امام حسن(ع) از بایستههای جامعه اسلامی میگوید؛
صداقت در هنگامه دشواریها؛ نماد یک جامعه اسلامی
در منطق امام حسن(ع)، سبک زندگی و حیات تشکیلات، جامعه، خانواده و ملتی دینی است که در آنها هیچکس و در هیچ موردی به دیگری دروغ نمیگوید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ علی(ع) را که شهید کردند، همه توجهات به سوی سبط بزرگ پیامبر جلب شد. خیلیها برای بیعت با حسنبنعلی(ع) آمده بودند؛ حتی آنها که با علی(ع) سر ناسازگاری داشتند. گویی رفتارها گرمتر شده بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,فکر میکردند حسن(ع) در حکومت، بر خلاف پدرش، بر همه آسان میگیرد. مردم بیعت کردند؛ حالا حسنبنعلی(ع) ردای خلافت و امامت را توامان پوشیده است. یادگار علی(ع) اما با دیده بینا آب پاکی میریزد روی دست همه کجاندیشان:«حکومت ما در خط حکومت علی(ع) است و علی(ع) پدر اهلبیت(ع) است.» در این مجال اندک خط علی(ع) را از منظر حسنبنعلی(ع) به تماشا مینشینیم.
کسی از تعریف اخلاق صالح انسانی، نسبت رفتاری انسانها و حقوق آنها نسبت به یکدیگر سوال کرد. اندیشه امام(ع)، پرسشگر را به ده صفت کلیدی رهنمون شد که نخستین آنها «صدقاللسان» بود. در منطق امام حسن(ع)، سبک زندگی و حیات تشکیلات، جامعه، خانواده و ملتی دینی است که در آنها هیچکس و در هیچ موردی به دیگری دروغ نمیگوید. حقوق بشر اسلامی و اخلاق انسان الهی در نگاه امام حسن(ع) بر راستی بنا شده است. جامعه، اقتصاد و بازار منهای دروغ، آرمانی است که اهلبیت(ع) در پی تحقق آن بودند. خود امام حسن(ع) مظهر عمل به این سخن بود؛ کسی که تا زمان حیات، هرگز جایگاه حق و باطل را با یکدیگر درنیامیخت.
اما امام(ع) به درستی میدانست که راستی حقیقی جز در شرایط غیرعادی و در سختیها رخ نمینماید. در شرایط عادی راست گفتن و راستی کردن چندان دشوار نیست؛ از همین روست که امام(ع) صدقاللسان را لازم، اما ناکافی میدانست و فراتر از آن به عنوان دومین صفت برجسته انسانی، به «صدقالبأس» توصیه میکرد: راستی در مشکلات و دشواریها. از نگاه امام(ع) حفظ صداقت و پاکی در شرایط دشوار جایگاهی بسیار رفیع دارد. آنان که مقام صدقالبأس را در مییابند، آزمودگانی هستند که خداوند در باورشان بر صدر نشسته است و او را حاضر و ناظر میدانند.
سومین اصلی که امام(ع) بر آن پای میفشرد آن است که در جامعه مسلمین و در منطق اسلام، هر انسان گرفتاری،-هرچند که نامسلمانی ناآشنا باشد- درخواست کمکی در هر زمینهای از یکی از مسلمین داشته باشد، اگر آن مسلمان بتواند گرهی از مشکلات او بگشاید و با این وجود از رسیدگی به مشکل درخواستکننده استنکاف ورزد، بیتردید باید خود را از جرگه مسلمان و مومنان خارج بداند.
«اعطاءالسائل» یعنی در سبک زندگی اسلامی، مسلمانی که متوجه گرفتاری انسانی میشود، خود را مسئول رفع آن گرفتاری میداند؛ چرا که به یقین دریافته است اگر چنین نباشد نمیتواند خود را از شیعیان بداند. خود امام حسن(ع) نمونههای عملی-رفتاری باورنکردنی در این باب پیش روی مردم گذاشته است. مورخان به راستی شهادت دادهاند که امام(ع) چندینبار در طول حیات مبارکش، تمامی اموالش را میان فقرا تقسیم کرد و صبحگاه بار دیگر و با دست خالی زندگی الهی خود را از سر گرفت.
کوتاه سخن؛ این سخنان و رفتار امام(ع) گویای آن است که حتی اگر همه مردم جامعهای نماز برپا دارند و روزه بگیرند و به حج بروند، هنوز دلایل کافی برای اسلامی-شیعی خواندن آن جامعه وجود ندارد؛ بلکه در کنار این واجبات، لازم است راستی در جامعه مسلمین در صدر باشد، مردم صداقتشان را در دشواریها حفظ کنند و هرکس از هر طریقی که میتواند در برآوردن درخواستهای دیگران بکوشد. به امید اسلامی شدن جامعه ایرانی.
انتهای پیام/
فکر میکردند حسن(ع) در حکومت، بر خلاف پدرش، بر همه آسان میگیرد. مردم بیعت کردند؛ حالا حسنبنعلی(ع) ردای خلافت و امامت را توامان پوشیده است. یادگار علی(ع) اما با دیده بینا آب پاکی میریزد روی دست همه کجاندیشان:«حکومت ما در خط حکومت علی(ع) است و علی(ع) پدر اهلبیت(ع) است.» در این مجال اندک خط علی(ع) را از منظر حسنبنعلی(ع) به تماشا مینشینیم.
کسی از تعریف اخلاق صالح انسانی، نسبت رفتاری انسانها و حقوق آنها نسبت به یکدیگر سوال کرد. اندیشه امام(ع)، پرسشگر را به ده صفت کلیدی رهنمون شد که نخستین آنها «صدقاللسان» بود. در منطق امام حسن(ع)، سبک زندگی و حیات تشکیلات، جامعه، خانواده و ملتی دینی است که در آنها هیچکس و در هیچ موردی به دیگری دروغ نمیگوید. حقوق بشر اسلامی و اخلاق انسان الهی در نگاه امام حسن(ع) بر راستی بنا شده است. جامعه، اقتصاد و بازار منهای دروغ، آرمانی است که اهلبیت(ع) در پی تحقق آن بودند. خود امام حسن(ع) مظهر عمل به این سخن بود؛ کسی که تا زمان حیات، هرگز جایگاه حق و باطل را با یکدیگر درنیامیخت.
اما امام(ع) به درستی میدانست که راستی حقیقی جز در شرایط غیرعادی و در سختیها رخ نمینماید. در شرایط عادی راست گفتن و راستی کردن چندان دشوار نیست؛ از همین روست که امام(ع) صدقاللسان را لازم، اما ناکافی میدانست و فراتر از آن به عنوان دومین صفت برجسته انسانی، به «صدقالبأس» توصیه میکرد: راستی در مشکلات و دشواریها. از نگاه امام(ع) حفظ صداقت و پاکی در شرایط دشوار جایگاهی بسیار رفیع دارد. آنان که مقام صدقالبأس را در مییابند، آزمودگانی هستند که خداوند در باورشان بر صدر نشسته است و او را حاضر و ناظر میدانند.
سومین اصلی که امام(ع) بر آن پای میفشرد آن است که در جامعه مسلمین و در منطق اسلام، هر انسان گرفتاری،-هرچند که نامسلمانی ناآشنا باشد- درخواست کمکی در هر زمینهای از یکی از مسلمین داشته باشد، اگر آن مسلمان بتواند گرهی از مشکلات او بگشاید و با این وجود از رسیدگی به مشکل درخواستکننده استنکاف ورزد، بیتردید باید خود را از جرگه مسلمان و مومنان خارج بداند.
«اعطاءالسائل» یعنی در سبک زندگی اسلامی، مسلمانی که متوجه گرفتاری انسانی میشود، خود را مسئول رفع آن گرفتاری میداند؛ چرا که به یقین دریافته است اگر چنین نباشد نمیتواند خود را از شیعیان بداند. خود امام حسن(ع) نمونههای عملی-رفتاری باورنکردنی در این باب پیش روی مردم گذاشته است. مورخان به راستی شهادت دادهاند که امام(ع) چندینبار در طول حیات مبارکش، تمامی اموالش را میان فقرا تقسیم کرد و صبحگاه بار دیگر و با دست خالی زندگی الهی خود را از سر گرفت.
کوتاه سخن؛ این سخنان و رفتار امام(ع) گویای آن است که حتی اگر همه مردم جامعهای نماز برپا دارند و روزه بگیرند و به حج بروند، هنوز دلایل کافی برای اسلامی-شیعی خواندن آن جامعه وجود ندارد؛ بلکه در کنار این واجبات، لازم است راستی در جامعه مسلمین در صدر باشد، مردم صداقتشان را در دشواریها حفظ کنند و هرکس از هر طریقی که میتواند در برآوردن درخواستهای دیگران بکوشد. به امید اسلامی شدن جامعه ایرانی.
انتهای پیام/
فکر میکردند حسن(ع) در حکومت، بر خلاف پدرش، بر همه آسان میگیرد. مردم بیعت کردند؛ حالا حسنبنعلی(ع) ردای خلافت و امامت را توامان پوشیده است. یادگار علی(ع) اما با دیده بینا آب پاکی میریزد روی دست همه کجاندیشان:«حکومت ما در خط حکومت علی(ع) است و علی(ع) پدر اهلبیت(ع) است.» در این مجال اندک خط علی(ع) را از منظر حسنبنعلی(ع) به تماشا مینشینیم.
کسی از تعریف اخلاق صالح انسانی، نسبت رفتاری انسانها و حقوق آنها نسبت به یکدیگر سوال کرد. اندیشه امام(ع)، پرسشگر را به ده صفت کلیدی رهنمون شد که نخستین آنها «صدقاللسان» بود. در منطق امام حسن(ع)، سبک زندگی و حیات تشکیلات، جامعه، خانواده و ملتی دینی است که در آنها هیچکس و در هیچ موردی به دیگری دروغ نمیگوید. حقوق بشر اسلامی و اخلاق انسان الهی در نگاه امام حسن(ع) بر راستی بنا شده است. جامعه، اقتصاد و بازار منهای دروغ، آرمانی است که اهلبیت(ع) در پی تحقق آن بودند. خود امام حسن(ع) مظهر عمل به این سخن بود؛ کسی که تا زمان حیات، هرگز جایگاه حق و باطل را با یکدیگر درنیامیخت.
اما امام(ع) به درستی میدانست که راستی حقیقی جز در شرایط غیرعادی و در سختیها رخ نمینماید. در شرایط عادی راست گفتن و راستی کردن چندان دشوار نیست؛ از همین روست که امام(ع) صدقاللسان را لازم، اما ناکافی میدانست و فراتر از آن به عنوان دومین صفت برجسته انسانی، به «صدقالبأس» توصیه میکرد: راستی در مشکلات و دشواریها. از نگاه امام(ع) حفظ صداقت و پاکی در شرایط دشوار جایگاهی بسیار رفیع دارد. آنان که مقام صدقالبأس را در مییابند، آزمودگانی هستند که خداوند در باورشان بر صدر نشسته است و او را حاضر و ناظر میدانند.
سومین اصلی که امام(ع) بر آن پای میفشرد آن است که در جامعه مسلمین و در منطق اسلام، هر انسان گرفتاری،-هرچند که نامسلمانی ناآشنا باشد- درخواست کمکی در هر زمینهای از یکی از مسلمین داشته باشد، اگر آن مسلمان بتواند گرهی از مشکلات او بگشاید و با این وجود از رسیدگی به مشکل درخواستکننده استنکاف ورزد، بیتردید باید خود را از جرگه مسلمان و مومنان خارج بداند.
«اعطاءالسائل» یعنی در سبک زندگی اسلامی، مسلمانی که متوجه گرفتاری انسانی میشود، خود را مسئول رفع آن گرفتاری میداند؛ چرا که به یقین دریافته است اگر چنین نباشد نمیتواند خود را از شیعیان بداند. خود امام حسن(ع) نمونههای عملی-رفتاری باورنکردنی در این باب پیش روی مردم گذاشته است. مورخان به راستی شهادت دادهاند که امام(ع) چندینبار در طول حیات مبارکش، تمامی اموالش را میان فقرا تقسیم کرد و صبحگاه بار دیگر و با دست خالی زندگی الهی خود را از سر گرفت.
کوتاه سخن؛ این سخنان و رفتار امام(ع) گویای آن است که حتی اگر همه مردم جامعهای نماز برپا دارند و روزه بگیرند و به حج بروند، هنوز دلایل کافی برای اسلامی-شیعی خواندن آن جامعه وجود ندارد؛ بلکه در کنار این واجبات، لازم است راستی در جامعه مسلمین در صدر باشد، مردم صداقتشان را در دشواریها حفظ کنند و هرکس از هر طریقی که میتواند در برآوردن درخواستهای دیگران بکوشد. به امید اسلامی شدن جامعه ایرانی.
انتهای پیام/
فکر میکردند حسن(ع) در حکومت، بر خلاف پدرش، بر همه آسان میگیرد. مردم بیعت کردند؛ حالا حسنبنعلی(ع) ردای خلافت و امامت را توامان پوشیده است. یادگار علی(ع) اما با دیده بینا آب پاکی میریزد روی دست همه کجاندیشان:«حکومت ما در خط حکومت علی(ع) است و علی(ع) پدر اهلبیت(ع) است.» در این مجال اندک خط علی(ع) را از منظر حسنبنعلی(ع) به تماشا مینشینیم.
,کسی از تعریف اخلاق صالح انسانی، نسبت رفتاری انسانها و حقوق آنها نسبت به یکدیگر سوال کرد. اندیشه امام(ع)، پرسشگر را به ده صفت کلیدی رهنمون شد که نخستین آنها «صدقاللسان» بود. در منطق امام حسن(ع)، سبک زندگی و حیات تشکیلات، جامعه، خانواده و ملتی دینی است که در آنها هیچکس و در هیچ موردی به دیگری دروغ نمیگوید. حقوق بشر اسلامی و اخلاق انسان الهی در نگاه امام حسن(ع) بر راستی بنا شده است. جامعه، اقتصاد و بازار منهای دروغ، آرمانی است که اهلبیت(ع) در پی تحقق آن بودند. خود امام حسن(ع) مظهر عمل به این سخن بود؛ کسی که تا زمان حیات، هرگز جایگاه حق و باطل را با یکدیگر درنیامیخت.
,اما امام(ع) به درستی میدانست که راستی حقیقی جز در شرایط غیرعادی و در سختیها رخ نمینماید. در شرایط عادی راست گفتن و راستی کردن چندان دشوار نیست؛ از همین روست که امام(ع) صدقاللسان را لازم، اما ناکافی میدانست و فراتر از آن به عنوان دومین صفت برجسته انسانی، به «صدقالبأس» توصیه میکرد: راستی در مشکلات و دشواریها. از نگاه امام(ع) حفظ صداقت و پاکی در شرایط دشوار جایگاهی بسیار رفیع دارد. آنان که مقام صدقالبأس را در مییابند، آزمودگانی هستند که خداوند در باورشان بر صدر نشسته است و او را حاضر و ناظر میدانند.
,سومین اصلی که امام(ع) بر آن پای میفشرد آن است که در جامعه مسلمین و در منطق اسلام، هر انسان گرفتاری،-هرچند که نامسلمانی ناآشنا باشد- درخواست کمکی در هر زمینهای از یکی از مسلمین داشته باشد، اگر آن مسلمان بتواند گرهی از مشکلات او بگشاید و با این وجود از رسیدگی به مشکل درخواستکننده استنکاف ورزد، بیتردید باید خود را از جرگه مسلمان و مومنان خارج بداند.
,«اعطاءالسائل» یعنی در سبک زندگی اسلامی، مسلمانی که متوجه گرفتاری انسانی میشود، خود را مسئول رفع آن گرفتاری میداند؛ چرا که به یقین دریافته است اگر چنین نباشد نمیتواند خود را از شیعیان بداند. خود امام حسن(ع) نمونههای عملی-رفتاری باورنکردنی در این باب پیش روی مردم گذاشته است. مورخان به راستی شهادت دادهاند که امام(ع) چندینبار در طول حیات مبارکش، تمامی اموالش را میان فقرا تقسیم کرد و صبحگاه بار دیگر و با دست خالی زندگی الهی خود را از سر گرفت.
,کوتاه سخن؛ این سخنان و رفتار امام(ع) گویای آن است که حتی اگر همه مردم جامعهای نماز برپا دارند و روزه بگیرند و به حج بروند، هنوز دلایل کافی برای اسلامی-شیعی خواندن آن جامعه وجود ندارد؛ بلکه در کنار این واجبات، لازم است راستی در جامعه مسلمین در صدر باشد، مردم صداقتشان را در دشواریها حفظ کنند و هرکس از هر طریقی که میتواند در برآوردن درخواستهای دیگران بکوشد. به امید اسلامی شدن جامعه ایرانی.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه