به بهانه روز جوان؛

چرا نبض جوانان، منظم نمی‌زند؟/ به یک کارگر روزمزد معدن نیازمندیم، ترجیحا خانم!

چرا نبض جوانان، منظم نمی‌زند؟/ به یک کارگر روزمزد معدن نیازمندیم، ترجیحا خانم!
از شما چه پنهان؛ من و خیلی از همسن و سال‌هایم فکر می‌کنیم بعضی از روزهایی که سر از تقویم درآورده‌اند فقط برای خالی نبودن قسمت انتهایی صفحات تقویم نامگذاری شده‌اند!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، آن‌چه که می‌خوانید درددلی نسبتا خودمانی به بهانه روز جوان است. همین اول کار بگویم که این مطلب بر اساس درک «یک نفر» نوشته شده و قاعدتا خالی از اشکال نیست؛ اگر با محتوای مطلب مخالفید، ما را نزنید! آرام باشید و متمدنانه نظر مخالفتان را بنویسید و به دستمان برسانید تا ما هم مستفیض شویم! اما اصل مطلب...

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت,

از شما چه پنهان؛ راستش را بخواهید من و خیلی از همسن و سال‌هایم فکر می‌کنیم بعضی از روزهایی که سر از تقویم درآورده‌اند فقط برای خالی نبودن قسمت انتهایی صفحات تقویم -جایی که مناسبت‌ها را در آن می‌نویسند- نامگذاری شده‌اند! البته نمی‌خواهم بگویم این روزها خیلی بی‌فایده هستند چون به هر حال هرروزی برای عده‌ای عوایدی دارد؛ ولی این عواید معمولا نصیب کسانی که باید نمی‌شود.

,

هر سال روز جوان که می‌رسد عده‌ای از مسئولین به صف می‌شوند برای دادن آمار و ارقامی که نشاندهنده بهبود وضعیت جوانان و کاسته شدن از مشکلات آنان است؛ آماری که واقعی‌بودن آن‌ها را هم نفی نمی‌کنیم. همایش‌های بسیاری هم در سطح کشور برگزار می‌شود که جوانان در آن‌ها در صدر می‌نشینند؛ از آن‌ها عکس‌هایی زیبا می‌گیرند که بعدا در خبرگزاری‌ها و روابط عمومی‌ها منتشر می‌شود؛ احتمالا چند ساعتی آزادند که درد و دلی بکنند؛ به بعضی‌هایشان جایزه‌ای هم می‌دهند و نهایتا این روز تمام می‌شود و باز جوان می‌ماند و مشکلاتش تا سال بعد.

,

نوشتن مطلبی برای چنین روزی می‌توانست دو جنبه داشته باشد؛ یکی این که همان آمار و ارقامی که واقعی بودن آن‌ها را نفی نمی‌کنیم ذکر کنیم و بیلانی از عملکرد مسئولان محترم ارائه دهیم و دیگر این که ببینیم جوانان خودشان چه می‌گویند و مشکلاتشان چیست؛ و البته جنبه دوم به نظرمان کمی مفیدتر آمد.

,

در این سال‌ها آن قدر از مشکلات جوانان سخن گفته شده که خود این موضوع دارد کم کم لوث می‌شود! ولی حقیقت این است که هرچه زمان می‌گذرد این مشکلات ابعاد تازه‌تری پیدا می‌کنند و حل آن‌ها پیچیده‌تر می‌شود و بنابراین راه‌حل‌های جامع‌تر و اساسی‌تری طلب می‌کنند و از این گذشته مسائلی که به تبع این مشکلات به وجود می‌آیند نیز رشد قابل توجهی دارند.

,

چرا نبض جوانان منظم نمی‌زند؟

, چرا نبض جوانان منظم نمی‌زند؟, چرا نبض جوانان منظم نمی‌زند؟,

این که شمار قابل توجهی از جوانان درگیر اعتیاد به سیگار و مواد مخدر خطرناک هستند؛ این که سالانه بیش از 250 هزار عمل زیبایی در کشور انجام می‌شود که برخی از آن‌ها مثل تغییر رنگ چشم! نزدیک به 20 میلیون تومان هزینه دارد؛ این که قشر بزرگی از جوانان روزانه حدود 9 ساعت از زمان خود را در فضاهای مجازی تلفن همراه و رایانه‌های شخصی می‌گذرانند که از این میان، حدود دو میلیون ایرانیِ عمدتا جوان، روزانه به طور میانگین 144 دقیقه سرگرم بازی‌های رایانه‌ای غالبا مخرب هستند و بدین ترتیب روزانه 30 تا 40 میلیون ساعت از وقت جوانان صرف بازی می‌شود؛ این که سالانه 150 هزار نفر از جوانان فرهیخته راهی سفرهای بی‌بازگشت به کشورهای خارجی می‌شوند؛ این که در حال حاضر یک میلیون دختر جوان ایرانی تجرد قطعی دارند؛ این که آمار طلاق به فاصله چند ماه از ازدواج به طور چشمگیری در حال افزایش است؛ این که آمار فساد جوانان هرگز به طور رسمی اعلام نمی‌شود!؛ این که در چند سال اخیر آمار زندانیانی که در سنین اوج جوانی هستند افزایش یافته است و... همه علائم هشداردهنده‌ای است که نشان می‌دهد ظاهرا نبض جوانان جامعه خیلی منظم نمی‌زند!

,

شاه‌علت‌های ناخوشایندی‌های موجود در وضعیت جوانان

, شاه‌علت‌های ناخوشایندی‌های موجود در وضعیت جوانان, شاه‌علت‌های ناخوشایندی‌های موجود در وضعیت جوانان,

اما این موارد ناخوشایند همه معلول‌هایی هستند که باید در پی علتشان باشیم. اگرچه تحلیل مسائل اجتماعی و یافتن علل ناهنجاری‌های رفتاری فرایند بسیار پیچیده‌ای دارد اما شاه‌علت‌هایی که موجد این مشکلات هستند تقریبا موارد مشخص و روشنی را دربرمی‌گیرد که متاسفانه چون به کلیشه تبدیل شده‌اند زوایایی از آن‌ها همواره پنهان مانده است.

,

این شاه‌علت‌ها را می‌توان در پنج کلیدواژه مرتبط با هم خلاصه کرد: سربازی، ازدواج، اشتغال، تحصیلات عالیه و فرهنگ‌های نادرست. برای اطلاع از نظرات جوانانی که خود با مشکلاتی در این حوزه‌ها مواجه هستند با برخی از آن‌ها که می‌دانستم احتمالا حرف‌هایی برای گفتن دارند در فضای مجازی و حقیقی به گفتگو نشستم.

,

علیرضا، 21 ساله و دانشجوی رشته حقوق است. از او درباره مشکلی به نام سربازی می‌پرسم. می‌گوید کابوس هدر رفتن دو سال از بهترین سال‌های زندگی از شروع دوره دبیرستان تا به حال گریبانگیرش بوده است و تاکید می‌کند اگر این دو سال صرف آموختن تخصصی در پادگان‌ها می‌شد قابل تحمل‌تر بود اما هدر دادن ارزشمندترین دوره عمر در کارهای نه چندان مهم برای همه عذاب‌آور است.

,

سربازی؛ تباه‌کننده دو سال از بهترین سال‌های عمر جوانان

, سربازی؛ تباه‌کننده دو سال از بهترین سال‌های عمر جوانان, سربازی؛ تباه‌کننده دو سال از بهترین سال‌های عمر جوانان,

ایمان که وارد 25سالگی شده و ماه‌های آخر سربازی را می‌گذارند، خدمت سربازی را یکی از عوامل مهم تاخیر در ازدواج جوانان می‌داند. به نظر او این که نیروی جوان دو سال از پر انرژی‌ترین سال‌های عمرش را صرف سربازی کند نه تنها انگیزه و نیروی کار را از او می‌گیرد بلکه به دلیل این که جوانان در این دو سال در اوج غلیان غریزه‌های طبیعی هستند، دچار مشکلات روحی و انحرافاتی خواهند شد.

,

دانشجوی دیگری به نام میثم به موضوع از منظر مذهب نگاه می‌کند و می‌گوید با کدام منطق دینی و شرعی به خود اجازه می‌دهیم که دو سال از عمر جوانان را هدر دهیم و چرا قانونی که از نگاه نظامی رضاخانی نشات گرفته حداقل مورد نقد نظری قرار نمی‌گیرد؟ چرا مراجع تقلید نسبت به این مسئله واکنش نشان نمی‌دهند؟

,

نظرات در مورد سربازی ابعاد مختلفی داشت و واکنش‌های جالبی را از افراد مختلف در این زمینه دریافت کردم. این موضوع را در یکی از جوامع مجازی نیز به اشتراک گذاشتم. در یکی از نظرات همه مشکل در چند سطر خلاصه شده بود:«من 31 ساله هستم، فوق لیسانس دارم و سربازی‌ام تازه به اتمام رسیده. 9 سال پیش یک شغل بسیار خوب پیدا کردم و تا مرحله استخدام شدن هم پیش رفتم اما در آخرین مراحل کارت پایان خدمت مانع شد. اگر آن زمان مشغول به کار می‌شدم، الان هم ازدواج کرده بودم و فرزند داشتم و هم درسم را به شکلی تمام می‌کردم؛ بگذریم که با پول 9 سال پیش می‌شد خانه‌ای هم دست و پا کرد. چیزی که باعث عقب‌افتادگی زندگی من شد سربازی بود.»

,

سربازی، مانعی در برابر ادامه تحصیل پسران

, سربازی، مانعی در برابر ادامه تحصیل پسران, سربازی، مانعی در برابر ادامه تحصیل پسران,

مشکل سربازی اما به همین‌جا ختم نمی‌شود. سالانه برخی از دانش‌آموزان مقطع پیش‌دانشگاهی برای فرار از سربازی یا داشتن فرصت بیشتر برای شرکت در کنکور، در یکی از درس‌ها عمدا نمره غیرقابل قبول می‌گیرند. با این حساب یکسال از برنامه طبیعی آموزشی و زندگی خود عقب می‌افتند. در سوی دیگر بخش عمده‌ای از پسرانی که وارد دانشگاه می‌شوند پس از اخذ لیسانس با مانع سربازی روبرو هستند؛ در حالی که دختران بدون وجود این مانع امکان ادامه تحصیل دارند. نتیجه این فرایند نامتوازن نهایتا پسری است که دو سال دوره سربازی را طی کرده، لیسانس دارد و هنوز بیکار است و دختری که در این دو سال فوق لیسانس گرفته، احتمالا کار نیمه‌وقتی دارد و حالا دیگر سنخیتی با پسر دو سال قبل برای ازدواج ندارد. در این شرایط نباید خیلی تعجب کنیم اگر شاهد افزایش ارتباط‌های نامشروع و شیوع فساد در میان جوانان باشیم.

,

گذشته از این، دختری که پسر هم‌کفوش به واسطه سربازی و نداشتن مسکن و شغل مناسب درگیر مشکلات زندگی است، امکان ازدواج را از دست خواهد داد و نتیجه این خواهد شد که مدیرکل فناوری اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور در 29 اردیبهشت ماه چهار سال قبل اعلام کند که 100 هزار دختر در انتظار ازدواج هستند و دو سال بعد اعلام شود که یک میلیون دختر ایرانی تجرد قطعی دارند. بی‌تردید هرچه زمان بگذرد بر این آمار افزوده خواهد شد.

,

100 هزار دختر در انتظار ازدواج، 100 هزار عمل جراحی زیبایی در سال!

, 100 هزار دختر در انتظار ازدواج، 100 هزار عمل جراحی زیبایی در سال!, 100 هزار دختر در انتظار ازدواج، 100 هزار عمل جراحی زیبایی در سال!,

بیایید از همین منظر به معضل جلوه‌گری افراطی دختران در جامعه نگاه کنیم. فارغ از مسائل فرهنگی که به سهم خود بسیار مهم و تاثیرگذارند بخشی از ناهنجاری‌های اجتماعی در حوزه جلوه‌گری دختران متاثر از عدم ازدواج به موقع آنان است. اگرچه قصد ندارم دست به قضاوتی غیرعلمی بزنم اما وقتی سخن مدیرکل فناوری اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور را در کنار آمار تخمینی انجمن جراحی پلاستیک کشور که چند سال قبل منتشر شد قرار دهیم نتیجه جالبی به دست خواهد آمد. طبق آمار اول 100 هزار دختر در انتظار ازدواج هستند و طبق آمار دوم سالانه 100 هزار نفر که اکثریت قریب به اتفاقشان دختر هستند تن به عمل جراحی زیبایی می‌دهند... البته آمارهای جدید نشان می‌دهد که این آمار به 240 هزار عمل زیبایی در سال رسیده است!

,

می‌بینید که چگونه یک قانون به ظاهر ساده به نام سربازی می‌تواند حواشی چالش‌برانگیز و مهمی داشته باشد. جالب اینجاست که با وجود این که سربازی خود یکی از عوامل تاثیرگذار در افزایش سن ازدواج است؛ مسئولان نظام وظیفه پیش‌تر اعلام کرده بودند که به دلیل کاهش اولاد ذکور قصد دارند مدت زمان سربازی را افزایش دهند؛ دقت کنید! به دلیل کاهش اولاد ذکور یکی از عوامل کاهش اولاد ذکور را تشدید می‌کنند! بگذریم...

,

در مورد ارتباط ازدواج و سربازی به تفصیل سخن گفته شد اما باید توجه داشت که ازدواج امروز یکی از بزرگ‌ترین معضلات جوانان است. شاید جامعه دیندار ما به درستی درنیافته است که وقتی معصوم(ع) به صراحت بیان می‌کند که کسی که ازدواج کند نیمی از دینش را حفظ کرده است پس لابد این موضوع اهمیت دارد! اگرچه تلاش‌هایی برای تسهیل ازدواج جوانان صورت گرفته است اما به قول حجت‌الاسلام قرائتی باید نهضتی برای ازدواج آسان شکل بگیرد و حتی از اموال مقدسی همچون زکات برای رفع مشکل ازدواج جوانان بهره‌گیری شود.

,

ازدواج آسان را آغاز کنید!

, ازدواج آسان را آغاز کنید!, ازدواج آسان را آغاز کنید!,

سن ازدواج امروز به طرز نگران‌کننده‌ای افزایش یافته است در حالی که در نقطه مقابل سن بلوغ در دختران و پسران به طور غیرقابل باوری کاهش یافته است به گونه‌ای که در پژوهش‌هایی که توسط مرکز دکترینال امنیت بدون مرز انجام شده است نمونه‌های قابل توجهی از بلوغ زودرس در مهدهای کودک مشاهده شده است؛ بنابراین کسانی که دغدغه امنیت اخلاقی جامعه را دارند و سودای کاهش شیوع فساد در بین جوانان را در سر می‌پرورانند باید حق این مقدمه منطقی یعنی ازدواج آسان را به شایستگی ادا کنند. خانواده‌ها نیز به عنوان یکی از ارکان نهضت ازدواج آسان باید نسبت به نقش خود آگاه باشند و در شرایطی که معادله‌ها غالبا به ضرر جوانان است در متوازن کردن شرایط بکوشند.

,

موضوع ازدواج از جنبه دیگری نیز شایسته توجه است و آن به هم خوردن تعادل جمعیتی کشور در سال‌های اخیر است. چندی است که مسئولان عالی‌رتبه نظام به خطر این موضوع توجه یافته‌اند و جهت‌گیری‌ها در حال تغییر به سمت سیاست‌های افزایش جمعیت است. با وجود بیش از 11 میلیون جوان مجرد در کشور، که متاسفانه به دلیل مشکلات گوناگون از ازدواج بازمانده‌اند به نظر می‌رسد لازم است اقدامات عاجلی به منظور جلوگیری از سوختن فرصت ازدواج به ویژه برای دختران صورت بگیرد.

,

پدر! مادر! می‌خواهم ازدواج کنم!

, پدر! مادر! می‌خواهم ازدواج کنم!, پدر! مادر! می‌خواهم ازدواج کنم!,

ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که در هنگام تحقیق برای نگارش این گزارش به نکات جالبی در یکی از سایت‌های پاسخگویی به سوالات برخورد کردم که اگرچه در ابتدا به نظر می‌رسید که مزاح باشد اما مطلب کاملا جدی بود. پرسشگری که احتمالا از فشار غرائز طبیعی به ستوه آمده بود از پاسخگوی محترم طلب راهکار کرده بود و پاسخگو نیز در پاسخ راهکارهای 11گانه‌ای را ارائه کرده بودند. از جمله این که قبل از سیر شدن از طعام دست بکشید؛ از خوردن غذاهای معطر و متنوع و آجیل! پرهیز کنید؛ از گفتن و شنیدن جک‌های ناپسند خودداری کنید؛ با افراد مجرد و غیرمجردی که در این زمینه صحبت می‌کنند نشست و برخاست نکنید؛ هرگز بیکار نباشید؛ به ورزش‌هایی که موجب عرق‌ریزی می‌شود بپردازید مانند کوهنوردی، دو و میدانی و بسکتبال...! شاید اگر من امکان پاسخگویی به آن پرسشگر را داشتم حتما مورد دوازدهمی هم به موارد ذکر شده اضافه می‌کردم:«به پدر و مادر خود بگویید که می‌خواهید ازدواج کنید...!»

,

اشتغال نیز از جمله مسائلی است که جوانان سال‌هاست با آن دست به گریبان‌اند. تقریبا همه کاندیداهای ریاست جمهوری چه آنان که به این مقام دست یافته‌اند و چه آنان که در این رقابت پیروز نبوده‌اند، دست کم یکبار به مردم قول داده‌اند که بیکاری را ریشه‌کن کنند! اما به نظر می‌رسد اوضاع آن قدر خراب هست که همه از پذیرش مسئولیت آمار بالای بیکاری طفره می‌روند!

,

به یک گارکر روزمزد معدن نیازمندیم، ترجیحا خانم!!

, به یک گارکر روزمزد معدن نیازمندیم، ترجیحا خانم!!, به یک گارکر روزمزد معدن نیازمندیم، ترجیحا خانم!!,

در گفتگوهایی که با جوانان برای تهیه این گزارش داشتم نکات متنوعی در ارتباط با ریشه‌های بیکاری مطرح شد که برخی از آن‌ها به خود جوانان بازمی‌گشت؛ مواردی مثل این که توقع جوانان در این حوزه بسیار بالا رفته است. اما نظر یکی از این افراد قابل تامل بود. محمدحسن که به گفته خودش ماه‌هاست در پی یافتن شغل مناسبی است اشتغال بدون ضابطه دختران را یکی از عوامل بیکاری پسران می‌داند! او می‌گوید در بیش از 90 درصد آگهی‌های مربوط به کار، قید «ترجیحا خانم» وجود دارد. از او در مورد چرایی این وضعیت می‌پرسم که می‌گوید:«خانم‌ها با دستمزد کمتری مشغول به کار می‌شوند و چون معمولا بار زندگی روی دوششان نیست کم‌توقع‌تر هستند؛ بنابراین برای کارفرماها از همه نظر به صرفه‌تر است که از خانم‌ها استفاده کنند؛ این در حالی است که وظیفه تشکیل خانواده بر عهده پسران است و کسی به بیکاری خانم‌ها خرده نمی‌گیرد. اگر شغل‌ها به پسران اختصاص یابد هم مشکل بیکاری حل خواهد شد و هم مشکل ازدواج.»

,

نهضت گلیم‌بافی پسران آغاز می‌شود!

, نهضت گلیم‌بافی پسران آغاز می‌شود!, نهضت گلیم‌بافی پسران آغاز می‌شود!,

با همه این اوصاف ظاهرا باز هم باید منتظر ماند تا وعده‌های این دولت هم به دولت بعدی منتقل شود. البته من به دوستی که نظرات بالا را بیان می‌کردند پیشنهاد دادم که پسران به تلافی این وضعیت شغل‌هایی که خانم‌ها پیشتر به آن اشتغال داشتند را اشغال کنند. مثلا می‌توانیم از گلیم‌بافی شروع کنیم...!

,

«باید به هر قیمتی وارد دانشگاه شوم!» مسئله این است!

, «باید به هر قیمتی وارد دانشگاه شوم!» مسئله این است!, «باید به هر قیمتی وارد دانشگاه شوم!» مسئله این است!,

این که تحصیلات عالیه را در شمار مشکلات جوانان آوردیم به این دلیل است سودای مدرک‌گرایی به جای سوادگرایی فرصت‌های بسیاری را از جوانان گرفته است و سال‌های بسیاری از عمر جوانان را تباه کرده است. در این که رویکرد دولت‌ها در بروز این وضعیت تاثیر بسزایی داشته است نمی‌توان تردید کرد. هم‌اکنون نزدیک به 4 میلیون‌نفر در دانشگاه‌های مختلف کشور و در مقاطع تحصیلی گوناگون در حال تحصیل هستند، در حالی که نه این تعداد دانشجو بر اساس نیازهای کشور مشغول به تحصیل هستند و نه برای اشتغال این افراد تضمینی وجود دارد و با این حال مسئولان وزارت علوم تا همین چند سال قبل با خوشحالی از اضافه‌شدن ظرفیت دانشگاه‌ها خبر می‌دادند!

,

جوانان عملا در مسیری قرار گرفته‌اند که انتهای آن به اتلاف سرمایه‌های انسانی می‌انجامد. موضوع مهم شدن ورود به دانشگاه‌ها به لحاظ روانشناسی اجتماعی مسئله پیش پا افتاده‌ای نیست. کارشناسان اجتماعی هم به خطایی که در این زمینه رخ داده است به خوبی آگاه شده‌اند. نخستین هشدارهای این مسئله زمانی به گوش رسید که اخبار مربوط به خودکشی جوانان ناکام در امتحان‌هایی نظیر کنکور در اذهان چالش‌هایی ایجاد کرد.

,

این تصور که برای زندگی یک راه جز ورود به دانشگاه وجود ندارد و راه سواد از دانشگاه می‌گذرد؛ در کنار کم‌ارزش شدن مدارک دانشگاهی جوانان را در چرخه باطلی گرفتار کرده که سال‌های طولانی از عمر آن‌ها را می‌دزدد. تنها کسانی که از این چرخه باطل سود سرشاری برده‌اند سیستم آموزش عالی کشور و متولیان کلاس‌های متنوع تست‌زنی و کنکورهای آزمایشی بوده‌اند؛ حجت آن که اگر مسئله علمانیت برای سیستم آموزشی کشور مطرح بود شاهد پذیرش دانشجوی دکترا با پرداخت 55 میلیون تومان وجه رایج مملکت نبودیم!

,

فرهنگ‌های نادرست را اصلاح کنیم

, فرهنگ‌های نادرست را اصلاح کنیم, فرهنگ‌های نادرست را اصلاح کنیم,

همه این موارد را می‌توان تحت عنوان معضل عامی به نام فرهنگ‌های نادرست گردآورد. به واقع اگر فرهنگ نظامی ما اصلاح نشود مشکل سربازی سامان نخواهد پذیرفت، اگر فرهنگ ازدواج نهادینه نشود فساد از جامعه رخت نخواهد کشید، اگر فرهنگ صحیح کار تبیین نشود و گسترش نیابد، برای ریشه‌کن کردن بیکاری مجبور خواهیم شد در تعریف بیکاری دست ببریم و اگر فرهنگ آموزشی کشور اصلاح نشود دانشگاه‌ها به محل تجمع جوانان بی‌حوصله و بی‌انگیزه‌ای تبدیل خواهد شد که فقط موظفند چند سال از عمرشان را برای گرفتن مدرکی برای بیکاری صرف کنند.

,

فارغ از همه این مسائل اشکالات زیادی نیز متوجه عملکرد جوانان است که نقش آن‌ها را در بروز مشکلات پیش‌گفته اثبات می‌کند؛ در واقع نقد منصفانه می‌طلبد که سوزنی هم به خود بزنیم، اما چون بنا نیست که در روز جوان کام جوانان را تلخ نکنیم، علی‌الحساب تیغ نقد را غلاف می‌کنیم!

,

محسن حسن‌زاده

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه