به بهانه برگزاری کنگره ۳هزار شهید استان قزوین ؛
گذری بر زندگی سیدالاسرای ایران/۶۰۰۰ روز دلتنگی و شیدایی
شهید سرلشکر حسین لشکری نخستین خلبان ایرانی بود به اسارت درآمد و پس از ۶۴۱۰روز دوری به وطن بازگشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح قزوین؛ خلبان آزاده حسین لشکری ملقب به سیدالاسراء ایران، در سال 1331 در روستای ضیاء آباد شهرستان قزوین به دنیا آمد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین,
پس از اخذ دیپلم در سال 1350 برای خدمت سربازی به لشکر 77 خراسان اعزام شد و در همانجا طی یک رزمایش با خلبانان نیروی هوایی آشنا و به حرفه خلبانی علاقمند شد و در پی آن در آزمون دانشکده خلبانی شرکت کرد و به استخدام نیروی هوایی درآمد.
در سال ۵۴ برای تکمیل دوره خلبانی به آمریکا اعزام شد.پس از بازگشت به وطن به عنوان خلبان هواپیمای شکاری اف - 5 مشغول به خدمت شد.
,
,

,
با آغاز جنگ تحمیلی برای دفاع از وطن تلاش بسیار کرد و در یکی از ماموریت هایش به اسارت نیروهای دشمن درآمد. ۳ماه نخست دوران اسارت در سلول انفرادی بود و پس از آن در مدت 8 سال با حدود 60 نفر دیگر از همرزمان در یک سالن عمومی نگهداری میشد به طوری که حتی صلیب سرخ نیز آماری از آنها نداشت.
پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ این شهید ۱۶ سال دیگر را نیز در اسارت به سربرد و درنهایت پس از معرفی به صلیب سرخ ۱۷ فروردین ۱۳۷۷ پس از ۱۸سال اسارت به آغوش وطن بازگشت و در دیدار با رهبر معظم انقلاب به سید الاسرا ملقب شد.
امیر سرلشکر خلبان لشکری جانباز 70 درصد نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در ۱۹مرداد سال ۸۸بر اثر عارضههای ناشی از دوران اسارت به شهادت رسید.
,
,
,
,
,

,
کتاب خاطرات شهید لشکری با عنوان "۶۴۱۰" که بیانگر تعداد روزهای اسارت اوست منتشر شده است.
کتاب روزهای بی آینه، به قلم گلستان جعفریان نیز داستان اسارت و دلتنگی را از زبان منیژه لشکری همسر شهید لشکری روایت میکند.
اولین خبر؛ ۱۶ سال پس از اسارت
اولین نامه به ایران برای همسرم (۱۳/۳/ ۱۳۷۴ـ ۱۹۹۵/۶/۴) به نام خدا همسر عزیزم سلام، حالت چطور است. ان شاءالله که خوب هستی. حال علی چطور هست و به یاری خدا او هم که خوب هست. من این نامه را برای اولین بار برایت می نویسم. امروز ملاقات با نماینده صلیب سرخ داشتم و مشخصات مرا ثبت کرد و گفت که از این به بعد می توانم نامه برایت بنویسم. من نمی دانم که چقدر این حرف ها درست هست و ما می توانیم نامه برای همدیگر بنویسیم ولی من هنوز شک دارم و اگر آن نامه به دست تو رسید، برایم آدرس محل زندگی خودت را بنویس تا نامه های بعدی را به آنجا بفرستم. از آنجا که نمی دانم هنوز آنجا هستید یا نه و در کجا منزل و مکان دارید، نامه را برای نیروی هوایی نوشتم. امید دارم که آن ها هم سعی بکنند و به دست شما برسانند. خودم هم باور ندارم که نامه می نویسم. وضعیت من معلوم نیست و تو شرعاً و عرفاً اجازه داری که اگر خواستی ازدواج بکنی، میدانم که خیلی سخت هست ولی چاره چیست، در تربیت علی کوشا باش و من راضی به راحتی و آسایش شما هستم.
پاسخ نخستین نامه
به نام خدا حسین عزیزم سلام، حالت چطور است؟ نامهات رسید و خیلی خوشحال شدم. پس از ۱۶ سال حیرانی و بیخبری از تو نامه دریافت کردم. نامهات خیلی خشک بود، نمیدانم روزگار چطور برایت می گذرد. من ۱۶ سال در اوج بی خبری برای تو صبر کردم و با مشکلات زندگی مبازه کردم و تو خیلی راحت مینویسی بروم و ازدواج کنم. بنیاد شهید از سالها قبل و همچنین بعضی از اقوام گفتند بروم و ازدواج کنم گرچه تو نوشتی مخیر هستی ولی وقتی خودم فکر میکنم که در این میان علی را داریم، او موجودی بیگناه است، چه تقصیری دارد که باید سرنوشت ناپدری را داشته باشد، من هم وقتی در میهمانیهای فامیل میبینم که هر کس با شوهرش هست و من تنها هستم به این مسئله فکر میکنم، آیا می توانم ازدواج کنم یا نه؟ ولی چهره معصوم و بیگناه علی را میبینم. آیا سرنوشت برای او چه نوشته است لذا از ازدواج پشیمان میشوم. زندگی برایم سخت شده ولی چه باید بکنم سعی خودم را میکنم، تو هم دعا کن و از خدا کمک بخواه. ناراحت نشوی من هم احساس دارم. قربانت. منیژه
,
,
,
,
, اولین خبر؛ ۱۶ سال پس از اسارت ,
,
,
,
, پاسخ نخستین نامه ,
,
,

,
روایت شهید از دوران اسارت
شهید حسین لشکری بعدها در یادآوری دوران اسارت و تحمل شکنجهها و آزارهای آن دوران گفته است: شکنجهها دو نوع بود، روانی و فیزیکی، بازجوییهای شدید، بیخوابی، توهین، شوک برقی، اعدام صوری. امام(ره) گفتند که جنگ برای ما نعمت است، من در اسارت معنی این را فهمیدم، من در اسارت، زندگی را دوباره شناختم، خدا را دوباره شناختم، خودم را دوباره شناختم.
اسارت در روز 27 شهریور سال 1359 هم در سن بیست و هشت سالگی ام رخ داد و به عنوان اولین خلبان ایرانی گرفتار زندان رژیم بعث عراق شدم .در مدت اسارتم در زندان های مخابرات ابوغریب و الرشید زندانی بودم و در نهایت ده سال پایانی را که بعد از زمان پذیرش قطعنامه بود مجددا به زندان مخابرات بازگشتم تا مدت طولانی زندان انفرادی بدون همدم و
هموطن را در سلول شماره 65 طبقه دوم این زندان طی کنم. در این مدت به جز یک سال و نیم آخر ـ صلیب سرخ جهانی هم اطلاعی از من نداشت.
از آنجایی که هدف دشمن زنده ماندن من بود در صورتی که کوچک ترین تغییر در حالاتم می دیدند سعی می کردند دلیل آن را کشف کنند و مشکلاتم را حل کنند. مثلا برایم قرآن و نهج البلاغه و مفاتیح الجنان می آوردند آن هم در حالی که در اردوگاه ها به تعداد زیادی از اسرا فقط یک جلد قرآن می رسید.
آنها قصد بهره برداری تبلیغاتی از من داشتند و سعی می کردند در موقعیت مناسب با معرفی من اعلام کنند که ایران آغازگر جنگ بوده است. به همین دلیل هم زنده نگه داشتنم از اهمیت ویژه ای برخوردار بود و کوچک ترین اتفاقات زندان من باید به اطلاع صدام می رسید و از او کسب تکلیف می شد. در نهایت با تسلیم نشدنم به اجرای خواسته های آنها و سپس معرفی عراق به عنوان تجاوزگر مقدمات آزادی من فراهم شد.
, روایت شهید از دوران اسارت ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

,
آن روز با حضور نماینده صلیب سرخ و مسئولان ایرانی از مرز گذشتم و وارد خاک مقدسمان شدم. صحنه پرشوری بود و استقبال با شکوهی از من به عمل آوردند. بعد از آن هم زمینه ایجاد ارتباط تلفنی برای من و خانواده ام فراهم کردند و موفق شدم بعد از هجده سال با همسر و پسرم صحبت کنم .علی در آن روزها چهار ماه و نیم بود و روزی که بازگشتم هجده ساله و دانشجوی سال اول دندانپزشکی بود.
دلتنگی ها و سختی ها از زبان همسر شهید؛ کاش این سهمیه را نداشتم اما همسرم را کنارم داشتم
همسر شهید لشکری، در گفتوگو با یکی از رسانه ها با اشاره به سختیهایی که در سالهای اسارت شهید لشکری تحمل کرد، میگوید: مسئولان نمیتوانستند برای همسرم کاری کنند، خبری از او نداشتند و برای آزادی او هم کاری از دستشان برنمیآمد، اما من که با فرزندم در همین کشور بودیم و زندگی میکردیم. می توانستند به زندگی ما برسند و ما را حمایت و مشکلاتم را هموار کنند، اما دریغ کردند.
مردم ما فقط میگویند سهمیه، کاش این سهمیه را نداشتم اما همسرم را کنارم داشتم. من با این سهمیه میخواهم چه کنم؟ در مقابل این سهمیه من چه چیز را از دست دادم؟ زندگیام، همسرم و خانوادهای که هیچ وقت نداشتم. حتی بعد از اینکه بازگشت. وقتی شهید لشکری به کشور بازگشت، یک مرد خسته و بیمار بود و فقط میخواست یک مونس برای من باشد. در مقابل این همه سختی هیچ چیز ویژهای دریافت نکردیم.
,
,
,
, دلتنگی ها و سختی ها از زبان همسر شهید؛ کاش این سهمیه را نداشتم اما همسرم را کنارم داشتم ,
,
,
,
,

,
همسر شهید لشکری سفارش به رعایت قوانین اسلام و واجبات، به جا آوردن صله رحم و کمک به مستحق را به عنوان مهم ترین وصیت های شهید بیان میکند.
همچنین همسرش روایت میکند؛ چیزی که همیشه از این مرد یاد گرفتم این بود که در پستی و بلندیهای زندگی و هر شرایطی که پیش میآمد یک سر سوزن در ایمان او به خدا کم نمیشد، ایمانش بیشتر میشد که کمتر نمیشد. ذکر و یاد خدا محال بود از او جدا شود و در ناخوشایندترین احوال، توکل به خدا را فراموش نمیکرد. این روحیه بزرگترین سرمایه در زندگی است.
شهید لشکری در بیانات رهبری
بخشی از متن بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با امیر خلبان آزاده حسین لشگری در مورخه 19 فروردین سال 1377 که به مناسبت شهادت این خلبان شهید منتشر شده به شرح زیر است:
همه شما - بخصوص آنهایی که زیاد ماندند - رمز مقاومت و ایستادگی هستید. شما نشان دهنده این حقیقت هستید که رنجها می گذرد و اجرها می ماند.
,
,
,
,
, شهید لشکری در بیانات رهبری ,
,
,
,
,

,
از همه بیشتر غم و رنج این آقای «لشگری» بود که ما هر وقت به یاد ایشان می افتادیم، حقیقتاً غمی دلمان را می گرفت. هجده، نوزده سال، زمان بلندی است؛ زمان کمی نیست که ایشان در چنگ دشمن بودند و بحمداللَّه صبر و استقامت کردند. امیدواریم خدای متعال به همه شما اجر دهد و موفّقتان بدارد و ان شاءاللَّه خانواده های شما - فرزندان و کسان و والدینتان - را مشمول رحمت و خیر کند. عین این ثواب و اجری را که خدای متعال به شما می دهد، به کسان شما هم می دهد؛ چون آنها هم خیلی رنج کشیدند، خیلی زجر کشیدند.
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه