ماجرای یک خرید و فروش کثیف در دل شب های زاهدان

ماجرای یک خرید و فروش کثیف در دل شب های زاهدان
اندک اندک خورشید پایین می رود و آسمان تاریک می شود، همین تاریکی نقطه شروع کسب و کاری شیطانی در دل شهر زاهدان است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از عصر هامون از سیستان وبلوچستان؛ دیگر خیلی ها می دانند در این نقطه شهر چه خبر است آرام آرام ترافیک سنگین می شود بوق خودروها در این محله حکایت دیگری دارد، با تاریک شدن هوا تعداد دختران و زنان در انتهای خیابان آزادی زاهدان زیاد می شود نیتشان برای اهالی آن محله اعیان است، خانواده ها دیگر اجازه نمی دهند فرزندانشان بعد از تاریکی هوا از خانه خارج شوند.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, عصر هامون,

مدام طول این خیابان را دختران و زنان طی می کنند که جلب توجه نکنند، از سر و وضع شان کاملا هویداست که اکثرا آنها معتاد هستند، آهنگ بوق خودروها اینجا با همه جا فرق دارد اینها پایه ثابت نیمه شب های شهر زاهدان هستند و مشتریانی که می دانند کجا می توانند آمال زود گذر خود را جستجو کنند.

,

همه چیز آنقدر قشنگ و واضح اتفاق میآفتد که شخص ثالثی بدون اطلاع از قضیه، فقط چند دقیقه وقت لازم دارد تا بداند که در این شهر شام چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. تعجب و باز هم تعجب از این که در این بازار پر زرق و برق که علنی و هر شب در یک مکان خاص و البته پرتردد از شهر در حال رخ دادن است، چطور ممکن است که نهادهای ذیربط از آن بی اطلاع باشند.

,

شاید برخی تصور کنند این بازار مکاره است که عده ای برای چند روز در مکانی راه انداخته اند اما هر کس نداند اهالی ان محله خوب می دانند که اینجا پاتوق هر شب آن ها است، برخی فکر می کنند که با تاریکی هوا و ورود به بامداد شهر عرصه یک تازی پلیس و دزدان دندان بر مال و جان مردم تیز کرده است اما این مکان ساعت 2 بامداد هم همچنان شلوغ است و این ماجرا همچنان ادامه دارند دخترکان و زنانی که تن خود را قربانی هوس مردان می کنند.

,

نیاز به توضیح اضافه ای نیست چرا که توضیح اضافه ای وجود ندارد ولی همواره سنگینی یک سوال روی ذهن ها چکش می زند و آن این است که با استناد به چه چیزی، این دخترکان اینقدر بی پروا در نقطه ای شلوغ از شهر و در

,

فاصله چند صد متری کلانتری محل، بساط خود را پهن میکنند و مردان داستان ما چقدر آزادانه برای انتخاب هوس خود خیابان را بند میاورند و در این میان فقط سری به نشانه تاسف است که تنها عکس العمل حضار را در بر می گیرد.
ماجرای این خرید و فروش شیطانی شب های زاهدان شاید تلنگری باشد برای مسئولین ذیربط که اتفاقات این گوشه شهر را فراموش کرده اند.

,
,

انتهای پیام/ه

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه