گفتگوی با رزمنده خرم آبادی؛

میقات با جنگ/ رزمنده ای که با قلبش طواف می کند

میقات با جنگ/ رزمنده ای که با قلبش طواف می کند
همواره کسانی هستند که در عرصه های جبهه و جنگ رشادت ها کرده اند و اکنون گمنام در گوشه ای از شهر بدون هیچ هیاهویی سکنی گزیده اند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سفیرافلاک، جعفر کرمی یکی از رزمندگان خرم آبادی است که اکنون در دفتر حج و زیارت خود مشغول کار است و در طواف خانه حق از دیگران پیشی گرفته است و تاکنون هشت بار به خانه خدا و 40 بار به کربلا معلی مشرف شده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سفیرافلاک، ,

جعفر کرمی رزمنده لرستانی

, جعفر کرمی رزمنده لرستانی,

او متولد 1334 و صاحب سه فرزند است. کرمی درباره خاطرات اوایل انقلاب می گوید: با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره)، جوانان لرستانی در چند نقطه حساس شهر کمیته هایی را در جهت ایجاد نظم و هوشیاری در حفظ این دستاورد بزرگ ایجاد کرده بودند.

,

پایگاه اصلی این کمیته ها در فاطمیه خرم آباد واقع در میدان شهدا تشکیل شده بود.

,

او می گوید: در اوایل انقلاب به جز کمیته ها ارگانی که بتواند پاسخگوی مردم باشد وجود نداشت و همه کارها توسط این مجموعه اداره می شد.

,

کرمی ادامه می دهد: سرپرستی کمیته مرکزی را شهید نعمت اله سعیدی به همراه جمعی از دوستان بر عهده داشت.

,

شهید نعمت اله سعیدی مورد اطمینان مردم بود

,

این رزمنده خرم آبادی از شهید نعمت اله سعیدی به نیکی یاد می کند و می گوید: شهید نعمت اله سعیدی از یاران دیرینه انقلاب و مورد اطمینان مردم بود. وی در مسائل دینی، بیت المال و سیاسی بسیار دقیق عمل می کرد.

,

یادم است روزی می خواستیم برای بچه های کمیته چای درست کنیم، اما شهید سعیدی اجازه نداد که از آن همه بسته چای که در انبار وجود داشت استفاده کنیم و گفت: اگر دوست دارید چای بخورید همه پول هایتان را روی هم بگذارید و یک کیلو چای بخرید. چای های موجود در انبار متعلق به مردم است.

,

او درباره چگونگی تحویل پادگان امام حسین(ع) از ارتش می گوید: چند ماهی که از تشکیل کمیته ها می گذشت، به دستور شهید سعیدی من و چند تن از دوستان جهت تحویل پادگان امام حسین (ع) از ارتش، به آنجا مراجعه کردیم.

,

هنوز اسطبل اسب ها و لوازم مختلف در داخل پادگان دیده می شد چرا که در آن زمان ارتش از اسب برای انجام بسیاری از ماموریت ها در داخل شهر و خارج از آن استفاده می کرد.

,

کرمی ادامه می دهد: وسعت پادگان امام حسین(ع) بسیار زیاد بود به طوری که یک درب آن در نزدیکی  سبزه میدان یعنی جنب ساختمان اداره پست قبلی و یک درب آن – درب فعلی پادگان- روبه روی خیابان 24 متری حکیم واقع می شد.

,

با مستقل شدن دانشگاه لرستان، بخشی از پادگان به این دانشگاه سپرده شد و برای چندین سال نماز جمعه شهرستان خرم آباد در این مکان اقامه می شد که بعد ازچند سال به پارک شهر خرم آباد انتقال یافت.

,

پادگان امام حسین(ع) جایگاه اصلی فرزندان انقلاب

,

این رزمنده زمان جبهه و جنگ می گوید: بعد از گذشت مدتی، پادگان امام حسین(ع) در اختیار سپاه پاسداران  قرار گرفت و به جایگاه اصلی فرزندان زمان انقلاب و جبهه و جنگ تبدیل شد.

,

کرمی می گوید: اولین هسته سپاه پاسداران در این مکان رشد کرد و سرپرستی سپاه به مرحوم محمد کریم محسنی که دارای فضائل اخلاقی فراوانی بود واگذار شد و در همان موقع به دستور برادر محسنی ماموریت تشکیل اولین هسته بهداری های سپاه استان به من محول شد.

,

او در آن زمان کارمند بهداری بود و با ابتدایی ترین امکانات کار را شروع می کند؛ ساختمان کوچکی را در داخل پادگان به منظور ارائه خدمات درمانی احداث می کند.

,

کرمی می گوید: روزانه 70 نفر به درمانگاه مراجعه می کردند و کم کم نیاز به احداث چند درمانگاه دیگر احساس می شد.

,

با تصمیم شورای فرماندهی استان مجوز احداث دو واحد درمانگاهی در شهر اخذ شد. یک واحد در دوازده برجی با نام درمانگاه طالقانی و یک واحد درمانگاهی دیگر با نام درمانگاه ولیعصر(عج) در منطقه فقیر نشین علی آباد خرم آباد مجوز فعالیت گرفتند.

,

این رزمنده خرم آبادی درباره درمانگاه طالقانی می گوید: بیشتر پزشکان و پیراپزشکان به صورت داوطلب در آن فعالیت می کردند. مردم نیز در فعال ماندن درمانگاه نقش مهمی داشتند. بیشتر مردم داروهای که در منزل داشتند و قابل استفاده بود به صورت رایگان در اختیار درمانگاه قرار می دادند.

,

رزمندگان لرستانی

, رزمندگان لرستانی,

ویزیت و ارائه دارو در درمانگاه ها به صورت رایگان صورت می گرفت. با گسترش کار با کمبود کادر درمان روبه رو شدیم و سپاه باید  برای  پرورش نیرو وارد عمل می شد.

,

با صدور حکمی از سوی مرکز مسئولیت آموزش منطقه و فرستادن نیروهای جوان به منظور آموزش امداد و فوریت های پزشکی در تهران به من واگذار شد. با گذشت چند ماه دیگر سازمان می توانست به صورت جدی از نیروهای آموزش دیده به صورت جدی استفاده کند.

,

در آن زمان شهید امیری مسئول درمانگاه طالقانی و برادر اکبر امیری مسئول درمانگاه ولیعصر(ع) بودند.

,

رزمندگان لرستانی

, رزمندگان لرستانی,

کرمی با اشاره به آغاز جنگ تحمیلی می گوید: با آغاز جنگ تحمیلی وضعیت از حالت عادی خارج شد و می بایست ما همزمان هم در منطقه غرب و کردستان و هم در استان فعالیت داشته باشیم.  

,

در منطقه غرب، برادر کشوری به همره چند تن دیگر بهداری اسلام آباد را راه اندازی و فعال کردند. درهمان زمان بهداری سوسنگرد که پرسنل آن هنگام حمله نیروهای عراقی آنجا را با همه امکانات ترک کرده بودند  توسط بهداری سپاه خرم آباد دوباره فعال شد.

,

به دلیل اینکه بخشی از ماموریت سپاه حضرت ابوالفضل لرستان در منطقه سوسنگرد بود  فعال بودن درمانگاه و بیمارستان در آن منطقه امری ضروری به شمار می رفت.

,

او می گوید: حوزه کار بهداری ها به حدی رسیده بود  که با تعداد اندک نیروها نمی توانستیم کل منطقه را پوشش دهیم به منظور افزایش تعداد نیروها طرح آموزش امدادگری را در سپاه استان اجرا کردیم.

,

بعد از تشکیل کلاس های  امداد و کمک های اولیه،  توسط پزشکان داوطلب به خصوص مرحوم دکتر حیاتی فر، نیروهای آموزش دیده به منطقه اعزام می شدند و با اجرای این طرح، روند کار وضعیت بهتری پیدا کرده بود. شهید جعفر زاده و شهید شاهرخی از کسانی هستند که در این راه جان خود را فدای اسلام و انقلاب کردند.

,

کرمی درباره وضعیت رزمندگان امدادگر می گوید: امدادگران در جبهه تنها کار امدادی انجام نمی دادند بلکه علاوه بر به همراه داشتن کوله پشتی و تجهیزات امدادی، تفنگ در دست به همراه سایر رزمندگان در جبهه و در نبردهای حق علیه باطل حضور داشتند.

,

او لحظه ای سکوت می کند و انگار غرق در خاطرات است. با یادی از شهید علاء جفعر زاده بغضی می کند و می گوید: شهید علاء جعفر زاده از جمله امدادگرانی بود که وابسته به زمان و مکان نبود و همیشه با کوله امدادی خود و تفنگ به دست در نبردها حضور داشت. دشمن در کنار مسجد جامع خرمشهر قلب او را نشانه گرفت در حالی که به مانند بسیاری از شهدا تازه پدر شده بود، اما طعم پدر بودن را نچشید.

,

, ,

جنگ کم کم به جزی از زندگی مردم تبدیل شده بود. در همان زمان مسئولیت جمعیت هلال احمر استان توسط سپاه پاسداران نیز به من محول شد.

,

حالا با افزایش امکانات و گستره کاری راحت تر می توانستیم درمانگاه های امدادی را احداث کنیم. احداث کمپ ترک اعتیاد معتادین در منطقه نوژیان خرم آباد و ایجاد پایگاه های امداد هوای در روستاهای صعب العبور استان در دستور کار مشترک سپاه استان و هلال احمر قرار داشت.

,

این رزمنده می گوید: در زمان قبل از انقلاب متاسفانه بسیاری از جوانان استان در دام خانمان سوز اعتیاد گرفتار بودند و تصمیم به احداث یک اردوگاه در منطقه نوژیان بخش پاپی گرفته شد. با احداث این اردوگاه بسیاری از جوانان معتاد شهر خرم آباد جمع آوری شد و در یک دوره 45 روزه اقدام به سالم سازی افراد بدون استفاده از دارو می شد.

,

کرمی درباره چکونگی  خدمت رسانی به مناطق صعب العبور می گوید: امداد رسانی هوای به مناطق صعب العبور مانند فعالیت کنون بسیج جامعه پزشکی بود. امداد رسانی به روستاهای محروم ب همکاری اداره بهداری- دانشگاه علوم پزشکی حاضر- اداره بهزیستی، حوزه علمیه، اداره بهداشت محیط در رابطه با آب آشامیدنی، اداره راه و ترابری در ارتباط با راه روستایی و... صورت می پذیرفت.

,

امداد هوایی

, امداد هوایی,

جمعیت هلال احمر تهران در هر ماه دوباره هلی کوپتر را در اختیار استان قرار می داد. بالگرد در پادگان امام حسین(ع) به زمین می نشست و اکیپ های مختلف متشکل از پزشک و پیراپزشک به همراه وسایل امدادی و مقداری پول به منظور اجرای طرح شهید رجای به مناطق اعزام می شدند.

,

این تیم ها به مدت 10 تا 15 روز در منطقه ماندگار بودند و تمام روستاهای اطراف را تحت پوشش قرار می دادند. بعد از پایان ماموریت هلی کوپتر مجدد از تهران می آمد و نیروها را به خرم آباد بر می گردان در این پرواز ها گاهی مسئولین استان مانند استاندار و مدیران کل جهت بازدید منطقه حضور داشتند.

,

او در این ماموریت ها از شهید خلبان ترابی که خدمات شایسته ای را در مناطق محروم انجام داده است یاد می کند و می گوید:

,

زمانی که شهید ترابی به مناطق محروم پرواز داشت، لوازم رفاهی بسیاری را قبل از آمدن به استان از خیرین تهرانی جمع آوری می کرد و به همراه خود به مناطق محروم می آورد.

,

یاد همه شهدا به خصوص شهید حسنوند نیز که در هنگام امداد رسانی به مناطق صعب العبور جان خود را فدای کمک رسانی به مناطق محروم کرد گرامی باد.

,

شهید خلبان ترابی که خدمات شایسته ای  را به مناطق محروم می کرد لوازم رفاهی بسیاری را از خیرین تهرانی جمع می کرد و به همراه خود به مناطق محروم می برد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

,

و همه شهیدان والامقام به خصوص شهید حسنوند که در هنگام امداد رسانی به مناطق صعب العبور جان خود را فدای کمک رسانی به مناطق محروم گرامی باد.

,

بخشی از وصت نامه شهید بهرام حق نجات:

,

خدایا از تو می خواهم که مرا یاری کنی تا در راه تو قدم بردارم. همانطور که خداوند می فرماید : هر کسی که در امور به خداوند توکل نماید او برایش کافی است و حال اگر بنده گام در راه جهاد گذاشته ام هر گونه سرنوشتی که پروردگار تعیین نماید تفاوتی ندارد. ما می رویم تا وظیفه خود را انجام دهیم و نتیجه آن برای ما مهم نیست که چه بر سر ما خواهد آمد. انشالله که خداوند قبول نماید.

,

 انتهای پیام/ پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه