نقد و نظر؛
ضرورت میدان دادن به حسن باقریهای نسل سوم در شورای شهر
یکی از منابع بسیار اثرگذار و غفلت شده، نیروی انسانی نخبه در عرصه شهرستان برخوار است و لازم است فضایی را به فراخور شرایط هر فرد فراهم کنند تا مدیریت شهری از مدیریت قبیلهای به مدیریت نخبگانی تبدیل شود.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازصاحب نیوز – طاهری/ در بیانات اخیر مقام معظم رهبری علاوه بر بحثهای اقتصادی و توصیه ایشان به مصرف کالای ایرانی، نکته پرتکرار و مغفول دیگری نیز وجود دارد؛ آن هم توصیه ایشان به استفاده از نیروهای جوان و نخبه است که در این نوشتار سعی شده تا به چرایی استفاده از این ظرفیت مغفول و آثار آن در مدیریت شهری پرداخته شود.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
صاحب نیوز,
معمولا بروکراسیهای اداری فراوان و مرزبندیهای سیاسی و جناحی بعضا سبب میشود تا افراد نخبه و جوان نتوانند بهخوبی نقش خود را در جهت کمک به شهر خود ایفا کنند و در حاشیه قرار گیرند، بنابراین لازم است شورای اسلامی شهر که از نعمت بدنه مردمی و بروکراسی های کمتری نیز برخودار است، با ایفای نقشی مثبت و بهدور از سیاسیکاریها، گامی بزرگ برای اعتلای شهرها که همان اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی است، بردارد.
بیشک همانطور که مقام معظم رهبری فرمودهاند، نخبگان در هر جامعهای میتوانند موتور محرک رسیدن آن جامعه به اهداف بزرگشان باشند، در این میان مدیران شهری و شورای اسلامی شهر نیز باید به ظرفیت نیروی انسانی بالنده شهر خود، آگاه باشند تا ضمن تبیین نیازهای خود در عرصه مدیریت شهری برایشان از ظرفیت نخبگانی و نیروی انسانی شهر حداکثر استفاده را داشته باشند.
گرچه تلاشهای شورای کنونی شهرستان برخوار که توانستهاند با همدلی و همراهی میان خود، انسجام یکپارچهای در مدیریت شهری به وجود آورند ستودنی است اما متأسفانه در بهره بردن از ظرفیت جوانان و نخبگان شهرستان موفق نبودهاند یا حداقل موفقیت قابلتوجهی به دست نیاوردهاند.
حتما در میان آشنایان و همسایگان خود در شهر افراد صاحبنظر و نخبهای را دیدهاید که در خارج از شهرستان و حتی خارج از ایران سکونت دارند و همگی در زمینه علمی و پژوهشی خود تلاشهای قابلتوجهی داشتهاند اما هیچ گاه مورد توجه مسئولان نبوده اند.
البته درگذشته نیز مدیران شهرستان هیچگاه نتوانستهاند برای نیل به اهداف بزرگ، شبکهای یکپارچه از هماندیشی و همفکری میان قشر فرهیخته و نخبه شهرستان به وجود آورند.
به تعبیر دقیقتر باید اینطور بیان کرد که شورای اسلامی شهر نباید در باتلاق مدیریت قبیلهای در شهر دولتآباد فرو روند، چون مدیریت قبیلهای مدیریتی است که هنوز رگههایی از افتراق و جدایی بین مردم و مسئولان در آن دیده میشود، مدیریت قبیلهای، مدیریتی است که به جای استفاده از ظرفیت نخبگان و جوانان و عمل به توصیه های رهبری، تنها به هم جلسه با بزرگان و ریشسفیدان اکتفا کنند.
بنابراین باید اعضای شورای اسلامی شهر دولت آباد بهجای پناه آوردن به رفتارهای مرزبندی شده و تعصبات محلهای، اندیشهها و توصیههای مقام معظم رهبری را سرلوحه خویش قرار دهند و به تعبیر ایشان به حسن باقریهای نسل سوم روی بیاورند.
شکی نیست که یکی از منابع بسیار اثرگذار و غفلت شده، همین نیروی انسانی نخبه در عرصه شهرستان است که با کمترین هزینه میتوان از آن بهره برد و نباید اعضای شورا منتظر بمانند تا نخبگان شهرستان به سراغشان بیایند بلکه باید ضمن باور به نخبگان و جوانان، فضایی را به فراخور شرایط هر فرد فراهم کنند تا مدیریت شهری از مدیریت قبیلهای به مدیریت نخبگانی تبدیل شود.
همچنین نباید فرمایش مقام معظم رهبری در دیدار با نخبگان در سال ۹۵ را فراموش کرد؛ ایشان در آن دیدار فرمودند: «آنچه نگاه به نخبگان را به عنوان یک فریضه و واجب غیرقابلاجتناب بر همهی مسئولان لازم میکند، یک هدف بزرگ است… آن هدف عبارت است از تبدیل کشور ایران به کشوری پیشرفته، قدرتمند، شریف صاحب حرف نو در مسائل بشری و در مسائل بینالمللی.»
به همین منظور اگر در سطوح پایینتر بنگریم برای داشتن هدفی بزرگ برای شهرستان، چارهای جز تکریم نخبگان از طرف مسئولان نیست، بنابراین راهکارهای اجرایی و کاربردی زیر برای اعضا شورای اسلامی شهرستان برخوار پیشنهاد میشود:
– اعضای شورای اسلامی باید به این باور برسند که هرکدام نامزد شهر دولت آباد هستند و این بدان معنا است که نباید مرزبندیهای محلهای را در ذهن خود جای دهند، چرا که خطور کردن چنین تفکرهایی به ذهن به همان میزان رفتارهای محلهای میتواند خطرناک باشد، پس حتما باید ذهن را خالی از چنین مرزبندیها کنند.
– فراموش نکنند که زمانی هر یک میتوانند برای خود کارنامهای درخشان پیشگاه خداوند و نزد مردم ایثارگر شهر رقم زنند که در بین اعضای شورا اتحاد به معنای دقیق و کامل کلمه وجود داشته باشد و به تعبیر حضرت آیتالله جوادی آملی، سرطان بدخیم الهی، اختلاف است که ریشه آن همان خودخواهی است و از بدخیمترین سرطانهاست؛ چون «أَعْدَی عدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ» یکی این سِمَت را داشته باشد، یکی آن سِمَت را داشته باشد.
– داشتن رهبرِ خوب یک طرف قضیه است، رهبر اگر علی بن ابیطالب هم باشد، مادامی که پیروانش متحد نباشند، بیدرنگ شکست قطعی است؛ مثل علی بن ابیطالب. وجود رهبر خوب مشکل را حلّ نمیکند. مگر از علی علیه السلام رهبری بالاتر در عالم هست؟! چرا شکست خورد؟ ـ معاذ الله ـ مگر در حیطه رهبری ایشان مشکلی بود؟ هیچ ترامپی، هیچ یهودی، هیچ اسرائیلی، هیچ صهیونیستی، بدتر از این غرور و خودخواهی نیست.چ؛ «أَعْدَی عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ»این اختلاف و سرطان بدخیم خودخواهی را فقط قرآن و عترت میتواند معالجه کند و هیچ! شبزندهداری و ناله و اشک بر حسین بن علی میتواند معالجه کند و هیچ!
– شورای اسلامی شهر باید اقدام به تأسیس هستههای تخصصی و اندیشه ورزی کند که نقش اتاق فکر را برای مدیریت شهری ایفا کنند. شبیه به مطالبه مقام معظم رهبری از مجلس خبرگان رهبری یا همان کمسیونهای تخصصی مجلس شورای اسلامی، با این تفاوت که اعضای آن را افرادی نخبه و جوان شهرستان تشکیل می دهند نه لزوما اعضا شورا، در این میان بیش از هر چیز باید نگرشها و سلیقههای سیاسی و قومی و مذهبی را کنار گذاشت و همه نخبگان شهرستان را حول پرچم مقدس جمهوری اسلامی گرد آورد؛ فارغ از اصلاحطلبی و اصولگرایی و…
– با استفاده از مشارکت مردمی و ابزارهای رسانهای، کمپین و فراخوانی به منظور معرفی و شناسایی این نخبگان ایجاد شود. سوم به فراخور دانش و شخصیت هر فرد، ضمن تهیه شناسنامهای برای همکاریهای آتی با هریک ، دعوتنامه برای همکاری برایشان ارسال شود.
– با توجه به هستههای مختلف فکری، بتوان در هر حوزه ضمن تبیین مشکلات و وضعیت کنونی شهر برایشان، از دانش و تجربهشان حتی در شهرهای دیگر و خارج از کشور استفاده کرد، همچنین این ارتباط و همکاریها منجر به آگاهی مردم نیز بشود تا از آخرین تلاشهای شورای منتخب خود برای استفاده حداکثری از نظرات کارشناسان و نخبگان آگاهی یابند و این اطمینان قلبی را پیدا کنند که افراد منتخبشان، افرادی مشورت پذیر و دارای خرد جمعی هستند.
انتهای پیام/
,
معمولا بروکراسیهای اداری فراوان و مرزبندیهای سیاسی و جناحی بعضا سبب میشود تا افراد نخبه و جوان نتوانند بهخوبی نقش خود را در جهت کمک به شهر خود ایفا کنند و در حاشیه قرار گیرند، بنابراین لازم است شورای اسلامی شهر که از نعمت بدنه مردمی و بروکراسی های کمتری نیز برخودار است، با ایفای نقشی مثبت و بهدور از سیاسیکاریها، گامی بزرگ برای اعتلای شهرها که همان اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی است، بردارد.
بیشک همانطور که مقام معظم رهبری فرمودهاند، نخبگان در هر جامعهای میتوانند موتور محرک رسیدن آن جامعه به اهداف بزرگشان باشند، در این میان مدیران شهری و شورای اسلامی شهر نیز باید به ظرفیت نیروی انسانی بالنده شهر خود، آگاه باشند تا ضمن تبیین نیازهای خود در عرصه مدیریت شهری برایشان از ظرفیت نخبگانی و نیروی انسانی شهر حداکثر استفاده را داشته باشند.
گرچه تلاشهای شورای کنونی شهرستان برخوار که توانستهاند با همدلی و همراهی میان خود، انسجام یکپارچهای در مدیریت شهری به وجود آورند ستودنی است اما متأسفانه در بهره بردن از ظرفیت جوانان و نخبگان شهرستان موفق نبودهاند یا حداقل موفقیت قابلتوجهی به دست نیاوردهاند.
حتما در میان آشنایان و همسایگان خود در شهر افراد صاحبنظر و نخبهای را دیدهاید که در خارج از شهرستان و حتی خارج از ایران سکونت دارند و همگی در زمینه علمی و پژوهشی خود تلاشهای قابلتوجهی داشتهاند اما هیچ گاه مورد توجه مسئولان نبوده اند.
البته درگذشته نیز مدیران شهرستان هیچگاه نتوانستهاند برای نیل به اهداف بزرگ، شبکهای یکپارچه از هماندیشی و همفکری میان قشر فرهیخته و نخبه شهرستان به وجود آورند.
به تعبیر دقیقتر باید اینطور بیان کرد که شورای اسلامی شهر نباید در باتلاق مدیریت قبیلهای در شهر دولتآباد فرو روند، چون مدیریت قبیلهای مدیریتی است که هنوز رگههایی از افتراق و جدایی بین مردم و مسئولان در آن دیده میشود، مدیریت قبیلهای، مدیریتی است که به جای استفاده از ظرفیت نخبگان و جوانان و عمل به توصیه های رهبری، تنها به هم جلسه با بزرگان و ریشسفیدان اکتفا کنند.
بنابراین باید اعضای شورای اسلامی شهر دولت آباد بهجای پناه آوردن به رفتارهای مرزبندی شده و تعصبات محلهای، اندیشهها و توصیههای مقام معظم رهبری را سرلوحه خویش قرار دهند و به تعبیر ایشان به حسن باقریهای نسل سوم روی بیاورند.
شکی نیست که یکی از منابع بسیار اثرگذار و غفلت شده، همین نیروی انسانی نخبه در عرصه شهرستان است که با کمترین هزینه میتوان از آن بهره برد و نباید اعضای شورا منتظر بمانند تا نخبگان شهرستان به سراغشان بیایند بلکه باید ضمن باور به نخبگان و جوانان، فضایی را به فراخور شرایط هر فرد فراهم کنند تا مدیریت شهری از مدیریت قبیلهای به مدیریت نخبگانی تبدیل شود.
همچنین نباید فرمایش مقام معظم رهبری در دیدار با نخبگان در سال ۹۵ را فراموش کرد؛ ایشان در آن دیدار فرمودند: «آنچه نگاه به نخبگان را به عنوان یک فریضه و واجب غیرقابلاجتناب بر همهی مسئولان لازم میکند، یک هدف بزرگ است… آن هدف عبارت است از تبدیل کشور ایران به کشوری پیشرفته، قدرتمند، شریف صاحب حرف نو در مسائل بشری و در مسائل بینالمللی.»
به همین منظور اگر در سطوح پایینتر بنگریم برای داشتن هدفی بزرگ برای شهرستان، چارهای جز تکریم نخبگان از طرف مسئولان نیست، بنابراین راهکارهای اجرایی و کاربردی زیر برای اعضا شورای اسلامی شهرستان برخوار پیشنهاد میشود:
– اعضای شورای اسلامی باید به این باور برسند که هرکدام نامزد شهر دولت آباد هستند و این بدان معنا است که نباید مرزبندیهای محلهای را در ذهن خود جای دهند، چرا که خطور کردن چنین تفکرهایی به ذهن به همان میزان رفتارهای محلهای میتواند خطرناک باشد، پس حتما باید ذهن را خالی از چنین مرزبندیها کنند.
– فراموش نکنند که زمانی هر یک میتوانند برای خود کارنامهای درخشان پیشگاه خداوند و نزد مردم ایثارگر شهر رقم زنند که در بین اعضای شورا اتحاد به معنای دقیق و کامل کلمه وجود داشته باشد و به تعبیر حضرت آیتالله جوادی آملی، سرطان بدخیم الهی، اختلاف است که ریشه آن همان خودخواهی است و از بدخیمترین سرطانهاست؛ چون «أَعْدَی عدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ» یکی این سِمَت را داشته باشد، یکی آن سِمَت را داشته باشد.
– داشتن رهبرِ خوب یک طرف قضیه است، رهبر اگر علی بن ابیطالب هم باشد، مادامی که پیروانش متحد نباشند، بیدرنگ شکست قطعی است؛ مثل علی بن ابیطالب. وجود رهبر خوب مشکل را حلّ نمیکند. مگر از علی علیه السلام رهبری بالاتر در عالم هست؟! چرا شکست خورد؟ ـ معاذ الله ـ مگر در حیطه رهبری ایشان مشکلی بود؟ هیچ ترامپی، هیچ یهودی، هیچ اسرائیلی، هیچ صهیونیستی، بدتر از این غرور و خودخواهی نیست.چ؛ «أَعْدَی عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ»این اختلاف و سرطان بدخیم خودخواهی را فقط قرآن و عترت میتواند معالجه کند و هیچ! شبزندهداری و ناله و اشک بر حسین بن علی میتواند معالجه کند و هیچ!
– شورای اسلامی شهر باید اقدام به تأسیس هستههای تخصصی و اندیشه ورزی کند که نقش اتاق فکر را برای مدیریت شهری ایفا کنند. شبیه به مطالبه مقام معظم رهبری از مجلس خبرگان رهبری یا همان کمسیونهای تخصصی مجلس شورای اسلامی، با این تفاوت که اعضای آن را افرادی نخبه و جوان شهرستان تشکیل می دهند نه لزوما اعضا شورا، در این میان بیش از هر چیز باید نگرشها و سلیقههای سیاسی و قومی و مذهبی را کنار گذاشت و همه نخبگان شهرستان را حول پرچم مقدس جمهوری اسلامی گرد آورد؛ فارغ از اصلاحطلبی و اصولگرایی و…
– با استفاده از مشارکت مردمی و ابزارهای رسانهای، کمپین و فراخوانی به منظور معرفی و شناسایی این نخبگان ایجاد شود. سوم به فراخور دانش و شخصیت هر فرد، ضمن تهیه شناسنامهای برای همکاریهای آتی با هریک ، دعوتنامه برای همکاری برایشان ارسال شود.
– با توجه به هستههای مختلف فکری، بتوان در هر حوزه ضمن تبیین مشکلات و وضعیت کنونی شهر برایشان، از دانش و تجربهشان حتی در شهرهای دیگر و خارج از کشور استفاده کرد، همچنین این ارتباط و همکاریها منجر به آگاهی مردم نیز بشود تا از آخرین تلاشهای شورای منتخب خود برای استفاده حداکثری از نظرات کارشناسان و نخبگان آگاهی یابند و این اطمینان قلبی را پیدا کنند که افراد منتخبشان، افرادی مشورت پذیر و دارای خرد جمعی هستند.
انتهای پیام/
,
معمولا بروکراسیهای اداری فراوان و مرزبندیهای سیاسی و جناحی بعضا سبب میشود تا افراد نخبه و جوان نتوانند بهخوبی نقش خود را در جهت کمک به شهر خود ایفا کنند و در حاشیه قرار گیرند، بنابراین لازم است شورای اسلامی شهر که از نعمت بدنه مردمی و بروکراسی های کمتری نیز برخودار است، با ایفای نقشی مثبت و بهدور از سیاسیکاریها، گامی بزرگ برای اعتلای شهرها که همان اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی است، بردارد.
بیشک همانطور که مقام معظم رهبری فرمودهاند، نخبگان در هر جامعهای میتوانند موتور محرک رسیدن آن جامعه به اهداف بزرگشان باشند، در این میان مدیران شهری و شورای اسلامی شهر نیز باید به ظرفیت نیروی انسانی بالنده شهر خود، آگاه باشند تا ضمن تبیین نیازهای خود در عرصه مدیریت شهری برایشان از ظرفیت نخبگانی و نیروی انسانی شهر حداکثر استفاده را داشته باشند.
گرچه تلاشهای شورای کنونی شهرستان برخوار که توانستهاند با همدلی و همراهی میان خود، انسجام یکپارچهای در مدیریت شهری به وجود آورند ستودنی است اما متأسفانه در بهره بردن از ظرفیت جوانان و نخبگان شهرستان موفق نبودهاند یا حداقل موفقیت قابلتوجهی به دست نیاوردهاند.
حتما در میان آشنایان و همسایگان خود در شهر افراد صاحبنظر و نخبهای را دیدهاید که در خارج از شهرستان و حتی خارج از ایران سکونت دارند و همگی در زمینه علمی و پژوهشی خود تلاشهای قابلتوجهی داشتهاند اما هیچ گاه مورد توجه مسئولان نبوده اند.
البته درگذشته نیز مدیران شهرستان هیچگاه نتوانستهاند برای نیل به اهداف بزرگ، شبکهای یکپارچه از هماندیشی و همفکری میان قشر فرهیخته و نخبه شهرستان به وجود آورند.
به تعبیر دقیقتر باید اینطور بیان کرد که شورای اسلامی شهر نباید در باتلاق مدیریت قبیلهای در شهر دولتآباد فرو روند، چون مدیریت قبیلهای مدیریتی است که هنوز رگههایی از افتراق و جدایی بین مردم و مسئولان در آن دیده میشود، مدیریت قبیلهای، مدیریتی است که به جای استفاده از ظرفیت نخبگان و جوانان و عمل به توصیه های رهبری، تنها به هم جلسه با بزرگان و ریشسفیدان اکتفا کنند.
بنابراین باید اعضای شورای اسلامی شهر دولت آباد بهجای پناه آوردن به رفتارهای مرزبندی شده و تعصبات محلهای، اندیشهها و توصیههای مقام معظم رهبری را سرلوحه خویش قرار دهند و به تعبیر ایشان به حسن باقریهای نسل سوم روی بیاورند.
شکی نیست که یکی از منابع بسیار اثرگذار و غفلت شده، همین نیروی انسانی نخبه در عرصه شهرستان است که با کمترین هزینه میتوان از آن بهره برد و نباید اعضای شورا منتظر بمانند تا نخبگان شهرستان به سراغشان بیایند بلکه باید ضمن باور به نخبگان و جوانان، فضایی را به فراخور شرایط هر فرد فراهم کنند تا مدیریت شهری از مدیریت قبیلهای به مدیریت نخبگانی تبدیل شود.
همچنین نباید فرمایش مقام معظم رهبری در دیدار با نخبگان در سال ۹۵ را فراموش کرد؛ ایشان در آن دیدار فرمودند: «آنچه نگاه به نخبگان را به عنوان یک فریضه و واجب غیرقابلاجتناب بر همهی مسئولان لازم میکند، یک هدف بزرگ است… آن هدف عبارت است از تبدیل کشور ایران به کشوری پیشرفته، قدرتمند، شریف صاحب حرف نو در مسائل بشری و در مسائل بینالمللی.»
به همین منظور اگر در سطوح پایینتر بنگریم برای داشتن هدفی بزرگ برای شهرستان، چارهای جز تکریم نخبگان از طرف مسئولان نیست، بنابراین راهکارهای اجرایی و کاربردی زیر برای اعضا شورای اسلامی شهرستان برخوار پیشنهاد میشود:
– اعضای شورای اسلامی باید به این باور برسند که هرکدام نامزد شهر دولت آباد هستند و این بدان معنا است که نباید مرزبندیهای محلهای را در ذهن خود جای دهند، چرا که خطور کردن چنین تفکرهایی به ذهن به همان میزان رفتارهای محلهای میتواند خطرناک باشد، پس حتما باید ذهن را خالی از چنین مرزبندیها کنند.
– فراموش نکنند که زمانی هر یک میتوانند برای خود کارنامهای درخشان پیشگاه خداوند و نزد مردم ایثارگر شهر رقم زنند که در بین اعضای شورا اتحاد به معنای دقیق و کامل کلمه وجود داشته باشد و به تعبیر حضرت آیتالله جوادی آملی، سرطان بدخیم الهی، اختلاف است که ریشه آن همان خودخواهی است و از بدخیمترین سرطانهاست؛ چون «أَعْدَی عدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ» یکی این سِمَت را داشته باشد، یکی آن سِمَت را داشته باشد.
– داشتن رهبرِ خوب یک طرف قضیه است، رهبر اگر علی بن ابیطالب هم باشد، مادامی که پیروانش متحد نباشند، بیدرنگ شکست قطعی است؛ مثل علی بن ابیطالب. وجود رهبر خوب مشکل را حلّ نمیکند. مگر از علی علیه السلام رهبری بالاتر در عالم هست؟! چرا شکست خورد؟ ـ معاذ الله ـ مگر در حیطه رهبری ایشان مشکلی بود؟ هیچ ترامپی، هیچ یهودی، هیچ اسرائیلی، هیچ صهیونیستی، بدتر از این غرور و خودخواهی نیست.چ؛ «أَعْدَی عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ»این اختلاف و سرطان بدخیم خودخواهی را فقط قرآن و عترت میتواند معالجه کند و هیچ! شبزندهداری و ناله و اشک بر حسین بن علی میتواند معالجه کند و هیچ!
– شورای اسلامی شهر باید اقدام به تأسیس هستههای تخصصی و اندیشه ورزی کند که نقش اتاق فکر را برای مدیریت شهری ایفا کنند. شبیه به مطالبه مقام معظم رهبری از مجلس خبرگان رهبری یا همان کمسیونهای تخصصی مجلس شورای اسلامی، با این تفاوت که اعضای آن را افرادی نخبه و جوان شهرستان تشکیل می دهند نه لزوما اعضا شورا، در این میان بیش از هر چیز باید نگرشها و سلیقههای سیاسی و قومی و مذهبی را کنار گذاشت و همه نخبگان شهرستان را حول پرچم مقدس جمهوری اسلامی گرد آورد؛ فارغ از اصلاحطلبی و اصولگرایی و…
– با استفاده از مشارکت مردمی و ابزارهای رسانهای، کمپین و فراخوانی به منظور معرفی و شناسایی این نخبگان ایجاد شود. سوم به فراخور دانش و شخصیت هر فرد، ضمن تهیه شناسنامهای برای همکاریهای آتی با هریک ، دعوتنامه برای همکاری برایشان ارسال شود.
– با توجه به هستههای مختلف فکری، بتوان در هر حوزه ضمن تبیین مشکلات و وضعیت کنونی شهر برایشان، از دانش و تجربهشان حتی در شهرهای دیگر و خارج از کشور استفاده کرد، همچنین این ارتباط و همکاریها منجر به آگاهی مردم نیز بشود تا از آخرین تلاشهای شورای منتخب خود برای استفاده حداکثری از نظرات کارشناسان و نخبگان آگاهی یابند و این اطمینان قلبی را پیدا کنند که افراد منتخبشان، افرادی مشورت پذیر و دارای خرد جمعی هستند.
انتهای پیام/
,
معمولا بروکراسیهای اداری فراوان و مرزبندیهای سیاسی و جناحی بعضا سبب میشود تا افراد نخبه و جوان نتوانند بهخوبی نقش خود را در جهت کمک به شهر خود ایفا کنند و در حاشیه قرار گیرند، بنابراین لازم است شورای اسلامی شهر که از نعمت بدنه مردمی و بروکراسی های کمتری نیز برخودار است، با ایفای نقشی مثبت و بهدور از سیاسیکاریها، گامی بزرگ برای اعتلای شهرها که همان اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی است، بردارد.
بیشک همانطور که مقام معظم رهبری فرمودهاند، نخبگان در هر جامعهای میتوانند موتور محرک رسیدن آن جامعه به اهداف بزرگشان باشند، در این میان مدیران شهری و شورای اسلامی شهر نیز باید به ظرفیت نیروی انسانی بالنده شهر خود، آگاه باشند تا ضمن تبیین نیازهای خود در عرصه مدیریت شهری برایشان از ظرفیت نخبگانی و نیروی انسانی شهر حداکثر استفاده را داشته باشند.
گرچه تلاشهای شورای کنونی شهرستان برخوار که توانستهاند با همدلی و همراهی میان خود، انسجام یکپارچهای در مدیریت شهری به وجود آورند ستودنی است اما متأسفانه در بهره بردن از ظرفیت جوانان و نخبگان شهرستان موفق نبودهاند یا حداقل موفقیت قابلتوجهی به دست نیاوردهاند.
حتما در میان آشنایان و همسایگان خود در شهر افراد صاحبنظر و نخبهای را دیدهاید که در خارج از شهرستان و حتی خارج از ایران سکونت دارند و همگی در زمینه علمی و پژوهشی خود تلاشهای قابلتوجهی داشتهاند اما هیچ گاه مورد توجه مسئولان نبوده اند.
البته درگذشته نیز مدیران شهرستان هیچگاه نتوانستهاند برای نیل به اهداف بزرگ، شبکهای یکپارچه از هماندیشی و همفکری میان قشر فرهیخته و نخبه شهرستان به وجود آورند.
به تعبیر دقیقتر باید اینطور بیان کرد که شورای اسلامی شهر نباید در باتلاق مدیریت قبیلهای در شهر دولتآباد فرو روند، چون مدیریت قبیلهای مدیریتی است که هنوز رگههایی از افتراق و جدایی بین مردم و مسئولان در آن دیده میشود، مدیریت قبیلهای، مدیریتی است که به جای استفاده از ظرفیت نخبگان و جوانان و عمل به توصیه های رهبری، تنها به هم جلسه با بزرگان و ریشسفیدان اکتفا کنند.
بنابراین باید اعضای شورای اسلامی شهر دولت آباد بهجای پناه آوردن به رفتارهای مرزبندی شده و تعصبات محلهای، اندیشهها و توصیههای مقام معظم رهبری را سرلوحه خویش قرار دهند و به تعبیر ایشان به حسن باقریهای نسل سوم روی بیاورند.
شکی نیست که یکی از منابع بسیار اثرگذار و غفلت شده، همین نیروی انسانی نخبه در عرصه شهرستان است که با کمترین هزینه میتوان از آن بهره برد و نباید اعضای شورا منتظر بمانند تا نخبگان شهرستان به سراغشان بیایند بلکه باید ضمن باور به نخبگان و جوانان، فضایی را به فراخور شرایط هر فرد فراهم کنند تا مدیریت شهری از مدیریت قبیلهای به مدیریت نخبگانی تبدیل شود.
همچنین نباید فرمایش مقام معظم رهبری در دیدار با نخبگان در سال ۹۵ را فراموش کرد؛ ایشان در آن دیدار فرمودند: «آنچه نگاه به نخبگان را به عنوان یک فریضه و واجب غیرقابلاجتناب بر همهی مسئولان لازم میکند، یک هدف بزرگ است… آن هدف عبارت است از تبدیل کشور ایران به کشوری پیشرفته، قدرتمند، شریف صاحب حرف نو در مسائل بشری و در مسائل بینالمللی.»
به همین منظور اگر در سطوح پایینتر بنگریم برای داشتن هدفی بزرگ برای شهرستان، چارهای جز تکریم نخبگان از طرف مسئولان نیست، بنابراین راهکارهای اجرایی و کاربردی زیر برای اعضا شورای اسلامی شهرستان برخوار پیشنهاد میشود:
– اعضای شورای اسلامی باید به این باور برسند که هرکدام نامزد شهر دولت آباد هستند و این بدان معنا است که نباید مرزبندیهای محلهای را در ذهن خود جای دهند، چرا که خطور کردن چنین تفکرهایی به ذهن به همان میزان رفتارهای محلهای میتواند خطرناک باشد، پس حتما باید ذهن را خالی از چنین مرزبندیها کنند.
– فراموش نکنند که زمانی هر یک میتوانند برای خود کارنامهای درخشان پیشگاه خداوند و نزد مردم ایثارگر شهر رقم زنند که در بین اعضای شورا اتحاد به معنای دقیق و کامل کلمه وجود داشته باشد و به تعبیر حضرت آیتالله جوادی آملی، سرطان بدخیم الهی، اختلاف است که ریشه آن همان خودخواهی است و از بدخیمترین سرطانهاست؛ چون «أَعْدَی عدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ» یکی این سِمَت را داشته باشد، یکی آن سِمَت را داشته باشد.
– داشتن رهبرِ خوب یک طرف قضیه است، رهبر اگر علی بن ابیطالب هم باشد، مادامی که پیروانش متحد نباشند، بیدرنگ شکست قطعی است؛ مثل علی بن ابیطالب. وجود رهبر خوب مشکل را حلّ نمیکند. مگر از علی علیه السلام رهبری بالاتر در عالم هست؟! چرا شکست خورد؟ ـ معاذ الله ـ مگر در حیطه رهبری ایشان مشکلی بود؟ هیچ ترامپی، هیچ یهودی، هیچ اسرائیلی، هیچ صهیونیستی، بدتر از این غرور و خودخواهی نیست.چ؛ «أَعْدَی عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ»این اختلاف و سرطان بدخیم خودخواهی را فقط قرآن و عترت میتواند معالجه کند و هیچ! شبزندهداری و ناله و اشک بر حسین بن علی میتواند معالجه کند و هیچ!
– شورای اسلامی شهر باید اقدام به تأسیس هستههای تخصصی و اندیشه ورزی کند که نقش اتاق فکر را برای مدیریت شهری ایفا کنند. شبیه به مطالبه مقام معظم رهبری از مجلس خبرگان رهبری یا همان کمسیونهای تخصصی مجلس شورای اسلامی، با این تفاوت که اعضای آن را افرادی نخبه و جوان شهرستان تشکیل می دهند نه لزوما اعضا شورا، در این میان بیش از هر چیز باید نگرشها و سلیقههای سیاسی و قومی و مذهبی را کنار گذاشت و همه نخبگان شهرستان را حول پرچم مقدس جمهوری اسلامی گرد آورد؛ فارغ از اصلاحطلبی و اصولگرایی و…
– با استفاده از مشارکت مردمی و ابزارهای رسانهای، کمپین و فراخوانی به منظور معرفی و شناسایی این نخبگان ایجاد شود. سوم به فراخور دانش و شخصیت هر فرد، ضمن تهیه شناسنامهای برای همکاریهای آتی با هریک ، دعوتنامه برای همکاری برایشان ارسال شود.
– با توجه به هستههای مختلف فکری، بتوان در هر حوزه ضمن تبیین مشکلات و وضعیت کنونی شهر برایشان، از دانش و تجربهشان حتی در شهرهای دیگر و خارج از کشور استفاده کرد، همچنین این ارتباط و همکاریها منجر به آگاهی مردم نیز بشود تا از آخرین تلاشهای شورای منتخب خود برای استفاده حداکثری از نظرات کارشناسان و نخبگان آگاهی یابند و این اطمینان قلبی را پیدا کنند که افراد منتخبشان، افرادی مشورت پذیر و دارای خرد جمعی هستند.
انتهای پیام/
,
معمولا بروکراسیهای اداری فراوان و مرزبندیهای سیاسی و جناحی بعضا سبب میشود تا افراد نخبه و جوان نتوانند بهخوبی نقش خود را در جهت کمک به شهر خود ایفا کنند و در حاشیه قرار گیرند، بنابراین لازم است شورای اسلامی شهر که از نعمت بدنه مردمی و بروکراسی های کمتری نیز برخودار است، با ایفای نقشی مثبت و بهدور از سیاسیکاریها، گامی بزرگ برای اعتلای شهرها که همان اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی است، بردارد.
,
بیشک همانطور که مقام معظم رهبری فرمودهاند، نخبگان در هر جامعهای میتوانند موتور محرک رسیدن آن جامعه به اهداف بزرگشان باشند، در این میان مدیران شهری و شورای اسلامی شهر نیز باید به ظرفیت نیروی انسانی بالنده شهر خود، آگاه باشند تا ضمن تبیین نیازهای خود در عرصه مدیریت شهری برایشان از ظرفیت نخبگانی و نیروی انسانی شهر حداکثر استفاده را داشته باشند.
,
گرچه تلاشهای شورای کنونی شهرستان برخوار که توانستهاند با همدلی و همراهی میان خود، انسجام یکپارچهای در مدیریت شهری به وجود آورند ستودنی است اما متأسفانه در بهره بردن از ظرفیت جوانان و نخبگان شهرستان موفق نبودهاند یا حداقل موفقیت قابلتوجهی به دست نیاوردهاند.
,
حتما در میان آشنایان و همسایگان خود در شهر افراد صاحبنظر و نخبهای را دیدهاید که در خارج از شهرستان و حتی خارج از ایران سکونت دارند و همگی در زمینه علمی و پژوهشی خود تلاشهای قابلتوجهی داشتهاند اما هیچ گاه مورد توجه مسئولان نبوده اند.
,
البته درگذشته نیز مدیران شهرستان هیچگاه نتوانستهاند برای نیل به اهداف بزرگ، شبکهای یکپارچه از هماندیشی و همفکری میان قشر فرهیخته و نخبه شهرستان به وجود آورند.
,
به تعبیر دقیقتر باید اینطور بیان کرد که شورای اسلامی شهر نباید در باتلاق مدیریت قبیلهای در شهر دولتآباد فرو روند، چون مدیریت قبیلهای مدیریتی است که هنوز رگههایی از افتراق و جدایی بین مردم و مسئولان در آن دیده میشود، مدیریت قبیلهای، مدیریتی است که به جای استفاده از ظرفیت نخبگان و جوانان و عمل به توصیه های رهبری، تنها به هم جلسه با بزرگان و ریشسفیدان اکتفا کنند.
,
بنابراین باید اعضای شورای اسلامی شهر دولت آباد بهجای پناه آوردن به رفتارهای مرزبندی شده و تعصبات محلهای، اندیشهها و توصیههای مقام معظم رهبری را سرلوحه خویش قرار دهند و به تعبیر ایشان به حسن باقریهای نسل سوم روی بیاورند.
,
شکی نیست که یکی از منابع بسیار اثرگذار و غفلت شده، همین نیروی انسانی نخبه در عرصه شهرستان است که با کمترین هزینه میتوان از آن بهره برد و نباید اعضای شورا منتظر بمانند تا نخبگان شهرستان به سراغشان بیایند بلکه باید ضمن باور به نخبگان و جوانان، فضایی را به فراخور شرایط هر فرد فراهم کنند تا مدیریت شهری از مدیریت قبیلهای به مدیریت نخبگانی تبدیل شود.
,
همچنین نباید فرمایش مقام معظم رهبری در دیدار با نخبگان در سال ۹۵ را فراموش کرد؛ ایشان در آن دیدار فرمودند: «آنچه نگاه به نخبگان را به عنوان یک فریضه و واجب غیرقابلاجتناب بر همهی مسئولان لازم میکند، یک هدف بزرگ است… آن هدف عبارت است از تبدیل کشور ایران به کشوری پیشرفته، قدرتمند، شریف صاحب حرف نو در مسائل بشری و در مسائل بینالمللی.»
,
به همین منظور اگر در سطوح پایینتر بنگریم برای داشتن هدفی بزرگ برای شهرستان، چارهای جز تکریم نخبگان از طرف مسئولان نیست، بنابراین راهکارهای اجرایی و کاربردی زیر برای اعضا شورای اسلامی شهرستان برخوار پیشنهاد میشود:
,
– اعضای شورای اسلامی باید به این باور برسند که هرکدام نامزد شهر دولت آباد هستند و این بدان معنا است که نباید مرزبندیهای محلهای را در ذهن خود جای دهند، چرا که خطور کردن چنین تفکرهایی به ذهن به همان میزان رفتارهای محلهای میتواند خطرناک باشد، پس حتما باید ذهن را خالی از چنین مرزبندیها کنند.
,
– فراموش نکنند که زمانی هر یک میتوانند برای خود کارنامهای درخشان پیشگاه خداوند و نزد مردم ایثارگر شهر رقم زنند که در بین اعضای شورا اتحاد به معنای دقیق و کامل کلمه وجود داشته باشد و به تعبیر حضرت آیتالله جوادی آملی، سرطان بدخیم الهی، اختلاف است که ریشه آن همان خودخواهی است و از بدخیمترین سرطانهاست؛ چون «أَعْدَی عدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ» یکی این سِمَت را داشته باشد، یکی آن سِمَت را داشته باشد.
,
– داشتن رهبرِ خوب یک طرف قضیه است، رهبر اگر علی بن ابیطالب هم باشد، مادامی که پیروانش متحد نباشند، بیدرنگ شکست قطعی است؛ مثل علی بن ابیطالب. وجود رهبر خوب مشکل را حلّ نمیکند. مگر از علی علیه السلام رهبری بالاتر در عالم هست؟! چرا شکست خورد؟ ـ معاذ الله ـ مگر در حیطه رهبری ایشان مشکلی بود؟ هیچ ترامپی، هیچ یهودی، هیچ اسرائیلی، هیچ صهیونیستی، بدتر از این غرور و خودخواهی نیست.چ؛ «أَعْدَی عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ»این اختلاف و سرطان بدخیم خودخواهی را فقط قرآن و عترت میتواند معالجه کند و هیچ! شبزندهداری و ناله و اشک بر حسین بن علی میتواند معالجه کند و هیچ!
,
– شورای اسلامی شهر باید اقدام به تأسیس هستههای تخصصی و اندیشه ورزی کند که نقش اتاق فکر را برای مدیریت شهری ایفا کنند. شبیه به مطالبه مقام معظم رهبری از مجلس خبرگان رهبری یا همان کمسیونهای تخصصی مجلس شورای اسلامی، با این تفاوت که اعضای آن را افرادی نخبه و جوان شهرستان تشکیل می دهند نه لزوما اعضا شورا، در این میان بیش از هر چیز باید نگرشها و سلیقههای سیاسی و قومی و مذهبی را کنار گذاشت و همه نخبگان شهرستان را حول پرچم مقدس جمهوری اسلامی گرد آورد؛ فارغ از اصلاحطلبی و اصولگرایی و…
,
– با استفاده از مشارکت مردمی و ابزارهای رسانهای، کمپین و فراخوانی به منظور معرفی و شناسایی این نخبگان ایجاد شود. سوم به فراخور دانش و شخصیت هر فرد، ضمن تهیه شناسنامهای برای همکاریهای آتی با هریک ، دعوتنامه برای همکاری برایشان ارسال شود.
,
– با توجه به هستههای مختلف فکری، بتوان در هر حوزه ضمن تبیین مشکلات و وضعیت کنونی شهر برایشان، از دانش و تجربهشان حتی در شهرهای دیگر و خارج از کشور استفاده کرد، همچنین این ارتباط و همکاریها منجر به آگاهی مردم نیز بشود تا از آخرین تلاشهای شورای منتخب خود برای استفاده حداکثری از نظرات کارشناسان و نخبگان آگاهی یابند و این اطمینان قلبی را پیدا کنند که افراد منتخبشان، افرادی مشورت پذیر و دارای خرد جمعی هستند.
,
انتهای پیام/
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه