شب قدر، شب نوازش بندگان و وقت توبه گنهکاران است
کجایند جوانمردان شبخیز که در آرزوی دیدار، بیخواب و بیآرام بودهاند و در راه عشق شربت بلا نوشیدهاند، تا خستگی ایشان را مرهم گذاریم و اندر این شب قدر ایشان را با قدر و منزلت گردانیم؛ که امشب، شب نوازش بندگان است و وقت توبه گنهکاران.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از جهانبین نیوز ؛قبل از نماز مغرب و عشاء در حسینه اعلام کرده بودند که مراسم شب های قدر از ساعت ۲۲ به بعد شروع می شود نماز مغرب و عشاء را به جماعت خواندم و به خانه بازگشتم افطار کردم و لحظه شماری برای ساعت ۱۰.
گویی ثانیه شمار دیرتر حرکت می کرد و من لحظه شماری می کردم تا بالاخره ساعت ۱۰ شد وضو گرفتم و دوباره به حسینه بازگشتم تعدادی از مردم زودتر از من آنجا رسیده بودند ولی لحظه به لحظه به جمعیت افزوده می شد، هرکس با هر حاجتی پا به حسینه می گذاشت، آن قدر افراد مختلف با روحیه ها و شخصیت های متفاوت وارد این مراسم شدند که دیگر جا برای کسی نمانده بود.
مراسم با تلاوت قرآن شروع شد و پس از آن دعای امام زمان خوانده شد، زیارت عاشورا، دعای افتتاح و بلاخره نوبت به دعای بسیار زیبا جوشن کبیر رسید.
دعای جوشن کبیر از دعاهایی است که من خیلی دوست دارم از فراز اول که شروع شد اشک در چشمانم حلقه زد در این دعا چقدر زیبا و خالصانه آدم با خدای خود صحبت می کند هر فرازی از آن که رد می شد زیبا تر از فراز قبلی بود حسینیه فضای خیلی معنوی به خود گرفته بود همگی یک صدا باهم الغوث و الغوث را می خواندند و با هر الغوثی که گفته می شد من خداوند را در آنجا می دیدم و حس می کردم.
شب های قدر برای من خیلی زیبا است چراکه راحت می توانم با خدای خودم سخن بگویم.
دوست داشتم آنقدر اشک می ریختم که احساس سبکی کنم و وقتی آدم حس کند که خداوند از همه خطاهای گذشته و او را بخشیده است حس آرامش نیز به دنبال آن خواهد آمد.
مدام در دلم زمزمه می کردم که خداوندا از گناهان من در گذر و بهترین ها را در این شب برای من مقدر ساز و می دانستم که خداوند همه حرف های من را می شنود و اجابت می کند.
شنیده بودم که می گفتند شب های قدر سرنوشت یک سال آدم رقم می خورد پس مدام خدا را التماس می کردم که خداوند بهترین سرنوشت را برای خانواده، دوستان و خودم رقم بزند.
دعای جوشن کبیر تمام شد و نوبت قرآن سر گرفتن بود وقت داشت تمام می شد و هرچه به آخر مراسم نزدیک می شدم خداوند را بیشتر التماس می کردم.
مراسم پایان یافت و لامپ ها را روشن کردن چشمم به هرکس می افتاد می دیدم همه با یک امیدواری خاصی مجلس را ترک می کردند.
خداوند را به حضرت علی (ع) قسم دادم که هرکس در این مراسم حضور پیدا کرده دست خالی برنگرداند و امید او از درگاهش هیچ گاه قطع نگردد.
به امید آنکه خداوند همه گناهان ما را ببخشد و دعاهایمان را به اجابت برساند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
ارسال دیدگاه