زبان حالی برای دانش آموزان/ گوشی هایمان همچنان جان ما دردرون کیف ما

زبان حالی برای دانش آموزان/ گوشی هایمان همچنان جان ما دردرون کیف ما
الهام تیموری کارشناس علوم تربیتی، نویسنده ،شاعر و طنز پرداز خوش ذوق کودک نوجوان از تاثیرات شبکه های اجتماعی در مدارس خبر داد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل ار سپید پوش: الهام تیموری کارشناس علوم تربیتی، نویسنده، شاعر و طنز پرداز خوش ذوق کودک نوجوان در اوایل بازگشایی مدارس مسئولان، مدیران آموزش پرورش و پدران و مادران را از فرهنگ سازی و گرایش های دانش آموزان به شبکه های اجتماعی (لاین،وایبر،تانگو،وی چت) با خبر ساخت گفت: در عصر جدید اگر ما از دانش آموزان غافل شویم این شبکه های اجتماعی هستند که جای خود را به رهنمودهای والدین، دبیران و مشاوره خواهد  داد و همدم یار دانش آموزانی میشود که مورد توجه نه تنها خانواده بلکه بی توجهی  بعضی از مسئولان مدارس قرار می گیرند. این امر رفته رفته آسیب های  در اجتماع، خانواده و فرهنگ ملت ما به وجود میاورد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, سپید پوش, :,

در این رابطه شاعر خوش ذوق ما شعری را در قالب طنز برای مورد توجه قرار دادن مسئولان سروده است.

,

گرچه گوشی همچنان جانِ من است

,

در درون کیف و همراه من است

, د,

همچنان اینترنتش فعال هست

,

وایبرم پُر زِ جوک باحال هست

,

گرچه همچون ماهِ پیش و قبل از آن

,

میفرستم عکس در واتس آپ و لاین

,

گرچه وی چت صبح تا شب روشن است

,

حال ما چون گل ، میان گلشن است

,

گرچه فیلم و وُیس و نقاشی بِـپاست

,

لایک کردن تا اَبد در خونِ ماست

,

گرچه وی پی اِن بُوَد هر لحظه جور

,

می کنیم در فیس بوک اَخبار تور

,

گرچه در صد تا گروه عضویم ما

,

حرف و مطلب ، داغ ، می دزدیم ما

,

گرچه زیرِ میز آنتن ها کم است

,

لیک آن هم که نباشد ماتم است

,

گرچه دارد انتهای هر کلاس

,

یک پریز برق از نوع سه فاز

,

می شود در زنگ تفریح شارژ کرد

,

بعد که آمد معلم باز کرد

,

قفل گوشی را و هی ذوق مرگ شد

,

بین دنیای مجازی غرق شد

,

لیکن این دل باز دریای غم است

,

کار او این هفته تنها ماتم است

,

اول مهر است و آپدیت می روم

,

با گوشی یا اینکه تبلت می روم

,

هفتم است اینک کلاس درس من

,

باز هم غیبت ..تعلل…انجمن

,

باز محدودیت و محرومیت

,

حمل گوشی جرم با محکومیت

,

باز هم اخراج و قول و واسطه

,

باز هم آنتن ، فضولی ، رابطه 

,

باز هم آشوب و بلوا و فریب

,

در حیاط مدرسه صدتا رقیب

,

باز هم دعوا سر رنگ و مدل

,

میشود هر کس ز مال خود دودِل

,

قول رفتن به علا الدین دهند

,

زنگ آخر شد به شادی می دوند

,

ای عجب از این زمانه این فلک

,

قبل تر ها رسم بود چرخ و فلک

,

درس و مشق و مدرسه در جای خود

,

گیم و وایرلس شده حالا نخود

,

در درون نیمکت ها چفت چفت

,

می نشست شاگرد ممتاز و خِرِفت

,

زیر میز یک لقمه ی نان گر که بود

,

سی نفر زاغ زبل آن می ربود

,

تا دلت می خواست تفریح داشتیم

,

در روند رشد تسریع داشتیم

,

هوش ما مخصوص درس و مشق بود

,

واکمن و گوشی نبود و کشک بود

,

القضا حالا چنین واهی شده

,

زندگی کابوس بیداری شده

,

نسل آینده همه گوشی به دست

,

یک نفر نَه ، ده نفر آنلاین هست !

,

این شده تقدیر ما تقصیر ماست

,

قصه ی ما بود یک تعبیر راست !

,

شاعر:ال.تیموری

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه