عوام‌فریبی مجلس‌نشینان با شعار فرصت‌سازی برای جوانان؛

چالش پیرمردها در آذربایجان‌شرقی/ استاندار جوان کیست؟

چالش پیرمردها در آذربایجان‌شرقی/ استاندار جوان کیست؟
آیا یک نخبه‌ی جوان و کاربلد فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی در آذربایجان‌شرقی وجود ندارد تا امور را در دست گیرد و برای مردم کار کند؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، نمایندگان ملت مستثنی‌هایشان را زده و با هدف ایجاد فرصت برای جوانان قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان را به تصویب رسانده‌اند. برای همین هم با هیاهوی رسانه‌ای چندین استاندار من‌جمله مجید خدابخش خانه‌نشین شده‌اند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

تا بدین‌جایِ کار حرفی نیست و بازنشسته باید برود، مخصوصاً اگر متولد سال 1335 بوده و 62 سالی در این دنیا روزگار گذرانده باشد. اما کدام جوان توانمند و لایق باید جایِ این بازنشسته را بگیرد تا هدفِ نهایی قانون منع‌ به‌کارگیری بازنشستگان به سرانجام برسد؟!

نمایندگانی که خود قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان را به تصویب رسانده‌اند درپی انتصاب کهنسالانی دیگرند که به انحاء مختلف مشمولِ قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان نمی‌شوند. اولین گزینه‌شان یعنی حمید چیت‌چیان که اکثریت نیز بر روی استانداری‌اش اتفاق نظر داشتند متولد 1336 بود و تنها یک سال از امثالِ خدابخش و جبارزاده کمتر داشت.

بعد از آن گزینه‌هایی همچون علیرضا منادی (متولد 1348)، جواد جهانگیرزاده ( متولد 1345)، محمدرضا پورمحمدی (متولد 1337)، پوری‌حسینی (متولد 1340)، بهرام سرمست (متولد 1343) و جواد رحمتی که همچون بانوان تاریخِ تولدش نامعلوم است و در گوگل یافت نمی‌شود به‌عنوان گزینه‌ی استانداری مطرح شدند.

همه‌ی گزینه‌هایی که تاکنون برای استانداری آذربایجان‌شرقی از سوی اشخاص ذی‌نفوذ مطرح شده‌اند 50 سال و حتی 60 سال را نیز رد کرده‌اند و در میان آنان یک دهه‌ شصتی و یا پنجاهی یافت نمی‌شود. با این رویه اگر قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان برای جوانان فرصت است، چرا این فرصت برای آنان فراهم نمی‌شود؟ آیا جوانِ لایق و کاربلدی که توانایی اداره‌ی استان را داشته باشد و طرح نامِ او دهان منتقدان را ببندد، وجود ندارد؟!

پاسخ روشن است، خیر وجود ندارد! جوانِ محصلِ، کاربلد، پاکدست و لایق که از عهده‌ی اداره‌ی استان بر بیاید به‌اندازه کافی است، اما از آنجا که در پست‌های کوچک‌تر همچون فرمانداری شهرستان‌ها، ریاست ادارات و معاونت‌های استانداری از ابتدا به این جوان امکان رشد و بلوغ نداده‌اند حال سابقه‌شان اجازه‌ی حضورشان در استانداری را نمی‌دهد و همچنان این جوانان در ادارات و شهرستان‌های کوچک قربانی پیرمردها می‌شوند.

با وضعیت موجود قانون منع‌ به‌کارگیری بازنشستگان چیزی جز عوام‌فریبی نیست که سرانجام آن به چالش مدیریتی در استان‌ها و جایگزینی پیرمردی به‌جای پیرمردی دیگر ختم می‌شود. مگر آنکه تعریف‌ها از مدیر جوان متفاوت باشد و متولدین دهه‌ی سی و چهل را هم جوان رعنا و خوش قد و بالا محسوب کنند!

انتهای پیام/

 
 
,

تا بدین‌جایِ کار حرفی نیست و بازنشسته باید برود، مخصوصاً اگر متولد سال 1335 بوده و 62 سالی در این دنیا روزگار گذرانده باشد. اما کدام جوان توانمند و لایق باید جایِ این بازنشسته را بگیرد تا هدفِ نهایی قانون منع‌ به‌کارگیری بازنشستگان به سرانجام برسد؟!

نمایندگانی که خود قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان را به تصویب رسانده‌اند درپی انتصاب کهنسالانی دیگرند که به انحاء مختلف مشمولِ قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان نمی‌شوند. اولین گزینه‌شان یعنی حمید چیت‌چیان که اکثریت نیز بر روی استانداری‌اش اتفاق نظر داشتند متولد 1336 بود و تنها یک سال از امثالِ خدابخش و جبارزاده کمتر داشت.

بعد از آن گزینه‌هایی همچون علیرضا منادی (متولد 1348)، جواد جهانگیرزاده ( متولد 1345)، محمدرضا پورمحمدی (متولد 1337)، پوری‌حسینی (متولد 1340)، بهرام سرمست (متولد 1343) و جواد رحمتی که همچون بانوان تاریخِ تولدش نامعلوم است و در گوگل یافت نمی‌شود به‌عنوان گزینه‌ی استانداری مطرح شدند.

همه‌ی گزینه‌هایی که تاکنون برای استانداری آذربایجان‌شرقی از سوی اشخاص ذی‌نفوذ مطرح شده‌اند 50 سال و حتی 60 سال را نیز رد کرده‌اند و در میان آنان یک دهه‌ شصتی و یا پنجاهی یافت نمی‌شود. با این رویه اگر قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان برای جوانان فرصت است، چرا این فرصت برای آنان فراهم نمی‌شود؟ آیا جوانِ لایق و کاربلدی که توانایی اداره‌ی استان را داشته باشد و طرح نامِ او دهان منتقدان را ببندد، وجود ندارد؟!

پاسخ روشن است، خیر وجود ندارد! جوانِ محصلِ، کاربلد، پاکدست و لایق که از عهده‌ی اداره‌ی استان بر بیاید به‌اندازه کافی است، اما از آنجا که در پست‌های کوچک‌تر همچون فرمانداری شهرستان‌ها، ریاست ادارات و معاونت‌های استانداری از ابتدا به این جوان امکان رشد و بلوغ نداده‌اند حال سابقه‌شان اجازه‌ی حضورشان در استانداری را نمی‌دهد و همچنان این جوانان در ادارات و شهرستان‌های کوچک قربانی پیرمردها می‌شوند.

با وضعیت موجود قانون منع‌ به‌کارگیری بازنشستگان چیزی جز عوام‌فریبی نیست که سرانجام آن به چالش مدیریتی در استان‌ها و جایگزینی پیرمردی به‌جای پیرمردی دیگر ختم می‌شود. مگر آنکه تعریف‌ها از مدیر جوان متفاوت باشد و متولدین دهه‌ی سی و چهل را هم جوان رعنا و خوش قد و بالا محسوب کنند!

انتهای پیام/

 
,

تا بدین‌جایِ کار حرفی نیست و بازنشسته باید برود، مخصوصاً اگر متولد سال 1335 بوده و 62 سالی در این دنیا روزگار گذرانده باشد. اما کدام جوان توانمند و لایق باید جایِ این بازنشسته را بگیرد تا هدفِ نهایی قانون منع‌ به‌کارگیری بازنشستگان به سرانجام برسد؟!

,

نمایندگانی که خود قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان را به تصویب رسانده‌اند درپی انتصاب کهنسالانی دیگرند که به انحاء مختلف مشمولِ قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان نمی‌شوند. اولین گزینه‌شان یعنی حمید چیت‌چیان که اکثریت نیز بر روی استانداری‌اش اتفاق نظر داشتند متولد 1336 بود و تنها یک سال از امثالِ خدابخش و جبارزاده کمتر داشت.

,

بعد از آن گزینه‌هایی همچون علیرضا منادی (متولد 1348)، جواد جهانگیرزاده ( متولد 1345)، محمدرضا پورمحمدی (متولد 1337)، پوری‌حسینی (متولد 1340)، بهرام سرمست (متولد 1343) و جواد رحمتی که همچون بانوان تاریخِ تولدش نامعلوم است و در گوگل یافت نمی‌شود به‌عنوان گزینه‌ی استانداری مطرح شدند.

,

همه‌ی گزینه‌هایی که تاکنون برای استانداری آذربایجان‌شرقی از سوی اشخاص ذی‌نفوذ مطرح شده‌اند 50 سال و حتی 60 سال را نیز رد کرده‌اند و در میان آنان یک دهه‌ شصتی و یا پنجاهی یافت نمی‌شود. با این رویه اگر قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان برای جوانان فرصت است، چرا این فرصت برای آنان فراهم نمی‌شود؟ آیا جوانِ لایق و کاربلدی که توانایی اداره‌ی استان را داشته باشد و طرح نامِ او دهان منتقدان را ببندد، وجود ندارد؟!

,

پاسخ روشن است، خیر وجود ندارد! جوانِ محصلِ، کاربلد، پاکدست و لایق که از عهده‌ی اداره‌ی استان بر بیاید به‌اندازه کافی است، اما از آنجا که در پست‌های کوچک‌تر همچون فرمانداری شهرستان‌ها، ریاست ادارات و معاونت‌های استانداری از ابتدا به این جوان امکان رشد و بلوغ نداده‌اند حال سابقه‌شان اجازه‌ی حضورشان در استانداری را نمی‌دهد و همچنان این جوانان در ادارات و شهرستان‌های کوچک قربانی پیرمردها می‌شوند.

,

با وضعیت موجود قانون منع‌ به‌کارگیری بازنشستگان چیزی جز عوام‌فریبی نیست که سرانجام آن به چالش مدیریتی در استان‌ها و جایگزینی پیرمردی به‌جای پیرمردی دیگر ختم می‌شود. مگر آنکه تعریف‌ها از مدیر جوان متفاوت باشد و متولدین دهه‌ی سی و چهل را هم جوان رعنا و خوش قد و بالا محسوب کنند!

,

انتهای پیام/

,
 
,
 
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه