گزارشی از مراسم عصر شعر شهدای خانطومان؛
از اخلاص و شجاعت شهدای خانطومان تا اشکهای سوزناک شاعران مازندرانی
مراسم عصر شعر شهدای خان طومان با رونمایی از گوشهای از رشادتها و خاطرات شهدای این عملیات که در آن شهید سید رضا طاهر اصرار به قاطی نشدن پول بیتالمال با حساب شخصیاش در سالن سلمان هراتی مازندران در ساری پیگیری شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، مراسم عصر شعر شهدای خانطومان که یکشنبهشب در ساری برگزار شد در نوع خودش برای نخستینبار بینظیر بود و مورد استقبال شاعران مازندرانی قرار گرفت.
از حضور شاعران باسابقه و نام آشنای مازندران گرفته تا مو سفید کردههای ردیف و قافیه آمدند تا ارادت خویش را به شهدای خانطومان اثبات کنند و بار دیگر با آنها تجدید بیعت کنند.
حمید محمدی شاعری که برگزیده جشنواره بینالمللی مدافعان حرم بود در رسای شهدای مدافع حرم نجوا کرد.
شاعرهای که نتوانست بغضش را فرو برد و پس از آنکه نامش را برای بیان اشعارش خواند و پشت تریبون قرار گرفت.
فهیمه محمودی که با واسطه به این مراسم دعوت شده بود،از اینکه گاهی وقتها از شهدا غافل هستیم، صحبت به میان آورد.
این شاعره مازندرانی با بغض به صحبتهایش ادامه داد و این طور گفت که هنوز ابرمردهای وجود دارند که ما برای آنها انجام وظیفه نکردیم.
محمودی ادامه داد: آنها رفتند تا ما بچهها و خانوادههای خودمان در آرامش باشیم.
وی با اعلام اینکه خاطرات این شهدا بنده را خیلی متاثر کرده است، افزود: دوست دارم برای خانطومان بنویسم و حتما بهترین اثرم را برای این شهدا در قالب شعر مینویسم.
این شاعره مازندرانی پس از این صبحتها توانست بغضش را فرو ببرد و شعری را که به نثر درآورد بلند بلند خواند و اشعارش مورد توجه حضار قرار گرفته است.
بعد از شعرا نوبت به همرزم شهید رادمهر رسید، رزمنده دفاع مقدس مصیب معصومنیا حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
ظاهر برخی از صحبتهای خود را در قالب کتابی منتشر کرده است، با اینکه در کتاب خود به قول نظامیها تخلیه اطلاعاتی شده است ولی همچنان حرفهای شنیدنی زیادی دارد.
بنا بود از رشادتهای شهید رادمهر و خصوصات اخلاقیاش صحبت به میان بیاورد ولی حیفش آمد صحبتهای سید جواد اسدی را که در یک شب مانده به غائله خانطومان را مطرح نکند.
میگفت، شهید اسدی به من گفت که بنویس که مادرم حدود 20 سال پیش وعده شهادت یکی از فرزندانش را در جنگ بعد از دفاع مقدس گرفت.
این همرزم شهید اینطور ادامه داد: من به واسطه اینکه پیشبینی میکردم احتمال دارد که شهید اسدی زنده بماند نسبت به نگارش اظهارات وی اقدام نکردم ولی غیر از 15 نفر از همرزمان شهید در جمع حضور داشتند که شهید اسدی از این راز صحبت به میان آورد که تعدادی از این رزمندگان در حال حاضر این موارد را تایید میکنند.
به نظر میرسد که مصیب معصومنیا حرفهای زیادی در ارتباط با حماسه خانطومان دارد، بیمحبا نحوه شهادت سیدرضا طاهر که در یکی از واحدهای مسکونی به عنوان خانه زرد بود را بیان میکند و از خود گذشتگی شهید مشتاقی که پس از اثابت گلوله به دستان شهید سیدرضا طاهر برای کمکش مختصر مطالبی گفت و در نهایت گفت: سیدرضا طاهر هشت گلوله به بدنش اثابت کرد و در آستانه شهادت بود که به شهید مشتاقی گفت داخل خانه زرد نیا، شهید مشتاقی وقتی در محاصره دشمن قرار گرفت و مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت به عبدالله صالحی گفت: خونه زرد پر از دشمن است این خانه را بزنید.
تا اینجای روایت هنوز معصومنیا درباره رشادتهای شهید رادمهر صحبت به میان نیاورد، به این دلیل که یک نکته سیدجواد اسدی در لحظه آخر به او گفته بود که حیفش آمد در این جمع شاعرانه بیان نکند.
سیدجواد اسدی به مصیب گفت: داخل کوله من 24 هزار لیر مربوط به بیتالمال است که مراقب باش با پول من قاطی نشود و وصیتنامهام هم در کوله قرار دارد.
مصیب درباره نحوه و زمان شهادت شهدای خان طومان این طور گفته بود که یک نفر از بچهها داخل سنگر به شهادت نرسیدند، همه آنها مردانه جنگیدند، حتی با اینکه وقت نهار بود هیچ یک از شهدا ناهار صرف نکردند.
شهید رادمهر در محاصره دشمن بود و با اینکه در محاصره قرار داشت، تیم را مدیریت میکرد، به فرمانده اعلام کرده بود که من در محاصره هستم، اگر توانستید مرا نجات بدهید اگر نه در محل محاصره آتش بریزید تا دشمن از این غائله جان سالم به در نبرد.
شهید رادمهر مردانه ایستاد و جانانه جنگید تا امروز نامش در تاریخ جهان اسلام جاوادنه بماند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه