یاد مرد فرهنگ همدان در خاطر شهر شعر و هنر زنده است

یاد مرد فرهنگ همدان در خاطر شهر شعر و هنر زنده است
دو ماه از درگذشت علی‌اکبر محمودی‌وثاق، دادای همدان که صدای گرم و گوشنوازش، فرهنگ، ادب و تاریخ همدان را روایت می‌کرد گذشت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از نافع، حالا دیگر جسم نحیف او آسوده از همه رنج‌ها و نامرادی‌ها آرام گرفته و دیگر کسی قصه‌ها و متل‌های شیرین و کهن را با آن لهجه همدانی نمی‌خواند. "اون‌جا که میگن عین جنانه همدانه..." آری این صدا برای همیشه خاموش شد، اما خاطره‌اش برای ابد در خاطر شهر ماندگار شد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

محمودی وثاق که دست‌نوشته‌های زیادی در زمینه آداب و سنن بومی و قدیمی مردمان همدان دارد؛ در هر فرصت و نشست عام و خاص و حتی دیدارهای چهره به چهره با مردم شهر، امثال و حکم بزرگان و علمای دین و ایران را با لهجه شیرین همدانی بازگو کرده و مخاطبان خود را به وجد و شور می‌آورد.

وی هنگام ورود به هر محفل و انس با صدای رسا، ابیات شیرین و نکات آموزنده از گفتار شاعران و ادیبان را بر زبان می‌آورد و پیش از نشستن در جایگاه خود با حاضران از هرطبقه و سن و سال خوش و بش و مهرورزی می‌کرد.

علی اکبر محمودی وثاق، تاریخ‌ گو، خادم فرهنگ و ادب و شاعر همدانی همدان بود که نیمه شب 28 تیر بر اثرعارضه قلبی در 63 سالگی درگذشت و مراسم تشییع باشکوهی با حضور انبوه هنرمندان، هنردوستان و مسئولان برای وی برگزار شد.

 

خجسته باد ترا روز و روزگار وثاق

وی، یکم اسفند 1330 در محله کوچه باغچه همدان متولد شد. او پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان علوی به استخدام اداره پست تلگراف شهرستان رزن درآمد و تا سال 80 مشغول به خدمت بود.

از دوران کودکی عاشق نویسندگی، قصه‌گویی و بازیگری بود و آرزو داشت روزی لهجه‌ای شیرین همدانی را به مردم جهان بشناسد.

او فعالیت هنری‌اش را از سال 1362 با حضور در نمایش رادیویی آیین‌های آواهای بومی آغاز کرده و همچنین به اجرای برنامه‌های رادیویی چون ایسفا، موج مهربانی، گنج‌نامه، رادیومحله و دادای همدانی از شبکه سراسری جوان پرداخت.

وی از سال 1364 وارد سیمای همدان شده و در برنامه‌های مختلفی چون مستند آبادی، یادش بخیر قدیم‌ها، بگو ماه برآید، یک سبد ستاره و مجله فرهنگی ایفای نقش کرد.

15 برنامه از این تاریخ‌گوی همدانی از شبکه جام جم برای مردم اروپا پخش شده و در یکی از برنامه‌های ساخته خود با عنوان "عشق علیه‌السلام" نیز در کشور رتبه برتر را کسب کرد.

محمودی وثاق بیش از 30 نمایش اعم از رستم و سهراب، آی کچل‌ها و کوسه گلین را اجرا کرد و با اجرای نمایش عروسکی کوسه گلین، یکی از آیین‌های سنتی همدان در جشنواره تئاتر بین‌المللی مبارک در تهران برتر شناخته شد.

آخرین رتبه‌‌اش نیز به اردیبهشت سال گذشته بازمی‌گردد که پیشکسوت تئاتر کشور شده و در جشنواره بین‌المللی پیرغلامان برگزیده شد.

 

نخستین و آخرین مراسم بزرگداشت برای مرد فرهنگ همدان

6 اسفند 1392 بود که میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان نخستین و آخرین مراسم بزرگداشت برای "مرد فرهنگ همدان" را در تالار فجر برگزار کرد؛ درحالیکه داغدار فرزند خود بود.

همه حرف‌هایش بوی آداب و رسوم و فرهنگ الوندنشینان را می‌داد. تمام هم و غم او حفظ این داشته‌های تاریخی بود. همیشه وقتی می‌خواست از روزهای زندگیش بگوید با این جمله حرف‌هایش را شروع می‌کرد:" فرزند هگمتانه‌ام زیر سایه همین الوند چشم به دنیا گشودم. اگر امروز سررشته‌ای در هنر به دست گرفته‌ام نعمت خدا و لطف دیروز پدر و مادرم است. خادم عاشق هستم، عاشقی صادق، دغدغه‌ام زنده نگاه داشتن فرهنگ و هنر و تاریخ مردمان این دیار است".

پای شاهنامه را به مهدهای کودک‌ باز کرد و با همت او شاهنامه‌خوانی برای کودکان در مهدهای کودک همدان باب شد. عشق به سالمندان او را واداشت تا همیشه با همکاری انجمن پویندگان مهر و خانه سالمندان ارتباط متمایزی برای بودن در کنار آن‌ها داشته باشد.

 

شکفته لاله به رخسار چون بهار وثاق

دمیده سرو سخن طرف چشمه‌سار وثاق

بهار خلق تو یاد آورد بهاران را

خجسته باد ترا، روز و روزگار وثاق

زمانه مثل تو کم پرورد دگر پسری

چرا پدر نکند بر تو افتخار وثاق

بهوش بلبل شوریده نغمه سر ندهی

خدا نکرده، نکردی تو شرمسار وثاق

به محفلی که در آن سوز شاعرانه بود

چگونه گل نکند ذوق پرشرار وثاق

به هر بهانه کند زنده لهجه‌های کهن

نگر به همت والا و پشتکار وثاق

چگونه قله الوند سر نیفرازد

به خود نبالد ازین پور نامدار وثاق

دمی که شانه زند بر سر عروس سخن

ببین چگونه شود سکه کار و بار وثاق

تبارش از همدان است شهر شعر و هنر

کرا رسد که کند نفی اعتبار وثاق

به جسم مرده الفاظ شهر جان بخشد

گذشته از همدان نام و اشتهار وثاق

کمر به خدمت فرهنگ شهر خود بسته

ببین به عرصه گفتار اقتدار وثاق

همیشه سرو سرافراز بزم اهل دل است

به خود زمانه کند فخر از وقار وثاق

ز یادها نرود چهره گشاده تو

همین بس است ز تو طرفه یادگار وثاق

سپیده باز به محمودی وثاق بگو

خجسته باد ترا روز و روزگار وثاق

 

 

یادداشت از سمیه مظاهری

 

 

 

,

محمودی وثاق که دست‌نوشته‌های زیادی در زمینه آداب و سنن بومی و قدیمی مردمان همدان دارد؛ در هر فرصت و نشست عام و خاص و حتی دیدارهای چهره به چهره با مردم شهر، امثال و حکم بزرگان و علمای دین و ایران را با لهجه شیرین همدانی بازگو کرده و مخاطبان خود را به وجد و شور می‌آورد.

وی هنگام ورود به هر محفل و انس با صدای رسا، ابیات شیرین و نکات آموزنده از گفتار شاعران و ادیبان را بر زبان می‌آورد و پیش از نشستن در جایگاه خود با حاضران از هرطبقه و سن و سال خوش و بش و مهرورزی می‌کرد.

علی اکبر محمودی وثاق، تاریخ‌ گو، خادم فرهنگ و ادب و شاعر همدانی همدان بود که نیمه شب 28 تیر بر اثرعارضه قلبی در 63 سالگی درگذشت و مراسم تشییع باشکوهی با حضور انبوه هنرمندان، هنردوستان و مسئولان برای وی برگزار شد.

 

خجسته باد ترا روز و روزگار وثاق

وی، یکم اسفند 1330 در محله کوچه باغچه همدان متولد شد. او پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان علوی به استخدام اداره پست تلگراف شهرستان رزن درآمد و تا سال 80 مشغول به خدمت بود.

از دوران کودکی عاشق نویسندگی، قصه‌گویی و بازیگری بود و آرزو داشت روزی لهجه‌ای شیرین همدانی را به مردم جهان بشناسد.

او فعالیت هنری‌اش را از سال 1362 با حضور در نمایش رادیویی آیین‌های آواهای بومی آغاز کرده و همچنین به اجرای برنامه‌های رادیویی چون ایسفا، موج مهربانی، گنج‌نامه، رادیومحله و دادای همدانی از شبکه سراسری جوان پرداخت.

وی از سال 1364 وارد سیمای همدان شده و در برنامه‌های مختلفی چون مستند آبادی، یادش بخیر قدیم‌ها، بگو ماه برآید، یک سبد ستاره و مجله فرهنگی ایفای نقش کرد.

15 برنامه از این تاریخ‌گوی همدانی از شبکه جام جم برای مردم اروپا پخش شده و در یکی از برنامه‌های ساخته خود با عنوان "عشق علیه‌السلام" نیز در کشور رتبه برتر را کسب کرد.

محمودی وثاق بیش از 30 نمایش اعم از رستم و سهراب، آی کچل‌ها و کوسه گلین را اجرا کرد و با اجرای نمایش عروسکی کوسه گلین، یکی از آیین‌های سنتی همدان در جشنواره تئاتر بین‌المللی مبارک در تهران برتر شناخته شد.

آخرین رتبه‌‌اش نیز به اردیبهشت سال گذشته بازمی‌گردد که پیشکسوت تئاتر کشور شده و در جشنواره بین‌المللی پیرغلامان برگزیده شد.

 

نخستین و آخرین مراسم بزرگداشت برای مرد فرهنگ همدان

6 اسفند 1392 بود که میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان نخستین و آخرین مراسم بزرگداشت برای "مرد فرهنگ همدان" را در تالار فجر برگزار کرد؛ درحالیکه داغدار فرزند خود بود.

همه حرف‌هایش بوی آداب و رسوم و فرهنگ الوندنشینان را می‌داد. تمام هم و غم او حفظ این داشته‌های تاریخی بود. همیشه وقتی می‌خواست از روزهای زندگیش بگوید با این جمله حرف‌هایش را شروع می‌کرد:" فرزند هگمتانه‌ام زیر سایه همین الوند چشم به دنیا گشودم. اگر امروز سررشته‌ای در هنر به دست گرفته‌ام نعمت خدا و لطف دیروز پدر و مادرم است. خادم عاشق هستم، عاشقی صادق، دغدغه‌ام زنده نگاه داشتن فرهنگ و هنر و تاریخ مردمان این دیار است".

پای شاهنامه را به مهدهای کودک‌ باز کرد و با همت او شاهنامه‌خوانی برای کودکان در مهدهای کودک همدان باب شد. عشق به سالمندان او را واداشت تا همیشه با همکاری انجمن پویندگان مهر و خانه سالمندان ارتباط متمایزی برای بودن در کنار آن‌ها داشته باشد.

 

شکفته لاله به رخسار چون بهار وثاق

دمیده سرو سخن طرف چشمه‌سار وثاق

بهار خلق تو یاد آورد بهاران را

خجسته باد ترا، روز و روزگار وثاق

زمانه مثل تو کم پرورد دگر پسری

چرا پدر نکند بر تو افتخار وثاق

بهوش بلبل شوریده نغمه سر ندهی

خدا نکرده، نکردی تو شرمسار وثاق

به محفلی که در آن سوز شاعرانه بود

چگونه گل نکند ذوق پرشرار وثاق

به هر بهانه کند زنده لهجه‌های کهن

نگر به همت والا و پشتکار وثاق

چگونه قله الوند سر نیفرازد

به خود نبالد ازین پور نامدار وثاق

دمی که شانه زند بر سر عروس سخن

ببین چگونه شود سکه کار و بار وثاق

تبارش از همدان است شهر شعر و هنر

کرا رسد که کند نفی اعتبار وثاق

به جسم مرده الفاظ شهر جان بخشد

گذشته از همدان نام و اشتهار وثاق

کمر به خدمت فرهنگ شهر خود بسته

ببین به عرصه گفتار اقتدار وثاق

همیشه سرو سرافراز بزم اهل دل است

به خود زمانه کند فخر از وقار وثاق

ز یادها نرود چهره گشاده تو

همین بس است ز تو طرفه یادگار وثاق

سپیده باز به محمودی وثاق بگو

خجسته باد ترا روز و روزگار وثاق

 

 

یادداشت از سمیه مظاهری

 

 

 

,

محمودی وثاق که دست‌نوشته‌های زیادی در زمینه آداب و سنن بومی و قدیمی مردمان همدان دارد؛ در هر فرصت و نشست عام و خاص و حتی دیدارهای چهره به چهره با مردم شهر، امثال و حکم بزرگان و علمای دین و ایران را با لهجه شیرین همدانی بازگو کرده و مخاطبان خود را به وجد و شور می‌آورد.

وی هنگام ورود به هر محفل و انس با صدای رسا، ابیات شیرین و نکات آموزنده از گفتار شاعران و ادیبان را بر زبان می‌آورد و پیش از نشستن در جایگاه خود با حاضران از هرطبقه و سن و سال خوش و بش و مهرورزی می‌کرد.

علی اکبر محمودی وثاق، تاریخ‌ گو، خادم فرهنگ و ادب و شاعر همدانی همدان بود که نیمه شب 28 تیر بر اثرعارضه قلبی در 63 سالگی درگذشت و مراسم تشییع باشکوهی با حضور انبوه هنرمندان، هنردوستان و مسئولان برای وی برگزار شد.

 

خجسته باد ترا روز و روزگار وثاق

وی، یکم اسفند 1330 در محله کوچه باغچه همدان متولد شد. او پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان علوی به استخدام اداره پست تلگراف شهرستان رزن درآمد و تا سال 80 مشغول به خدمت بود.

از دوران کودکی عاشق نویسندگی، قصه‌گویی و بازیگری بود و آرزو داشت روزی لهجه‌ای شیرین همدانی را به مردم جهان بشناسد.

او فعالیت هنری‌اش را از سال 1362 با حضور در نمایش رادیویی آیین‌های آواهای بومی آغاز کرده و همچنین به اجرای برنامه‌های رادیویی چون ایسفا، موج مهربانی، گنج‌نامه، رادیومحله و دادای همدانی از شبکه سراسری جوان پرداخت.

وی از سال 1364 وارد سیمای همدان شده و در برنامه‌های مختلفی چون مستند آبادی، یادش بخیر قدیم‌ها، بگو ماه برآید، یک سبد ستاره و مجله فرهنگی ایفای نقش کرد.

15 برنامه از این تاریخ‌گوی همدانی از شبکه جام جم برای مردم اروپا پخش شده و در یکی از برنامه‌های ساخته خود با عنوان "عشق علیه‌السلام" نیز در کشور رتبه برتر را کسب کرد.

محمودی وثاق بیش از 30 نمایش اعم از رستم و سهراب، آی کچل‌ها و کوسه گلین را اجرا کرد و با اجرای نمایش عروسکی کوسه گلین، یکی از آیین‌های سنتی همدان در جشنواره تئاتر بین‌المللی مبارک در تهران برتر شناخته شد.

آخرین رتبه‌‌اش نیز به اردیبهشت سال گذشته بازمی‌گردد که پیشکسوت تئاتر کشور شده و در جشنواره بین‌المللی پیرغلامان برگزیده شد.

 

نخستین و آخرین مراسم بزرگداشت برای مرد فرهنگ همدان

6 اسفند 1392 بود که میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان نخستین و آخرین مراسم بزرگداشت برای "مرد فرهنگ همدان" را در تالار فجر برگزار کرد؛ درحالیکه داغدار فرزند خود بود.

همه حرف‌هایش بوی آداب و رسوم و فرهنگ الوندنشینان را می‌داد. تمام هم و غم او حفظ این داشته‌های تاریخی بود. همیشه وقتی می‌خواست از روزهای زندگیش بگوید با این جمله حرف‌هایش را شروع می‌کرد:" فرزند هگمتانه‌ام زیر سایه همین الوند چشم به دنیا گشودم. اگر امروز سررشته‌ای در هنر به دست گرفته‌ام نعمت خدا و لطف دیروز پدر و مادرم است. خادم عاشق هستم، عاشقی صادق، دغدغه‌ام زنده نگاه داشتن فرهنگ و هنر و تاریخ مردمان این دیار است".

پای شاهنامه را به مهدهای کودک‌ باز کرد و با همت او شاهنامه‌خوانی برای کودکان در مهدهای کودک همدان باب شد. عشق به سالمندان او را واداشت تا همیشه با همکاری انجمن پویندگان مهر و خانه سالمندان ارتباط متمایزی برای بودن در کنار آن‌ها داشته باشد.

 

شکفته لاله به رخسار چون بهار وثاق

دمیده سرو سخن طرف چشمه‌سار وثاق

بهار خلق تو یاد آورد بهاران را

خجسته باد ترا، روز و روزگار وثاق

زمانه مثل تو کم پرورد دگر پسری

چرا پدر نکند بر تو افتخار وثاق

بهوش بلبل شوریده نغمه سر ندهی

خدا نکرده، نکردی تو شرمسار وثاق

به محفلی که در آن سوز شاعرانه بود

چگونه گل نکند ذوق پرشرار وثاق

به هر بهانه کند زنده لهجه‌های کهن

نگر به همت والا و پشتکار وثاق

چگونه قله الوند سر نیفرازد

به خود نبالد ازین پور نامدار وثاق

دمی که شانه زند بر سر عروس سخن

ببین چگونه شود سکه کار و بار وثاق

تبارش از همدان است شهر شعر و هنر

کرا رسد که کند نفی اعتبار وثاق

به جسم مرده الفاظ شهر جان بخشد

گذشته از همدان نام و اشتهار وثاق

کمر به خدمت فرهنگ شهر خود بسته

ببین به عرصه گفتار اقتدار وثاق

همیشه سرو سرافراز بزم اهل دل است

به خود زمانه کند فخر از وقار وثاق

ز یادها نرود چهره گشاده تو

همین بس است ز تو طرفه یادگار وثاق

سپیده باز به محمودی وثاق بگو

خجسته باد ترا روز و روزگار وثاق

 

 

یادداشت از سمیه مظاهری

 

 

 

,

محمودی وثاق که دست‌نوشته‌های زیادی در زمینه آداب و سنن بومی و قدیمی مردمان همدان دارد؛ در هر فرصت و نشست عام و خاص و حتی دیدارهای چهره به چهره با مردم شهر، امثال و حکم بزرگان و علمای دین و ایران را با لهجه شیرین همدانی بازگو کرده و مخاطبان خود را به وجد و شور می‌آورد.

وی هنگام ورود به هر محفل و انس با صدای رسا، ابیات شیرین و نکات آموزنده از گفتار شاعران و ادیبان را بر زبان می‌آورد و پیش از نشستن در جایگاه خود با حاضران از هرطبقه و سن و سال خوش و بش و مهرورزی می‌کرد.

علی اکبر محمودی وثاق، تاریخ‌ گو، خادم فرهنگ و ادب و شاعر همدانی همدان بود که نیمه شب 28 تیر بر اثرعارضه قلبی در 63 سالگی درگذشت و مراسم تشییع باشکوهی با حضور انبوه هنرمندان، هنردوستان و مسئولان برای وی برگزار شد.

 

خجسته باد ترا روز و روزگار وثاق

وی، یکم اسفند 1330 در محله کوچه باغچه همدان متولد شد. او پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان علوی به استخدام اداره پست تلگراف شهرستان رزن درآمد و تا سال 80 مشغول به خدمت بود.

از دوران کودکی عاشق نویسندگی، قصه‌گویی و بازیگری بود و آرزو داشت روزی لهجه‌ای شیرین همدانی را به مردم جهان بشناسد.

او فعالیت هنری‌اش را از سال 1362 با حضور در نمایش رادیویی آیین‌های آواهای بومی آغاز کرده و همچنین به اجرای برنامه‌های رادیویی چون ایسفا، موج مهربانی، گنج‌نامه، رادیومحله و دادای همدانی از شبکه سراسری جوان پرداخت.

وی از سال 1364 وارد سیمای همدان شده و در برنامه‌های مختلفی چون مستند آبادی، یادش بخیر قدیم‌ها، بگو ماه برآید، یک سبد ستاره و مجله فرهنگی ایفای نقش کرد.

15 برنامه از این تاریخ‌گوی همدانی از شبکه جام جم برای مردم اروپا پخش شده و در یکی از برنامه‌های ساخته خود با عنوان "عشق علیه‌السلام" نیز در کشور رتبه برتر را کسب کرد.

محمودی وثاق بیش از 30 نمایش اعم از رستم و سهراب، آی کچل‌ها و کوسه گلین را اجرا کرد و با اجرای نمایش عروسکی کوسه گلین، یکی از آیین‌های سنتی همدان در جشنواره تئاتر بین‌المللی مبارک در تهران برتر شناخته شد.

آخرین رتبه‌‌اش نیز به اردیبهشت سال گذشته بازمی‌گردد که پیشکسوت تئاتر کشور شده و در جشنواره بین‌المللی پیرغلامان برگزیده شد.

 

نخستین و آخرین مراسم بزرگداشت برای مرد فرهنگ همدان

6 اسفند 1392 بود که میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان نخستین و آخرین مراسم بزرگداشت برای "مرد فرهنگ همدان" را در تالار فجر برگزار کرد؛ درحالیکه داغدار فرزند خود بود.

همه حرف‌هایش بوی آداب و رسوم و فرهنگ الوندنشینان را می‌داد. تمام هم و غم او حفظ این داشته‌های تاریخی بود. همیشه وقتی می‌خواست از روزهای زندگیش بگوید با این جمله حرف‌هایش را شروع می‌کرد:" فرزند هگمتانه‌ام زیر سایه همین الوند چشم به دنیا گشودم. اگر امروز سررشته‌ای در هنر به دست گرفته‌ام نعمت خدا و لطف دیروز پدر و مادرم است. خادم عاشق هستم، عاشقی صادق، دغدغه‌ام زنده نگاه داشتن فرهنگ و هنر و تاریخ مردمان این دیار است".

پای شاهنامه را به مهدهای کودک‌ باز کرد و با همت او شاهنامه‌خوانی برای کودکان در مهدهای کودک همدان باب شد. عشق به سالمندان او را واداشت تا همیشه با همکاری انجمن پویندگان مهر و خانه سالمندان ارتباط متمایزی برای بودن در کنار آن‌ها داشته باشد.

 

شکفته لاله به رخسار چون بهار وثاق

دمیده سرو سخن طرف چشمه‌سار وثاق

بهار خلق تو یاد آورد بهاران را

خجسته باد ترا، روز و روزگار وثاق

زمانه مثل تو کم پرورد دگر پسری

چرا پدر نکند بر تو افتخار وثاق

بهوش بلبل شوریده نغمه سر ندهی

خدا نکرده، نکردی تو شرمسار وثاق

به محفلی که در آن سوز شاعرانه بود

چگونه گل نکند ذوق پرشرار وثاق

به هر بهانه کند زنده لهجه‌های کهن

نگر به همت والا و پشتکار وثاق

چگونه قله الوند سر نیفرازد

به خود نبالد ازین پور نامدار وثاق

دمی که شانه زند بر سر عروس سخن

ببین چگونه شود سکه کار و بار وثاق

تبارش از همدان است شهر شعر و هنر

کرا رسد که کند نفی اعتبار وثاق

به جسم مرده الفاظ شهر جان بخشد

گذشته از همدان نام و اشتهار وثاق

کمر به خدمت فرهنگ شهر خود بسته

ببین به عرصه گفتار اقتدار وثاق

همیشه سرو سرافراز بزم اهل دل است

به خود زمانه کند فخر از وقار وثاق

ز یادها نرود چهره گشاده تو

همین بس است ز تو طرفه یادگار وثاق

سپیده باز به محمودی وثاق بگو

خجسته باد ترا روز و روزگار وثاق

 

 

یادداشت از سمیه مظاهری

 

 

 

,

محمودی وثاق که دست‌نوشته‌های زیادی در زمینه آداب و سنن بومی و قدیمی مردمان همدان دارد؛ در هر فرصت و نشست عام و خاص و حتی دیدارهای چهره به چهره با مردم شهر، امثال و حکم بزرگان و علمای دین و ایران را با لهجه شیرین همدانی بازگو کرده و مخاطبان خود را به وجد و شور می‌آورد.

,

وی هنگام ورود به هر محفل و انس با صدای رسا، ابیات شیرین و نکات آموزنده از گفتار شاعران و ادیبان را بر زبان می‌آورد و پیش از نشستن در جایگاه خود با حاضران از هرطبقه و سن و سال خوش و بش و مهرورزی می‌کرد.

,

علی اکبر محمودی وثاق، تاریخ‌ گو، خادم فرهنگ و ادب و شاعر همدانی همدان بود که نیمه شب 28 تیر بر اثرعارضه قلبی در 63 سالگی درگذشت و مراسم تشییع باشکوهی با حضور انبوه هنرمندان، هنردوستان و مسئولان برای وی برگزار شد.

,

 

,

خجسته باد ترا روز و روزگار وثاق

,

وی، یکم اسفند 1330 در محله کوچه باغچه همدان متولد شد. او پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان علوی به استخدام اداره پست تلگراف شهرستان رزن درآمد و تا سال 80 مشغول به خدمت بود.

,

از دوران کودکی عاشق نویسندگی، قصه‌گویی و بازیگری بود و آرزو داشت روزی لهجه‌ای شیرین همدانی را به مردم جهان بشناسد.

,

او فعالیت هنری‌اش را از سال 1362 با حضور در نمایش رادیویی آیین‌های آواهای بومی آغاز کرده و همچنین به اجرای برنامه‌های رادیویی چون ایسفا، موج مهربانی، گنج‌نامه، رادیومحله و دادای همدانی از شبکه سراسری جوان پرداخت.

,

وی از سال 1364 وارد سیمای همدان شده و در برنامه‌های مختلفی چون مستند آبادی، یادش بخیر قدیم‌ها، بگو ماه برآید، یک سبد ستاره و مجله فرهنگی ایفای نقش کرد.

,

15 برنامه از این تاریخ‌گوی همدانی از شبکه جام جم برای مردم اروپا پخش شده و در یکی از برنامه‌های ساخته خود با عنوان "عشق علیه‌السلام" نیز در کشور رتبه برتر را کسب کرد.

,

محمودی وثاق بیش از 30 نمایش اعم از رستم و سهراب، آی کچل‌ها و کوسه گلین را اجرا کرد و با اجرای نمایش عروسکی کوسه گلین، یکی از آیین‌های سنتی همدان در جشنواره تئاتر بین‌المللی مبارک در تهران برتر شناخته شد.

,

آخرین رتبه‌‌اش نیز به اردیبهشت سال گذشته بازمی‌گردد که پیشکسوت تئاتر کشور شده و در جشنواره بین‌المللی پیرغلامان برگزیده شد.

,

 

,

نخستین و آخرین مراسم بزرگداشت برای مرد فرهنگ همدان

,

6 اسفند 1392 بود که میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان نخستین و آخرین مراسم بزرگداشت برای "مرد فرهنگ همدان" را در تالار فجر برگزار کرد؛ درحالیکه داغدار فرزند خود بود.

,

همه حرف‌هایش بوی آداب و رسوم و فرهنگ الوندنشینان را می‌داد. تمام هم و غم او حفظ این داشته‌های تاریخی بود. همیشه وقتی می‌خواست از روزهای زندگیش بگوید با این جمله حرف‌هایش را شروع می‌کرد:" فرزند هگمتانه‌ام زیر سایه همین الوند چشم به دنیا گشودم. اگر امروز سررشته‌ای در هنر به دست گرفته‌ام نعمت خدا و لطف دیروز پدر و مادرم است. خادم عاشق هستم، عاشقی صادق، دغدغه‌ام زنده نگاه داشتن فرهنگ و هنر و تاریخ مردمان این دیار است".

,

پای شاهنامه را به مهدهای کودک‌ باز کرد و با همت او شاهنامه‌خوانی برای کودکان در مهدهای کودک همدان باب شد. عشق به سالمندان او را واداشت تا همیشه با همکاری انجمن پویندگان مهر و خانه سالمندان ارتباط متمایزی برای بودن در کنار آن‌ها داشته باشد.

,

 

,

شکفته لاله به رخسار چون بهار وثاق

,

دمیده سرو سخن طرف چشمه‌سار وثاق

,

بهار خلق تو یاد آورد بهاران را

,

خجسته باد ترا، روز و روزگار وثاق

,

زمانه مثل تو کم پرورد دگر پسری

,

چرا پدر نکند بر تو افتخار وثاق

,

بهوش بلبل شوریده نغمه سر ندهی

,

خدا نکرده، نکردی تو شرمسار وثاق

,

به محفلی که در آن سوز شاعرانه بود

,

چگونه گل نکند ذوق پرشرار وثاق

,

به هر بهانه کند زنده لهجه‌های کهن

,

نگر به همت والا و پشتکار وثاق

,

چگونه قله الوند سر نیفرازد

,

به خود نبالد ازین پور نامدار وثاق

,

دمی که شانه زند بر سر عروس سخن

,

ببین چگونه شود سکه کار و بار وثاق

,

تبارش از همدان است شهر شعر و هنر

,

کرا رسد که کند نفی اعتبار وثاق

,

به جسم مرده الفاظ شهر جان بخشد

,

گذشته از همدان نام و اشتهار وثاق

,

کمر به خدمت فرهنگ شهر خود بسته

,

ببین به عرصه گفتار اقتدار وثاق

,

همیشه سرو سرافراز بزم اهل دل است

,

به خود زمانه کند فخر از وقار وثاق

,

ز یادها نرود چهره گشاده تو

,

همین بس است ز تو طرفه یادگار وثاق

,

سپیده باز به محمودی وثاق بگو

,

خجسته باد ترا روز و روزگار وثاق

,

 

,

 

,

یادداشت از سمیه مظاهری

,

 

,

 

,

 

,
تصاویر تکمیلی: 
یاد مرد فرهنگ همدان در خاطر شهر شعر و هنر زنده است
,
تصاویر تکمیلی: 
یاد مرد فرهنگ همدان در خاطر شهر شعر و هنر زنده است
,
تصاویر تکمیلی: 
,
یاد مرد فرهنگ همدان در خاطر شهر شعر و هنر زنده است
,
یاد مرد فرهنگ همدان در خاطر شهر شعر و هنر زنده است
, یاد مرد فرهنگ همدان در خاطر شهر شعر و هنر زنده است,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه