از خطابه‌ی دانشجوی مراغه‌ای تا گزارش دانشجوی دانشگاه سهند پیرامون مشکلات ماشین‌سازی تبریز

از خطابه‌ی دانشجوی مراغه‌ای تا گزارش دانشجوی دانشگاه سهند پیرامون مشکلات ماشین‌سازی تبریز
مقابل بیت امام جمعه تبریز شلوغ است. ظاهرا مسئولین حفاظت بیت گفته‌اند، دانشجویان باید کیف و گوشی موبایلشان را دم در تحویل دهند. چند دانشجو با مسئول حفاظت جر و بحث می‌کند که می‌خواهیم یادداشت برداریم، کاغذ و قلم بدهید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  آناج: وارد حسینیه بیت می‌شوم، دیگر دانشجوها هم آرام آرام می‌آیند. بعضی‌شان بلند بلند و برخی دیگر در گوشی چیزهایی بهم می‌گویند و می‌خندند. وقت اذان مغرب که می‌شود مسئول بیت، صف‌های نماز را مرتب می‌کند و به دانشجویان می‌گوید صفوف را پر کنید، بازار شوخی و متلک داغ است. اصلا دانشجو اگر این چنین سر زنده نباشد که دانشجو نیست!

همه نشسته‌اند که حاج آقا آل‌هاشم از بین صفوف وارد می‌شود و نماز را شروع می‌کند. طبق روال سال قبل، مجری که جوان لاغر اندامی است و شروع می‌کند به شعرخواندن و گفتن قوانین جلسه.

اولین سخنران، دانشجویی از دانشگاه آذربایجان است. با اینکه ظاهرا، سن چندان زیادی ندارد اما خوب و مسلط بحث را شروع می‌کند و مسایل مهمی را مطرح می‌کند. رفته رفته حرف‌هایش تند و تیز تر می‌شود و پس از نقد مشکلات کشور حرف‌های تند تری را علیه برخی از مسئولین دانشگاه که در برابر برنامه تشکل‌های دانشجویی سنگ اندازی می‌کنند، می‌زند. قیافه رئیس دانشگاه هنگام شنیدن این سخنان دیدنی است!



در بعضی جاها صدای سخنران بلندتر می‌شود و معلوم است که از احسنت‌های حاضرین قوت قلب گرفته و با شدت بیشتری ادامه می‌دهد. در آخر هم به خاطر مواضع خوبش، از سوی حاضرین با تکبیر بدرقه می‌شود.

سخنران بعدی، یکی از دانشجویان دانشگاه تبریز است. لحن او مانند دانشجوی قبلی تند نیست. سرش داخل متون کاغذی است که از پیش آماده شده است. تب جلسه اندکی فرو می‌نشیند.

حین سخنان دانشجوی تبریزی، حاج آقا آل‌هاشم کاغذی را که روی میز است برمی‌دارد و می‌خواند، گویا مطلبی در کاغذ هست که چندباری به خاطر آن محافظش را صدا می‌کند و به او نکاتی را گوشزد می‌‌نماید.

دانشجوی دیگری که معرفی می‌شود، از علوم پزشکی است. دکترا دارد. در غیاب حضور رئیس دانشگاه، نقدهای جدی و اساسی به طرح تحول سلامت و مشکلات ایجاد شده برای مردم و پرستاران وارد می‌کند. حرف‌های او هم چندان تند نیست اما به دل می‌نشیند.

برق‌های حسینه ده دقیقه یکبار می‌روند و باعث می‌شود نظم جلسه چند ثانیه‌ای بهم بخورد اما زود وصلش می‌کنند و جلسه ادامه پیدا می‌کند. نفر بعدی که دعوت می‌شود تا در جمع دانشجویان حرف بزند، از دختران حاضر در جلسه است. خوب و محکم حرف می‌زند. از دستاویز شدن بحث حجاب در بازی‌های سیاسی بجای اتاق های فکر تا دغدغه دانشجویان دختر فارغ التحصیل.

روند جلسه تا اینجا خوب پیش رفته اما ظاهرا از حرارت دانشجویی جلسه، کاسته شده است. مجری، فردی را به عنوان نخبه و پژوهشگر معرفی می‌کند تا او نیز صحبت کند. مدام رعایت زمان جلسه را تذکر می‌دهد اما کو گوش شنوا!

دانشجوی نخبه که ظاهرا در حال تحصیل در رشته دکترای تخصصی دندانپزشکی است صحبت‌هایش را آغاز می‌کند. با اینکه حرف‌های خوب و تخصصی در بحث اعتماد به جوانان می‌زند اما کمی حوصله جلسه سر رفته است.



بعد از تمام شدن سخنان دانشجوی نخبه، مجری پشت تریبون می‌رود و از آخرین سخنران که مربوط به دانشگاه سهند است دعوت می‌کند. در این حین یکی از دانشجویان از انتهای جلسه داد میزند که من هم می‌خواهم صحبت کنم، مطلب آماده کرده‌ام! تا دانشجوی دانشگاه سهند پشت تریبون قرار بگیرد همهمه می‌شود!

دانشجوی داشگاه سهند شروع به صحبت می‌کند، در ابتدا لحن آرامی دارد. ظاهرا همه از تعدد سخنرانان، خسته شده‌اند و رغبت چندانی به شنیدن حرف دیگران ندارند و منتظر شروع سخنان امام جمعه‌اند، که صحبت‌های تند و تیز دانشجوی سهندی، یخ جلسه را آب می‌کند.

چنان گرم و آتشین حرف می‌زند که همگان را به وجد آورده و صدای احسنت و آفرین حضار در می‌آید! از جنبش دانشجویی و انفعال در موضع گیری‌ها تا مشکلات مردم سخن می‌گوید و نیم نگاه‌هایی هم به حضار و مسئولین می‌کند تا بازخورد سخنانش را بداند.

برخلاف سایر دانشجوها که به مشکلات کلان کشور اشاره کرده بودند او به مشکلات کارگران ماشین‌سازی و اتفاقاتی که در این 15 سال برای این کارخانه افتاده اشاره می‌کند و از حاج آقا درخواست دارد تا جلسه‌ای با کارگران این کارخانه ترتیب داده شود. همچنین از مشکلات مردم شهر سهند می‌گوید که حتی یک بیمارستان هم ندارند و چند باری هم به راه تبریز سهند اشاره می‌کند که مورد بی‌توجهی مسئولان قرار گرفته است.

در پایان، پس از تمجدید حاضران از سخنانش، چند برگ کاغذ به امام جمعه می‌دهد که نمیدانم چیست. هنگام خوش و بش دانشجوی سهندی با حاج آقا آل هاشم، دانشجویی که دقایقی پیش از انتهای جلسه صدا می‌کرد که میخواهد صحبت کند به جلو آمده و به این در آن در میزند تا پشت تریبون برود.

چند باری حاج آقا آل هاشم را؛ "آقا سید" خطاب می‌کند و از او اذن صحبت می‌خواد که حاج آقا آل هاشم می‌گوید مدیریت جلسه با من نیست و مسئولین تصمیم بگیرند. با سماجت هرچه تمام اجازه صحبت مختصر را از مسئولین جلسه می‌گیرد و پشت تریبون می‌رود و او هم صحبت می‌کند.

پس از پایان سخنران‌ها، گویا حاج آقا آل هاشم برنامه دیگری دارد، به همین خاطر سریع صحبت‌هایش را شروع می‌کند، و از وظایف دانشجویان مطالبی را میگوید. برخی از دانشجوها، آنهایی که کاغذ و قلم دارند حرف‌هایش را یادداشت می‌کنند و برخی شان هم فقط گوش می‌کنند. حاج آقا مطالبش را جمع‌بندی می‌کند و از حاضرین به خاطر حضور در جلسه تشکر می‌کند.



انتهای پیام/

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه