چرایی هجمه اصحاب رسانه به مقدسات

چرایی هجمه اصحاب رسانه به مقدسات
بیان سخنان توهین آمیز به مقدسات آنهم در یک جامعه اسلامی آسان نیست و باید درباره آن بصورت خیزشی حرف زد تا کمترین هزینه را متحمل شد، آنچه که به تجربه نشان داده شده است اینکه اکثر این مطالب وقتی شروع میشود که یکی از بزرگان و لیدر های یک جریان خاص در مقاله و یا یک میتینگ ، نقد به مقدسات را بصورت علمی و یا گاها به صورت مزاح فتح الباب کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  تهران نیوز، به تازگی در فضای مجازی نام یکی از خبرنگاران بصورت هشتک زیاد به چشم میخورد . داستان این خبرنگار از آنجایی شروع شد که وی در توئیتی توهین آمیزکه درواقع نقدی به سخنان آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد بود نوشت:”درباره شهادت امام رضا دوتا روایت هست که یکیش میگه ایشون با خوردن انگور مسموم شدن و دیگری میگه علتش آب انار بوده،پس صد در صد ایشون به آب انگور و چیپس و ماست هم علاقه داشتن،اونوقت علم الهدی میگه رقص و موسیقی هتک حرمکت به امام رضاست!برو خالی نبند امام رضا از خودمونه!”

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تهران نیوز,

 

انتشار این تویئت واکنش های مختلفی را در پی داشت.اما به راستی ریشه این نوع توهین ها آنهم در بین روزنامه نگاران از کجا نشات میگیرد؟چرا اکثر این گونه مطالب در بین خبرنگاران و جریان اصلاح طلبی بروز میکند؟آیا این اتفاقها مسبوق به سابقه است؟

آنچه مسلم است اینکه بیان اینگونه سخنان در یک جامعه اسلامی  آسان نیست و باید درباره آن  بصورت خیزشی حرف زد تا کمترین هزینه را متحمل شد، آنچه که به تجربه نشان داده شده است اینکه  اکثر این مطالب وقتی شروع میشود که یکی از بزرگان و لیدر های یک جریان خاص  در  مقاله و یا یک میتینگ ، نقد به مقدسات را بصورت علمی و یا گاها به صورت مزاح فتح الباب کند و سپس ، نوچه ها و افراد کوچکتر در حد توان خود به صورت سریالی ، ادامه دهنده ماجرا شوند.نگاهی به گذشته و آرشیو نشریات میتواند به ما در درک این  موضوع کمک کند.

اوج این اتفاقات را  به دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی ربط دهیم. دورانی که نشریات مختلف به بهانه آزادی بیان هر گونه توهین و هجمه ای را بر علیه دین و مقدسات را یک نوع آزادی میدانستند و برای اینکه از قافله عقب نمانند هرگونه توهینی را  وارد میکردند.

نقطه آغاز این جریان را میتوان به اکبر گنجی ربط داد.در واقع وی اولین نفری بود که با جملاتش در مقاله “خون به خون شستن محال آمد محال” که روزنامه صبح امروز منتشر کرد نطفه حرکات ضد دینی در رسانه و نشریات  را منعقد کرد.وی در این مقاله مصیبت های اهل بیت در روز عاشورا و فجایع آن روز را نتیجه جنگ های بدر و حنین می داند و می نویسد”: پیامبر در بدر و حنین و … شمشیر زد … اما آیا جنگ های جبهه حق علیه باطل پیامدهای ناخواسته یا آثار وضعیه به دنبال ندارد؟…خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت میوه ­هایی جز خشونت به بار نمی­ آورد. هیچ کس حق ندارد به صرف اینکه خود را حق و دیگران را باطل می­ داند، دست به خشونت بزند و در صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی برآید.“

اکبر گنجی

 

بعد از این اتفاق جسارت سایر  خبرنگارن و نویسندگان  بیشتر  شد تا جایی که حبیب الله پیمان در هفته نامه پیام هاجر در این زمینه می‌نوسید: “قرآن قابل نقد عقلی و تجربی است و خود قرآن نیز در آیات بسیاری دعوت به آن نموده است.” و یا روزنامه آفتاب یزد به قلم جواد مقامی در فروردین ماه سال ۷۹ می نویسد: «سالهای فراوان و بلکه قرنها این بزرگداشت (قیام عاشورا) حاصلی جز تأثر، حزن و اشک آوری نداشته.“

 

این داستان های سریال فقط مختص تهران نبود و بلکه در شهرستان ها و میتینگ های استانی نیز شاهد توهین های از این قبیل بودیم ، همانند توهین مدیر آموزش و پرورش استان مازندران که در دهم خرداد ۷۹ میگوید:” ثواب کف و سوت زدن برای تقویت یکی از نخبگان جامعه کمتر از سینه زنی و عزاداری برای امام حسین(ع) نیست. ”

هاشم اغاجری ،نجفقلی حبیبی معاون اسبق موسسه حفظ و نشر آثار امام و رئیس اسبق دانشگاه علامه طباطبایی،محسن کدیور .عمادالدین باقی و  عبدالکریم سروش چهره های آکادمیک و ژورنالیستی بودند که سعی دارند با نگارش مقالات به اصطلاح علمی ، بر روی موضوع عاشورا مانور دهند و این القا را کنند که فرهنگ عاشورایی با فرهنگ خونریزی یکسان است.

سخنرانی هاشم آغاجری فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مجتمع فرهنگسرای کوثر در اردیبهشت ماه سال ۸۱ نیز در راستای مقالات و یادداشت های روزنامه‌های زنجیره ای بود. وی در قسمتی از صحبت های خود گفته بود: «نویسندگان (نامه به امام حسین (ع)) می‌گویند: این حکومت (حکومت یزید) بدون رضایت مردم است و لذا نامشروع است. اگر حسین (ع) هم در راس باشد ولی رضایت مردم در آن نباشد نامشروع است. آغاجری در همین سخنرانی امام حسین (ع) را با سیاوش در تاریخ ایرانیان مقایسه می‌کند: «… سیاوش در تاریخ ملی ما ایرانیان مظهر معصومیت و پاکی است و بعد از آمدن اسلام، حسین (ع) جای سیاوش می‌نشیند و آیا ما اثری در مورد حسین (ع) مانند منظومه‌ای که فردوسی در باب سیاوش سروده است داریم؟»

 

آنان تلاش داشتند تا شهادت طلبی را با جنگ طلبی یکی جلوه دهند و فلسفه قیام حضرت اباعبدالله در برابر ظالمین دوران خود در مقابل سیاست صلح  امام حسن (ع) وبا معاویه و آنرا به مناقشات  جمهوری اسلامی و امریکا شبیه سازی نمایند.

دکتر سروش در تخطئه عظمت واقعه کربلا، در یک ژست علمی که در ایالت مریلند امریکا برگزار شد خطاب به حضار میگوید:” واقعه عاشورا بزرگ شده است چرا که شیعیان حاجت داشتند از این واقعه یک اسطوره بسازند و با پیوند زدن خود به این اسطوره هم هویت کسب نمایند، هم ابراز مظلومیت کنند و هم از مخالفان خود هویت ستانی کنند.”

این طرز نگاه از سوی نخبگان و خبرگان اصلاح طلب ،چراغ سبزی بود برای سایر در و دست اندرکارانی که در هر جا میتوانستند اینگونه طرز تفکر را را گسترش دهند.

تکنیکی که این افراد برای فراهم سازی حمله به مقدسات مهیا میکنند به دو صورت انجام میگیرد ،۱_از طریق مقالات علمی و مباحث به اصطلاح آکادمیک و دیگری از طریق شعر و نوشته های طنزگونه.

 

برای نمونه تقریبا یکسال پیش در همین ایام بود که مراسم افتتاح ستاد حسن روحانی در استان ایلام، مجری این برنامه که از عناصر اصلاح‌طلب در استان ایلام است، در اظهاراتی سخیف، مطلبی موهن را خطاب به امام هشتم شیعیان جهان ایراد کرد.

این مجری در نامه ای که بصورت طنز نوشته بود خطاب به امام رضا علیه السلام بیان داشت:” بگذار همین ابتدا از شما گله کنم. مگر شما فقط امام اصولگرایان هستید؟ پس ما اصلاح‌طلبان چه؟» و سپس با اشاره به فعالیت‌های تبلیغاتی ابراهیم رئیسی، تولیت آستان قدس رضوی ادامه می‌دهد: « آقا رضا جان! از خوان گسترده شما فقط چند کیلو سیب‌زمینی آن هم به‌دست استان همجوارمان خوزستان رسید و ما ایلامی‌های محروم همان هم دشت نکردیم. ”

عماد الدین باقی در اظهار نظری در مورد واقعه عاشورا می‌نویسد: «در قرائت شیعی از اسلام، ما از گذشته دور شاهد یک برداشت انقلابی و حماسی از اسلام بودیم… اینها به تغلیظ وجه حماسی-انقلابی حرکت امام حسین می پرداختند؛ به گونه ای که مثلا جنبه های دیگر واقعه عاشورا حذف و به تدریج چهره ای مهاجم، پرخاشگر و انقلابی از اسلام ترسیم شد.»

هرچند این گونه رفتارها سریعا هم از سوی ستاد تبلیغاتی حسن روحانی محکوم و هم از سوی مردم و مسئویلن قضایی با واکنش ربرو شده بود اما ، قبح شکنی در توهین به مقدسات امری است که در حال جولان دادن در رسانه های کشور میباشد.

این اقدامات وقتی ناگوارتر میشود که در گاهی از زبان ریاست جمهور که خود ملبس به لباس روحانیت و نیز عضو مجلس خبران رهبری هم است شنیده میشود.وقتی وی نقد معصوم را جایز میداند در حالی که منتقدین سیاست های دولت را افرادی ناقص العقل و کاسب خاطب میکند دیگر از امثال اکبر گنجی ها ،سروش ها ،  و خبرنگاران تازه کار امروزی چه انتظاری میتوان داشت؟

انتهای پیام/*

,

 

انتشار این تویئت واکنش های مختلفی را در پی داشت.اما به راستی ریشه این نوع توهین ها آنهم در بین روزنامه نگاران از کجا نشات میگیرد؟چرا اکثر این گونه مطالب در بین خبرنگاران و جریان اصلاح طلبی بروز میکند؟آیا این اتفاقها مسبوق به سابقه است؟

آنچه مسلم است اینکه بیان اینگونه سخنان در یک جامعه اسلامی  آسان نیست و باید درباره آن  بصورت خیزشی حرف زد تا کمترین هزینه را متحمل شد، آنچه که به تجربه نشان داده شده است اینکه  اکثر این مطالب وقتی شروع میشود که یکی از بزرگان و لیدر های یک جریان خاص  در  مقاله و یا یک میتینگ ، نقد به مقدسات را بصورت علمی و یا گاها به صورت مزاح فتح الباب کند و سپس ، نوچه ها و افراد کوچکتر در حد توان خود به صورت سریالی ، ادامه دهنده ماجرا شوند.نگاهی به گذشته و آرشیو نشریات میتواند به ما در درک این  موضوع کمک کند.

اوج این اتفاقات را  به دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی ربط دهیم. دورانی که نشریات مختلف به بهانه آزادی بیان هر گونه توهین و هجمه ای را بر علیه دین و مقدسات را یک نوع آزادی میدانستند و برای اینکه از قافله عقب نمانند هرگونه توهینی را  وارد میکردند.

نقطه آغاز این جریان را میتوان به اکبر گنجی ربط داد.در واقع وی اولین نفری بود که با جملاتش در مقاله “خون به خون شستن محال آمد محال” که روزنامه صبح امروز منتشر کرد نطفه حرکات ضد دینی در رسانه و نشریات  را منعقد کرد.وی در این مقاله مصیبت های اهل بیت در روز عاشورا و فجایع آن روز را نتیجه جنگ های بدر و حنین می داند و می نویسد”: پیامبر در بدر و حنین و … شمشیر زد … اما آیا جنگ های جبهه حق علیه باطل پیامدهای ناخواسته یا آثار وضعیه به دنبال ندارد؟…خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت میوه ­هایی جز خشونت به بار نمی­ آورد. هیچ کس حق ندارد به صرف اینکه خود را حق و دیگران را باطل می­ داند، دست به خشونت بزند و در صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی برآید.“

اکبر گنجی

 

بعد از این اتفاق جسارت سایر  خبرنگارن و نویسندگان  بیشتر  شد تا جایی که حبیب الله پیمان در هفته نامه پیام هاجر در این زمینه می‌نوسید: “قرآن قابل نقد عقلی و تجربی است و خود قرآن نیز در آیات بسیاری دعوت به آن نموده است.” و یا روزنامه آفتاب یزد به قلم جواد مقامی در فروردین ماه سال ۷۹ می نویسد: «سالهای فراوان و بلکه قرنها این بزرگداشت (قیام عاشورا) حاصلی جز تأثر، حزن و اشک آوری نداشته.“

 

این داستان های سریال فقط مختص تهران نبود و بلکه در شهرستان ها و میتینگ های استانی نیز شاهد توهین های از این قبیل بودیم ، همانند توهین مدیر آموزش و پرورش استان مازندران که در دهم خرداد ۷۹ میگوید:” ثواب کف و سوت زدن برای تقویت یکی از نخبگان جامعه کمتر از سینه زنی و عزاداری برای امام حسین(ع) نیست. ”

هاشم اغاجری ،نجفقلی حبیبی معاون اسبق موسسه حفظ و نشر آثار امام و رئیس اسبق دانشگاه علامه طباطبایی،محسن کدیور .عمادالدین باقی و  عبدالکریم سروش چهره های آکادمیک و ژورنالیستی بودند که سعی دارند با نگارش مقالات به اصطلاح علمی ، بر روی موضوع عاشورا مانور دهند و این القا را کنند که فرهنگ عاشورایی با فرهنگ خونریزی یکسان است.

سخنرانی هاشم آغاجری فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مجتمع فرهنگسرای کوثر در اردیبهشت ماه سال ۸۱ نیز در راستای مقالات و یادداشت های روزنامه‌های زنجیره ای بود. وی در قسمتی از صحبت های خود گفته بود: «نویسندگان (نامه به امام حسین (ع)) می‌گویند: این حکومت (حکومت یزید) بدون رضایت مردم است و لذا نامشروع است. اگر حسین (ع) هم در راس باشد ولی رضایت مردم در آن نباشد نامشروع است. آغاجری در همین سخنرانی امام حسین (ع) را با سیاوش در تاریخ ایرانیان مقایسه می‌کند: «… سیاوش در تاریخ ملی ما ایرانیان مظهر معصومیت و پاکی است و بعد از آمدن اسلام، حسین (ع) جای سیاوش می‌نشیند و آیا ما اثری در مورد حسین (ع) مانند منظومه‌ای که فردوسی در باب سیاوش سروده است داریم؟»

 

آنان تلاش داشتند تا شهادت طلبی را با جنگ طلبی یکی جلوه دهند و فلسفه قیام حضرت اباعبدالله در برابر ظالمین دوران خود در مقابل سیاست صلح  امام حسن (ع) وبا معاویه و آنرا به مناقشات  جمهوری اسلامی و امریکا شبیه سازی نمایند.

دکتر سروش در تخطئه عظمت واقعه کربلا، در یک ژست علمی که در ایالت مریلند امریکا برگزار شد خطاب به حضار میگوید:” واقعه عاشورا بزرگ شده است چرا که شیعیان حاجت داشتند از این واقعه یک اسطوره بسازند و با پیوند زدن خود به این اسطوره هم هویت کسب نمایند، هم ابراز مظلومیت کنند و هم از مخالفان خود هویت ستانی کنند.”

این طرز نگاه از سوی نخبگان و خبرگان اصلاح طلب ،چراغ سبزی بود برای سایر در و دست اندرکارانی که در هر جا میتوانستند اینگونه طرز تفکر را را گسترش دهند.

تکنیکی که این افراد برای فراهم سازی حمله به مقدسات مهیا میکنند به دو صورت انجام میگیرد ،۱_از طریق مقالات علمی و مباحث به اصطلاح آکادمیک و دیگری از طریق شعر و نوشته های طنزگونه.

 

برای نمونه تقریبا یکسال پیش در همین ایام بود که مراسم افتتاح ستاد حسن روحانی در استان ایلام، مجری این برنامه که از عناصر اصلاح‌طلب در استان ایلام است، در اظهاراتی سخیف، مطلبی موهن را خطاب به امام هشتم شیعیان جهان ایراد کرد.

این مجری در نامه ای که بصورت طنز نوشته بود خطاب به امام رضا علیه السلام بیان داشت:” بگذار همین ابتدا از شما گله کنم. مگر شما فقط امام اصولگرایان هستید؟ پس ما اصلاح‌طلبان چه؟» و سپس با اشاره به فعالیت‌های تبلیغاتی ابراهیم رئیسی، تولیت آستان قدس رضوی ادامه می‌دهد: « آقا رضا جان! از خوان گسترده شما فقط چند کیلو سیب‌زمینی آن هم به‌دست استان همجوارمان خوزستان رسید و ما ایلامی‌های محروم همان هم دشت نکردیم. ”

عماد الدین باقی در اظهار نظری در مورد واقعه عاشورا می‌نویسد: «در قرائت شیعی از اسلام، ما از گذشته دور شاهد یک برداشت انقلابی و حماسی از اسلام بودیم… اینها به تغلیظ وجه حماسی-انقلابی حرکت امام حسین می پرداختند؛ به گونه ای که مثلا جنبه های دیگر واقعه عاشورا حذف و به تدریج چهره ای مهاجم، پرخاشگر و انقلابی از اسلام ترسیم شد.»

هرچند این گونه رفتارها سریعا هم از سوی ستاد تبلیغاتی حسن روحانی محکوم و هم از سوی مردم و مسئویلن قضایی با واکنش ربرو شده بود اما ، قبح شکنی در توهین به مقدسات امری است که در حال جولان دادن در رسانه های کشور میباشد.

این اقدامات وقتی ناگوارتر میشود که در گاهی از زبان ریاست جمهور که خود ملبس به لباس روحانیت و نیز عضو مجلس خبران رهبری هم است شنیده میشود.وقتی وی نقد معصوم را جایز میداند در حالی که منتقدین سیاست های دولت را افرادی ناقص العقل و کاسب خاطب میکند دیگر از امثال اکبر گنجی ها ،سروش ها ،  و خبرنگاران تازه کار امروزی چه انتظاری میتوان داشت؟

انتهای پیام/*

,

, ,

 

,

انتشار این تویئت واکنش های مختلفی را در پی داشت.اما به راستی ریشه این نوع توهین ها آنهم در بین روزنامه نگاران از کجا نشات میگیرد؟چرا اکثر این گونه مطالب در بین خبرنگاران و جریان اصلاح طلبی بروز میکند؟آیا این اتفاقها مسبوق به سابقه است؟

,

آنچه مسلم است اینکه بیان اینگونه سخنان در یک جامعه اسلامی  آسان نیست و باید درباره آن  بصورت خیزشی حرف زد تا کمترین هزینه را متحمل شد، آنچه که به تجربه نشان داده شده است اینکه  اکثر این مطالب وقتی شروع میشود که یکی از بزرگان و لیدر های یک جریان خاص  در  مقاله و یا یک میتینگ ، نقد به مقدسات را بصورت علمی و یا گاها به صورت مزاح فتح الباب کند و سپس ، نوچه ها و افراد کوچکتر در حد توان خود به صورت سریالی ، ادامه دهنده ماجرا شوند.نگاهی به گذشته و آرشیو نشریات میتواند به ما در درک این  موضوع کمک کند.

,

اوج این اتفاقات را  به دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی ربط دهیم. دورانی که نشریات مختلف به بهانه آزادی بیان هر گونه توهین و هجمه ای را بر علیه دین و مقدسات را یک نوع آزادی میدانستند و برای اینکه از قافله عقب نمانند هرگونه توهینی را  وارد میکردند.

,

نقطه آغاز این جریان را میتوان به اکبر گنجی ربط داد.در واقع وی اولین نفری بود که با جملاتش در مقاله “خون به خون شستن محال آمد محال” که روزنامه صبح امروز منتشر کرد نطفه حرکات ضد دینی در رسانه و نشریات  را منعقد کرد.وی در این مقاله مصیبت های اهل بیت در روز عاشورا و فجایع آن روز را نتیجه جنگ های بدر و حنین می داند و می نویسد”: پیامبر در بدر و حنین و … شمشیر زد … اما آیا جنگ های جبهه حق علیه باطل پیامدهای ناخواسته یا آثار وضعیه به دنبال ندارد؟…خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت میوه ­هایی جز خشونت به بار نمی­ آورد. هیچ کس حق ندارد به صرف اینکه خود را حق و دیگران را باطل می­ داند، دست به خشونت بزند و در صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی برآید.“

,

, ,

اکبر گنجی

,

 

,

بعد از این اتفاق جسارت سایر  خبرنگارن و نویسندگان  بیشتر  شد تا جایی که حبیب الله پیمان در هفته نامه پیام هاجر در این زمینه می‌نوسید: “قرآن قابل نقد عقلی و تجربی است و خود قرآن نیز در آیات بسیاری دعوت به آن نموده است.” و یا روزنامه آفتاب یزد به قلم جواد مقامی در فروردین ماه سال ۷۹ می نویسد: «سالهای فراوان و بلکه قرنها این بزرگداشت (قیام عاشورا) حاصلی جز تأثر، حزن و اشک آوری نداشته.“

,

 

,

این داستان های سریال فقط مختص تهران نبود و بلکه در شهرستان ها و میتینگ های استانی نیز شاهد توهین های از این قبیل بودیم ، همانند توهین مدیر آموزش و پرورش استان مازندران که در دهم خرداد ۷۹ میگوید:” ثواب کف و سوت زدن برای تقویت یکی از نخبگان جامعه کمتر از سینه زنی و عزاداری برای امام حسین(ع) نیست. ”

,

هاشم اغاجری ،نجفقلی حبیبی معاون اسبق موسسه حفظ و نشر آثار امام و رئیس اسبق دانشگاه علامه طباطبایی،محسن کدیور .عمادالدین باقی و  عبدالکریم سروش چهره های آکادمیک و ژورنالیستی بودند که سعی دارند با نگارش مقالات به اصطلاح علمی ، بر روی موضوع عاشورا مانور دهند و این القا را کنند که فرهنگ عاشورایی با فرهنگ خونریزی یکسان است.

,

سخنرانی هاشم آغاجری فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مجتمع فرهنگسرای کوثر در اردیبهشت ماه سال ۸۱ نیز در راستای مقالات و یادداشت های روزنامه‌های زنجیره ای بود. وی در قسمتی از صحبت های خود گفته بود: «نویسندگان (نامه به امام حسین (ع)) می‌گویند: این حکومت (حکومت یزید) بدون رضایت مردم است و لذا نامشروع است. اگر حسین (ع) هم در راس باشد ولی رضایت مردم در آن نباشد نامشروع است. آغاجری در همین سخنرانی امام حسین (ع) را با سیاوش در تاریخ ایرانیان مقایسه می‌کند: «… سیاوش در تاریخ ملی ما ایرانیان مظهر معصومیت و پاکی است و بعد از آمدن اسلام، حسین (ع) جای سیاوش می‌نشیند و آیا ما اثری در مورد حسین (ع) مانند منظومه‌ای که فردوسی در باب سیاوش سروده است داریم؟»

, ,

سخنرانی هاشم آغاجری فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مجتمع فرهنگسرای کوثر در اردیبهشت ماه سال ۸۱ نیز در راستای مقالات و یادداشت های روزنامه‌های زنجیره ای بود. وی در قسمتی از صحبت های خود گفته بود: «نویسندگان (نامه به امام حسین (ع)) می‌گویند: این حکومت (حکومت یزید) بدون رضایت مردم است و لذا نامشروع است. اگر حسین (ع) هم در راس باشد ولی رضایت مردم در آن نباشد نامشروع است. آغاجری در همین سخنرانی امام حسین (ع) را با سیاوش در تاریخ ایرانیان مقایسه می‌کند: «… سیاوش در تاریخ ملی ما ایرانیان مظهر معصومیت و پاکی است و بعد از آمدن اسلام، حسین (ع) جای سیاوش می‌نشیند و آیا ما اثری در مورد حسین (ع) مانند منظومه‌ای که فردوسی در باب سیاوش سروده است داریم؟»

,

 

,

آنان تلاش داشتند تا شهادت طلبی را با جنگ طلبی یکی جلوه دهند و فلسفه قیام حضرت اباعبدالله در برابر ظالمین دوران خود در مقابل سیاست صلح  امام حسن (ع) وبا معاویه و آنرا به مناقشات  جمهوری اسلامی و امریکا شبیه سازی نمایند.

,

دکتر سروش در تخطئه عظمت واقعه کربلا، در یک ژست علمی که در ایالت مریلند امریکا برگزار شد خطاب به حضار میگوید:” واقعه عاشورا بزرگ شده است چرا که شیعیان حاجت داشتند از این واقعه یک اسطوره بسازند و با پیوند زدن خود به این اسطوره هم هویت کسب نمایند، هم ابراز مظلومیت کنند و هم از مخالفان خود هویت ستانی کنند.”

,

این طرز نگاه از سوی نخبگان و خبرگان اصلاح طلب ،چراغ سبزی بود برای سایر در و دست اندرکارانی که در هر جا میتوانستند اینگونه طرز تفکر را را گسترش دهند.

,

تکنیکی که این افراد برای فراهم سازی حمله به مقدسات مهیا میکنند به دو صورت انجام میگیرد ،۱_از طریق مقالات علمی و مباحث به اصطلاح آکادمیک و دیگری از طریق شعر و نوشته های طنزگونه.

,

 

,

برای نمونه تقریبا یکسال پیش در همین ایام بود که مراسم افتتاح ستاد حسن روحانی در استان ایلام، مجری این برنامه که از عناصر اصلاح‌طلب در استان ایلام است، در اظهاراتی سخیف، مطلبی موهن را خطاب به امام هشتم شیعیان جهان ایراد کرد.

,

این مجری در نامه ای که بصورت طنز نوشته بود خطاب به امام رضا علیه السلام بیان داشت:” بگذار همین ابتدا از شما گله کنم. مگر شما فقط امام اصولگرایان هستید؟ پس ما اصلاح‌طلبان چه؟» و سپس با اشاره به فعالیت‌های تبلیغاتی ابراهیم رئیسی، تولیت آستان قدس رضوی ادامه می‌دهد: « آقا رضا جان! از خوان گسترده شما فقط چند کیلو سیب‌زمینی آن هم به‌دست استان همجوارمان خوزستان رسید و ما ایلامی‌های محروم همان هم دشت نکردیم. ”

,

عماد الدین باقی در اظهار نظری در مورد واقعه عاشورا می‌نویسد: «در قرائت شیعی از اسلام، ما از گذشته دور شاهد یک برداشت انقلابی و حماسی از اسلام بودیم… اینها به تغلیظ وجه حماسی-انقلابی حرکت امام حسین می پرداختند؛ به گونه ای که مثلا جنبه های دیگر واقعه عاشورا حذف و به تدریج چهره ای مهاجم، پرخاشگر و انقلابی از اسلام ترسیم شد.»

, ,

عماد الدین باقی در اظهار نظری در مورد واقعه عاشورا می‌نویسد: «در قرائت شیعی از اسلام، ما از گذشته دور شاهد یک برداشت انقلابی و حماسی از اسلام بودیم… اینها به تغلیظ وجه حماسی-انقلابی حرکت امام حسین می پرداختند؛ به گونه ای که مثلا جنبه های دیگر واقعه عاشورا حذف و به تدریج چهره ای مهاجم، پرخاشگر و انقلابی از اسلام ترسیم شد.»

,

هرچند این گونه رفتارها سریعا هم از سوی ستاد تبلیغاتی حسن روحانی محکوم و هم از سوی مردم و مسئویلن قضایی با واکنش ربرو شده بود اما ، قبح شکنی در توهین به مقدسات امری است که در حال جولان دادن در رسانه های کشور میباشد.

,

این اقدامات وقتی ناگوارتر میشود که در گاهی از زبان ریاست جمهور که خود ملبس به لباس روحانیت و نیز عضو مجلس خبران رهبری هم است شنیده میشود.وقتی وی نقد معصوم را جایز میداند در حالی که منتقدین سیاست های دولت را افرادی ناقص العقل و کاسب خاطب میکند دیگر از امثال اکبر گنجی ها ،سروش ها ،  و خبرنگاران تازه کار امروزی چه انتظاری میتوان داشت؟

,

انتهای پیام/*

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه