یک دلیل که هفتاد و یک دلیل را رد میکند!
ما به یک دلیل محکم میگوییم مشکلات این شهر بهحدی است که اگر مسئولین از کنار آن بیتوجه رد شوند؛ روزی آتش مشکلات این شهر دامن آنان را هم خواهد گرفت و در آن غرق خواهند شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل آسوبان، شهرستان کوهدشت با جمعیتی بالغ بر 230000 نفر سومین شهر استان از لحاظ جمعیت و وسعت میباشد. کوهدشت قدمتی به تاریخ میرملاس و به بلندای کوهای زاگرس دارد. شهری با داشتن منابع عظیم خدادادی که متأسفانه کمترین سهم از اعتبارات استانی و کشوری را دارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آسوبان,وجود مظلومیت و محرومیت در این شهر به حدی است که بعضی اوقات انسان تصور میکند این شهر جزء ایران نیست! وقتی نقش مردان بلند آوازه این دیار در قبل و بعد از انقلاب را در کتابهای تاریخ ورق میزنیم میبینیم که فرزندان این دیار سربازان فداکار و لایقی برای کشور خود بودهاند.
,مگر گذشت زمان میتواند نقش گردان محبین و کمیل و فرماندهان کوهدشتی آن را از حافظه تاریخ پاک بکند!؟ مگر صفهای دشمنشکن مردم کوهدشت در انتخاباتها را کسی میتواند نادیده بگیرد!؟ مگر حضور گسترده مردم در راهپیماییهای مردم کوهدشت قابل کتمان است!؟ مردم کوهدشت چه باید میکردند، که نکردند؟!
,ما رسانهها هر چه داد میزنیم بعضی از مسئولین ما را محکوم به سیاهنمایی میکنند و قضیه ما و مسئولین شبیه به بحث و جدل همان دو نفری است که بر سر آب یک استخر با هم بحث میکردند. یکی از آنها میگفت به هفتاد و یک دلیل در این استخر آب نیست. دومی گفت: من یک دلیل دارم اجازه بده من دلیلم را بیان کنم بعد شما هفتاد و یک دلیلت را بگو. نفر اول گفت بفرما. نفر دوم وی رو هل داد و در حالی که داشت توی استخر دست و پا میزد و خفه میشد، نفر دوم گفت: این یک دلیل من، حالا هفتاد و یک دلیلت را بگو.
,ما به یک دلیل محکم میگوییم مشکلات این شهر بهحدی است که اگر مسئولین از کنار آن بیتوجه رد شوند؛ روزی آتش مشکلات این شهر دامن آنان را هم خواهد گرفت و در آن غرق خواهند شد. هیچ آدم عاقلی وجود مشکلات زیاد در کوهدشت را نمیتواند توجیه بکند.
,به نظر شما بحران کمآبی بین دو رودخانه سیمره و کشکان قابل توجیه است؟ به نظر شما بیمارستان امام خمینی(ره) با رده بندی D (از رده خارج) به زعم نظر کارشناسان وزارت بهداشت در شأن این مردم است؟ آیا این بیمارستان جوابگوی جمعیت 230000 نفری است؟
,

, آیا مسئولین از وضعیت پایانه مسافربری خرمآباد- کوهدشت و بالعکس خبر دارند؟ آیا مسئولین ما سواد مشکلات اشتغال و بیکاری بالای50 درصد را دارند؟ آیا به خود زحمت دادهاند به آمار زندانیان و معتادان که آتش عقبه همین بیکاری است، سری بزنند؟ آیا مسئولین ما میدانند فرزندان این دیار دور میدانهای پایتخت مضحکه دست دختران و پسران لا ابالی هستند و هر از چند گاهی چندین نفر از آنان زیر آوار جان میدهند؟
,

, چرا طرح چهار بانده شدن مسیر کوهدشت – خرمآباد که جزء طرحهای مهرماندگار دولت قبلی بود هنوز تکمیل نشده است؟ چرا مصوبات دولت قبلی همچون خط راهآهن، ماشینسازی و پتروشیمی به وادی فراموشی سپرده شدند؟ و بقیهاش را شما بگویید...
,اگر این واقعیات قابل انکار است، بفرمایند که چرا؟ و اگر قابل انکار نیست - که نیست - اهانت به مردم برای چیست؟ درست است که مردم با نجابت این دیار به خاطر منافع نظام سکوت کرده و لب به اعتراض نمیگشایند ولی مسئولین مربوطه باید حیا کنند و لازم است بگوییم در دیگ باز است؛ حیای گربه کجاست؟
,ریشهی اصلی این مشکلات را میتوان در عدم توجه مسئولین کشوری و کمتوجهی مسئولین ارشد استانی و نمایندگان ادوار گذشته و حال مجلس شورای اسلامی کوهدشت پیدا کرد. یکی دیگر از ریشههای بدبختی این مردم پدیده شوم سیاسیبازی است که آینده شهرستان را به شدت تهدید میکند و دلسوزان باید فکری اساسی برای حل این مشکل بکنند.
,

, داستانی را یکی از دوستان خبرنگارم درباره نقش رسانهها نقل کرده بودند که ما خبرنگاران باید منش قهرمان این داستان را الگوی خود قرار دهیم. در روزگاران قدیم در دهی بسیار ویرانه و خراب، نقاشی زندگی میکرد، نقاش تمام روستا را نقاشی کرد و به خدمت پادشاه شرفیاب شد و نقاشی را به رویت پادشاه رساند، پادشاه گفت: این روستا در کشور من است؟ نقاش گفت: بله! این نقاشی یکی از روستاهای کشور شماست. پادشاه وزیر را طلبید و گفت: چگونه است که در کشور من اینچنین ده ویرانهای وجود دارد؟
,وزیر گفت: قبلهی عالم سلامت! نقاش دروغ میگوید. آنگاه پادشاه نقاش را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید: اگر حرف وزیر درست باشد تو حاضری به سزای اعمال دروغ آمیزت برسی؟! نقاش میگوید آری. وزیر به پادشاه وعده میدهد که ظرف دو ماه آینده در معیت پادشاه همراه نقاش به روستا بروند و از نزدیک روستا را مشاهده کنند. در این مدت دو ماهه وزیر دستور میدهد روستا را آباد میکنند.
,بعد از دو ماه هنگام سفر فرا میرسد، پادشاه و وزیر و نقاش به روستا میروند، پادشاه با یک روستای آباد و سرسبز و بسیار زیبا مواجه میشود و دستور اعدام نقاش را میدهد. نقاش میگوید: برای اعدام حاضرم؛ چون که با نقاشیام به رسالت خودم که همان آبادی روستایم بود رسیدم.
,کار ما هم کار همان نقاش است. مسئولین ما که نتوانستند از مهر دولت احمدینژاد سهم این ده ویرانه را بگیرند؛ امید آن میرود که مسئولین محترم از امکانات دولت تدبیر و امید مردم را امیدوار به زندگی در این ده نمایند و گرنه فرزندان رسانهای کوهدشت با تمام وجود حاضر به انجام تکلیف خود در مقابل مردم هستند.
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه