آنچه در روز دوم ماهمحرم بر کاروان سیدالشهدا(ع) گذشت؛
از ورود امام حسین (ع) به سرزمین کربلا تا دیدار با جناب حرّ/ پیامرسانی که در راه اباعبدلله قطعه قطعه شد
روز دوم محرم مصادف با ورود کاروان اباعبدالله الحسین (ع) به کربلا و دیدار با حر بن ریاحی است، روزی که نامهرسان امام را از بالای بام قصر به پایین انداخته و بدنش را تکه تکه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج: روز دوم محرم مصادف است با ورود کاروان امام حسین(ع) به سرزمین کربلا، سرزمینی که پیامبر گرامی اسلام در مورد آن فرمودهاند:"پسرم حسین در سرزمینی به خاک سپرده میشود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازی که همواره گنبد اسلام بوده است، چنانکه خدا، یاران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد."
روز دوم محرم نماد پایداری است؛ اباعبدالله الحسین(ع) از همان آغاز حرکت با حوادث گوناگونی روبه رو شد، با این که برخى از آشنایان و بزرگان مدینه ، مانند محمد حنفیه ، عبدالله بن عباس ، عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عمر، آن حضرت را از سفر به کوفه بر حذر کرده بودند و با دلایلى چند، تلاش کردند که وى را منصرف کنند، با این حال امام حسین علیه السلام سفر به کوفه را براى خویش تکلیف فرض کرد و به آن اقدام نمود.
روز دوم محرم؛ ورود کاروان امام حسین (ع) به کربلا و دیدار با حر بن ریاحی
امام حسین علیه السلام در ماه ذى حجه سال 60 قمرى به قصد کوفه، از مکه خارج گردید. قافله امام حسین علیه السلام پس از رسیدن به سرزمین عراق در منزلگاه "شراف" با سپاه یک هزار نفرى حر بن یزید ریاحى که از سوى عبیدالله بن زیاد براى تعقیب و یا نبرد امام حسین علیه السلام ماموریت یافته بود، مواجه گردید و از آن پس مسیر تاریخ به سوى دیگر کشیده شد.
حر بن یزید که در پى نامه هاى روزانه عبیدالله، امام حسین علیه السلام را کنترل کرده و در مراقبت کامل خویش داشت بنا به فرمان عبیدالله بن زیاد، آن حضرت را از مسیر اصلى به صحراى خشک و غیر آباد کشانید. تا این که در روز پنج شنبه ، دوم ماه محرم سال 61 قمرى در سرزمین کربلا، راه را بر امام حسین علیه السلام بست و از ادامه حرکت آن حضرت ، ممانعت به عمل آورد.
امام حسین علیه السلام همین که متوجه شد، آن سرزمین ، کربلا است، فرمود: "اللهم انى اعوذبک من الکرب و البلا ؛این موضع کرب و بلاء و محل محنت و عنا است، فرود آئید که اینجا منزل و محل خیام ما است. این زمین جاى ریختن خون ما است و در این مکان واقع خواهد شد قبرهاى ما. خبر داد مرا جدم رسول خدا (ص ) به اینها."
پس در آنجا فرود آمدند، دستور داد آن جا خیمه گاه و منزلگاه دایمى خویش قرار دهند. چون آن حضرت پیش از این از جدش محمد صلى الله علیه و آله و سلم و پدرش امیرمؤمنان علیه السلام شنیده بود که محل شهادتش در کربلا است.
نامه امام به کوفیان و شهادت مظلومانه قیس بن مسهّر
در روز دوم محرم امام حسین علیه السلام به اهل کوفه نامهای نوشت و گروهی از بزرگان کوفه که مورد اعتماد حضرت بودند را از حضور خود در کربلا آگاه کرد. حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم کوفه شود. اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه السلام را دستگیر کرده و به شهادت رساندند. زمانی که خبر شهادت قیس به امام علیه السلام رسید، حضرت گریست و اشک بر گونه مبارکش جاری شد و فرمود:"اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدکَ مَنْزِلاً کَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِکَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَییءٍ قَدیرٌ؛ خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن، که تو بر انجام هر کاری توانایی."
امام حسین (ع) "قیس بن مسهّر" را از وادی حاجز روانه کوفه کرد، وی در این سفر، جواب اباعبدالله الحسین(ع) به نامه مسلم را به همراه داشت. البته بعضی از گزارشها گویای آن است که این نامه از کربلا به کوفه فرستاده شد، ولی به هرحال پیش از کشته شدن مسلم این نامه ارسال شدهاست.
هنگامیکه قیس به قادسیه رسید، حصین بن نمیر او را دستگیر نمو،. حُصَین، قیس را پیش عبیدالله بن زیاد فرستاد، تا ابن زیاد درباره او تصمیمگیری کند. وی قبل از دستگیری نامهای که به همراه داشت را پاره کرد تا به دست دشمن نیفتد،پس از آنکه قیس را نزد ابن زیاد به دارالاماره بردند مناظرهای بین آندو صورت گرفت.
"ابن زیاد گفت: تو کیستی؟، گفت: مردیام از شیعیان علی(ع) و پسرش ،گفت: چرا نامه را پاره کردی؟، گفت: برای آنکه تو ندانی در آن چه نوشته است، گفت: از جانب که بود و سوی که نوشته؟، گفت: از جانب حسین بن علی به گروهی از مردم کوفه که نام ایشان را نمیدانم.
ابن زیاد خشمگین شد و گفت: به خدا از من جدا نشوی تا نام آنان را به من بگویی یا بالای منبر روی و حسین بن علی و پدرش و برادرش را لعن کنی وگرنه تو را قطعه قطعه میکنم. قیس گفت: نام آن گروه را نمیگویم اما لعن را میکنم.
به دستور ابن زیاد قیس به بالای منبر رفت تا حضرت علی (ع) و دو فرزندش را لعن کند. وی وقتی بر فراز منبر رفت ابتدا خدا را سپاس گفته و ستایش کرد. سپس درود بر پیامبر فرستاد و علی و حسن و حسین را فراوان مدح نموده و بر آنان رحمت فرستاد. وی در ادامه عبید الله بن زیاد و پدرش و ستمکاران بنی امیه را از اول تا آخر لعن و نفرین کرد آنگاه گفت: ای مردم، من فرستاده حسین به سوی شمایم و در فلان موضع از او جدا شدم، به سوی او بروید."
پس از افشاگریهای قیس، ابن زیاد دستور داد او را از بالای بام قصر پایین انداخته و به قتل رساندند، سپس ابن زیاد دستور داد بدن وی را قطعه قطعه کردند.
روایت امام حسین (ع) از گریه امیرالمونین در سرزمین کربلا
در روایات آمده است در روز دوم محرم وقتی قافله به کربلا در آن سرزمین پر بلا وارد شد، ام کلثوم خدمت برادر رسید:" برادر این وادی بسیار هولناک و وحشت زا می باشد چه آنکه از هنگامی که پای من به این وادی رسیده هول و وحشت عظیمی در من پیدا شده است."
امام حسین علیه السلام فرمودند:"خواهرم در زمان پدرم هنگامی که به اتفاق آن حضرت و برادرم به صفین می رفتیم عبورمان به این سرزمین افتاد پیاده شده و استراحت نمودیم پدرم سر مبارکش را در دامن برادرم گذارد و ساعتی خوابید و من بالای سر آن حضرت نشستم، پس از آنکه از خواب برخاست شدید و سخت می گریست، برادرم سبب گریه را جویا شد"
پدرم فرمود: "در خواب دیدم گویا این وادی دریایی است از خون و فرزندم حسین در آن غوطه میخورد و در حال غرق شدن پیوسته استغاثه میکند و کسی پناهش نمیدهد."
وقتی عیسی بن مریم و حواریین پا به کربلا گذاشتند در ایام سیاحت، پس شیر عصبانی سر راه بر ایشان گرفت، حضرت عیسی علیه السلام پیش رفت و گفت ای شیر چرا راه را بر ما بسته ای؟ او عرض کرد: که نمی گذارم عبور کنید از این زمین مگر اینکه لعنت کنید یزید را که کشنده ی فرزند پیغمبر خاتم یعنی محمد صلی الله علیه و آله و سلم و فرزند ولی خدا علی علیه السلام است."
انتهای پیام/
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه