گفتگو با یک بانوی خیاط:

برخی فکر می کنند اگر شغلی نداشتند باید سمت خیاطی بروند/ خیاطها معماران اصلی خانه تن یعنی لباس هستند

برخی فکر می کنند اگر شغلی نداشتند باید سمت خیاطی بروند/ خیاطها معماران اصلی خانه تن یعنی لباس هستند
بانوی خیاط گفت: یکی از مشکلات این است که بعضی ها فکر می کنند که اگر از هر کاری ماندند باید بروند سمت خیاطی اما یکی از بارزترین موفقیت ها این است که اکثر قشر تحصیل کرده بعد از این که تحصیلات عالیه را تمام کردند و یا زمانی که در حال تحصیل هستند به این نتیجه می رسند که اگر خودشان معمار خانه تنشان باشندآرامش و لذت بیشتری دارند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا  به نقل از زن امروز ، از استان خراسان جنوبی، قیچی بزرگ و تیز در انگشتانش جا می‌گیرد‌.دست هایی که سالها با قیچی و سوزن انس گرفته اند . قیچی یک لحظه از دستانش نمی‌افتد‌. پارچه‌های ساده، گلدار، حریر و ساتن زیر قیچی برش می‌خورند و در عرض چند ساعت به لباس‌هایی زیبا تبدیل می‌شوند‌.

, شبکه اطلاع رسانی دانا  , زن امروز,

مشتری‌ها هر کدام با کیسه‌ای پر از پارچه در نوبت نشسته‌اند‌. خانم رونقی با آنها گاهی خوش و بشی هم می‌کند و همچنان بدون متر و سانتی‌متر پارچه‌ها را برش می‌زند‌. «عصمت رونقی » از جمله زنان شهرم است که در زمینه خیاطی فعالیت می کند و برای عده‌ای کار ایجاد کرده است‌. آنچه در پی می‌آید حاصل گفتگوی ما با اوست‌.

 

ابتدا کمی ‌از خودتان بگویید

سیده عصمت رونقی هستم متولد 1336  تحصیلات فوق دیپلم طراحی دوخت که مدرکم معادل کارشناسی ارشد طراحی دوخت است. وقتی 12 سال داشتم به کلاسهای خیاطی با متد ایتالیایی رفتم و زمانی که به مدرسه هم می رفتم خیاطی می کردم علاقه فراوانی به این کار داشتم و با توجه به مدلها و کتابهایی که در این زمینه می دیدم خیاطی می کردم و دوره ای خاصی را نگذراندم در واقع این علاقه و استعداد در من وجود داشت که با دیدن مدل لباس می توانستم سریع آن را بدوزم.

 

 

سال 64 مدرک رسمی خیاطی از اداره کار و امور اجتماعی گرفتم و سال 69 مجوز آموزشگاه مربیگری خیاطی را از فنی و حرفه ای دریافت و کارم را شروع کردم.

 

 

البته این را بگویم من سال 56 دپیلم طبیعی- که همان دپیلم علوم تجربی امروز است -را گرفتم و بعد هم رشته پرستاری قبول شدم اما  به دلیل شرایط آن زمان -پرستاران کلاه و لباس آستین کوتاه می پوشیدند - و این نوع پوشش متناسب با فرهنگ خانواده ام نبود ترجیح دادم در این رشته تحصیل نکنم و  انصراف دادم و پدر و مادرم مطلع نشدند و بعد از 6 ماه با من تماس گرفتند که می توانم در ترم بهمن شرکت کنم و من قبول نکردم.

 

 

چرا با وجود اینکه پرستاری قبول شدید این شغل را انتخاب کردید؟

این شغل را انتخاب کردم چون علاقه داشتم و از طرفی فکر می کردم الان که من پرستار ی نرفتم , با دوخت یک لباس خوب برابر با معیارهای اسلامی و انسانی می توانم همان طور که یک پزشک میتواند به یاری خدا یک بیمار را درمان کند من هم با دوخت لباس سالم مأمن سالمی برای فرد فراهم آورم.

 

 

طرح های لباسها را خودتان طراحی می کردید یا از روی مجله و کتاب بوده؟

بیشتر لباس هایی را که دوختم خودم طراحی کردم مخصوصا برای خودم و خانواده و بستگان همیشه مدهای تک و زیبا دوخته ام چون آنچه از ذهن یک فرد بر می آید معمولا در ذهن فرد دیگر نمی گنجد از طرفی معتقدم که خیاط ها معماران اصلی خانه تن یعنی لباس هستند و اگر این معماری درست انجام شود بسیاری از بیماری های روحی و روانی یا به وجود نخواهد آمد یا درمان خواهد شد زیرا لباس اولین مأمن و پناهگاه هر انسانی است.

 

 

خیاط ها چه اصولی برای خودشان دارند؟

خیاطان دوست دارند که لباس را به گونه ای بدوزند که فرد راضی باشد و یک خیاط موفق کسی است که با احترام به نظر مشتری بتواند با توجه به تخصصش او را راهنمایی کند که لباسش را با  تقلید کورکورانه از دیگران سفارش ندهد آن زمان است که لباسش واقعا لباس مناسب و برازنده و حتی لباس تقوا خواهد بودالبته لباس تقوا لباسی نیست که حتما حجاب داشته باشد چون لباس تقوای خانه با لباس تقوای بیرون و مهمانی براساس اصول پوشش متفاوت است یک مثال ساده وقتی انسان از جایی عبور می کند که بوی نامطبوع می آید زود واکنش نشان می دهد و جلوی بینی اش را می گیرد ,دربحث پوشش اگر لباس من لباس شایسته و مناسب خانه یا مهمانی و یا در اجتماع باشد چشم همسر و فرزندان عادت به این تقوا می کند و وقتی افراد بی حجاب و بدحجاب را در جامعه ببیند جلوی چشمان خود را می گیرند زیرا این اصل برایش نهادینه شده است.

 

 در طول  روز چند کارآموز دارید؟

حداقل 10 کار آموز و در مواقعی 6 کار آموز ....  و حداکثر می توانم 25 کار آموز داشته باشم ولی در کلاس های 70 نفری هم تدریس کردم با صد در صد نمره قبولی ... از این آموزشگاه افراد زیادی به کار رسیدند و وارد برنامه تولید شدند.

 

 در آمد خیاطان چگونه است ؟

در آمد خیاطان خوب است اما نباید همه چیز را در آمد دانست و خوبی در آمدش هم این است که زحمت می کشد و از قدرت بازوی خود استفاده می کند خیاطی کار غریبی است اما با اجر فراوان ...  چون بر خلاف بقیه مشاغل فرد پارچه بی جانش را می گذارد و خیاط در تنهایی آنقدر  روی آن کار می کند و هنرنمایی می کند که وقتی این پارچه به شکل لباس در می آید به فرد زیبایی می دهد و او را فرد دیگری می سازد.

 

 مشکلات کار شما چیست و چه سختی هایی دارد؟

نمی شود گفت که سختی و مشکل وجود ندارد هر کاری مشکلات خاص خودش را دارد اما معمولا باید با مشکلات دست و پنجه نرم کرد یکی از مشکلات این است که بعضی ها فکر می کنند که اگر از هر کاری ماندند باید بروند سمت خیاطی اما یکی از بارزترین موفقیت ها این است که اکثرا قشر تحصیل کرده بعد از این که تحصیلات عالیه را تمام کردند و یا زمانی که در حال تحصیل هستند  به این نتیجه می رسند که اگر خودشان معمار خانه تنشان باشندآرامش و لذت بیشتری دارند و به سمت خیاطی می آیند.

 

برخی مدلهای لباس غربی اند و جوان امروزهم آن را می پسندد؟ شده از این مدلها بدوزید؟

نسل جوان امروز اکثرا مدل های خارجی و ژورنالهای غربی را می پسندند و ما نیز  با توجه به تخصصمان , مدل های خارجی را با معیارهای اسلامی و ایرانی تلفیق می کنیم  تا لباس خاص و شیک که براساس فرهنگ خودمان است دوخته شود البته باید گفت که لباس های خارجی هم الگو گرفته از لباس های ایرانی است  ولی آنها با توجه به مقاصدی که دارند تیکه هایی از آن را حذف و یا تغییر می دهند که به مقاصد خود برسند

در خیاطی شما چه نوع لباسهایی دوخته می شود؟ چه زمانی آموزش می دهید؟

 هر نوع پوششی را می دوزیم و محدودیت نداریم از مانتو و شلوار گرفته تا لباس شب و لباس عروس  البته من بیشتر کارم آموزش است اما خیاطی هم می کنم و اگر خیاطی نکنم خیلی چیزها از دستم می افتد  خارج از زمان آموزش کار خیاطی انجام می دهم خیاطی کار لذت بخشی است و فکر می کنم که هر کس به اندازه نیازش یاد بگیرد و اگر به قدر خود کفایی بتواند انجام بدهد لذتش مانند تشنه ای است که دو راه برای رفع عطشش انتخاب می کند اول با دست های بسته و نوشیدن یک لیوان شربت و دوم  با دستهای باز و نوشیدن یک لیوان آب گرم و معمولی به اختیار خودش...

سخن پایانی...

 انسان بدون استثنا در هر منطقه و منصب و جایگاه اجتماعی نیاز به لباس و پوشش دارد و این زمانی لذت بخش است که خودش از پس آن برآید یا حداقل اطلاعات مقدماتی در رابطه با آن را داشته باشد همان طور که پیشوایان و پیامبران ما لباس هایشان را خودشان می دوختند. وقتی انسان نسبت به هر چیزی علم داشته باشد مانند انسان بی سوادی است که با سواد شده است.

 

,

مشتری‌ها هر کدام با کیسه‌ای پر از پارچه در نوبت نشسته‌اند‌. خانم رونقی با آنها گاهی خوش و بشی هم می‌کند و همچنان بدون متر و سانتی‌متر پارچه‌ها را برش می‌زند‌. «عصمت رونقی » از جمله زنان شهرم است که در زمینه خیاطی فعالیت می کند و برای عده‌ای کار ایجاد کرده است‌. آنچه در پی می‌آید حاصل گفتگوی ما با اوست‌.

 

ابتدا کمی ‌از خودتان بگویید

,

مشتری‌ها هر کدام با کیسه‌ای پر از پارچه در نوبت نشسته‌اند‌. خانم رونقی با آنها گاهی خوش و بشی هم می‌کند و همچنان بدون متر و سانتی‌متر پارچه‌ها را برش می‌زند‌. «عصمت رونقی » از جمله زنان شهرم است که در زمینه خیاطی فعالیت می کند و برای عده‌ای کار ایجاد کرده است‌. آنچه در پی می‌آید حاصل گفتگوی ما با اوست‌.

,

 

,

ابتدا کمی ‌از خودتان بگویید

, ,

سیده عصمت رونقی هستم متولد 1336  تحصیلات فوق دیپلم طراحی دوخت که مدرکم معادل کارشناسی ارشد طراحی دوخت است. وقتی 12 سال داشتم به کلاسهای خیاطی با متد ایتالیایی رفتم و زمانی که به مدرسه هم می رفتم خیاطی می کردم علاقه فراوانی به این کار داشتم و با توجه به مدلها و کتابهایی که در این زمینه می دیدم خیاطی می کردم و دوره ای خاصی را نگذراندم در واقع این علاقه و استعداد در من وجود داشت که با دیدن مدل لباس می توانستم سریع آن را بدوزم.

,

 

,

 

,

سال 64 مدرک رسمی خیاطی از اداره کار و امور اجتماعی گرفتم و سال 69 مجوز آموزشگاه مربیگری خیاطی را از فنی و حرفه ای دریافت و کارم را شروع کردم.

,

 

,

 

,

البته این را بگویم من سال 56 دپیلم طبیعی- که همان دپیلم علوم تجربی امروز است -را گرفتم و بعد هم رشته پرستاری قبول شدم اما  به دلیل شرایط آن زمان -پرستاران کلاه و لباس آستین کوتاه می پوشیدند - و این نوع پوشش متناسب با فرهنگ خانواده ام نبود ترجیح دادم در این رشته تحصیل نکنم و  انصراف دادم و پدر و مادرم مطلع نشدند و بعد از 6 ماه با من تماس گرفتند که می توانم در ترم بهمن شرکت کنم و من قبول نکردم.

,

 

,

 

,

چرا با وجود اینکه پرستاری قبول شدید این شغل را انتخاب کردید؟

,

این شغل را انتخاب کردم چون علاقه داشتم و از طرفی فکر می کردم الان که من پرستار ی نرفتم , با دوخت یک لباس خوب برابر با معیارهای اسلامی و انسانی می توانم همان طور که یک پزشک میتواند به یاری خدا یک بیمار را درمان کند من هم با دوخت لباس سالم مأمن سالمی برای فرد فراهم آورم.

,

 

,

, ,

 

,

طرح های لباسها را خودتان طراحی می کردید یا از روی مجله و کتاب بوده؟

,

بیشتر لباس هایی را که دوختم خودم طراحی کردم مخصوصا برای خودم و خانواده و بستگان همیشه مدهای تک و زیبا دوخته ام چون آنچه از ذهن یک فرد بر می آید معمولا در ذهن فرد دیگر نمی گنجد از طرفی معتقدم که خیاط ها معماران اصلی خانه تن یعنی لباس هستند و اگر این معماری درست انجام شود بسیاری از بیماری های روحی و روانی یا به وجود نخواهد آمد یا درمان خواهد شد زیرا لباس اولین مأمن و پناهگاه هر انسانی است.

,

 

,

, ,

 

,

خیاط ها چه اصولی برای خودشان دارند؟

,

خیاطان دوست دارند که لباس را به گونه ای بدوزند که فرد راضی باشد و یک خیاط موفق کسی است که با احترام به نظر مشتری بتواند با توجه به تخصصش او را راهنمایی کند که لباسش را با  تقلید کورکورانه از دیگران سفارش ندهد آن زمان است که لباسش واقعا لباس مناسب و برازنده و حتی لباس تقوا خواهد بودالبته لباس تقوا لباسی نیست که حتما حجاب داشته باشد چون لباس تقوای خانه با لباس تقوای بیرون و مهمانی براساس اصول پوشش متفاوت است یک مثال ساده وقتی انسان از جایی عبور می کند که بوی نامطبوع می آید زود واکنش نشان می دهد و جلوی بینی اش را می گیرد ,دربحث پوشش اگر لباس من لباس شایسته و مناسب خانه یا مهمانی و یا در اجتماع باشد چشم همسر و فرزندان عادت به این تقوا می کند و وقتی افراد بی حجاب و بدحجاب را در جامعه ببیند جلوی چشمان خود را می گیرند زیرا این اصل برایش نهادینه شده است.

,

 

,

 در طول  روز چند کارآموز دارید؟

,

حداقل 10 کار آموز و در مواقعی 6 کار آموز ....  و حداکثر می توانم 25 کار آموز داشته باشم ولی در کلاس های 70 نفری هم تدریس کردم با صد در صد نمره قبولی ... از این آموزشگاه افراد زیادی به کار رسیدند و وارد برنامه تولید شدند.

,

 

,

 در آمد خیاطان چگونه است ؟

,

در آمد خیاطان خوب است اما نباید همه چیز را در آمد دانست و خوبی در آمدش هم این است که زحمت می کشد و از قدرت بازوی خود استفاده می کند خیاطی کار غریبی است اما با اجر فراوان ...  چون بر خلاف بقیه مشاغل فرد پارچه بی جانش را می گذارد و خیاط در تنهایی آنقدر  روی آن کار می کند و هنرنمایی می کند که وقتی این پارچه به شکل لباس در می آید به فرد زیبایی می دهد و او را فرد دیگری می سازد.

,

, ,

 

,

 مشکلات کار شما چیست و چه سختی هایی دارد؟

,

نمی شود گفت که سختی و مشکل وجود ندارد هر کاری مشکلات خاص خودش را دارد اما معمولا باید با مشکلات دست و پنجه نرم کرد یکی از مشکلات این است که بعضی ها فکر می کنند که اگر از هر کاری ماندند باید بروند سمت خیاطی اما یکی از بارزترین موفقیت ها این است که اکثرا قشر تحصیل کرده بعد از این که تحصیلات عالیه را تمام کردند و یا زمانی که در حال تحصیل هستند  به این نتیجه می رسند که اگر خودشان معمار خانه تنشان باشندآرامش و لذت بیشتری دارند و به سمت خیاطی می آیند.

,

 

,

برخی مدلهای لباس غربی اند و جوان امروزهم آن را می پسندد؟ شده از این مدلها بدوزید؟

,

نسل جوان امروز اکثرا مدل های خارجی و ژورنالهای غربی را می پسندند و ما نیز  با توجه به تخصصمان , مدل های خارجی را با معیارهای اسلامی و ایرانی تلفیق می کنیم  تا لباس خاص و شیک که براساس فرهنگ خودمان است دوخته شود البته باید گفت که لباس های خارجی هم الگو گرفته از لباس های ایرانی است  ولی آنها با توجه به مقاصدی که دارند تیکه هایی از آن را حذف و یا تغییر می دهند که به مقاصد خود برسند

,

, ,

در خیاطی شما چه نوع لباسهایی دوخته می شود؟ چه زمانی آموزش می دهید؟

,

 هر نوع پوششی را می دوزیم و محدودیت نداریم از مانتو و شلوار گرفته تا لباس شب و لباس عروس  البته من بیشتر کارم آموزش است اما خیاطی هم می کنم و اگر خیاطی نکنم خیلی چیزها از دستم می افتد  خارج از زمان آموزش کار خیاطی انجام می دهم خیاطی کار لذت بخشی است و فکر می کنم که هر کس به اندازه نیازش یاد بگیرد و اگر به قدر خود کفایی بتواند انجام بدهد لذتش مانند تشنه ای است که دو راه برای رفع عطشش انتخاب می کند اول با دست های بسته و نوشیدن یک لیوان شربت و دوم  با دستهای باز و نوشیدن یک لیوان آب گرم و معمولی به اختیار خودش...

,

سخن پایانی...

,

 انسان بدون استثنا در هر منطقه و منصب و جایگاه اجتماعی نیاز به لباس و پوشش دارد و این زمانی لذت بخش است که خودش از پس آن برآید یا حداقل اطلاعات مقدماتی در رابطه با آن را داشته باشد همان طور که پیشوایان و پیامبران ما لباس هایشان را خودشان می دوختند. وقتی انسان نسبت به هر چیزی علم داشته باشد مانند انسان بی سوادی است که با سواد شده است.

,

 

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه