گزارشی از خاکستر نشینی زوج جوان؛

سشوار آتش به جان زندگی زوج جوان گرگانی انداخت + تصاویر

سشوار آتش به جان زندگی زوج جوان گرگانی انداخت + تصاویر
کبری و خانواده اش که برای خرید لوازم التحریر از خانه خارج شده بودند هرگز گمان نمی کردند در کمتر از یک ساعتی که منزل را ترک کرده اند این چنین خاکستر نشین شوند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ساحل گمیشان ،در تاریخ دوم اردیبهشت 97 به اصرار تنها دختر خانه ساعت 11 شب پدر و مادر حاضر می شوند تا برای دخترشان لوازم التحریر تهیه کنند ، ولی وقتی کمتر از یک ساعت به خانه برمی گردند میبینند که هیچ اثری از حاصل زندگیشان باقی نمانده و تقریبا همه چیزشان در آتش سوخته و به تلی از خاکستر تبدیل شده است .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ساحل گمیشان,

هرچند مردم آتشنشانها را خبر کرده بودند اما آتش کار خودش را کرده بود ماموران آتش نشانی گفته بودند سشوار خاموشی که  از برق کشیده نشده اتصالی کرده و باعث این آتش سوزی شده است.

خانه ای بسیار کوچک و محقر که از دو اتاق و یک آشپزخانه تشکل شده و آنهم استیجاری  در کوچه پس کوچه های روستای اوزینه تنها  سهم کبری و محمد از زندگی بود.

کبری با چشم اشکبار به خبرنگار ما گفت: شوهرم در همین اتاقی که زندگی می کنیم ، خراطی می کرد و زندگی ساده مان را می گذراندیم ، سخت می گذشت اما هر جوری بود گلیم مان را از آب بیرون می کشیدیم و تا الان دستمان را پیش احدی دراز نکردیم اما حالا بعد از چندین سال زحمت و زندگی به یکباره همه چیزمان را از دست دادیم از فرش زیرمان گرفته تا تلوزیون و کامپیوتر و بخاری بگیر تا لباس و رخت خواب و همه چیزمان را از دست داده ایم.

برای ما که روزانه روزیمان را تهیه میکنیم و در زندگی پس اندازی نداریم جبران این حادثه  بسیار سخت است و حالا علاوه بر مشکلات خودمان باید خسارت صاحبخانه را هم پرداخت کنیم .

کبری به خبرنگار ما گفت: در طول همین یکماه به جاهای مختلفی برای کمک سرزدم ولی فایده زیادی نداشته مثلا استاندار وام دومیلیونی برایم نوشت ولی من هیچ ضامنی ندارم و نمیتوانم وام را بگیرم به سراغ شورای شهر رفتم و آقای یوسفی عضو شورای شهر 300 هزار تومان به من کمک کرد  و تا الان کمک دیگری به من نرسیده است و  ماه رمضان را بیخانه و بی پول و آواره سپری کردیم .

بانوی جوان که به سختی بغضش را مخفی میکند ، می گوید دخترمان که حاصل ازدواج قبلی همسرم است را به خانه مادرش فرستادم و خودم به خانه عمه ام که آنهم کمبود جا داردو خودشان تعداشان زیاد است ،  پناه گرفتم و همسرم در زیر پله همان خانه سوخته می خوابد....

در روزهای ماه مبارک رمضان ، در کنار گوشمان آتش نهاد بک خانواده را از هم پاشانده و دارو ندارشان را خاکستر  کرده است و بی پناهی و بی پوبی امانشان را بریده است .. امروز کمک به  کبری و محمد شاید همان در رحمتی باشد که در این ماه هر لحظه در آرزوی بازگشایی آن یا رب یا رب گفتیم .

آدرس منزل سوخته خانواده محمد در پایگاه خبری ما موجود است و خیرین که تمایل داشته باشند می توانند از نزدیک منزل را ببینند و کمک های نقدی خود را به شماره کارت 6063731018742164 واریز نمایند.

 

zz3

zz1

zz2

zz7

 

zz6

,

هرچند مردم آتشنشانها را خبر کرده بودند اما آتش کار خودش را کرده بود ماموران آتش نشانی گفته بودند سشوار خاموشی که  از برق کشیده نشده اتصالی کرده و باعث این آتش سوزی شده است.

خانه ای بسیار کوچک و محقر که از دو اتاق و یک آشپزخانه تشکل شده و آنهم استیجاری  در کوچه پس کوچه های روستای اوزینه تنها  سهم کبری و محمد از زندگی بود.

کبری با چشم اشکبار به خبرنگار ما گفت: شوهرم در همین اتاقی که زندگی می کنیم ، خراطی می کرد و زندگی ساده مان را می گذراندیم ، سخت می گذشت اما هر جوری بود گلیم مان را از آب بیرون می کشیدیم و تا الان دستمان را پیش احدی دراز نکردیم اما حالا بعد از چندین سال زحمت و زندگی به یکباره همه چیزمان را از دست دادیم از فرش زیرمان گرفته تا تلوزیون و کامپیوتر و بخاری بگیر تا لباس و رخت خواب و همه چیزمان را از دست داده ایم.

برای ما که روزانه روزیمان را تهیه میکنیم و در زندگی پس اندازی نداریم جبران این حادثه  بسیار سخت است و حالا علاوه بر مشکلات خودمان باید خسارت صاحبخانه را هم پرداخت کنیم .

کبری به خبرنگار ما گفت: در طول همین یکماه به جاهای مختلفی برای کمک سرزدم ولی فایده زیادی نداشته مثلا استاندار وام دومیلیونی برایم نوشت ولی من هیچ ضامنی ندارم و نمیتوانم وام را بگیرم به سراغ شورای شهر رفتم و آقای یوسفی عضو شورای شهر 300 هزار تومان به من کمک کرد  و تا الان کمک دیگری به من نرسیده است و  ماه رمضان را بیخانه و بی پول و آواره سپری کردیم .

بانوی جوان که به سختی بغضش را مخفی میکند ، می گوید دخترمان که حاصل ازدواج قبلی همسرم است را به خانه مادرش فرستادم و خودم به خانه عمه ام که آنهم کمبود جا داردو خودشان تعداشان زیاد است ،  پناه گرفتم و همسرم در زیر پله همان خانه سوخته می خوابد....

در روزهای ماه مبارک رمضان ، در کنار گوشمان آتش نهاد بک خانواده را از هم پاشانده و دارو ندارشان را خاکستر  کرده است و بی پناهی و بی پوبی امانشان را بریده است .. امروز کمک به  کبری و محمد شاید همان در رحمتی باشد که در این ماه هر لحظه در آرزوی بازگشایی آن یا رب یا رب گفتیم .

آدرس منزل سوخته خانواده محمد در پایگاه خبری ما موجود است و خیرین که تمایل داشته باشند می توانند از نزدیک منزل را ببینند و کمک های نقدی خود را به شماره کارت 6063731018742164 واریز نمایند.

 

zz3

zz1

zz2

zz7

 

zz6

,

هرچند مردم آتشنشانها را خبر کرده بودند اما آتش کار خودش را کرده بود ماموران آتش نشانی گفته بودند سشوار خاموشی که  از برق کشیده نشده اتصالی کرده و باعث این آتش سوزی شده است.

خانه ای بسیار کوچک و محقر که از دو اتاق و یک آشپزخانه تشکل شده و آنهم استیجاری  در کوچه پس کوچه های روستای اوزینه تنها  سهم کبری و محمد از زندگی بود.

کبری با چشم اشکبار به خبرنگار ما گفت: شوهرم در همین اتاقی که زندگی می کنیم ، خراطی می کرد و زندگی ساده مان را می گذراندیم ، سخت می گذشت اما هر جوری بود گلیم مان را از آب بیرون می کشیدیم و تا الان دستمان را پیش احدی دراز نکردیم اما حالا بعد از چندین سال زحمت و زندگی به یکباره همه چیزمان را از دست دادیم از فرش زیرمان گرفته تا تلوزیون و کامپیوتر و بخاری بگیر تا لباس و رخت خواب و همه چیزمان را از دست داده ایم.

برای ما که روزانه روزیمان را تهیه میکنیم و در زندگی پس اندازی نداریم جبران این حادثه  بسیار سخت است و حالا علاوه بر مشکلات خودمان باید خسارت صاحبخانه را هم پرداخت کنیم .

کبری به خبرنگار ما گفت: در طول همین یکماه به جاهای مختلفی برای کمک سرزدم ولی فایده زیادی نداشته مثلا استاندار وام دومیلیونی برایم نوشت ولی من هیچ ضامنی ندارم و نمیتوانم وام را بگیرم به سراغ شورای شهر رفتم و آقای یوسفی عضو شورای شهر 300 هزار تومان به من کمک کرد  و تا الان کمک دیگری به من نرسیده است و  ماه رمضان را بیخانه و بی پول و آواره سپری کردیم .

بانوی جوان که به سختی بغضش را مخفی میکند ، می گوید دخترمان که حاصل ازدواج قبلی همسرم است را به خانه مادرش فرستادم و خودم به خانه عمه ام که آنهم کمبود جا داردو خودشان تعداشان زیاد است ،  پناه گرفتم و همسرم در زیر پله همان خانه سوخته می خوابد....

در روزهای ماه مبارک رمضان ، در کنار گوشمان آتش نهاد بک خانواده را از هم پاشانده و دارو ندارشان را خاکستر  کرده است و بی پناهی و بی پوبی امانشان را بریده است .. امروز کمک به  کبری و محمد شاید همان در رحمتی باشد که در این ماه هر لحظه در آرزوی بازگشایی آن یا رب یا رب گفتیم .

آدرس منزل سوخته خانواده محمد در پایگاه خبری ما موجود است و خیرین که تمایل داشته باشند می توانند از نزدیک منزل را ببینند و کمک های نقدی خود را به شماره کارت 6063731018742164 واریز نمایند.

 

zz3

zz1

zz2

zz7

 

zz6

,

هرچند مردم آتشنشانها را خبر کرده بودند اما آتش کار خودش را کرده بود ماموران آتش نشانی گفته بودند سشوار خاموشی که  از برق کشیده نشده اتصالی کرده و باعث این آتش سوزی شده است.

,

خانه ای بسیار کوچک و محقر که از دو اتاق و یک آشپزخانه تشکل شده و آنهم استیجاری  در کوچه پس کوچه های روستای اوزینه تنها  سهم کبری و محمد از زندگی بود.

,

کبری با چشم اشکبار به خبرنگار ما گفت: شوهرم در همین اتاقی که زندگی می کنیم ، خراطی می کرد و زندگی ساده مان را می گذراندیم ، سخت می گذشت اما هر جوری بود گلیم مان را از آب بیرون می کشیدیم و تا الان دستمان را پیش احدی دراز نکردیم اما حالا بعد از چندین سال زحمت و زندگی به یکباره همه چیزمان را از دست دادیم از فرش زیرمان گرفته تا تلوزیون و کامپیوتر و بخاری بگیر تا لباس و رخت خواب و همه چیزمان را از دست داده ایم.

,

برای ما که روزانه روزیمان را تهیه میکنیم و در زندگی پس اندازی نداریم جبران این حادثه  بسیار سخت است و حالا علاوه بر مشکلات خودمان باید خسارت صاحبخانه را هم پرداخت کنیم .

,

کبری به خبرنگار ما گفت: در طول همین یکماه به جاهای مختلفی برای کمک سرزدم ولی فایده زیادی نداشته مثلا استاندار وام دومیلیونی برایم نوشت ولی من هیچ ضامنی ندارم و نمیتوانم وام را بگیرم به سراغ شورای شهر رفتم و آقای یوسفی عضو شورای شهر 300 هزار تومان به من کمک کرد  و تا الان کمک دیگری به من نرسیده است و  ماه رمضان را بیخانه و بی پول و آواره سپری کردیم .

,

بانوی جوان که به سختی بغضش را مخفی میکند ، می گوید دخترمان که حاصل ازدواج قبلی همسرم است را به خانه مادرش فرستادم و خودم به خانه عمه ام که آنهم کمبود جا داردو خودشان تعداشان زیاد است ،  پناه گرفتم و همسرم در زیر پله همان خانه سوخته می خوابد....

,

در روزهای ماه مبارک رمضان ، در کنار گوشمان آتش نهاد بک خانواده را از هم پاشانده و دارو ندارشان را خاکستر  کرده است و بی پناهی و بی پوبی امانشان را بریده است .. امروز کمک به  کبری و محمد شاید همان در رحمتی باشد که در این ماه هر لحظه در آرزوی بازگشایی آن یا رب یا رب گفتیم .

,

آدرس منزل سوخته خانواده محمد در پایگاه خبری ما موجود است و خیرین که تمایل داشته باشند می توانند از نزدیک منزل را ببینند و کمک های نقدی خود را به شماره کارت 6063731018742164 واریز نمایند.

,

 

,

zz3

, zz3,

zz1

, zz1,

zz2

, zz2,

zz7

, zz7,

 

,

zz6

, zz6,

 

انتهای پیام/

,

 

انتهای پیام/

,

 

,

انتهای پیام/

,
,
,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه