مدیر و معاونین شهرستان خرامه:
«آموزش و پرورشی ها» از اولین روز مدرسه خود می گویند
مدیر و معاونین آموزش و پرورش شهرستان خرامه در آستانه سال تحصیلی جدید از خاطرات اولین روز مدرسه خود می گویند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صدای خرامه، اولین روز مدرسه یکی از پرخاطره ترین روزهای زندگی است که همیشه سوژه جالبی برای خبرنگاران بوده است؛ از این رو به سراغ مدیر و معاونین آموزش و پرورش شهرستان خرامه رفتیم تا خاطره این تجربه بزرگ را از زبان آنها بشنویم:
, شبکه اطلاع رسانی دانا, صدای خرامه,کرامت کاظمی، مدیر آموزش و پرورش شهرستان خرامه: با نقشه ای که پدرم ریخت به مدرسه رفتم
, کرامت کاظمی، مدیر آموزش و پرورش شهرستان خرامه: با نقشه ای که پدرم ریخت به مدرسه رفتم,در سال 49 در مدرسه 25 شهریور درس می خواندم، آقای صفایی مدیر مدرسه، خانم پروین معلم کلاس اول و آقای طالبی خدمتگزار مدرسه بود. از آنجا که 2 روز از آغاز مدارس گذشته بود و من حاضر به رفتن به مدرسه نبودم با پدرم به باغ رفتیم و برایم چند انار چید. بعد از آن به بهانه گرفتن نان، به نانوایی کنار مدرسه 25 شهریور (اداره آموزش و پرورش قدیم) رفتیم.
,"مش اصغر" خدمتگزار مدرسه، طبق نقشه ای که پدرم با او ریخته بود دست مرا گرفت و گفت بیا در مدرسه دوری بزنیم و با این برخورد خوب وارد مدرسه شدم؛ این برخورد مهربانانه مش اصغر را هیچ فراموش نمی کنم.
,هدایت اله کشاورز، معاون توسعه، مدیریت و پشتیبانی: خوش رویی خانم همتی باعث شد که از مدرسه فرار نکنم
, هدایت اله کشاورز، معاون توسعه، مدیریت و پشتیبانی: خوش رویی خانم همتی باعث شد که از مدرسه فرار نکنم,سال 56 در مدرسه داریوش، مدیر مدرسه آقای حسینی، آقای اعتماد خدمتگزار و خانم همتی معلم کلاس اول بود. با توجه به اینکه قبل از مدرسه به مکتب می رفتیم و خانم عفت کشاورز معلم مکتبخانه بود با حال و هوای درس و مشق آشنا بودیم.
,با بچه های محل و هم بازی هایمان به کلاس درس می رفتیم و با هم برمی گشتیم. خانم همتی معلم خوشرو و خوش اخلاقی بود و به همین خاطر ما از مدرسه فراری نمی شدیم.
,یوسف زارعی، معاون پرورشی و تربیت بدنی: در 4 سالگی در کلاس اول درس خواندم
, یوسف زارعی، معاون پرورشی و تربیت بدنی: در 4 سالگی در کلاس اول درس خواندم,از آنجا که هیکل درشتی داشتم در 4 سالگی در کلاس اول درس خواندم. آقای حبیبی مدیر مدرسه شهید رضایی سجل آباد (سال 58) همسایه ما بود و هر روز به من می گفت چرا مدرسه نمی آیی؟ اما وقتی وارد مدرسه می شدم آقای شعبانی معاون مدرسه من را بیرون می انداخت به همین خاطر سه سال را بدون ثبت نام گذراندم.
,آقای عمو، معلم کلاس اول برای تنبیه بچه ها تعدادی سکه روی بخاری می گذاشت و می گفت هرکس اذیت کرد باید این سکه ها را بردارد.
,بهبود قائدی، معاون آموزشی: با کیف سنتی مان که یک گونی بود وارد مدرسه شدیم
, بهبود قائدی، معاون آموزشی: با کیف سنتی مان که یک گونی بود وارد مدرسه شدیم,سال 59 با کیف سنتی مان که یک گونی بود وارد دبستان وحدت خیرآباد شدیم. پدرم (شهید فضل اله قائدی) مرا در این مدرسه ثبت نام کرد. مدیر مدرسه آقای حسینی، آقای صفری خدمتگزار و آقای بوستانی معلم کلاس اول بود.
,در کنار درس خواندن، در کشاورزی و دامپروری به پدرم کمک می کردم. یک روز که کتاب تعلیمات اجتماعی را به پدرم نشان دادم و گفتم "ببین چقدر نو است"، در جواب به من گفت : "نخوندیش نو مونده اگه خونده بودی پاره پوره میشد".
,,

, انتهای پیام/ج
]
ارسال دیدگاه