سید محمد علی تقوی کارشناس ارشد جامعه شناسی:
اشغال زن نباید به وظیفه خطیر مادری او آسیب برساند
امروزه نه تنها در قوانین داخلی، بلکه در کنوانسیون های بین المللی نیز اموری چون مرخصی زایمان، نگهداری اطفال و ممنوعیت اخراج از کار به دلیل بارداری به رسمیت شناخته شده است، بنابراین وظیفه ی مادری قابل اغماض یا تقلیل نیست و نباید اشتغال زنان به وظیفه خطیر مادری آسیب برساند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو) سید محمد علی تقوی؛ با اشاره به سیر تاریخی اشتغال زنان در ایران نوشت: با وقوع انقلاب صنعتی در اروپا و تبدیل کارهای خانگی به کارخانه ها و تبدیل نیروی انسانی به نیروی ماشین ، تحولات اساسی در شکل و مفهوم کار به وجود آمد و فعالیت اقتصادی زنان در مقابل دریافت مزد از خانه به کارخانه کشیده شد. از آن زمان به بعد زنان با تحصیل علم در سطوح بالاتر علاوه بر فعالیت های تولیدی و کارخانه ها در سایر زمینه ها و در پست ها ی گوناگون مشغول کار شدند.
, شبکه اطلاع رسانی دان, سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو), .,در ایران در دوره های قبل و بعداز اسلام تا نیمه ی قرن دوازدهم در کل جامعه (شهری و روستایی) زنان صرفاً در زمینه ی خانواده نقش اول را داشتند و فعالیت های آنان عمدتاً محدود به کارهای خانه می شد و حتی نقش آنان در خارج از خانه در واقع ادامه ی نقش وی در داخل خانه بود.
از نیمه ی قرن دوازدهم تا قرن چهاردهم به دلیل ارتباط وسیع تر ایران با تمدن صنعتی غرب ، به تدریج تغییراتی در ساختار اجتماعی-اقتصادی جامعه و در نتیجه دگرگونی در زندگی و موقعیت زنان پایتخت و شهر های بزرگ گردید. ولی در موقعیت اجتماعی زنان روستایی و زنان ایل نشین به دلیل دور ماندن از ارزش های غربی ،تغییرات عمده ای به وجود نیامد.
از جمله فعالینت هایی که زنان به آن اشتغال داشتند : کارگری در کارخانه های نساجی ، قالیبافی و شیلات بود. مشاغل سیاسی محدود و منحصر به زنان ئابسته به طبقه ی حاکم بود. بجز این موارد ، زنان معمولاً مسئول فعالیت های داخل خانه (اعم از بچه داری ، نظافت و آشپزی و .. ) بودند.
در قرن چهاردهم با توجه به امکانات تحصیلات عمومی ، اشتغال زنان در خارج از خانه رشد بیش تری پیدا کرد، در عین حال آخرین سرشماری در سال 1355 نشان می دهد 7/13 درصد زنان ، در مقابل 3/86 درصد مردان در کل کشور مشغول به کار بودند.
بنابراین در اکثریت جامعه همان الگوی تقسیم کار وجود دارد و اشتغال زنان محدود بوده است.
البته بر اساس آخرین آمار های بین الملل ، نیروی کار در کشور های توسعه یافته حدود نیمی از جمعیت کل است که از این میزان حدود 40% آن را را زنان بالاتر از 15 سال تشکیل می دهند.
این آمار در کشورهای درحال توسعه متفاوت است ، در این کشور ها در حدود 50-40 درصد از کل جمعیت را نیروی کار تشکیل می دهند. و از این میزان حدود 40-20 درصد آن به زنان اختصاص دارد. بنابراین مشارکت اقتصادی زنان در جهان معاصر به ویژه در کشورهای پیشرفته رو به افزایش می باشد.
((آنتونی گیدنز)) معتقد است : هرچند کار خانگی از نظر ارزش تقریباً معادل یک سوم کار تولید سالانه در اقتصاد امروزی است، کار بی مزد زنان در حوزه خانگی تا اندازه ی زیادی نادیده گرفته می شود. قبل از شهرنشینی اکثر زنان وظایف گوناگون را افزون بر مراقبت از کودکان و کارهای خانه انجام می دادند، وظایف زنان اغلب هماهنگی نزدیک با مردان داشت و خانه احد تولید یگانه ای را تشکیل می داد. با پیدایش و توسعه ی محل های کار جدا از خانه ، تولید نیز از مصرف جدا گردید و بانوی خانه یک مصرف کننده شد.
بین دو جنگ جهانی تعداد زنان خانه دار به اوج رسیده اگرچه برای زنان غیر متاهل معمول بود که شاغل مزد بگیر باشند. در هردو جنگ جهانی زنان تشویق به اشتغال شدند تا جای مردانی که به نیروهای مسلح پیوسته بودند را بگیرند. پس از جنگ جهانی اول آنها اخراج شدند، اما بعداز پایان جنگ جهانی دوم اخراج به طور کامل انجام نشد و رشد اشتغال زنان زنان از آن پس با گسترش مشاغل خدماتی ارتباط نزدیک پیدا کرد. هرچند توجه ((دور کیم )) به اخلاق کار ، نقد ((کارل مارکس)) بر تقسیم کار در جامعه صنعتی و تاکید ((ماکس وبر )) بر فهم تفسیری از رفتار عاملان در جامعه شناسی اشتغال حائز اهمیت است، باید اذعان کرد، هیچ کدام از سه نفر در موارد مهمی چون مناسبات بین گروه های جنسی و نژادی ، اهمیت روابط بین محدوده فعالیت در محل کار و خانه و ... بحث نکرده اند.
شاید تاکید بر نقش جنبشی راه حل دیگر باشد : ((پارسونز)) خانواده را پاره ای از نظام کل جامعه می داند که بر مبنای تفکیک نقش های جنسی بنا شده است. تخصص و تفکیک نقش ها به حفظ نظام خانوادگی و وحدت آن کمک می کند و بنای اجتماعی کردن کودک است.
این ملاک برای دختران مجرد قابل طرح نیست اما در سایر موارد قابل بحث است . از آنجا که یکی از اهداف مهم ازدواج و تشکیل خانواده بقای نسل و تولید مثل است ، همچنین یکی از رموز خوشبختی انسان داشتن فرزند است، به نظر می رسد اصلی ترین بخش این مسئولیت در دوران بارداری ،شیرخوارگی و سال های اولیه مراقبت و تربیت بر عهده زن می باشد، لذا اشتغال زن نباید مغایرتی با وظیفه ی مادری داشته باشد. امروزه نه تنها در قوانین داخلی ، بلکه در کنوانسیون های بین المللی نیز اموری چون مرخصی زایمان، نگهداری اطفال و ممنوعیت اخراج از کار به دلیل بارداری به رسمیت شناخته شده است.
بنابراین وظیفه ی مادری قابل اغماض یا تقلیل نیست و باید شرایط شغلی زنان و مادران تعدیل و با وظایف مادری هماهنگ شود.
از منظر اسلام وظیفه ی مادری جایگاه والایی دارد لذا دل مادر موسی از هرچیز جز فکر فرزند تهی گشته بود. (( و اصبح فواد ام موسی فارغا...)) و همچنین مادر حضرت مریم چنان دخترش را شایسته تربیت می کند که به نیکویی مورد پذیرش الهی قرار می گیرد و شایستگی مادری برای حضرت مسیح می شود.
با توجه به اولویت حضانت فرزندان برای مادر تا هفت سال نیز این مطلب روشن می گردد که مادر باید فرصت و فراغت لازم برای مراقبت و تربیت کودک داشته باشد و اشتغال مادر نباید به این امر خطیر آسیب برساند.
انتهای پیام/ش
در ایران در دوره های قبل و بعداز اسلام تا نیمه ی قرن دوازدهم در کل جامعه (شهری و روستایی) زنان صرفاً در زمینه ی خانواده نقش اول را داشتند و فعالیت های آنان عمدتاً محدود به کارهای خانه می شد و حتی نقش آنان در خارج از خانه در واقع ادامه ی نقش وی در داخل خانه بود.
از نیمه ی قرن دوازدهم تا قرن چهاردهم به دلیل ارتباط وسیع تر ایران با تمدن صنعتی غرب ، به تدریج تغییراتی در ساختار اجتماعی-اقتصادی جامعه و در نتیجه دگرگونی در زندگی و موقعیت زنان پایتخت و شهر های بزرگ گردید. ولی در موقعیت اجتماعی زنان روستایی و زنان ایل نشین به دلیل دور ماندن از ارزش های غربی ،تغییرات عمده ای به وجود نیامد.
از جمله فعالینت هایی که زنان به آن اشتغال داشتند : کارگری در کارخانه های نساجی ، قالیبافی و شیلات بود. مشاغل سیاسی محدود و منحصر به زنان ئابسته به طبقه ی حاکم بود. بجز این موارد ، زنان معمولاً مسئول فعالیت های داخل خانه (اعم از بچه داری ، نظافت و آشپزی و .. ) بودند.
در قرن چهاردهم با توجه به امکانات تحصیلات عمومی ، اشتغال زنان در خارج از خانه رشد بیش تری پیدا کرد، در عین حال آخرین سرشماری در سال 1355 نشان می دهد 7/13 درصد زنان ، در مقابل 3/86 درصد مردان در کل کشور مشغول به کار بودند.
بنابراین در اکثریت جامعه همان الگوی تقسیم کار وجود دارد و اشتغال زنان محدود بوده است.
البته بر اساس آخرین آمار های بین الملل ، نیروی کار در کشور های توسعه یافته حدود نیمی از جمعیت کل است که از این میزان حدود 40% آن را را زنان بالاتر از 15 سال تشکیل می دهند.
این آمار در کشورهای درحال توسعه متفاوت است ، در این کشور ها در حدود 50-40 درصد از کل جمعیت را نیروی کار تشکیل می دهند. و از این میزان حدود 40-20 درصد آن به زنان اختصاص دارد. بنابراین مشارکت اقتصادی زنان در جهان معاصر به ویژه در کشورهای پیشرفته رو به افزایش می باشد.
((آنتونی گیدنز)) معتقد است : هرچند کار خانگی از نظر ارزش تقریباً معادل یک سوم کار تولید سالانه در اقتصاد امروزی است، کار بی مزد زنان در حوزه خانگی تا اندازه ی زیادی نادیده گرفته می شود. قبل از شهرنشینی اکثر زنان وظایف گوناگون را افزون بر مراقبت از کودکان و کارهای خانه انجام می دادند، وظایف زنان اغلب هماهنگی نزدیک با مردان داشت و خانه احد تولید یگانه ای را تشکیل می داد. با پیدایش و توسعه ی محل های کار جدا از خانه ، تولید نیز از مصرف جدا گردید و بانوی خانه یک مصرف کننده شد.
بین دو جنگ جهانی تعداد زنان خانه دار به اوج رسیده اگرچه برای زنان غیر متاهل معمول بود که شاغل مزد بگیر باشند. در هردو جنگ جهانی زنان تشویق به اشتغال شدند تا جای مردانی که به نیروهای مسلح پیوسته بودند را بگیرند. پس از جنگ جهانی اول آنها اخراج شدند، اما بعداز پایان جنگ جهانی دوم اخراج به طور کامل انجام نشد و رشد اشتغال زنان زنان از آن پس با گسترش مشاغل خدماتی ارتباط نزدیک پیدا کرد. هرچند توجه ((دور کیم )) به اخلاق کار ، نقد ((کارل مارکس)) بر تقسیم کار در جامعه صنعتی و تاکید ((ماکس وبر )) بر فهم تفسیری از رفتار عاملان در جامعه شناسی اشتغال حائز اهمیت است، باید اذعان کرد، هیچ کدام از سه نفر در موارد مهمی چون مناسبات بین گروه های جنسی و نژادی ، اهمیت روابط بین محدوده فعالیت در محل کار و خانه و ... بحث نکرده اند.
شاید تاکید بر نقش جنبشی راه حل دیگر باشد : ((پارسونز)) خانواده را پاره ای از نظام کل جامعه می داند که بر مبنای تفکیک نقش های جنسی بنا شده است. تخصص و تفکیک نقش ها به حفظ نظام خانوادگی و وحدت آن کمک می کند و بنای اجتماعی کردن کودک است.
این ملاک برای دختران مجرد قابل طرح نیست اما در سایر موارد قابل بحث است . از آنجا که یکی از اهداف مهم ازدواج و تشکیل خانواده بقای نسل و تولید مثل است ، همچنین یکی از رموز خوشبختی انسان داشتن فرزند است، به نظر می رسد اصلی ترین بخش این مسئولیت در دوران بارداری ،شیرخوارگی و سال های اولیه مراقبت و تربیت بر عهده زن می باشد، لذا اشتغال زن نباید مغایرتی با وظیفه ی مادری داشته باشد. امروزه نه تنها در قوانین داخلی ، بلکه در کنوانسیون های بین المللی نیز اموری چون مرخصی زایمان، نگهداری اطفال و ممنوعیت اخراج از کار به دلیل بارداری به رسمیت شناخته شده است.
بنابراین وظیفه ی مادری قابل اغماض یا تقلیل نیست و باید شرایط شغلی زنان و مادران تعدیل و با وظایف مادری هماهنگ شود.
از منظر اسلام وظیفه ی مادری جایگاه والایی دارد لذا دل مادر موسی از هرچیز جز فکر فرزند تهی گشته بود. (( و اصبح فواد ام موسی فارغا...)) و همچنین مادر حضرت مریم چنان دخترش را شایسته تربیت می کند که به نیکویی مورد پذیرش الهی قرار می گیرد و شایستگی مادری برای حضرت مسیح می شود.
با توجه به اولویت حضانت فرزندان برای مادر تا هفت سال نیز این مطلب روشن می گردد که مادر باید فرصت و فراغت لازم برای مراقبت و تربیت کودک داشته باشد و اشتغال مادر نباید به این امر خطیر آسیب برساند.
انتهای پیام/ش
در ایران در دوره های قبل و بعداز اسلام تا نیمه ی قرن دوازدهم در کل جامعه (شهری و روستایی) زنان صرفاً در زمینه ی خانواده نقش اول را داشتند و فعالیت های آنان عمدتاً محدود به کارهای خانه می شد و حتی نقش آنان در خارج از خانه در واقع ادامه ی نقش وی در داخل خانه بود.
از نیمه ی قرن دوازدهم تا قرن چهاردهم به دلیل ارتباط وسیع تر ایران با تمدن صنعتی غرب ، به تدریج تغییراتی در ساختار اجتماعی-اقتصادی جامعه و در نتیجه دگرگونی در زندگی و موقعیت زنان پایتخت و شهر های بزرگ گردید. ولی در موقعیت اجتماعی زنان روستایی و زنان ایل نشین به دلیل دور ماندن از ارزش های غربی ،تغییرات عمده ای به وجود نیامد.
از جمله فعالینت هایی که زنان به آن اشتغال داشتند : کارگری در کارخانه های نساجی ، قالیبافی و شیلات بود. مشاغل سیاسی محدود و منحصر به زنان ئابسته به طبقه ی حاکم بود. بجز این موارد ، زنان معمولاً مسئول فعالیت های داخل خانه (اعم از بچه داری ، نظافت و آشپزی و .. ) بودند.
در قرن چهاردهم با توجه به امکانات تحصیلات عمومی ، اشتغال زنان در خارج از خانه رشد بیش تری پیدا کرد، در عین حال آخرین سرشماری در سال 1355 نشان می دهد 7/13 درصد زنان ، در مقابل 3/86 درصد مردان در کل کشور مشغول به کار بودند.
بنابراین در اکثریت جامعه همان الگوی تقسیم کار وجود دارد و اشتغال زنان محدود بوده است.
البته بر اساس آخرین آمار های بین الملل ، نیروی کار در کشور های توسعه یافته حدود نیمی از جمعیت کل است که از این میزان حدود 40% آن را را زنان بالاتر از 15 سال تشکیل می دهند.
این آمار در کشورهای درحال توسعه متفاوت است ، در این کشور ها در حدود 50-40 درصد از کل جمعیت را نیروی کار تشکیل می دهند. و از این میزان حدود 40-20 درصد آن به زنان اختصاص دارد. بنابراین مشارکت اقتصادی زنان در جهان معاصر به ویژه در کشورهای پیشرفته رو به افزایش می باشد.
((آنتونی گیدنز)) معتقد است : هرچند کار خانگی از نظر ارزش تقریباً معادل یک سوم کار تولید سالانه در اقتصاد امروزی است، کار بی مزد زنان در حوزه خانگی تا اندازه ی زیادی نادیده گرفته می شود. قبل از شهرنشینی اکثر زنان وظایف گوناگون را افزون بر مراقبت از کودکان و کارهای خانه انجام می دادند، وظایف زنان اغلب هماهنگی نزدیک با مردان داشت و خانه احد تولید یگانه ای را تشکیل می داد. با پیدایش و توسعه ی محل های کار جدا از خانه ، تولید نیز از مصرف جدا گردید و بانوی خانه یک مصرف کننده شد.
بین دو جنگ جهانی تعداد زنان خانه دار به اوج رسیده اگرچه برای زنان غیر متاهل معمول بود که شاغل مزد بگیر باشند. در هردو جنگ جهانی زنان تشویق به اشتغال شدند تا جای مردانی که به نیروهای مسلح پیوسته بودند را بگیرند. پس از جنگ جهانی اول آنها اخراج شدند، اما بعداز پایان جنگ جهانی دوم اخراج به طور کامل انجام نشد و رشد اشتغال زنان زنان از آن پس با گسترش مشاغل خدماتی ارتباط نزدیک پیدا کرد. هرچند توجه ((دور کیم )) به اخلاق کار ، نقد ((کارل مارکس)) بر تقسیم کار در جامعه صنعتی و تاکید ((ماکس وبر )) بر فهم تفسیری از رفتار عاملان در جامعه شناسی اشتغال حائز اهمیت است، باید اذعان کرد، هیچ کدام از سه نفر در موارد مهمی چون مناسبات بین گروه های جنسی و نژادی ، اهمیت روابط بین محدوده فعالیت در محل کار و خانه و ... بحث نکرده اند.
شاید تاکید بر نقش جنبشی راه حل دیگر باشد : ((پارسونز)) خانواده را پاره ای از نظام کل جامعه می داند که بر مبنای تفکیک نقش های جنسی بنا شده است. تخصص و تفکیک نقش ها به حفظ نظام خانوادگی و وحدت آن کمک می کند و بنای اجتماعی کردن کودک است.
این ملاک برای دختران مجرد قابل طرح نیست اما در سایر موارد قابل بحث است . از آنجا که یکی از اهداف مهم ازدواج و تشکیل خانواده بقای نسل و تولید مثل است ، همچنین یکی از رموز خوشبختی انسان داشتن فرزند است، به نظر می رسد اصلی ترین بخش این مسئولیت در دوران بارداری ،شیرخوارگی و سال های اولیه مراقبت و تربیت بر عهده زن می باشد، لذا اشتغال زن نباید مغایرتی با وظیفه ی مادری داشته باشد. امروزه نه تنها در قوانین داخلی ، بلکه در کنوانسیون های بین المللی نیز اموری چون مرخصی زایمان، نگهداری اطفال و ممنوعیت اخراج از کار به دلیل بارداری به رسمیت شناخته شده است.
بنابراین وظیفه ی مادری قابل اغماض یا تقلیل نیست و باید شرایط شغلی زنان و مادران تعدیل و با وظایف مادری هماهنگ شود.
از منظر اسلام وظیفه ی مادری جایگاه والایی دارد لذا دل مادر موسی از هرچیز جز فکر فرزند تهی گشته بود. (( و اصبح فواد ام موسی فارغا...)) و همچنین مادر حضرت مریم چنان دخترش را شایسته تربیت می کند که به نیکویی مورد پذیرش الهی قرار می گیرد و شایستگی مادری برای حضرت مسیح می شود.
با توجه به اولویت حضانت فرزندان برای مادر تا هفت سال نیز این مطلب روشن می گردد که مادر باید فرصت و فراغت لازم برای مراقبت و تربیت کودک داشته باشد و اشتغال مادر نباید به این امر خطیر آسیب برساند.
انتهای پیام/ش
در ایران در دوره های قبل و بعداز اسلام تا نیمه ی قرن دوازدهم در کل جامعه (شهری و روستایی) زنان صرفاً در زمینه ی خانواده نقش اول را داشتند و فعالیت های آنان عمدتاً محدود به کارهای خانه می شد و حتی نقش آنان در خارج از خانه در واقع ادامه ی نقش وی در داخل خانه بود.
از نیمه ی قرن دوازدهم تا قرن چهاردهم به دلیل ارتباط وسیع تر ایران با تمدن صنعتی غرب ، به تدریج تغییراتی در ساختار اجتماعی-اقتصادی جامعه و در نتیجه دگرگونی در زندگی و موقعیت زنان پایتخت و شهر های بزرگ گردید. ولی در موقعیت اجتماعی زنان روستایی و زنان ایل نشین به دلیل دور ماندن از ارزش های غربی ،تغییرات عمده ای به وجود نیامد.
از جمله فعالینت هایی که زنان به آن اشتغال داشتند : کارگری در کارخانه های نساجی ، قالیبافی و شیلات بود. مشاغل سیاسی محدود و منحصر به زنان ئابسته به طبقه ی حاکم بود. بجز این موارد ، زنان معمولاً مسئول فعالیت های داخل خانه (اعم از بچه داری ، نظافت و آشپزی و .. ) بودند.
در قرن چهاردهم با توجه به امکانات تحصیلات عمومی ، اشتغال زنان در خارج از خانه رشد بیش تری پیدا کرد، در عین حال آخرین سرشماری در سال 1355 نشان می دهد 7/13 درصد زنان ، در مقابل 3/86 درصد مردان در کل کشور مشغول به کار بودند.
بنابراین در اکثریت جامعه همان الگوی تقسیم کار وجود دارد و اشتغال زنان محدود بوده است.
البته بر اساس آخرین آمار های بین الملل ، نیروی کار در کشور های توسعه یافته حدود نیمی از جمعیت کل است که از این میزان حدود 40% آن را را زنان بالاتر از 15 سال تشکیل می دهند.
این آمار در کشورهای درحال توسعه متفاوت است ، در این کشور ها در حدود 50-40 درصد از کل جمعیت را نیروی کار تشکیل می دهند. و از این میزان حدود 40-20 درصد آن به زنان اختصاص دارد. بنابراین مشارکت اقتصادی زنان در جهان معاصر به ویژه در کشورهای پیشرفته رو به افزایش می باشد.
((آنتونی گیدنز)) معتقد است : هرچند کار خانگی از نظر ارزش تقریباً معادل یک سوم کار تولید سالانه در اقتصاد امروزی است، کار بی مزد زنان در حوزه خانگی تا اندازه ی زیادی نادیده گرفته می شود. قبل از شهرنشینی اکثر زنان وظایف گوناگون را افزون بر مراقبت از کودکان و کارهای خانه انجام می دادند، وظایف زنان اغلب هماهنگی نزدیک با مردان داشت و خانه احد تولید یگانه ای را تشکیل می داد. با پیدایش و توسعه ی محل های کار جدا از خانه ، تولید نیز از مصرف جدا گردید و بانوی خانه یک مصرف کننده شد.
بین دو جنگ جهانی تعداد زنان خانه دار به اوج رسیده اگرچه برای زنان غیر متاهل معمول بود که شاغل مزد بگیر باشند. در هردو جنگ جهانی زنان تشویق به اشتغال شدند تا جای مردانی که به نیروهای مسلح پیوسته بودند را بگیرند. پس از جنگ جهانی اول آنها اخراج شدند، اما بعداز پایان جنگ جهانی دوم اخراج به طور کامل انجام نشد و رشد اشتغال زنان زنان از آن پس با گسترش مشاغل خدماتی ارتباط نزدیک پیدا کرد. هرچند توجه ((دور کیم )) به اخلاق کار ، نقد ((کارل مارکس)) بر تقسیم کار در جامعه صنعتی و تاکید ((ماکس وبر )) بر فهم تفسیری از رفتار عاملان در جامعه شناسی اشتغال حائز اهمیت است، باید اذعان کرد، هیچ کدام از سه نفر در موارد مهمی چون مناسبات بین گروه های جنسی و نژادی ، اهمیت روابط بین محدوده فعالیت در محل کار و خانه و ... بحث نکرده اند.
شاید تاکید بر نقش جنبشی راه حل دیگر باشد : ((پارسونز)) خانواده را پاره ای از نظام کل جامعه می داند که بر مبنای تفکیک نقش های جنسی بنا شده است. تخصص و تفکیک نقش ها به حفظ نظام خانوادگی و وحدت آن کمک می کند و بنای اجتماعی کردن کودک است.
این ملاک برای دختران مجرد قابل طرح نیست اما در سایر موارد قابل بحث است . از آنجا که یکی از اهداف مهم ازدواج و تشکیل خانواده بقای نسل و تولید مثل است ، همچنین یکی از رموز خوشبختی انسان داشتن فرزند است، به نظر می رسد اصلی ترین بخش این مسئولیت در دوران بارداری ،شیرخوارگی و سال های اولیه مراقبت و تربیت بر عهده زن می باشد، لذا اشتغال زن نباید مغایرتی با وظیفه ی مادری داشته باشد. امروزه نه تنها در قوانین داخلی ، بلکه در کنوانسیون های بین المللی نیز اموری چون مرخصی زایمان، نگهداری اطفال و ممنوعیت اخراج از کار به دلیل بارداری به رسمیت شناخته شده است.
بنابراین وظیفه ی مادری قابل اغماض یا تقلیل نیست و باید شرایط شغلی زنان و مادران تعدیل و با وظایف مادری هماهنگ شود.
از منظر اسلام وظیفه ی مادری جایگاه والایی دارد لذا دل مادر موسی از هرچیز جز فکر فرزند تهی گشته بود. (( و اصبح فواد ام موسی فارغا...)) و همچنین مادر حضرت مریم چنان دخترش را شایسته تربیت می کند که به نیکویی مورد پذیرش الهی قرار می گیرد و شایستگی مادری برای حضرت مسیح می شود.
با توجه به اولویت حضانت فرزندان برای مادر تا هفت سال نیز این مطلب روشن می گردد که مادر باید فرصت و فراغت لازم برای مراقبت و تربیت کودک داشته باشد و اشتغال مادر نباید به این امر خطیر آسیب برساند.
انتهای پیام/ش
در ایران در دوره های قبل و بعداز اسلام تا نیمه ی قرن دوازدهم در کل جامعه (شهری و روستایی) زنان صرفاً در زمینه ی خانواده نقش اول را داشتند و فعالیت های آنان عمدتاً محدود به کارهای خانه می شد و حتی نقش آنان در خارج از خانه در واقع ادامه ی نقش وی در داخل خانه بود.
, .,از نیمه ی قرن دوازدهم تا قرن چهاردهم به دلیل ارتباط وسیع تر ایران با تمدن صنعتی غرب ، به تدریج تغییراتی در ساختار اجتماعی-اقتصادی جامعه و در نتیجه دگرگونی در زندگی و موقعیت زنان پایتخت و شهر های بزرگ گردید. ولی در موقعیت اجتماعی زنان روستایی و زنان ایل نشین به دلیل دور ماندن از ارزش های غربی ،تغییرات عمده ای به وجود نیامد.
,از جمله فعالینت هایی که زنان به آن اشتغال داشتند : کارگری در کارخانه های نساجی ، قالیبافی و شیلات بود. مشاغل سیاسی محدود و منحصر به زنان ئابسته به طبقه ی حاکم بود. بجز این موارد ، زنان معمولاً مسئول فعالیت های داخل خانه (اعم از بچه داری ، نظافت و آشپزی و .. ) بودند.
, .,در قرن چهاردهم با توجه به امکانات تحصیلات عمومی ، اشتغال زنان در خارج از خانه رشد بیش تری پیدا کرد، در عین حال آخرین سرشماری در سال 1355 نشان می دهد 7/13 درصد زنان ، در مقابل 3/86 درصد مردان در کل کشور مشغول به کار بودند.
, .,بنابراین در اکثریت جامعه همان الگوی تقسیم کار وجود دارد و اشتغال زنان محدود بوده است.
,البته بر اساس آخرین آمار های بین الملل ، نیروی کار در کشور های توسعه یافته حدود نیمی از جمعیت کل است که از این میزان حدود 40% آن را را زنان بالاتر از 15 سال تشکیل می دهند.
,این آمار در کشورهای درحال توسعه متفاوت است ، در این کشور ها در حدود 50-40 درصد از کل جمعیت را نیروی کار تشکیل می دهند. و از این میزان حدود 40-20 درصد آن به زنان اختصاص دارد. بنابراین مشارکت اقتصادی زنان در جهان معاصر به ویژه در کشورهای پیشرفته رو به افزایش می باشد.
,((آنتونی گیدنز)) معتقد است : هرچند کار خانگی از نظر ارزش تقریباً معادل یک سوم کار تولید سالانه در اقتصاد امروزی است، کار بی مزد زنان در حوزه خانگی تا اندازه ی زیادی نادیده گرفته می شود. قبل از شهرنشینی اکثر زنان وظایف گوناگون را افزون بر مراقبت از کودکان و کارهای خانه انجام می دادند، وظایف زنان اغلب هماهنگی نزدیک با مردان داشت و خانه احد تولید یگانه ای را تشکیل می داد. با پیدایش و توسعه ی محل های کار جدا از خانه ، تولید نیز از مصرف جدا گردید و بانوی خانه یک مصرف کننده شد.
, .,بین دو جنگ جهانی تعداد زنان خانه دار به اوج رسیده اگرچه برای زنان غیر متاهل معمول بود که شاغل مزد بگیر باشند. در هردو جنگ جهانی زنان تشویق به اشتغال شدند تا جای مردانی که به نیروهای مسلح پیوسته بودند را بگیرند. پس از جنگ جهانی اول آنها اخراج شدند، اما بعداز پایان جنگ جهانی دوم اخراج به طور کامل انجام نشد و رشد اشتغال زنان زنان از آن پس با گسترش مشاغل خدماتی ارتباط نزدیک پیدا کرد. هرچند توجه ((دور کیم )) به اخلاق کار ، نقد ((کارل مارکس)) بر تقسیم کار در جامعه صنعتی و تاکید ((ماکس وبر )) بر فهم تفسیری از رفتار عاملان در جامعه شناسی اشتغال حائز اهمیت است، باید اذعان کرد، هیچ کدام از سه نفر در موارد مهمی چون مناسبات بین گروه های جنسی و نژادی ، اهمیت روابط بین محدوده فعالیت در محل کار و خانه و ... بحث نکرده اند.
, .,شاید تاکید بر نقش جنبشی راه حل دیگر باشد : ((پارسونز)) خانواده را پاره ای از نظام کل جامعه می داند که بر مبنای تفکیک نقش های جنسی بنا شده است. تخصص و تفکیک نقش ها به حفظ نظام خانوادگی و وحدت آن کمک می کند و بنای اجتماعی کردن کودک است.
,این ملاک برای دختران مجرد قابل طرح نیست اما در سایر موارد قابل بحث است . از آنجا که یکی از اهداف مهم ازدواج و تشکیل خانواده بقای نسل و تولید مثل است ، همچنین یکی از رموز خوشبختی انسان داشتن فرزند است، به نظر می رسد اصلی ترین بخش این مسئولیت در دوران بارداری ،شیرخوارگی و سال های اولیه مراقبت و تربیت بر عهده زن می باشد، لذا اشتغال زن نباید مغایرتی با وظیفه ی مادری داشته باشد. امروزه نه تنها در قوانین داخلی ، بلکه در کنوانسیون های بین المللی نیز اموری چون مرخصی زایمان، نگهداری اطفال و ممنوعیت اخراج از کار به دلیل بارداری به رسمیت شناخته شده است.
, .,بنابراین وظیفه ی مادری قابل اغماض یا تقلیل نیست و باید شرایط شغلی زنان و مادران تعدیل و با وظایف مادری هماهنگ شود.
,از منظر اسلام وظیفه ی مادری جایگاه والایی دارد لذا دل مادر موسی از هرچیز جز فکر فرزند تهی گشته بود. (( و اصبح فواد ام موسی فارغا...)) و همچنین مادر حضرت مریم چنان دخترش را شایسته تربیت می کند که به نیکویی مورد پذیرش الهی قرار می گیرد و شایستگی مادری برای حضرت مسیح می شود.
, .,با توجه به اولویت حضانت فرزندان برای مادر تا هفت سال نیز این مطلب روشن می گردد که مادر باید فرصت و فراغت لازم برای مراقبت و تربیت کودک داشته باشد و اشتغال مادر نباید به این امر خطیر آسیب برساند.
,,
انتهای پیام/ش
,,
]
ارسال دیدگاه