دکتر محمد حسن رجبی دوانی مطرح کرد؛

ماجرای استقبال ۵ کیلومتری مردم تهران از ستارخان

ماجرای استقبال ۵ کیلومتری مردم تهران از ستارخان
مردم متوجه بودند که قهرمان ملی شان کیست اما متاسفانه میبینیم که ستارخان که مشروطه دوم محصول تلاشهای ایشان بود ابتدا توسط جریان هایی که مشروطه را به افراط کشیده بودند محصور شده و بعد خلع سلاح می شود و در آخر هم به شهادت می رسد و روی دوش مردم با شکوه تشییع می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از ائل پرس, هیچ کس شک ندارد که تبریز یکی از تاثیرگذارترین شهرهای ایران در تاریخ معاصر کشور و منطقه بوده است. با بهره گرفتن از فرصتی که برگزاری دو همایش از مشروطه تا ۲۹ بهمن و تبریز پیشرو در توسعه فرهنگ تشیع ایجاد کرد گفتگویی با محمد حسن رجبی دوانی، استادیار تاریخ دانشگاه امام حسین در همین موضوع داشته ایم. این استاد دانشگاه که جز مورخین فعال کشورمان محسوب می شود و در خانواده ای کاملا تاریخ دان بزرگ شده است با حضور در دفتر تحریریه ائل پرس به سوالات خبرنگار ائل پرس پاسخ داده است که مشروح این گفتگو را پیش رو دارید:

, شبکه اطلاع رسانی دانا, ائل پرس,

محمد حسن رجبی به عنوان سوال نخست بفرمایید از بین دو جریان روشنفکری و روحانیت کدامیک نقش بیشتری در هدایت و راهبری تبریز در دوره مشروطه را بر عهده داشته است؟

,
تبریز در طول دوران مختلف نقش خاص سیاسی و فرهنگی خود را داشته است و ابتدا باید ببینیم که دلایل این خاص بودن چیست. نکته اول اینکه تبریز به عنوان نقطه تلاقی ایران و عثمانی بوده و حتی بارها مورد یورش قرار گرفت. این تلاقی عاملی برای قرار گرفتن تبریز در معرض تفکرات و دیدگاه های جدید بود. از سوی دیگر  از دوره ی فتحعلیشاه به بعد پادشاه در پایتخت به سر میبرد  و تبریز کانون استقرار ولیعهد بود. تبریزیها بیش از هر کسی میتوانستند حوادث آینده رو با توجه به شناخت ولیعهد رصد کنند که پادشاه با خصوصیاتی که دارد ، در آینده چه برخوردی در مسائل مختلف داخلی و خارجی خواهد داشت.دوما عوامل دولتی تبریز هم پس از رسیدن ولیعهد به قدرت به عنوان نزدیکان حاکم به پایتخت رفته و مدیریت امور کشور را بر عهده می گرفتند.
,
عامل دیگری که مطرح است تاثیرپذیری فضای تبریز از روسیه و عثمانی بود که به دلیل نزدیکی جغرافیایی تاثیر مستقیم هر رویدادی در آنها در تبریز نمود پیدا می کرد برای نمونه جنگ روسیه و ژاپن که موجب قحطی در روسیه شد و با انتقال این بحران به تبریز به شکل نایاب شدن قند و سپس کل ایران یکی از مهمترین جرقه های قیام مشروطه زده شد.
,
تبریز محل تلاقی افکار و اندیشه های سیاسی بود که در منطقه وجود داشتند و برای نمونه سوسیال دموکراسی و ناسیونالیسم از این طریق به ایران راه یافتند. همچنین باید توجه داشت که نخستین مظاهر علوم و فنون جدید خود را در تبریز نشان می دادند.
,
آذربایجان و تبریز گذرگاه مسافرین اروپا از پادشاهان تا تجار هم بود و این باعث می شد این ویژگی هایی که عرض کردم تقویت شوند.
,
شکل گیری انجمن ها و تشکل هایی مثل انجمن تبریز حاصل انتقال فضای آزادی بعد از انقلاب روسیه به ایران بود. قبل از قضیه ی مشروطه ، رهبری این انجمن ها و این تشکل ها ،که بسیاری از چهره های موجه و مورد قبول مردم در آنها حضور داشتند بدست نیروهای تندرو افتاد بطوری که مرحوم مجتهد تهرانی که خود از افراد موثر در جنبش مشروطه هست خانه اش غارت شده و از تبریز تبعید شود.
,
این سبب شد که خیلی از بزرگانی که تا آن روز مشروطه را تایید میکردند از مشروطه روی برگردانده و نسبت به تندروی های موجود اعتراض کنند. متاسفانه علی رغم قرار داشتن این گروه ها در اقلیت با توجه به حمایت شدن از قفقاز رهبری مسئله را بدست گرفتند.
,
این جریان توسط عوامل خارجی هدایت میشد ، چنانچه بعد از بمباران مجلس، تقی زاده با انجمن در ارتباط بود به سفارت انگلیش پناهنده شد.
,

 

,

دکتر محمد حسن رجبی دوانی

, دکتر محمد حسن رجبی دوانی, دکتر محمد حسن رجبی دوانی, دکتر محمد حسن رجبی دوانی,

 

,
در همان دوره ای که جنبش مشروطه با تمام موافقین و مخالفین ، با تایید مکرر علمای سراسر ایران ، به پیروزی رسید و تثبیت و تایید شد ، نشریه ای مانند ملانصرالدین چاپ می شد که حاکی از تمسخر و استهزای روحانیت بود.
,
اگر به این جریان و رفتاری که با روحانیون داشتند دقت کنیم ، متوجه خواهیم شد که یک جریان فرهنگی و سیاسی حساب شده ای هست که  تلاش می کند روحانیت را به حاشیه براند.
,
در واقع در تبریز دو جریان مخالف و متضاد هم شامل جریان شدید تندروی چپ گرایانه و جریانها و چهره های مذهبی وجود دارند که نوع خفیف تر این تقابل در تهران هم دیده می شود. 
,
همین تندروی ها بود که باعث شد مشروطه به تقابل بین دولت و مجلس کشیده شده و حوادثی چون ترور محمدعلی شاه و امین السلطان پیش بیاید. در واقع جریانی که با حمایت روحانیت شکست ناپذیر می نمود و میرفت تا مشروطه بومی را ایجاد کند ناموفق ماند.
,

مردم با کدام یک از این دو جریانی که در صحنه حضور داشتند همراهی بیشتری داشت؟

,
برای اثبات این که مردم نیز از این جریان افراطی روی گردان بودند کافی است مقایسه ای بین ورود نیروهای شمال و جنوب به تهران و ورود ستارخان به تهران داشته باشیم.
,
وقتی نیروهای شمال و جنوب وارد تهران شدند و با اینکه به عنوان نیروهای فاتح ورود پیدا کرده بودند ولی مردم تهران به استقبال آنها نرفتند و در خانه ها ماندند اما وقتی چند ماه بعد ستارخان با جمع قلیلی از هواداران خودش به تهران آمد؛ مردم تهران ۵ کیلومتر به استقبال ستارخان رفتند و ستارخان بارها از اسب پیاده شد و از مردم تشکر کرد.
,
مردم متوجه بودند که قهرمان ملی شان کیست اما متاسفانه میبینیم که ستارخان که مشروطه دوم محصول تلاشهای ایشان بود ابتدا توسط جریان هایی که مشروطه را به افراط کشیده بودند محصور شده و بعد خلع سلاح می شود و در آخر هم به شهادت می رسد و روی دوش مردم با شکوه تشییع می شود.
,
به طور خلاصه جریان مشروطه یک  جریان آزادیخواهانه و عدالتخواهانه بود که در ایران ایجاد شد ولی بعضی افراد تندرو بر این جریان سوار شدند و از انتظارات مردم فاصله گرفتند. بعضی چهره های ضد انقلاب در پس جریان مشروطه قرار گرفتند و صدراعظمی که مخالف مشروطه بود به صدارت رسید. این سیمای کلی مشروطه خواهی در تبریز بود.
,

 

,
 آیا میتوانیم اینطور تعبیر کنیم که پس از کنار رفتن مردم از صحنه و سپرده شدن قیام به دست سیاسیون شکست مشروطه شکل گرفت؟
,
بله. چند عامل در این زمینه موثر بودند؛ یکی ذات این جنبش بود. هر جنبش سیاسی و اجتماعی باید مشخص کند که می خواهد چه چیزی را نفی کرده و چه چیزی را رقم بزند. در واقع باید ایرادات ساختار موجود مشخص شده و ساختار جایگزین برای مردم قابل درک باشد. 
,
چیزی که هدف جنبش مشروطه بود رفع ظلم و ستم از مردم بود و امنیت جانی و مالی مهمترین خواسته مردم بود که جنبه سلبی آن تعدیل حکومت قاجار و جنبه ایجابی آن تاسیس عدالت خانه بود. اما آنچه که محقق شد عدالتخانه نبود و انتخابات مجلس و ... به عدالت اجتماعی نیانجامید. به یک معنا وجه ایجابی این مقوله نسبتی با وجه سلبی آن نداشت.
,
همین شروع حرکت از خارج بود که باعث می شد منورالفکرها امور جامعه را به دست گیرند چون عموم مردم شناختی از نظام جدید نداشند و این نظام صرفا از طرف منورالفکرها تایید می شد. این نظام هم نتوانست مطالبات مردم را محقق کند.
,
مسئله دیگری که بود این بود که جنبش مشروطه رهبر نداشت. گروهی در تهران بودند که اتفاق نظر نداشتند. در نجف هم این اختلاف نظر بین موافقان و مخالفان مشروطه بود .
,

به عنوان سوال آخر اگر بخواهیم نگاه مقایسه ای و تطبیقی داشته باشیم؛ بفرمایید چه تفاوتی بین انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی وجود داشت که انقلاب اسلامی توانست تثبیت شده و موفق عمل کند؟

,
در انقلاب اسلامی رهبری واحدی از ابتدا تا انتهای قیام داشتیم. همچنین مطالبات مردم در جمهوری اسلامی کاملا مشخص بود که در پی چه چیزی هستند.
,
جنبه سلبی و ایجابی مسئله هم روشن بود یعنی مردم هم شعار نه شرقی نه غربی را درک می کردند و هم آشنایی اجمالی با جمهوری اسلامی داشتند جمهوری یعنی نظام سلطنتی نیست و اسلامی هم به معنی تطابق با احکام اسلامی هست.
,
 
,
انتهای پیام/ج
,
 
,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه