یادداشت/
دوما بهانه حذف نظام سوریه است/ شکست نقشه تسلط بر بازوی منطقه ای ایران در همسایگی رژیم صهیونیستی
بهانه تراشی های غرب در رابطه با استفاده سوریه از بمب های شیمیایی در دومای سوریه، جنگ نرمی است که صهیونیسم جهانی و استعمار از طریق آن به دنبال براندازی حکومت سوریه هستند تا یکی از دستان پرتوان ایران در منطقه قطع شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازصاحب نیوز-سید فرزام موسویان فرد/ قدرت استعمار ، قدرتی است در پی منافع بیشتر بوده، این یک قانون کلی است؛ در این میان هر آنچه که لازم باشد انجام می دهد. همچنین قدرت استعمار آن است که با دو پایه ی عقیدتی سودباوری و دنیا باوری سیستمی از یک نظام سکولار و الیگارشی را ترتیب می دهد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صاحب نیوز,
سیستم الیگارشی را البته سیستم صهیونیسم جهانی برعهده دارد تا هر آنچه میخواهد انجام دهد.براساس چنین خصلتی است که کشور های امپریالیستی دست به تسخیر خاک ملل مختلف می زنند و بر اساس همین خصلت است که قدرت استعمار با ماهیتی که بیان کردیم دارای صورتی است که نتیجه ی آن تسخیر منافع بیشتر است.
و این به خوبی در کشور های استعمار گر بارز و ظاهر است.
بر اساس این پیش فرض می بایست قدرت اسعتمار دائما در حرکت به سمت عناصرو اهدافی باشد که دارنده ی دارایی و ثروت درونی باشد، به گونه ای که این منابع از درون آن عناصر قابل استخراج و قابل نقل و یا قابل استفاده برای استعمارباشد.در اینجا یک کشش از سمت قدرت های استعماری به سمت منافع و عناصر دارای خصلت های ذاتی مشاهده میشود.
خاورمیانه دارای خاصیتی تک بعدی و دارای ماهیتی تک بافتی نیست
این نیروی کششی که برخواسته از دنیا باوری و سود باوری است همانی است که استکبار جهانی را ترغیب نمود که سالیانی دراز در خاورمیانه بماند و امروزه نیز به سبکی نوین خواهان تسلط بر منطقه ی خاورمیانه باشد.
اما خاورمیانه دارای خاصیتی تک بعدی و دارای ماهیتی تک بافتی نیست بلکه این عنصر منفعت زا، دارای ماهیتی چند بعدی و چند بافتی بوده و در زمان حال دارای ماهیتی دو بعدی و دو بافتی است.
از جهت بُعد، یکی بُعد متضاد با قدرت امپریالیستی_استعماری است و دیگری ،مشترک با آن؛ کشور هایی چون ایران و لبنان و سوریه و عراق که در اقلیت هستند نیروهای متضاد با قدرت امپریالیستی_استعماری را تشکیل می دهند و اکثریت کشور ها مانند اسرائیل، امارات متحده عربی و عربستان سعودی را در اشتراک و همراهی با نیروی استعمار را مشاهده می کنیم.
چنین عملکرد هایی معمولا در دو نیروی کشش و رانش با یکدیگر در تعامل اند و این هم در خاورمیانه به وضوح روشن است که عربستان با ایران در جهات بسیاری با کشش و رانشی که نسبت به نیروی استعمار دارند با هم در تضاد هستند، پس در منطقه خاور میانه عملا یک تضادی حاکم می شود که هم با قدرت های اصلی و هم با قدرت های فرعیِ دشمن برخورد می کند و این همان الگویی است که اکثر کشور های متضاد با استکبار و استعمار تجربه کرده اند
,
,
, خاورمیانه دارای خاصیتی تک بعدی و دارای ماهیتی تک بافتی نیست, خاورمیانه دارای خاصیتی تک بعدی و دارای ماهیتی تک بافتی نیست,
,
,
,
,
تاکتیک استعمار در تضاد با کشور های منطقه
در تقابل و تضاد بین قدرت های منطقه و قدرت های استعماری، قدرت های استعمار به جهت خصلت منفعت طلبی و دنیاباوری غالبا دست به حذف کشور های هدف می زنند. یعنی اگر توانست آن را چه به لحاظ فکری و قلبی تسخیر کند که هیچ، اگر نتوانست از روش حذف مستقیم و غیر مستقیم بهره مند می شود؛ چراکه در تقابل و تضاد دو نیروی آلترناتیو و مستقل اگر آن دو نیرو وقدرت دارای اختلافات بنیادین و مبنایی باشند به گونه ای که دارای دو ایدئولوژی و دو نوع نگرش با ویژگیِ تقابلی باشند ، هرگز این دو نیرو کنار یکدیگر قرار نمی گیرند.
در این موقعیت است که این دو نیرو تلاش خود را معطوف به تسخیر و یا حذف نیروی هدف میکند.
و این همانی است که می بینیم همواره آمریکا و اسرائیل و صهیونیسم جهانی به جهت اختلافات و تضاد بنیادی ،ایدئولوژیک و تئوریک با ایران همواره تلاش خود را معطوفِ این داشته اند که یا آن را تسخیر کنند و یا آن را حذف کنند.
همین موقعیت برای کشورهای هم پیمان ایران قابل مشاهده است، درست جایی که قدرت سوری در حال شکل گیری است و به سمت تفکرات ایرانِ اسلامی جهت گیری می کند،موضع گیری های سعودی، اسرائیلی، امریکایی آغاز می شود از همان سال های آغازین حکومت سوریه ی نوین که مشی و روشی اسلامی را اتخاذ کرده بود و با ایران دوست و همراه شده بود، این صهیونیسم جهانی بود که همواره در پی ترور شخصیت های سیاسی این حکومت بوده و هست و این ترور به صورت های ترور شخصی و ترور فیزیکی قابل اثبات است.
سعودی ها که نیرو های الجیش را حمایت می کردند و می کنند به واقع تضاد خود با نیروی ایران و سوریه را به نمایش می گذارند، چرا که الجیش همان نیرویی است که در داخل کشور سوریه در تضاد با حاکمیت در فعالیت است و این همانی است که قدرت استعمار می خواهد یعنی همان براندازی و یا تسخیر حکومتِ متضاد.
و ما در این بین قانونی را مشاهده می کنیم به نام قانون حذف که ازآن سخن به میان رفت که این قانون می گوید در تقابل و تضاد بین دو نیرو سرزمین های استعمارگر در پی حذف نیروی هدف هستند. اما یکی از روش های حذفی که بکار می گیرند در دو طیف عوام و خواص است، یعنی جایی که استعمار می خواهد یک نیرویی را حذف کند ذهنیت عوام را نسبت به خواص در یک حالت تقابلی و خصمانه متمایل و از آن پس آن را شدت می بخشد و در تداوم آن سعی و تلاشِ خود را دریغ نمی کند.
به طور مثال در بحث دومای سوریه، الجیش که نیروی متصل و متفق با سعودی ها می باشد، عملیاتی را با حمایت همان قدرت های حامی انجام می دهد تحت عنوان عملیات بمب های شیمیایی، این عملیات که با طرح های صهیونیستی انجام شده است، حال به گردن حکومت انداخته می شود، اما ویژگی که باید این حرکت داشته باشد این است که این حرکت باید براساس ضدیت با عوام صورت گیرد و این ضدیت متصف به حکومت سوریه شود. به گونه ای که مردم و عوام به خیال اینکه حکومت قصدش تنها پیروزی بر خصم بوده است و هدف وسیله توجیه می کند،.
این عملیات جنگ نرم است که صهیونیسم جهانی و استعمار جهانی در پی براندازی حکومت سوریه است تا یکی از دستان پرتوان ایران در منطقه قطع شود و از اقتدار و قدرت ایران کاسته شود.
چنین عملیاتی دقیقا در سال2017در خان شیخون سوریه رخ داد که با توجه به افشاگری های رابرت استیل افسر سابق اطلاعات امریکا، جان برنان با متفق سازی بین عربستان و اسرائیل چنین عملیاتی را رقم می زند تا این راهی باشد برای اینکه هم عربستان به هدفش برسد که امریکا و ترامپ به منطقه توجهی دوباره داشته باشند و هم آمریکا تسلط خود را در منطقه ار دست ندهد و این بهانه ای باشد برای گرفتن دستور حمله به خاک کشور سوریه ای که در تضاد با منافع آمریکا فعالیت می کند.
در نتیجه به واقع عملیات دوما یک عملیاتی غیر انسانی در جهت اهداف امپریالیستی_صهیونیستی است.
انتهای پیام/
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه