شهیدی که شرکت در دفاع مقدس را وظیفه دانست

شهیدی که شرکت در دفاع مقدس را وظیفه دانست
نیتعلی با وجود اینکه در مرکز تربیت معلّم تحصیل میکرد و مشغول درس و تحصیل بود، اتّفاقات و اخبار جنگ، آرام و قرارش را گرفته بود و احساس وظیفه برای شرکت در دفاع مقدّس، لحظه ای او را آرام نمی گذاشت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از کیویمیز، نیّتعلی در هشتمین روز از بهار سال 1342 در روستای «قره قشلاق» از توابع شهرستان کوثر، در خانواده ­ای محروم و کشاورز متولّد شد. پدرش «عبّاس­قلی» به کار کشاورزی در روستا مشغول بود و خانم «آغانساء» مادرش، بانویی پاک­دامن بود که در تربیت فرزندان صالح و با ایمان می­کوشید.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, کیویمیز,

نیّت­علی دوران کودکیش را در کوچه ­باغ­های روستا و یا در دامن سرسبز صحرا با هم­ سن و سالانش سپری نمود؛ درحالی که همزمان در نزد پدربزرگش که روحانی و عالم روستا بود، به تعلیم و یادگیری قرآن­ پرداخت و به این ترتیب از همان دوران کودکی و پیش از تحصیلات رسمی، روح پاکش با انوار قرآن آشنا شد.

,

وی بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی در روستا، در سال 1353 برای تحصیل در مقطع راهنمایی به شهر گیوی رفت و توانست در سال 1356 این مقطع را نیز با موفّقیّت به پایان برساند و برای ادامه­ ی تحصیل در مقطع متوسّطه، در دبیرستان «بوعلی سینا»ی شهر گیوی و در رشته­ ی علوم انسانی ثبت نام نموده، مشغول به تحصیل گردد.در دوران مبارزات انقلابی مردم ایران، نیّت­علی نیز به صف انقلابیون پیوسته بود و همگام با دانش ­آموزان انقلابی شهر، در عموم تظاهرات و راهپیمایی­ها و مراسم مذهبی و انقلابی، حضوری فعّال و چشمگیر داشت.

,

وی در بهمن ماه سال 1364 در حین تحصیل در تربیت معلّم، با خواهر یکی از دوستانِ برادرش که بانویی مؤمن و عفیف بود، طیّ مراسم ساده­ ای ازدواج نمود و بعد از ازدواج در خانه­ ی پدری ساکن شد.

,

او با وجود اینکه در مرکز تربیت معلّم تحصیل می­کرد و مشغول درس و تحصیل بود، اتّفاقات و اخبار جنگ، آرام و قرارش را گرفته بود و احساس وظیفه برای شرکت در دفاع مقدّس، لحظه ­ای او را آرام نمی­گذاشت. برای همین در تابستان سال 1365 دوره­ ی آموزش نظامی را پشت سر نهاد و در آذرماه همان سال، در حالی که تنها نه ماه از ازدواجش گذشته بود، داوطلبانه از طرف سپاه پاسداران به جبهه اعزام شد.

,

  نیّت­علی در مناطق عملیّاتی جنوب کشور، در کنار همرزمانش مشغول مبارزه با دشمن بعثی گردید و حتّی یک بار از ناحیه ­ی کمر نیز مجروح شد، امّا با وجود جراحت و اصرار همرزمانش برای ترک جبهه؛ همچنان در منطقه باقی ­ماند و به نبرد با دشمن بعثی ادامه داد.

,

شهید نیّت­علی جمشیدی در روز نوزدهم دی ماه سال 1365، هنگام انجام وظیفه به عنوان «بی­سیم ­چی» در جریان عملیّات کربلای پنج در منطقه­ ی «شلمچه»،  براثر اصابت ترکش به گلو و شکم، جان به جان آفرین تسیلم نمود و به دیار عاشقان حق شتافت. پیکر مطهّر شهید پس از تشییع در قبرستان عمومی روستای «قره قشلاق» به خاک سپرده شد.

,

  بخشی از وصیّتنامه شهید­

,

...خداوندا، مرا نیز از روندگان واقعى راه خود قرار ده چرا که روندگان راه تو پیروزند. بنده­ ی حقیرِ تو، دست خالى به سوى تو آمده است و چیزى جز خروارها گناه و معصیت در خود احساس نمى کند. خداوندا، تو مى­دانى که تنها براى رضاى تو به این مکان مقدّس که از خاک آن نداى هزاران شهیدِ به خون تپیده و گلگون شده به گوش مى­رسد، گام نهاده­ ام.

,

خداوندا، جهاد من به خاطر رضاى توست و به خاطر رضاى تو به اینجا آمده ­ام، نه به طمع بهشت و حور بهشتى و نه چیزى دیگر! تنها و تنها رضاى تو و خشنودى تو مرا به اینجا کشانده است. من هیچ چیزى دیگر جز رضاى تو نمى­خواهم. خداوندا، مى­بینم که هزاران بى‌گناه هر روز به خون آغشته مى­شوند، دلم از غصه و درد پر شده است. مى­خواهم گریه کنم. چکمه پوشان علیه ما متّحد شده­اند. «سنگ را بسته و سگ را باز کرده­ اند»، تا اینکه شکم کثیف خود را چون خفّاشانِ خون­ آشام، از خون عاشقان تو، پر کنند. امّا ما هیچ هراسى و هیچ بیمى از این جنایتکاران نداریم. چرا که خود در قرآنِ باحکمت فرموده ­اى از هیچ کسى و قدرتى و نیرویى هراس نداشته باشید و تنها از من بترسید. ما نیز هیچ هراسى از جنایتکاران نداریم....

,

 

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه