پرونده "تحولات غرب آسیا و تروریسم"(۵)؛
حملات هوایی آمریکا به مواضع داعش، نقض حاکمیت عراق و سوریه
ایالات متحده در عراق سعی میکند از رضایت دولت مرکزی در حمله به داعش به عنوان توجیه کردن عمل خود استفاده کند؛ و در سوریه نیز به دلیل جنگ داخلی و ادعای ناتوانی دولت این کشور برای نابودی داعش بهره بگیرد و مواضع این گروه را بمباران نماید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صاحب نیوز، حاکمیت ازعنصر تاسیسی دولت ومتمایز کننده دولت از سایر انجمن ها است.ژان بدن اولین دانشمندی است که تعریف دقیق از حاکمیت ارائه داد.به نظر بدن حاکمیت قدرت برترو بدون محدودیت قانونی دولت بر شهروندان واتباع است. از نظر بدن مهمترین وظیفه حاکمیت قانون سازی است،اما خود حکمران از قانونی که به این شکل وضع شده باشد آزاد است.پس به نظر بدن حکمران منشا نامحدود حقوق مدنی است.پس حاکمیت صفت شخصی شاه نیست ،صفت دولت است حاکمیت عنصر موسس دولت است.بدن مفهوم حاکمیت را در شمار اجزای ذاتی جامعه سیاسی آورد وآن را عامل اصلی همبستگیی اجتماعی وسیاسی نامید که بدون آن جامعه پایدار نمی ماند.پس حاکمیت مهمترین اصلی است که فلسفه سیاسی جدید وقدیم را از هم جدا می کند. یکی از نتایج اصل حاکمیت ملی، عدم مداخله در امور داخلی یک دولت مستقل است. اصل عدم مداخله و اصل عدم توسل به زور به عنوان دو قاعده مهم نظام دهنده روابط بینالملل که هم مبنای عرفی و هم مبنای قراردادی دارند، مانع عمدهای در راه هر نوع مداخله محسوب میشوند. اصل عدم مداخله در امور داخلی دولت ها، به عنوان اصلی بنیادین در حقوق بین الملل، مبتنی بر حاکمیت، برابری و استقلال سیاسی دولت ها است. این اصل تکلیفی حقوقی بر دولت ها برای خودداری از دخالت در امور داخلی یکدیگر تحمیل می کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , صاحب نیوز, ,
,
, در جامعه بین المللی امروز، بسیاری از کشورها به ظاهر از سیاست عدم مداخله طرفداری می کنند و برای تقویت این موضع خود به منشور ملل متحد استناد می جویند. در عین حال، عملکرد بسیاری از دولت ها به ویژه دولت های اروپای غربی و آمریکا، در جهت نادیده گرفتن اصل عدم مداخله بوده است. این دولت ها – خواه صادقانه و خواه برای پوشاندن اغراض دیگر – ملاحظات بشردوستانه را در سیاست خارجی خود گنجانده و سعی دارند به عناوین گوناگون بر دولت هایی که از رعایت این قواعد به طرز آشکاری سرپیچی می کنند، فشار وارد آورند. هر چند ضوابط و معیارهای مربوط به مداخلات بشردوستانه، حاکمیت دولت ها را به سختی در مقابل اراده و قدرت جامعه بین المللی قرار می دهد، اما تحلیل گران می کوشند مداخلات را به گونه ای توجیه کنند:
,برخی برآنند که مداخله یک دولت را بر پایه «صیانت نفس» جنبه قانونی ببخشند. در جنگ دوم خلیج فارس، محاسبات برخی از دولت هایی که به ائتلاف مورد حمایت سازمان ملل می پیوستند، تحت تأثیر ضرورت آزادی جریان نفت و از این طریق برای دفاع از منافع خودشان بود.
,بر اساس دومین نوع توجیه مداخله، مداخله ای که با موافقت دولت پذیرنده صورت می گیرد، مشروع است. این توجیه در عین حال که زمینه ای برای مداخله فراهم می آورد، اصل حاکمیت را نیز محفوظ می دارد. از جمله، مقررات کلاسیک حفظ صلح سازمان ملل صراحت دارد که استقرار نیروهای حفظ صلح منوط به موافقت دولتی است که عملیات در خاک آن صورت می گیرد.
,سومین نوع توجیه مداخله، مداخله بر پایه اتفاق آرای اعضای جامعه بین المللی است. مفهوم سنتی مداخله بشردوستانه، به طور عمده ای بر مداخله یک جانبه یک یا چند دولت تأکید داشته است. در این نوع مداخله، امکان زیادی برای سوء استفاده از سوی دولت ها وجود داشته و انگیزه اصلی منافع ملی آن دولت ها بوده است. در مقابل، عده ای برای کاهش سوء استفاده، بر مداخله جمعی از طرف جامعه بین المللی تأکید نموده و با توجه به وجود سازمان های بین المللی در عصر کنونی، هر مداخله ای را صرفاً از طریق تصمیم این سازمان ها و به ویژه سازمان ملل متحد حائز اهمیت می دانند. اما از نظر برخی از صاحب نظران، حتی چنین مداخله ای نیز به دور از امکان سوء استفاده مداخله گران نیست.به هر حال، قطعنامه های شورای امنیت که بر اساس مقررات فصل هفتم منشور ملل حکم به مداخله می دهد، می تواند به منزله بیان مشروع نظر جامعه بین المللی تلقی گردد.
,چهارمین نوع توجیه مداخله، به جنگ های داخلی یا دیگر شرایطی مربوط می شود که در آن قدرت دولت مرکزی از هم پاشیده و حکومت در وضعیتی نیست که به تعهدات خود در رابطه با حاکمیت عمل کند. مواردی چون مداخله در بوسنی و سومالی از این نمونه هستند. این توجیه از این نظر با اصل حاکمیت سازگاری دارد که بر این فرض استوار است که حاکمیت مستلزم برخی مسؤولیت ها با وجود حداقل توانایی برای حکومت کردن است، و از سوی دیگر نشان دهنده بر هم خوردن موازنه میان اختیارات دولت ها و اختیارات جامعه بین المللی است.
,در پنجمین نوع توجیه مداخله، این نظر مطرح است که در موارد اضطراری، مداخله نظامی می تواند در دفاع از برخی ارزش های جهان شمول ضروری باشدموضوعاتی چون حقوق بشر، حفظ محیط زیست، صلح و امنیت بین المللی، حمایت از میراث مشترک، دموکراسی و اداره شایسته امور مردم در این مقوله مورد توجه قرار می گیرند. در چنین مواردی ممکن است ارزش های حاکمیت ها و دولت ها و ارزش های جامعه بشری در برابر هم قرار گیرند. بحث های امروزه در مورد حق استفاده از زور برای سازمان های بین المللی یا گروه هایی از دولت ها جهت پایان دادن به نقض گسترده و انبوه حقوق بشر، یا تخریب گسترده محیط زیست با استناد به همین نظریه بیان شده است
,در ششمین نوع توجیه مداخله، می توان جهانی را فراتر از جامعه دولت های ملی در نظر گرفت. جهانی که در آن یک قدرت بین المللی متمرکز وجود دارد. یا جهانی که در آن حق مشروع مداخله به چند مرجع منطقه ای واگذار شده باشد. البته جامعه بین المللی هنوز به این نقطه عطف در موازنه بین حاکمیت واحدها و اقتدار جامعه بین المللی دست نیافته است.
, ,
,
, هر چند ایالات متحده در عراق سعی میکند از رضایت دولت مرکزی در حمله به داعش به عنوان توجیه کردن عمل خود استفاده کند؛ و در سوریه نیز به دلیل جنگ داخلی و ادعای ناتوانی دولت این کشور برای نابودی داعش بهره بگیرد و مواضع این گروه را بمباران نماید. اما برخی بر این باورند که داعش ساخته کشورهای غربی برای سرنگونی حکومت بشار اسد بوده است بسیاری از حامیان پیمان مقاومت به صورت مشروع نگران تحرکات جاری آمریکا هستند که این بار با پوشش و نقاب مبارزه با تروریسم صورت میگیرد؛ به ویژه اینکه واشنگتن سالیان متمادی برای ایجاد گروههای تروریستی تمام تلاش خود را به کار بسته است و از نظر لوجستیکی و مالی آنان را حمایت میکند تا دولت سوریه را هدف قرار دهند. – دراین بار سردار فیروز آبادی می گویند: سابقه آمریکا و همپیمانان آن در منطقه به همه مسلمانان هشدار می دهد که هدف اصلی، توطئه همیشگی طرح خاورمیانه بزرگ برای تنظیم مرزها و چینش حاکمیت های سیاسی به نحوی است که یک جریان نفت ارزان به غرب و امنیت پایدار اشغالگران قدس تضمین شود و در این راستا هیچگاه نظر مردم منطقه و منافع کشورهای اسلامی مدنظر قرار نگرفته و نخواهد گرفت.ایشان تأکید کرد: ایجاد داعش و توطئه سرکوب آن بهانه ای مزورانه برای تضعیف مسلمانان و تأمین منافع غرب است.
,این واقعیت تلخ را نمی توان نادیده گرفت .متاسفانه در ساختار حقوقی بین المللی ، برخی دولت ها از امتیاز ویژهای در اداره امور بین المللی برخور دارند و همین امتیاز ویژه همواره گرایش به بی عدالتی و سیطره گری را در آنها حفظ می کند تا از همه مقدورات خود برای تاثیرگذاری در روند شکل گیری هنجارها و موازین حقوقی بین المللی بهره مند شوند یا در مقام اجرا و تفسیر قواعد و موازین بین المللی، همواره سوق دهنده فرآیندهای مربوطه در راستای منافع خود باشند. نفی سلطه گری مدرن با رویکرد مزوّرانه یاد شده، قطعا یکی از اولویت های عدالت خواهان و صلح دوستان در سراسر جهان است.آمریکا نیز در این میان بدون در نظرگرفتن حاکمیت دیگر کشورها و به بهانه مبارزه با تروریست سعی در نقض حاکمیت عراق و سوریه دارد.
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه