به مناسبت سالروز شهادت مرتضی آوینی؛
از سبیل «نیچهای» تا به خون غلتیدن در «قتلگاه فکه»
آری در فکه می ماند و کمی عقب تر از قتلگاه فکه فرود می آید و مسافران خود را پیاده می کند و می گوید به مقصد رسیده ایم، همینجا خون بگریید که اینجا مقتل سیدالشهدای دفاع مقدس و سید شهیدان اهل قلم آقا سیدمرتضی آوینی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس؛ پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند؛ آری این جملات هر ایرانی را با خود به مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس می برد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,از میان نی زار های هوالعظیم تا قتلگاه هویزه و از آن جا به سه راهی شهادت در طلائیه و سپس به مسجد شلمچه در کنار مکان مقدسی که هر زائری را به یاد حضرت زهرا می اندازد؛ خیلی ها را هم به یاد غواصان دست بسته اروند کنار می اندازد و از آنجا اندکی به سمت شرهانی و نهر خین و جزایر بوارین می رساند.
,,
خیلی هارا هم می برد شمال اهواز و بعد از عبور از کانال کمیل و حنظله آرام آرام از سرعت حرکت ذهن تان می کاهد؛ گویا به مکان خاصی رسیده است و این مکان برایش محترم و خاص است؛ خوب که نگاه می کنی می بینی تو را برده است فکه!
,آری در فکه می ماند و کمی عقب تر از قتلگاه فکه فرود می آید و مسافران خود را پیاده می کند و می گوید به مقصد رسیده ایم، همینجا خون بگریید که اینجا مقتل سیدالشهدای دفاع مقدس و سید شهیدان اهل قلم آقا سیدمرتضی آوینی است.
,,
آوینی پیش از انقلاب
, آوینی پیش از انقلاب,شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطهی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر میسرود داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد تحصیلات دانشگاهیاش را نیز در رشتهای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود.
,

,
شهید آوینی در آغاز خود را «کامران آوینی» معرفی میکرد، فروغ فرخزاد، احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث می خواند، به ظاهر خود میرسید، کراوات میزد، و به فلسفهٔ غرب علاقه مند بود.
بهروز بهنود یکی از دوستان قدیمی و همکلاسی های شهید آوینی در این باره می گوید:« مرتضی آوینی را من از زمانی که دانشکده بود میشناسم، مرتضی بچهٔ تندرویی بود که در هر دوره یک حالی داشت مثلا اواخر دانشگاه موهایش را گذاشته بود بلند شود، مدرن شده بود قرتی مآب شده بود و جین میپوشید. دستبند میبست و از این جور کارها، اما شانس یا بدشانسی که آورد این بود که سال ۵۶ زد به عرفان و ادبیات عرفانی بقیهٔ کارها را کنار گذاشت.»
,
همسر شهید آوینی نقل می کند:« چند سال از انقلاب گذشته بود که مرتضی سیگارش را ترک کرد دلیلی که برای این کار ذکر کرد این بود که آقا امام زمان در همه حال ناظر بر اعمال و رفتار ما هستند؛ در این صورت من چطور میتوانم در حضور ایشان سیگار بکشم؟ اینگونه بود که دیگر هرگز لب به سیگار نزد».
,

,
آوینی بعد از انقلاب
, آوینی بعد از انقلاب,
شهید آوینی بعدها با اندیشههای امام خمینی آشنا شد و در سالیان بعد به یک انقلابی مبدل شد و مسیر زندگی خود را تغییر داد به گونه ای که خود را وقف انقلاب و امام و جنگ نمود.
,
شهید آوینی در مورد گذشته خود اینطور می نویسد:« تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم. خیر. من از یک «راه طی شده» با شما حرف میزنم، من هم سالهای سال در یکی از دانشکدههای هنری درس خواندهام، به شبهای شعر و گالریهای نقاشی رفتهام، موسیقی کلاسیک گوش دادهام، ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده دربارهٔ چیزهایی که نمیدانستم گذراندهام.
من هم سالها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیستهام، ریش پروفسوری و سبیل نیچه ای گذاشتهام و کتاب «انسان موجود تکساحتی» هربرت مارکوزه را ـ بی آنکه آن زمان خوانده باشماش ـ طوری دست گرفتهام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه کتابهایی میخواند، معلوم است که خیلی می فهمد.
,

, اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشاندهاست که ناچار شدهام رو دربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمیشود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمیآید. باید در جستجوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس براستی طالبش باشد، آن را خواهدیافت و در نزد خویش نیز خواهدیافت و حالا از یک راه طی شده با شما حرف میزنم.
,,
,
آوینی در هشت سال دفاع مقدس
, آوینی در هشت سال دفاع مقدس,,
مرتضی بعد از انقلاب از هنرش در راه هدفش استفاده کرد و کارگروه جهاد را همراه با سایر هنرمندانی چون نادر طالب زاده راه انداختند و بعد به مناطق عملیاتی رفته و به کار مستند سازی می پرداختند؛ کار گروه جهاد در جبههها ادامه یافت عملیات والفجر هشت که شروع شد، گروه دیگر منسجم و منظم شده بود. همین شد که مجموعهٔ تلویزیونی روایت فتح در همان حال و هوا شکل گرفت و تا آخر جنگ هم ادامه پیدا کرد.
,

, آوینی بعد از جنگ
, آوینی بعد از جنگ,
سید مرتضی آوینی که گویا در زمان جنگ به هدف خود نرسیده بود و گمشده اش را پیدا نکرده بود، بازهم در شهر احساس غریبی می کرد؛ با پایان جنگ و در فاصلهٔ سالهای پایان جنگ و تأسیس مؤسسهٔ روایت فتح، آوینی نوعی فعالیت هنری- مطبوعاتی را تجربه کرد.
او در این دوره به سینما، هنر، فرهنگ واحد جهانی و مواجههٔ آن با مسائل مختلف فکر میکرد و حاصل همهٔ آن فکر کردنها، تحقیقها و مباحثات، نوشتههایی است که از او به جا مانده است.
,
,
روایت فتح
, روایت فتح,
آوینی تصمیم گرفت تا در اواخر سال ۱۳۷۰ مؤسسه فرهنگی روایت فتح به دستور مقام معظم رهبری تأسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی دربارهٔ دفاع مقدس بپردازد و تهیهٔ مجموعهٔ روایت فتح را که بعد از پذیرش قطعنامه رها شده بود، ادامه دهد. آوینی و بقیهٔ گروه، سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کمتر از یک سال، کار تهیهٔ شش برنامه از مجموعهٔ ده قسمتی شهری در آسمان را به پایان رساندند و مقدمات تهیهٔ مجموعههای دیگری را دربارهٔ آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند اگرچه مقارن با همین زمان، فعالیتهای مطبوعاتی او نیز ادامه داشت.
,

,
شهادت
, شهادت ,
شهید آوینی که همراه یک گروه فیلمبردار جهت ساخت مجموعه ی جدیدی از روایت فتح به یکی از مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس عزیمت کرده بود، در حین بررسی منطقه و تحقیق پیرامون هشت سال دفاع مقدس به همراه مهندس محمد سعید یزدان پرست با مین برخورد کرد و به شهادت رسید.
شهید آوینی دو روز قبل از عزیمت به منطقه ی فکه، در پاسخ به این سؤال که به کدام منطقه می روی گفته بود:«می دانی به کجا می روم، به فکه، همان جایی که رزمندگان ما با چشم خود تحویل نفوس شهدا توسط فرشتگان را مشاهده می کردند».
,

, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه