه‌اى محسوب بشود. این باید در زندگى ما، شعار ما باشد؛ هم در مسائل داخلى، هم در مسائل جهانى.»

,

وی افزود: ذکر فضایل و مناقب والاى حضرت على(ع) از زبان ما انسان‌هاى عادى بر نمى آید و همگان و حتى دشمنان آن حضرت، به عجز و ناتوانى در بیان اوصاف و خصائص آن حضرت اعتراف نموده‌اند. مقام و منزلت آن حضرت در مرتبه‌اى از عظمت و بزرگى قرار دارد که تنها شخصى همچون رسول خدا(ص) که به اسرار وجودى عالم آگاه است مى‌تواند در وصف شخصیت آن حضرت سخن گوید. رسول خدا(ص) در مورد شناخت آن حضرت مى‌فرمایند: «اى على ! خداوند متعال را نشناخت به حقیقت شناختنش جز من و تو، و تو را نشناخت آن‌گونه که حق شناختن توست، جز خدا و من.» شخصیتى که بعد از وجود مقدس رسول گرامى اسلام(ص) بالاتر و والاتر از او یافت نمى‌شود و از مقام و منزلتى برخوردار است که شخصى را یاراى رسیدن به آن نیست.

امام جمعه شهرستان بیان داشت:  شخصیتى که پیامبر اعظم(ص)، برحسب احادیث معتبر و مشهور بین‌المسلمین، آن حضرت، را با حق و با قرآن، و حق و قرآن را با او و لازم الاتصال و غیرقابل جدایى معرفى نموده و فرموده باشد: «وَ الَّذِى نَفْسِى بِیدِهِ لَوْ لَا أَنْ تَقُولَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِى فِیک مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِى ابْنِ مَرْیمَ لَقُلْتُ الْیوْمَ فِیک مَقَالًا لَا تَمُرُّ بِمَلاٍَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیک لِلْبَرَکةِ.» (بحار الأنوار، جلد ۴۰، باب ۹۱، حدیث ۱۱۴) و یا در بى‌انتهایى معجزه گونه شخصیت و مقام او فرموده باشد: «لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَ الْغِیاضَ أَقْلَامٌ وَ الْإِنْسَ کتَّابٌ وَ الْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَک یا ابا الْحَسَنِ.» (بحارالأنوار، جلد ۴۰، باب ۹۱، حدیث ۱۱۴)

وی افزود: این مقام و منزلت از زبان و بیان حضرت رسول(ص)بى‌شک بى‌دلیل نیست و همگى به‌دلیل شایستگى، تربیت، رشادت و مجاهدت بى‌نظیر و مانندى است که حضرت على(ع) همواره در خود داشتند و مجموعه این خصائص و فضائل آن حضرت را براى همه عالمیان، الگویى بى‌مانند و بى‌نظیر ساخته است. ذکر گوشه‌اى از این فضائل، ما را در تبعیت از آن حضرت ثابت‌قدم‌تر مى‌نماید.

حجت الاسلام مهری با اشاره به بعد تربیتی علی (ع)، گفت: شش‌ساله بود که در دامان پرمهر حضرت رسول و تعالیم الهى ایشان تربیت شد و تحت سرپرستى رسول خدا(ص) قرار گرفت و از آن زمان همیشه همراه آن حضرت بود. ده سال از عمرشان گذشته بود که حضرت محمد(ص) به پیامبرى برانگیخته شد و او اولین کسى بود که به رسول خدا ایمان آورد و اسلام را به‌عنوان آخرین دین خدا پذیرفت.  بعد از پذیرفتن اسلام در تمام سختى‌ها و دشوارى‌هاى انجام رسالت حضرت رسول(ع) براى دعوت به دین اسلام همراه و همیار واقعى آن حضرت بود و مجاهدت‌هاى بى‌شمار در راه انجام این دعوت از خود نشان داد.

وی افزود: در شرایط سخت محاصره شعب ابى طالب همراه حضرت رسول(ص) بود. در لیله المبیت آن شبى که مشرکان توطئه ترور و قتل رسول خدا(ص) را چیده بودند، با خوابیدن در بستر آن حضرت و گذشتن از جان خویش، این توطئه را ناکام گذاشت و با این مجاهدت خود زمینه هجرت عظیم و سرنوشت‌ساز حضرت رسول (ص) به مدینه را فراهم کرد. در مدینه وقتى که پیامبر قبایل اوس و خزرج را به بستن پیمان برادرى دعوت کرد، آن حضرت، حضرت على را برادر خود خواند. بعد از هجرت به مدینه حضرت على(ع) در جنگ‌ها و غزوات حضرت رسول(ص) حضور دلاورانه‌اى داشت و مجاهدت‌هاى بسیارى را در این مسیر از خود نشان داد و با تحمل سختى‌ها و دشوارى‌هاى جنگ، خدماتى بزرگى به دین اسلام در آن شرایط سخت نمود.

وی اضافه نمود: وقتى که در جنگ بدر حضور داشت بسیارى از سران کفار را از بین برد. در جنگ احد وقتى جنگ به‌سختى کشید، با دلاورى و رشادت از جان رسول خدا(ص) دفاع کرد. در جنگ خندق این على است که نداى «هل‌من‌مبارز» عمرو بن عبدود را جواب داد و به جنگ او رفت و این‌چنین، تمام ایمان در مقابل تمام کفر قرار گرفت: «برز الایمان کله الى الشرک کله» افزون بر این ضربت او که باعث کشته شدن عمرو مى‌شود، از عبادت جن و انس برتر دانسته مى‌شود که: «ضربه على(ع) فى یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین» و یا در جنگ خیبر بعد از هشت روز محاصره دژ قموص و فرار کسانى چون ابوبکر و عمر على(ع) در خیبر را کند و خود فرمود: «به خدا قسم در خیبر را باقدرت جسمانى نکندم، بلکه با قدرت رحمانى کندم.» در شجاعت او همین بس که پیامبر اکرم(ص): «والله انه جیش فى سبیل الله، به خدا قسم على(ع) یک لشکر است [در جنگیدن‌] در راه خدا»، به‌درستى که شأن نزول این آیه را باید حضرت على(ع) عنوان نمود: «فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما»

حجت الاسلام مهری با اشاره به  عبادت و معنویت بى‌مانند حضرت على(ع)، اظهار کرد: آن حضرت در مقام و منزلت دینى و معنوى و عبادت،بى‌مانند و بى‌نظیر است. هدایت‌هاى ایشان از قرآن و دین خدا بود که باعث شد در متن قرآنى هیچ تغییرى رخ ندهد و قرآن از گزند آسیب و انحراف مصون بماند و آن حضرت را بهترین مفسر و مبین قرآن و شریعت نماید. او که حافظ قرآن، قرآن ناطق و مفسر راستین آن است، احاطه‌اش به معارف الهى چنان است که تنها او مى‌تواند بگوید «لَوْ کُشِفَ الغطاءُ ما ازددتُ یقیناً». در محراب عبادت، شخصیتى بى‌نظیر و بى‌مانند بود که در وصف عبادت‌هاى او دوست و دشمن سخن‌هاى بسیار گفته‌اند و دعاهاى آن حضرت، بهترین مخازن خداشناسى و معرفت هستند.

وی افزود: مجموعه این خصائل و خصائص بى‌نظیر و بى‌همتا، باعث شد که حضرت رسول(ص)، آن حضرت را از طرف خداوند جانشین خود و ولى و امام مسلمین در روز غدیر معین نمایند. اتفاقى که هرچند در تمام دوران زندگى حضرت رسول(ص) در زمان‌ها و مکانه‌اى مختلف و با تعابیر گوناگون بارها اتفاق افتاده بود (همچون آیات تطهیر، منزلت و روایات بسیارى که در تبعیت آن حضرت نقل شده است) و آن حضرت در این باره به همه مسلمانان و اصحاب خود این موضوع را فرموده بودند؛ اما بعد از رحلت رسول گرامى اسلام(ص) با انحراف و توطئه گروهى از مخالفان آن حضرت، این مسیر هدایت منحرف شد و على(ع) باز براى این‌که دین اسلام که پیامبر براى رشد و بالندگى آن سختى‌ها و مجاهدت‌ها نموده بودند، از بین نرود، ۲۵ سال از سیاست کناره‌گیرى کرد و خلوت‌گزینى و خانه‌نشینى را برگزید و سعى کرد با راهنمایى‌ها، تعالیم و رفتار خود دین اسلام و مسلمانان را از خطر تحریف و نابودى نجات دهد و معناى واقعى کلمه و به بیان خود آن حضرت که مى‌فرماید: «انا القران الناطق؛ انا کلام الله الناطق؛ انا علم الله... لسان الله الناطق» قرآن ناطق باشد. این حضور علمى و معنوى به‌قدرى محسوس و ارزشمند بود که خلفا در وصف آن حضرت بارها مى‌گفتند: «لَوْلا عَلِى لَهَلَکَ عُمَر» و «لَوْ لَا سَیفُهُ لَمَا قَامَ لِلْإسْلامِ عَمُودٌ»

امام جمعه شهرستان خاطرنشان کرد: آن حضرت وقتى بعد از ۲۵ سال خانه‌نشینى و به دعوت اجبارى مردم به تشکیل حکومت و پذیرش خلافت اقدام کردند، حکومتى عدالت محور را تشکیل دادند که الگویى براى تمام حکومت‌هاى اسلامى از آن زمان تا زمان حاضر است. به‌همین دلیل امام على(ع) بالاترین انگیزه خویش را در پذیرفتن زمامدارى مسلمانان اجراى عدالت و احقاق حقوق از دست رفتة مسلمانان مى‌داند، و مى‌فرماید: «قسم به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید! اگر حضور فراوان بیعت‌کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمى‌کردند و اگر خداوند از علماء عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم‌بارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن مى‌انداختم و [رها کردم.] و آخر خلافت را به کاسة اول آن سیراب مى‌کردم. آنگاه مى‌دیدید که دنیاى شما نزد من از آب بینى بى‌ارزش‌تر است.

وی افزود: على(ع) آن‌چنان عدالت را در زندگى شخصى خود در زمان حکومت بر مسلمانان به مرحله عمل درآورده بود که دوست و دشمن را به حیرت و شگفتى واداشته بود. چنان‌که معاویه بعد از برخورد شدید حضرت در پاسخ به درخواست کمک بردارشان عقیل که از شدت فقر به نزد آن حضرت رفته بود، در تعجب فرو رفت و گفت: «هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ عَقِمَتِ النِّسَاءُ اَنْ یَلِدْنَ مِثْلَهُ؛ افسوس، افسوس، دیگر زنان نمى‌توانند فرزندى مثل على را به دنیا تحویل دهند!» (شرح نهج‌البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۱۱، ص ۲۵۳ و ۲۵۴)

حجت الاسلام مهری خاطرنشان کرد: آن حضرت بر این باور بود که به کمالات انسانى و درجات تقوا نمى‌توان رسید، مگر با رعایت عدالت درباره دوست و دشمن. به این جهت، به فرزند گرامى‌اش امام حسین(ع) سفارش مى‌کرد که: «تو را سفارش مى‌کنم به تقواى الهى در حال غنا و تنگدستى... و رعایت عدالت با دوست و دشمن.» (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۳۸، ح ۱)

وی افزود: هم‌چنین آن حضرت عدالت حاکمان را پاسدار ارکان حکومت مى‌دانست و آن‌را بى‌نیازکننده‌ترین اشیاء معرفى کرد. در همین راستا، به خلیفه دوم فرمود: «سه چیز است که اگر از آن‌ها حفاظت کرده، به آن‌ها عمل کنى، تو را از غیر آن‌ها بى‌نیاز مى‌کند و اگر آن‌ها را ترک کنى، غیر آن‌ها سودى به تو نمى‌رساند.» خلیفه پرسید: آن سه کدام است؟ حضرت فرمود: «اجراى حدود بر نزدیک و بیگانه، و حکم کردن به کتاب خدا در حال خشم و غضب، و تقسیم عادلانه بین سیاه و سرخ» (التهذیب، ج ۶، ص ۲۲۷)، آن حضرت در ماجراى حمله سربازان معاویه به شهر انبار و سرقت جواهرات یک بانوى غیرمسلمان که در سایه حکومت اسلامى زندگى مى‌کرد، آن‌چنان برآشفت که فرمود: «اگر در این حادثه تلخ، مسلمانى از غصه بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من چنین امرى سزاوار است.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷)

امام جمعه اسلام آبادغرب گفت: آن حضرت در حوزة حکومتى خویش، افرادى را که به عدالت اعتقاد نداشتند و یا ناعادلانه عمل مى‌کردند، راه داد و در صورت اثبات بى‌عدالتى مدیران حکومتى بااقتدار و قاطعیت تمام با آنان رفتار مى‌کرد و در مورد غارتگران بیت‌المال هیچ‌گونه اغماض روا نمى‌داشت.

یک مورد از برخورد على(ع) با مدیران اجرایى خطاکار و غارتگران بیت‌المال که دستگاه حکومت عدل علوى را خدشه‌دار کرده و از حریم عدالت تجاوز کرده بودند، ماجراى نامه توبیخ‌آمیز آن حضرت به مصقلة بن هبیرة شیبانى، فرماندار یکى از شهرهاى استان فارس، است که رفتار تبعیض‌آمیز و ناعادلانه او را این‌گونه نکوهش کرد: «به من خبر رسیده که تو غنیمت مسلمانان را به خویشاوندان و دوستانت که تو را برگزیده‌اند، مى‌بخشى. سوگند به خدایى که دانه را شکافت و موجودات را آفرید! اگر این گزارش صحیح باشد، در نزد من خوارشده و منزلت تو کاهش یافته است.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۴۳)

وی بیان کرد: این عدالت محورى حضرت، هم ازلحاظ فردى و هم از لحاظ اجتماعى و سیاسى در جامعه امروز ما بسیار بااهمیت است. ما شیعیان نیز باید عدالت آن حضرت و مبارزه با ظلم و فساد را سرلوحه زندگى خود نماییم. هم‌چنین آن‌چنان‌که مقام معظم رهبرى در صحبت‌هاى اخیر خود مى‌فرمایند ضرورت جامعه امروز ما عدالت است.

وی گفت: امروز در نظام اسلامى چه چیزى اهمیتش از همه بیشتر و حساسیّت نسبت به آن لازم‌تر است؟ عدالت. عدالت خواسته یک جماعت خاصّى از مردم یا اهل یک کشور و اهل یک ملت نیست؛ عدالت خواسته طبیعى و تاریخى همه آحاد بشر در طول تاریخ بشریت است. همان چیزى است که بشر تشنه‌ى آن است و جز در حکومت انبیاء عظام الهى - آن‌هایى که به حکومت رسیدند - یا اولیاء برجسته مثل امیرالمؤمنین، عدالت به‌معناى واقعى کلمه اجرا نشده است. مردم ما باید بیشترین چیزى را که مى‌خواهند، عدالت و انصاف باشد؛ هم در امور داخل کشور، هم در مسائل جهانى. این عدالتى‌اى که در دنیا امروز وجود دارد و این ظلم فاحشى که امروز از سوى قلدرها و گردن‌کلفت‌هاى عالم نسبت به بشریت و ملت‌ها دارد انجام مى‌گیرد، مبارزه با یک چنین منکر عظیمى - از نظر مسلمانى که براى حاکمیت اسلام و در سایه جمهورى اسلامى زندگى مى‌کند - باید یک فریضه‌اى محسوب بشود. این باید در زندگى ما، شعار ما باشد؛ هم در مسائل داخلى، هم در مسائل جهانى.»

,

وی افزود: ذکر فضایل و مناقب والاى حضرت على(ع) از زبان ما انسان‌هاى عادى بر نمى آید و همگان و حتى دشمنان آن حضرت، به عجز و ناتوانى در بیان اوصاف و خصائص آن حضرت اعتراف نموده‌اند. مقام و منزلت آن حضرت در مرتبه‌اى از عظمت و بزرگى قرار دارد که تنها شخصى همچون رسول خدا(ص) که به اسرار وجودى عالم آگاه است مى‌تواند در وصف شخصیت آن حضرت سخن گوید. رسول خدا(ص) در مورد شناخت آن حضرت مى‌فرمایند: «اى على ! خداوند متعال را نشناخت به حقیقت شناختنش جز من و تو، و تو را نشناخت آن‌گونه که حق شناختن توست، جز خدا و من.» شخصیتى که بعد از وجود مقدس رسول گرامى اسلام(ص) بالاتر و والاتر از او یافت نمى‌شود و از مقام و منزلتى برخوردار است که شخصى را یاراى رسیدن به آن نیست.

امام جمعه شهرستان بیان داشت:  شخصیتى که پیامبر اعظم(ص)، برحسب احادیث معتبر و مشهور بین‌المسلمین، آن حضرت، را با حق و با قرآن، و حق و قرآن را با او و لازم الاتصال و غیرقابل جدایى معرفى نموده و فرموده باشد: «وَ الَّذِى نَفْسِى بِیدِهِ لَوْ لَا أَنْ تَقُولَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِى فِیک مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِى ابْنِ مَرْیمَ لَقُلْتُ الْیوْمَ فِیک مَقَالًا لَا تَمُرُّ بِمَلاٍَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیک لِلْبَرَکةِ.» (بحار الأنوار، جلد ۴۰، باب ۹۱، حدیث ۱۱۴) و یا در بى‌انتهایى معجزه گونه شخصیت و مقام او فرموده باشد: «لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَ الْغِیاضَ أَقْلَامٌ وَ الْإِنْسَ کتَّابٌ وَ الْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَک یا ابا الْحَسَنِ.» (بحارالأنوار، جلد ۴۰، باب ۹۱، حدیث ۱۱۴)

وی افزود: این مقام و منزلت از زبان و بیان حضرت رسول(ص)بى‌شک بى‌دلیل نیست و همگى به‌دلیل شایستگى، تربیت، رشادت و مجاهدت بى‌نظیر و مانندى است که حضرت على(ع) همواره در خود داشتند و مجموعه این خصائص و فضائل آن حضرت را براى همه عالمیان، الگویى بى‌مانند و بى‌نظیر ساخته است. ذکر گوشه‌اى از این فضائل، ما را در تبعیت از آن حضرت ثابت‌قدم‌تر مى‌نماید.

حجت الاسلام مهری با اشاره به بعد تربیتی علی (ع)، گفت: شش‌ساله بود که در دامان پرمهر حضرت رسول و تعالیم الهى ایشان تربیت شد و تحت سرپرستى رسول خدا(ص) قرار گرفت و از آن زمان همیشه همراه آن حضرت بود. ده سال از عمرشان گذشته بود که حضرت محمد(ص) به پیامبرى برانگیخته شد و او اولین کسى بود که به رسول خدا ایمان آورد و اسلام را به‌عنوان آخرین دین خدا پذیرفت.  بعد از پذیرفتن اسلام در تمام سختى‌ها و دشوارى‌هاى انجام رسالت حضرت رسول(ع) براى دعوت به دین اسلام همراه و همیار واقعى آن حضرت بود و مجاهدت‌هاى بى‌شمار در راه انجام این دعوت از خود نشان داد.

وی افزود: در شرایط سخت محاصره شعب ابى طالب همراه حضرت رسول(ص) بود. در لیله المبیت آن شبى که مشرکان توطئه ترور و قتل رسول خدا(ص) را چیده بودند، با خوابیدن در بستر آن حضرت و گذشتن از جان خویش، این توطئه را ناکام گذاشت و با این مجاهدت خود زمینه هجرت عظیم و سرنوشت‌ساز حضرت رسول (ص) به مدینه را فراهم کرد. در مدینه وقتى که پیامبر قبایل اوس و خزرج را به بستن پیمان برادرى دعوت کرد، آن حضرت، حضرت على را برادر خود خواند. بعد از هجرت به مدینه حضرت على(ع) در جنگ‌ها و غزوات حضرت رسول(ص) حضور دلاورانه‌اى داشت و مجاهدت‌هاى بسیارى را در این مسیر از خود نشان داد و با تحمل سختى‌ها و دشوارى‌هاى جنگ، خدماتى بزرگى به دین اسلام در آن شرایط سخت نمود.

وی اضافه نمود: وقتى که در جنگ بدر حضور داشت بسیارى از سران کفار را از بین برد. در جنگ احد وقتى جنگ به‌سختى کشید، با دلاورى و رشادت از جان رسول خدا(ص) دفاع کرد. در جنگ خندق این على است که نداى «هل‌من‌مبارز» عمرو بن عبدود را جواب داد و به جنگ او رفت و این‌چنین، تمام ایمان در مقابل تمام کفر قرار گرفت: «برز الایمان کله الى الشرک کله» افزون بر این ضربت او که باعث کشته شدن عمرو مى‌شود، از عبادت جن و انس برتر دانسته مى‌شود که: «ضربه على(ع) فى یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین» و یا در جنگ خیبر بعد از هشت روز محاصره دژ قموص و فرار کسانى چون ابوبکر و عمر على(ع) در خیبر را کند و خود فرمود: «به خدا قسم در خیبر را باقدرت جسمانى نکندم، بلکه با قدرت رحمانى کندم.» در شجاعت او همین بس که پیامبر اکرم(ص): «والله انه جیش فى سبیل الله، به خدا قسم على(ع) یک لشکر است [در جنگیدن‌] در راه خدا»، به‌درستى که شأن نزول این آیه را باید حضرت على(ع) عنوان نمود: «فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما»

حجت الاسلام مهری با اشاره به  عبادت و معنویت بى‌مانند حضرت على(ع)، اظهار کرد: آن حضرت در مقام و منزلت دینى و معنوى و عبادت،بى‌مانند و بى‌نظیر است. هدایت‌هاى ایشان از قرآن و دین خدا بود که باعث شد در متن قرآنى هیچ تغییرى رخ ندهد و قرآن از گزند آسیب و انحراف مصون بماند و آن حضرت را بهترین مفسر و مبین قرآن و شریعت نماید. او که حافظ قرآن، قرآن ناطق و مفسر راستین آن است، احاطه‌اش به معارف الهى چنان است که تنها او مى‌تواند بگوید «لَوْ کُشِفَ الغطاءُ ما ازددتُ یقیناً». در محراب عبادت، شخصیتى بى‌نظیر و بى‌مانند بود که در وصف عبادت‌هاى او دوست و دشمن سخن‌هاى بسیار گفته‌اند و دعاهاى آن حضرت، بهترین مخازن خداشناسى و معرفت هستند.

وی افزود: مجموعه این خصائل و خصائص بى‌نظیر و بى‌همتا، باعث شد که حضرت رسول(ص)، آن حضرت را از طرف خداوند جانشین خود و ولى و امام مسلمین در روز غدیر معین نمایند. اتفاقى که هرچند در تمام دوران زندگى حضرت رسول(ص) در زمان‌ها و مکانه‌اى مختلف و با تعابیر گوناگون بارها اتفاق افتاده بود (همچون آیات تطهیر، منزلت و روایات بسیارى که در تبعیت آن حضرت نقل شده است) و آن حضرت در این باره به همه مسلمانان و اصحاب خود این موضوع را فرموده بودند؛ اما بعد از رحلت رسول گرامى اسلام(ص) با انحراف و توطئه گروهى از مخالفان آن حضرت، این مسیر هدایت منحرف شد و على(ع) باز براى این‌که دین اسلام که پیامبر براى رشد و بالندگى آن سختى‌ها و مجاهدت‌ها نموده بودند، از بین نرود، ۲۵ سال از سیاست کناره‌گیرى کرد و خلوت‌گزینى و خانه‌نشینى را برگزید و سعى کرد با راهنمایى‌ها، تعالیم و رفتار خود دین اسلام و مسلمانان را از خطر تحریف و نابودى نجات دهد و معناى واقعى کلمه و به بیان خود آن حضرت که مى‌فرماید: «انا القران الناطق؛ انا کلام الله الناطق؛ انا علم الله... لسان الله الناطق» قرآن ناطق باشد. این حضور علمى و معنوى به‌قدرى محسوس و ارزشمند بود که خلفا در وصف آن حضرت بارها مى‌گفتند: «لَوْلا عَلِى لَهَلَکَ عُمَر» و «لَوْ لَا سَیفُهُ لَمَا قَامَ لِلْإسْلامِ عَمُودٌ»

امام جمعه شهرستان خاطرنشان کرد: آن حضرت وقتى بعد از ۲۵ سال خانه‌نشینى و به دعوت اجبارى مردم به تشکیل حکومت و پذیرش خلافت اقدام کردند، حکومتى عدالت محور را تشکیل دادند که الگویى براى تمام حکومت‌هاى اسلامى از آن زمان تا زمان حاضر است. به‌همین دلیل امام على(ع) بالاترین انگیزه خویش را در پذیرفتن زمامدارى مسلمانان اجراى عدالت و احقاق حقوق از دست رفتة مسلمانان مى‌داند، و مى‌فرماید: «قسم به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید! اگر حضور فراوان بیعت‌کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمى‌کردند و اگر خداوند از علماء عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم‌بارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن مى‌انداختم و [رها کردم.] و آخر خلافت را به کاسة اول آن سیراب مى‌کردم. آنگاه مى‌دیدید که دنیاى شما نزد من از آب بینى بى‌ارزش‌تر است.

وی افزود: على(ع) آن‌چنان عدالت را در زندگى شخصى خود در زمان حکومت بر مسلمانان به مرحله عمل درآورده بود که دوست و دشمن را به حیرت و شگفتى واداشته بود. چنان‌که معاویه بعد از برخورد شدید حضرت در پاسخ به درخواست کمک بردارشان عقیل که از شدت فقر به نزد آن حضرت رفته بود، در تعجب فرو رفت و گفت: «هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ عَقِمَتِ النِّسَاءُ اَنْ یَلِدْنَ مِثْلَهُ؛ افسوس، افسوس، دیگر زنان نمى‌توانند فرزندى مثل على را به دنیا تحویل دهند!» (شرح نهج‌البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۱۱، ص ۲۵۳ و ۲۵۴)

حجت الاسلام مهری خاطرنشان کرد: آن حضرت بر این باور بود که به کمالات انسانى و درجات تقوا نمى‌توان رسید، مگر با رعایت عدالت درباره دوست و دشمن. به این جهت، به فرزند گرامى‌اش امام حسین(ع) سفارش مى‌کرد که: «تو را سفارش مى‌کنم به تقواى الهى در حال غنا و تنگدستى... و رعایت عدالت با دوست و دشمن.» (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۳۸، ح ۱)

وی افزود: هم‌چنین آن حضرت عدالت حاکمان را پاسدار ارکان حکومت مى‌دانست و آن‌را بى‌نیازکننده‌ترین اشیاء معرفى کرد. در همین راستا، به خلیفه دوم فرمود: «سه چیز است که اگر از آن‌ها حفاظت کرده، به آن‌ها عمل کنى، تو را از غیر آن‌ها بى‌نیاز مى‌کند و اگر آن‌ها را ترک کنى، غیر آن‌ها سودى به تو نمى‌رساند.» خلیفه پرسید: آن سه کدام است؟ حضرت فرمود: «اجراى حدود بر نزدیک و بیگانه، و حکم کردن به کتاب خدا در حال خشم و غضب، و تقسیم عادلانه بین سیاه و سرخ» (التهذیب، ج ۶، ص ۲۲۷)، آن حضرت در ماجراى حمله سربازان معاویه به شهر انبار و سرقت جواهرات یک بانوى غیرمسلمان که در سایه حکومت اسلامى زندگى مى‌کرد، آن‌چنان برآشفت که فرمود: «اگر در این حادثه تلخ، مسلمانى از غصه بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من چنین امرى سزاوار است.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷)

امام جمعه اسلام آبادغرب گفت: آن حضرت در حوزة حکومتى خویش، افرادى را که به عدالت اعتقاد نداشتند و یا ناعادلانه عمل مى‌کردند، راه داد و در صورت اثبات بى‌عدالتى مدیران حکومتى بااقتدار و قاطعیت تمام با آنان رفتار مى‌کرد و در مورد غارتگران بیت‌المال هیچ‌گونه اغماض روا نمى‌داشت.

یک مورد از برخورد على(ع) با مدیران اجرایى خطاکار و غارتگران بیت‌المال که دستگاه حکومت عدل علوى را خدشه‌دار کرده و از حریم عدالت تجاوز کرده بودند، ماجراى نامه توبیخ‌آمیز آن حضرت به مصقلة بن هبیرة شیبانى، فرماندار یکى از شهرهاى استان فارس، است که رفتار تبعیض‌آمیز و ناعادلانه او را این‌گونه نکوهش کرد: «به من خبر رسیده که تو غنیمت مسلمانان را به خویشاوندان و دوستانت که تو را برگزیده‌اند، مى‌بخشى. سوگند به خدایى که دانه را شکافت و موجودات را آفرید! اگر این گزارش صحیح باشد، در نزد من خوارشده و منزلت تو کاهش یافته است.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۴۳)

وی بیان کرد: این عدالت محورى حضرت، هم ازلحاظ فردى و هم از لحاظ اجتماعى و سیاسى در جامعه امروز ما بسیار بااهمیت است. ما شیعیان نیز باید عدالت آن حضرت و مبارزه با ظلم و فساد را سرلوحه زندگى خود نماییم. هم‌چنین آن‌چنان‌که مقام معظم رهبرى در صحبت‌هاى اخیر خود مى‌فرمایند ضرورت جامعه امروز ما عدالت است.

وی گفت: امروز در نظام اسلامى چه چیزى اهمیتش از همه بیشتر و حساسیّت نسبت به آن لازم‌تر است؟ عدالت. عدالت خواسته یک جماعت خاصّى از مردم یا اهل یک کشور و اهل یک ملت نیست؛ عدالت خواسته طبیعى و تاریخى همه آحاد بشر در طول تاریخ بشریت است. همان چیزى است که بشر تشنه‌ى آن است و جز در حکومت انبیاء عظام الهى - آن‌هایى که به حکومت رسیدند - یا اولیاء برجسته مثل امیرالمؤمنین، عدالت به‌معناى واقعى کلمه اجرا نشده است. مردم ما باید بیشترین چیزى را که مى‌خواهند، عدالت و انصاف باشد؛ هم در امور داخل کشور، هم در مسائل جهانى. این عدالتى‌اى که در دنیا امروز وجود دارد و این ظلم فاحشى که امروز از سوى قلدرها و گردن‌کلفت‌هاى عالم نسبت به بشریت و ملت‌ها دارد انجام مى‌گیرد، مبارزه با یک چنین منکر عظیمى - از نظر مسلمانى که براى حاکمیت اسلام و در سایه جمهورى اسلامى زندگى مى‌کند - باید یک فریضه‌اى محسوب بشود. این باید در زندگى ما، شعار ما باشد؛ هم در مسائل داخلى، هم در مسائل جهانى.»

,

وی افزود: ذکر فضایل و مناقب والاى حضرت على(ع) از زبان ما انسان‌هاى عادى بر نمى آید و همگان و حتى دشمنان آن حضرت، به عجز و ناتوانى در بیان اوصاف و خصائص آن حضرت اعتراف نموده‌اند. مقام و منزلت آن حضرت در مرتبه‌اى از عظمت و بزرگى قرار دارد که تنها شخصى همچون رسول خدا(ص) که به اسرار وجودى عالم آگاه است مى‌تواند در وصف شخصیت آن حضرت سخن گوید. رسول خدا(ص) در مورد شناخت آن حضرت مى‌فرمایند: «اى على ! خداوند متعال را نشناخت به حقیقت شناختنش جز من و تو، و تو را نشناخت آن‌گونه که حق شناختن توست، جز خدا و من.» شخصیتى که بعد از وجود مقدس رسول گرامى اسلام(ص) بالاتر و والاتر از او یافت نمى‌شود و از مقام و منزلتى برخوردار است که شخصى را یاراى رسیدن به آن نیست.

,

امام جمعه شهرستان بیان داشت:  شخصیتى که پیامبر اعظم(ص)، برحسب احادیث معتبر و مشهور بین‌المسلمین، آن حضرت، را با حق و با قرآن، و حق و قرآن را با او و لازم الاتصال و غیرقابل جدایى معرفى نموده و فرموده باشد: «وَ الَّذِى نَفْسِى بِیدِهِ لَوْ لَا أَنْ تَقُولَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِى فِیک مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِى ابْنِ مَرْیمَ لَقُلْتُ الْیوْمَ فِیک مَقَالًا لَا تَمُرُّ بِمَلاٍَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیک لِلْبَرَکةِ.» (بحار الأنوار، جلد ۴۰، باب ۹۱، حدیث ۱۱۴) و یا در بى‌انتهایى معجزه گونه شخصیت و مقام او فرموده باشد: «لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَ الْغِیاضَ أَقْلَامٌ وَ الْإِنْسَ کتَّابٌ وَ الْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَک یا ابا الْحَسَنِ.» (بحارالأنوار، جلد ۴۰، باب ۹۱، حدیث ۱۱۴)

,

وی افزود: این مقام و منزلت از زبان و بیان حضرت رسول(ص)بى‌شک بى‌دلیل نیست و همگى به‌دلیل شایستگى، تربیت، رشادت و مجاهدت بى‌نظیر و مانندى است که حضرت على(ع) همواره در خود داشتند و مجموعه این خصائص و فضائل آن حضرت را براى همه عالمیان، الگویى بى‌مانند و بى‌نظیر ساخته است. ذکر گوشه‌اى از این فضائل، ما را در تبعیت از آن حضرت ثابت‌قدم‌تر مى‌نماید.

,

حجت الاسلام مهری با اشاره به بعد تربیتی علی (ع)، گفت: شش‌ساله بود که در دامان پرمهر حضرت رسول و تعالیم الهى ایشان تربیت شد و تحت سرپرستى رسول خدا(ص) قرار گرفت و از آن زمان همیشه همراه آن حضرت بود. ده سال از عمرشان گذشته بود که حضرت محمد(ص) به پیامبرى برانگیخته شد و او اولین کسى بود که به رسول خدا ایمان آورد و اسلام را به‌عنوان آخرین دین خدا پذیرفت.  بعد از پذیرفتن اسلام در تمام سختى‌ها و دشوارى‌هاى انجام رسالت حضرت رسول(ع) براى دعوت به دین اسلام همراه و همیار واقعى آن حضرت بود و مجاهدت‌هاى بى‌شمار در راه انجام این دعوت از خود نشان داد.

,

وی افزود: در شرایط سخت محاصره شعب ابى طالب همراه حضرت رسول(ص) بود. در لیله المبیت آن شبى که مشرکان توطئه ترور و قتل رسول خدا(ص) را چیده بودند، با خوابیدن در بستر آن حضرت و گذشتن از جان خویش، این توطئه را ناکام گذاشت و با این مجاهدت خود زمینه هجرت عظیم و سرنوشت‌ساز حضرت رسول (ص) به مدینه را فراهم کرد. در مدینه وقتى که پیامبر قبایل اوس و خزرج را به بستن پیمان برادرى دعوت کرد، آن حضرت، حضرت على را برادر خود خواند. بعد از هجرت به مدینه حضرت على(ع) در جنگ‌ها و غزوات حضرت رسول(ص) حضور دلاورانه‌اى داشت و مجاهدت‌هاى بسیارى را در این مسیر از خود نشان داد و با تحمل سختى‌ها و دشوارى‌هاى جنگ، خدماتى بزرگى به دین اسلام در آن شرایط سخت نمود.

,

وی اضافه نمود: وقتى که در جنگ بدر حضور داشت بسیارى از سران کفار را از بین برد. در جنگ احد وقتى جنگ به‌سختى کشید، با دلاورى و رشادت از جان رسول خدا(ص) دفاع کرد. در جنگ خندق این على است که نداى «هل‌من‌مبارز» عمرو بن عبدود را جواب داد و به جنگ او رفت و این‌چنین، تمام ایمان در مقابل تمام کفر قرار گرفت: «برز الایمان کله الى الشرک کله» افزون بر این ضربت او که باعث کشته شدن عمرو مى‌شود، از عبادت جن و انس برتر دانسته مى‌شود که: «ضربه على(ع) فى یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین» و یا در جنگ خیبر بعد از هشت روز محاصره دژ قموص و فرار کسانى چون ابوبکر و عمر على(ع) در خیبر را کند و خود فرمود: «به خدا قسم در خیبر را باقدرت جسمانى نکندم، بلکه با قدرت رحمانى کندم.» در شجاعت او همین بس که پیامبر اکرم(ص): «والله انه جیش فى سبیل الله، به خدا قسم على(ع) یک لشکر است [در جنگیدن‌] در راه خدا»، به‌درستى که شأن نزول این آیه را باید حضرت على(ع) عنوان نمود: «فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما»

,

حجت الاسلام مهری با اشاره به  عبادت و معنویت بى‌مانند حضرت على(ع)، اظهار کرد: آن حضرت در مقام و منزلت دینى و معنوى و عبادت،بى‌مانند و بى‌نظیر است. هدایت‌هاى ایشان از قرآن و دین خدا بود که باعث شد در متن قرآنى هیچ تغییرى رخ ندهد و قرآن از گزند آسیب و انحراف مصون بماند و آن حضرت را بهترین مفسر و مبین قرآن و شریعت نماید. او که حافظ قرآن، قرآن ناطق و مفسر راستین آن است، احاطه‌اش به معارف الهى چنان است که تنها او مى‌تواند بگوید «لَوْ کُشِفَ الغطاءُ ما ازددتُ یقیناً». در محراب عبادت، شخصیتى بى‌نظیر و بى‌مانند بود که در وصف عبادت‌هاى او دوست و دشمن سخن‌هاى بسیار گفته‌اند و دعاهاى آن حضرت، بهترین مخازن خداشناسى و معرفت هستند.

,

وی افزود: مجموعه این خصائل و خصائص بى‌نظیر و بى‌همتا، باعث شد که حضرت رسول(ص)، آن حضرت را از طرف خداوند جانشین خود و ولى و امام مسلمین در روز غدیر معین نمایند. اتفاقى که هرچند در تمام دوران زندگى حضرت رسول(ص) در زمان‌ها و مکانه‌اى مختلف و با تعابیر گوناگون بارها اتفاق افتاده بود (همچون آیات تطهیر، منزلت و روایات بسیارى که در تبعیت آن حضرت نقل شده است) و آن حضرت در این باره به همه مسلمانان و اصحاب خود این موضوع را فرموده بودند؛ اما بعد از رحلت رسول گرامى اسلام(ص) با انحراف و توطئه گروهى از مخالفان آن حضرت، این مسیر هدایت منحرف شد و على(ع) باز براى این‌که دین اسلام که پیامبر براى رشد و بالندگى آن سختى‌ها و مجاهدت‌ها نموده بودند، از بین نرود، ۲۵ سال از سیاست کناره‌گیرى کرد و خلوت‌گزینى و خانه‌نشینى را برگزید و سعى کرد با راهنمایى‌ها، تعالیم و رفتار خود دین اسلام و مسلمانان را از خطر تحریف و نابودى نجات دهد و معناى واقعى کلمه و به بیان خود آن حضرت که مى‌فرماید: «انا القران الناطق؛ انا کلام الله الناطق؛ انا علم الله... لسان الله الناطق» قرآن ناطق باشد. این حضور علمى و معنوى به‌قدرى محسوس و ارزشمند بود که خلفا در وصف آن حضرت بارها مى‌گفتند: «لَوْلا عَلِى لَهَلَکَ عُمَر» و «لَوْ لَا سَیفُهُ لَمَا قَامَ لِلْإسْلامِ عَمُودٌ»

,

امام جمعه شهرستان خاطرنشان کرد: آن حضرت وقتى بعد از ۲۵ سال خانه‌نشینى و به دعوت اجبارى مردم به تشکیل حکومت و پذیرش خلافت اقدام کردند، حکومتى عدالت محور را تشکیل دادند که الگویى براى تمام حکومت‌هاى اسلامى از آن زمان تا زمان حاضر است. به‌همین دلیل امام على(ع) بالاترین انگیزه خویش را در پذیرفتن زمامدارى مسلمانان اجراى عدالت و احقاق حقوق از دست رفتة مسلمانان مى‌داند، و مى‌فرماید: «قسم به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید! اگر حضور فراوان بیعت‌کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمى‌کردند و اگر خداوند از علماء عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم‌بارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن مى‌انداختم و [رها کردم.] و آخر خلافت را به کاسة اول آن سیراب مى‌کردم. آنگاه مى‌دیدید که دنیاى شما نزد من از آب بینى بى‌ارزش‌تر است.

,

وی افزود: على(ع) آن‌چنان عدالت را در زندگى شخصى خود در زمان حکومت بر مسلمانان به مرحله عمل درآورده بود که دوست و دشمن را به حیرت و شگفتى واداشته بود. چنان‌که معاویه بعد از برخورد شدید حضرت در پاسخ به درخواست کمک بردارشان عقیل که از شدت فقر به نزد آن حضرت رفته بود، در تعجب فرو رفت و گفت: «هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ عَقِمَتِ النِّسَاءُ اَنْ یَلِدْنَ مِثْلَهُ؛ افسوس، افسوس، دیگر زنان نمى‌توانند فرزندى مثل على را به دنیا تحویل دهند!» (شرح نهج‌البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۱۱، ص ۲۵۳ و ۲۵۴)

,

حجت الاسلام مهری خاطرنشان کرد: آن حضرت بر این باور بود که به کمالات انسانى و درجات تقوا نمى‌توان رسید، مگر با رعایت عدالت درباره دوست و دشمن. به این جهت، به فرزند گرامى‌اش امام حسین(ع) سفارش مى‌کرد که: «تو را سفارش مى‌کنم به تقواى الهى در حال غنا و تنگدستى... و رعایت عدالت با دوست و دشمن.» (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۳۸، ح ۱)

,

وی افزود: هم‌چنین آن حضرت عدالت حاکمان را پاسدار ارکان حکومت مى‌دانست و آن‌را بى‌نیازکننده‌ترین اشیاء معرفى کرد. در همین راستا، به خلیفه دوم فرمود: «سه چیز است که اگر از آن‌ها حفاظت کرده، به آن‌ها عمل کنى، تو را از غیر آن‌ها بى‌نیاز مى‌کند و اگر آن‌ها را ترک کنى، غیر آن‌ها سودى به تو نمى‌رساند.» خلیفه پرسید: آن سه کدام است؟ حضرت فرمود: «اجراى حدود بر نزدیک و بیگانه، و حکم کردن به کتاب خدا در حال خشم و غضب، و تقسیم عادلانه بین سیاه و سرخ» (التهذیب، ج ۶، ص ۲۲۷)، آن حضرت در ماجراى حمله سربازان معاویه به شهر انبار و سرقت جواهرات یک بانوى غیرمسلمان که در سایه حکومت اسلامى زندگى مى‌کرد، آن‌چنان برآشفت که فرمود: «اگر در این حادثه تلخ، مسلمانى از غصه بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من چنین امرى سزاوار است.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷)

,

امام جمعه اسلام آبادغرب گفت: آن حضرت در حوزة حکومتى خویش، افرادى را که به عدالت اعتقاد نداشتند و یا ناعادلانه عمل مى‌کردند، راه داد و در صورت اثبات بى‌عدالتى مدیران حکومتى بااقتدار و قاطعیت تمام با آنان رفتار مى‌کرد و در مورد غارتگران بیت‌المال هیچ‌گونه اغماض روا نمى‌داشت.

,

یک مورد از برخورد على(ع) با مدیران اجرایى خطاکار و غارتگران بیت‌المال که دستگاه حکومت عدل علوى را خدشه‌دار کرده و از حریم عدالت تجاوز کرده بودند، ماجراى نامه توبیخ‌آمیز آن حضرت به مصقلة بن هبیرة شیبانى، فرماندار یکى از شهرهاى استان فارس، است که رفتار تبعیض‌آمیز و ناعادلانه او را این‌گونه نکوهش کرد: «به من خبر رسیده که تو غنیمت مسلمانان را به خویشاوندان و دوستانت که تو را برگزیده‌اند، مى‌بخشى. سوگند به خدایى که دانه را شکافت و موجودات را آفرید! اگر این گزارش صحیح باشد، در نزد من خوارشده و منزلت تو کاهش یافته است.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۴۳)

,

وی بیان کرد: این عدالت محورى حضرت، هم ازلحاظ فردى و هم از لحاظ اجتماعى و سیاسى در جامعه امروز ما بسیار بااهمیت است. ما شیعیان نیز باید عدالت آن حضرت و مبارزه با ظلم و فساد را سرلوحه زندگى خود نماییم. هم‌چنین آن‌چنان‌که مقام معظم رهبرى در صحبت‌هاى اخیر خود مى‌فرمایند ضرورت جامعه امروز ما عدالت است.

,

وی گفت: امروز در نظام اسلامى چه چیزى اهمیتش از همه بیشتر و حساسیّت نسبت به آن لازم‌تر است؟ عدالت. عدالت خواسته یک جماعت خاصّى از مردم یا اهل یک کشور و اهل یک ملت نیست؛ عدالت خواسته طبیعى و تاریخى همه آحاد بشر در طول تاریخ بشریت است. همان چیزى است که بشر تشنه‌ى آن است و جز در حکومت انبیاء عظام الهى - آن‌هایى که به حکومت رسیدند - یا اولیاء برجسته مثل امیرالمؤمنین، عدالت به‌معناى واقعى کلمه اجرا نشده است. مردم ما باید بیشترین چیزى را که مى‌خواهند، عدالت و انصاف باشد؛ هم در امور داخل کشور، هم در مسائل جهانى. این عدالتى‌اى که در دنیا امروز وجود دارد و این ظلم فاحشى که امروز از سوى قلدرها و گردن‌کلفت‌هاى عالم نسبت به بشریت و ملت‌ها دارد انجام مى‌گیرد، مبارزه با یک چنین منکر عظیمى - از نظر مسلمانى که براى حاکمیت اسلام و در سایه جمهورى اسلامى زندگى مى‌کند - باید یک فریضه‌اى محسوب بشود. این باید در زندگى ما، شعار ما باشد؛ هم در مسائل داخلى، هم در مسائل جهانى.»

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه