پیرترین عضو شورای ایران از آرزوهایش در روستای سارتکه سردشت می‌گوید

پیرترین عضو شورای ایران از آرزوهایش در روستای سارتکه سردشت می‌گوید
“عثمان شریفی” اهل روستای سارتکه سردشت با داشتن ۱۰۲ سال عمر، سالخورده ترین عضو شورای اسلامی روستایی ایران لقب گرفته است و بعد از گذشت سالها خدمت در زمینه های خیریه و عام المنفعه هنوز هم از پای ننشسته و این راه را ادامه می دهد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اروم نیوز، اهدای یکهزار متر مربع از با ارزش ترین زمین های روستا برای ساخت مدرسه ای در خور شان اهالی و عبور جاده از زمین های کشاورزی این پیرمرد خوش سیمای اهل روستای “سارتکه” از توابع بخش مرکزی شهرستان سردشت و اکنون بخشش وجودش از دیگر صدقات جاریه وی است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,

“عثمان شریفی” ۳ دوره متوالی عضو و رئیس شورای روستای سارتکه بوده و امیدوار است با مشورت گرفتن از جوانان تحصیلکرده و بهره گیری تجربه های ریش سفیدان روستا، نمونه ای مفید از خدمت رسانی به این مردم محروم و مرزی ارائه دهد.

,

این عضو شورای اسلامی روستای سارتکه؛ تلاش و انجام کارهای عام المنفعه و خداپسندانه را از خانواده خود شروع کرده همچنانکه یکی از فرزندانش را به این وادی هدایتکرده و اکنون با وجود شاگردی در کنار استادکار کاشیکار، با انتخاب سایر اعضای شورا، به عنوان دهیار روستا معرفی شده است تا مشکلات روستاییان را انتقال و برای رفع آنها پیگیری های لازم را انجام دهد.

,

هر روز ساعت ۵ صبح از خواب بیدار شده و برای فریضه نماز به مسجد روستا می رود. بعد از صرف صبحانه و چای اموراتی که یک روستایی دارد را ادامه می دهد. هیج داروی شیمیایی مصرف نمی کند و تنها جوشانده گیاهان کوهی می خورد و گشتن در طبیعت را بهترین ورزش برای افزایش طول عمر می داند.

,

وی ۴ فرزند پسر و یک دختر و ماحصل آنها ۱۷ نوه دارد. ماست، پنیر، روغن و نان محلی که زنان روستایی درست می کنند را اولویت دارترین مایحتاج زندگی می داند. وی در سال ۷۴ حج رفته و شوق عزیمت دوباره به خانه خدا و اینبار به همراه همسرش را هر دم در دلش زمزمه می کند اما ضعف مالی به وی اجازه دوباره نمی دهد.

,

مام “عثمان” هر چند دست هایش می لرزد و مدتی هم در منزل بستری بوده است اما هنوز هم شادابی و سرزندگی و امید در چهره اش موج می زند. وی صدای رسایی دارد و به همراه فرزندانش فعالیت کشاورزی انجام می دهد. و در فصول سال به کشت اصلی مردم روستا یعنی گندم، جو و نخود اقدام می کند.

,

خانه اش ۳ اتاق و یک آشپزخانه دارد. برای صرف چای به اتاق پذیرایی راهنمایی شدیم. اعتقاد به اسلام و بزرگان دینی در زندگی اش کاملا مشهود است. چند پرده گلدوزی شده که توسط دختر مام “عثمان” در سال ۱۳۶۹ شمسی منقوش و مزین به ادعیه و اشعار مذهبی شده بودند چشم هر تازه واردی را نوازش می کند.

,

«گل گفت من عارض دینی دارم / با اهل رسول همنشینی دارم»

,

«عطرم ز محمد است بویم ز علی / طبع حسن و خوی حسینی دارم»

,

روستایی که وی در آنجا زندگی می کند در محور سردشت به مهاباد و در ۴۰۰ متری جاده آسفالت گردنه “زمزیران” قرار دارد. منطقه ای سراسر کوهستانی و در زمستان ها برفگیر است. این روستا در میانه دو کوه قرار گرفته و کمترین زمین کشاورزی را دارد.

,

مردم روستا به خاطر کشاورزی محدود، مازاد محصولی برای فروش ندارند و به همین خاطر چندین راس گاو و بز را نگهداشته تا حداقل بخشی از نیازهایشان برطرف شود.

,

رودخانه ای فصلی از داخل روستا عبور می کند که فاضلاب اهالی به این مسیر هدایت شده است اما با شروع فصل گرما رودخانه خشک شده و بوی آزاردهنده ای که شاید همراه بیماری هایی هم باشد موجب ناراحتی آنها می شود.

,

روستای “سارتکه” در گذشته ای نه چندان دور بالغ بر ۶۰ خانوار جمعیت داشته اما متاسفانه خشکسال های پیاپی که از اواخر بهار تا اوایل پاییز ادامه دارد موجب جیره بندی آب آشامیدنی شده است، به همین خاطر مردم روستا را ترک کرده و به شهر “ربط” هجوم برده و از این تعداد تنها ۳۴ خانوار با ۱۵۰ نفر باقیمانده اند.

,

بزرگترین آرزویی که مام “عثمان” در کنار سلامتی برای فرزندانش دارد آسفالت ۴۰۰ متر از مسیر خاکی و سنگلاخی روستا که علیرغم پیگیری های زیاد به نتیجه نرسیده و همچنین رفع مشکلات آبرسانی، دفع اصولی فاضلاب اهالی، مقاوم سازی مساکن و آبادانی روستا جهت جلوگیری از مهاجرت آنها به شهر است.

,

تهیه و تنظیم : آرام ظاهری

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه