جانباز قطع نخاعی که وارد حوزه علمیه و تیم ملی شد+تصاویر
در شلمچه براثر ترکشهای گلوله توپ دشمن بهشدت زخمی شده و زمینگیر شدم، ولی روحیه بالایی داشتم و نگذاشتم این ترکشها به هدف خود برسند به طوری که توانستم با وجود معلولیت وارد تیم ملی شوم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، وقتی که در آخرین روز شهریورماه سال 59 رژیم بعث عراق با حمایتهای کشورهای مستکبر دنیا و نقشه آمریکای جنایتکار حمله به ایران اسلامی را آغاز کرد هیچگاه مستکبران باور نمیکردند که سیلی محکمی از رزمندگان اسلام خواهند خورد اما بههرحال جنگ تحمیلی و ظالمانه علیه ایران اسلامی زوایای گوناگونی داشت که نیاز بهمرور و بازخوانیهای بسیاری دارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، وقتی که در آخرین روز شهریورماه سال 59 رژیم بعث عراق با حمایتهای کشورهای مستکبر دنیا و نقشه آمریکای جنایتکار حمله به ایران اسلامی را آغاز کرد هیچگاه مستکبران باور نمیکردند که سیلی محکمی از رزمندگان اسلام خواهند خورد اما بههرحال جنگ تحمیلی و ظالمانه علیه ایران اسلامی زوایای گوناگونی داشت که نیاز بهمرور و بازخوانیهای بسیاری دارد., پایگاه خبری تحلیلی قم فردا,در جنگ تحمیلی بعضی از رزمندگان ما در حملههای دشمن، جانباز یا قطع نخاع میشدند و زندگی برایشان بسیار سخت میشد و این امر تابوتوان را از آنان میگرفت، ولی فرزندان این ملت غیور مردانی بودند که در سختترین شرایط پایداری میکردند و همیشه از روحیه بالایی برخوردار بودند و به همین دلیل اکنون اگر به اطراف خود نگاه کنیم، میبینیم که جانبازان عزیز ما در عرصههای مختلف موفقیتهای چشمگیری به دست میآورند.
, در جنگ تحمیلی بعضی از رزمندگان ما در حملههای دشمن، جانباز یا قطع نخاع میشدند و زندگی برایشان بسیار سخت میشد و این امر تابوتوان را از آنان میگرفت، ولی فرزندان این ملت غیور مردانی بودند که در سختترین شرایط پایداری میکردند و همیشه از روحیه بالایی برخوردار بودند و به همین دلیل اکنون اگر به اطراف خود نگاه کنیم، میبینیم که جانبازان عزیز ما در عرصههای مختلف موفقیتهای چشمگیری به دست میآورند.,در همین رابطه خبرنگار ما به سراغ یکی از این جانبازان عزیز رفته است، جانبازی که به همانند دوران دفاع مقدس در عرصههای علمی، ورزشی و اجتماعی حضور جاودانه داشته است.
, در همین رابطه خبرنگار ما به سراغ یکی از این جانبازان عزیز رفته است، جانبازی که به همانند دوران دفاع مقدس در عرصههای علمی، ورزشی و اجتماعی حضور جاودانه داشته است.,*لطفاً خودتان را معرفی کنید؟
, *لطفاً خودتان را معرفی کنید؟, *لطفاً خودتان را معرفی کنید؟,مجید شکوری متولد سال 1348 در شهرستان تنکابن از استان مازندران هستم.
, مجید شکوری متولد سال 1348 در شهرستان تنکابن از استان مازندران هستم.,
*اولین باری که به جبهه اعزام شدید؟
, *اولین باری که به جبهه اعزام شدید؟, *اولین باری که به جبهه اعزام شدید؟,من از دوران راهنمایی که مشغول تحصیل بودم به جبهههای حق علیه باطل اعزام شدم و توفیق داشتم 5 نوبت در جنگ شرکت کنم.
, من از دوران راهنمایی که مشغول تحصیل بودم به جبهههای حق علیه باطل اعزام شدم و توفیق داشتم 5 نوبت در جنگ شرکت کنم.,*در جنگ چه اتفاقی برای شما افتاد که اکنون روی ویلچر نشستهاید؟
, *در جنگ چه اتفاقی برای شما افتاد که اکنون روی ویلچر نشستهاید؟, *در جنگ چه اتفاقی برای شما افتاد که اکنون روی ویلچر نشستهاید؟,سال 64 در شلمچه براثر ترکشهای توپ دشمن از ناحیه کمر دچار آسیبدیدگی نخاعی شده و در فاو هم شیمیایی شدم، در آن زمان بعد از عملهایی که انجام دادم تقریباً تمامی ترکشها از بدنم خارج شد ولی پزشکان یکی از ترکشها را به خاطر اینکه نزدیک رگهای عصبی ستون فقراتم بود نتوانستند خارج کنند.
, سال 64 در شلمچه براثر ترکشهای توپ دشمن از ناحیه کمر دچار آسیبدیدگی نخاعی شده و در فاو هم شیمیایی شدم، در آن زمان بعد از عملهایی که انجام دادم تقریباً تمامی ترکشها از بدنم خارج شد ولی پزشکان یکی از ترکشها را به خاطر اینکه نزدیک رگهای عصبی ستون فقراتم بود نتوانستند خارج کنند.,*بعدازاین عملها توانایی راه رفتن داشتید؟
, *بعدازاین عملها توانایی راه رفتن داشتید؟, *بعدازاین عملها توانایی راه رفتن داشتید؟,بله، در ابتدا با این وضع میتوانستم راه بروم، ولی در سال 1380 وقتی در مسیر بندرعباس بودم تصادف کردم و این ترکش یکی از مهرههای کمری مرا له کرد و سپس بعد از بستری شدن در بیمارستان دیگر نتوانستم راه بروم، در آن زمان من 18 عمل جراحی انجام دادم تا توانستم روی ویلچر بنشینم، البته در این حادثه خانواده من نیز همراهم بودند و خدا را شکر میکنم که برای همسر و دو فرزندم که آن موقع خردسال بودند اتفاقی نیفتاد.
, بله، در ابتدا با این وضع میتوانستم راه بروم، ولی در سال 1380 وقتی در مسیر بندرعباس بودم تصادف کردم و این ترکش یکی از مهرههای کمری مرا له کرد و سپس بعد از بستری شدن در بیمارستان دیگر نتوانستم راه بروم، در آن زمان من 18 عمل جراحی انجام دادم تا توانستم روی ویلچر بنشینم، البته در این حادثه خانواده من نیز همراهم بودند و خدا را شکر میکنم که برای همسر و دو فرزندم که آن موقع خردسال بودند اتفاقی نیفتاد.,
* دوران جنگ و تصادف و ترکشی که به نخاع شما آسیب زد، شما را دلسرد و مأیوس نکرد؟
, * دوران جنگ و تصادف و ترکشی که به نخاع شما آسیب زد، شما را دلسرد و مأیوس نکرد؟, * دوران جنگ و تصادف و ترکشی که به نخاع شما آسیب زد، شما را دلسرد و مأیوس نکرد؟,اصلاً، من فقط و فقط با توکل به خدا، بعدازاین که توانستم روی ویلچر بنشینم، به خودم قول دادم که فعالیتهایم را چندین برابر گذشته و با قوت ادامه دهم.
, اصلاً، من فقط و فقط با توکل به خدا، بعدازاین که توانستم روی ویلچر بنشینم، به خودم قول دادم که فعالیتهایم را چندین برابر گذشته و با قوت ادامه دهم.,البته نباید این نکته فراموش کنیم که یکی از چیزهایی که یک جانباز باید داشته باشد روحیه بسیار بالا است و ما باید قبول کنیم که بدن و اندام ما همگی امانت خدا هستند، خدا هر موقع که بخواهد میتواند آنها را از ما بگیرد و ما باید راضی باشیم به رضای خدا.
, البته نباید این نکته فراموش کنیم که یکی از چیزهایی که یک جانباز باید داشته باشد روحیه بسیار بالا است و ما باید قبول کنیم که بدن و اندام ما همگی امانت خدا هستند، خدا هر موقع که بخواهد میتواند آنها را از ما بگیرد و ما باید راضی باشیم به رضای خدا.,*چه عاملی باعث ورود شما به ورزش شد؟
, *چه عاملی باعث ورود شما به ورزش شد؟, *چه عاملی باعث ورود شما به ورزش شد؟,یک سال بعدازاینکه ویلچری شدم، دوستان جانبازی که داشتم به من پیشنهاد دادند که برای شنا کردن به استخر برویم، در ابتدا من مقاومت کردم و نمیخواستم با آنها بروم چون فکر میکردم که شنا کردن برای من که پاهایم هیچ حسی ندارند غیرممکن است، ولی بالاخره با اصرار آنها به شنا کردن روی آوردم و به لطف خداوند توانستم در اواخر سال 81 در استان قم مدال طلای این رشته را در بخش جانبازان و معلولین کسب کنم.
, یک سال بعدازاینکه ویلچری شدم، دوستان جانبازی که داشتم به من پیشنهاد دادند که برای شنا کردن به استخر برویم، در ابتدا من مقاومت کردم و نمیخواستم با آنها بروم چون فکر میکردم که شنا کردن برای من که پاهایم هیچ حسی ندارند غیرممکن است، ولی بالاخره با اصرار آنها به شنا کردن روی آوردم و به لطف خداوند توانستم در اواخر سال 81 در استان قم مدال طلای این رشته را در بخش جانبازان و معلولین کسب کنم.,
از آن زمان به بعد به شنای حرفه روی آوردم که بعد از دو سال توانستم بهعنوان اولین روحانی شناگر به تیم ملی بروم و هشت سال پیاپی در کشور قهرمان شنای جانبازان و معلولین شدم و اکنون نیز سه سال است که مربی شنای استان قم هستم.
, از آن زمان به بعد به شنای حرفه روی آوردم که بعد از دو سال توانستم بهعنوان اولین روحانی شناگر به تیم ملی بروم و هشت سال پیاپی در کشور قهرمان شنای جانبازان و معلولین شدم و اکنون نیز سه سال است که مربی شنای استان قم هستم.,
* حوزه علمیه و ورود آقای شکوری با چه هدفی صورت گرفت؟
, * حوزه علمیه و ورود آقای شکوری با چه هدفی صورت گرفت؟, * حوزه علمیه و ورود آقای شکوری با چه هدفی صورت گرفت؟,از سال سوم راهنمایی به جبهه اعزام میشدم و بسیاری از امتحانات در شهرهای مختلف برگزار میشد، وقتی برای دانشگاه شرکت کردم در رشته ریاضی کاربردی و در مقطع فوقلیسانس در دانشگاه زاهدان قبول شدم و حتی ثبتنام هم کردم ولی یک روز با یکی از دوستان به حوزه علمیه رامسر رفتیم و در نمازخانه آنجا دیدم که طلبهای با لحنی بسیار سوزناک و روحافزا قرآن تلاوت میکند، در همانجا بود که جرقهای در قلبم زده شد و برای ادامه تحصیل از دانشگاه به حوزه آمدم، سپس حدود هشت سال در رامسر درس خواندم و بعد برای تکمیل تحصیلات به قم آمدم.
, از سال سوم راهنمایی به جبهه اعزام میشدم و بسیاری از امتحانات در شهرهای مختلف برگزار میشد، وقتی برای دانشگاه شرکت کردم در رشته ریاضی کاربردی و در مقطع فوقلیسانس در دانشگاه زاهدان قبول شدم و حتی ثبتنام هم کردم ولی یک روز با یکی از دوستان به حوزه علمیه رامسر رفتیم و در نمازخانه آنجا دیدم که طلبهای با لحنی بسیار سوزناک و روحافزا قرآن تلاوت میکند، در همانجا بود که جرقهای در قلبم زده شد و برای ادامه تحصیل از دانشگاه به حوزه آمدم، سپس حدود هشت سال در رامسر درس خواندم و بعد برای تکمیل تحصیلات به قم آمدم.,* آیا با این وضعیت برای تبلیغ هم میرفتید؟
, * آیا با این وضعیت برای تبلیغ هم میرفتید؟, * آیا با این وضعیت برای تبلیغ هم میرفتید؟,اتفاقاً برعکس علاوه بر اینکه تبلیغ را با جدیت ادامه دادم، گاهی برای تبلیغ بهجاهایی میرفتم که حتی شخصی بالباس روحانیت را هم ندیده بودند.
, اتفاقاً برعکس علاوه بر اینکه تبلیغ را با جدیت ادامه دادم، گاهی برای تبلیغ بهجاهایی میرفتم که حتی شخصی بالباس روحانیت را هم ندیده بودند.,
*تعریف شما از معلولیت چیست؟
, *تعریف شما از معلولیت چیست؟, *تعریف شما از معلولیت چیست؟,در جهان برای معلولان احترام خاصی قائل هستند و در کشور ما نیز همینگونه است، به همین دلیل بعدازاینکه ویلچری شدم میخواستم ثابت کنم یک معلول همیشه میتواند بهترین باشد، در همین راستا سعی کردهام همیشه جزء اولینها باشم، مثلاً اولین کسی هستم که با ویلچر به تبلیغ میرود، اولین روحانی با ویلچری که هشت سال پیاپی قهرمان شنای ایران شدم، اولین روحانی که با ویلچر به تیم ملی رفتم و اولین کسی هستم که کارت مربیگری شنا با عکس لباس روحانیت را دارم.
, در جهان برای معلولان احترام خاصی قائل هستند و در کشور ما نیز همینگونه است، به همین دلیل بعدازاینکه ویلچری شدم میخواستم ثابت کنم یک معلول همیشه میتواند بهترین باشد، در همین راستا سعی کردهام همیشه جزء اولینها باشم، مثلاً اولین کسی هستم که با ویلچر به تبلیغ میرود، اولین روحانی با ویلچری که هشت سال پیاپی قهرمان شنای ایران شدم، اولین روحانی که با ویلچر به تیم ملی رفتم و اولین کسی هستم که کارت مربیگری شنا با عکس لباس روحانیت را دارم.,
* آیا فعالیتهای دیگری هم دارید؟
, * آیا فعالیتهای دیگری هم دارید؟, * آیا فعالیتهای دیگری هم دارید؟,به همراه چند تن از دوستانم انجمن ضایعه نخاعی استان قم را در سال 1386 تأسیس کردیم، سازمان بهزیستی در قم بیش از 28 هزار نفر معلول و جانباز را شناسایی کرده و تحت پوشش خود قرار داده است که از این تعداد 370 نفر ضایعه نخاعی بوده و موردحمایت ما قرار دارند و به سه دلیل این اتفاق برای آنها افتاده است، مادرزادی، تصادف و سقوط از ارتفاع که اکثر آنها تصادفی میباشند.
, به همراه چند تن از دوستانم انجمن ضایعه نخاعی استان قم را در سال 1386 تأسیس کردیم، سازمان بهزیستی در قم بیش از 28 هزار نفر معلول و جانباز را شناسایی کرده و تحت پوشش خود قرار داده است که از این تعداد 370 نفر ضایعه نخاعی بوده و موردحمایت ما قرار دارند و به سه دلیل این اتفاق برای آنها افتاده است، مادرزادی، تصادف و سقوط از ارتفاع که اکثر آنها تصادفی میباشند.,
*خدمت به معلولین چه حسی دارد؟
, *خدمت به معلولین چه حسی دارد؟, *خدمت به معلولین چه حسی دارد؟,حس و حال خاصی دارد اما علاوه بر حس و حال برکات زیادی هم دارد که زندگی انسان را دگرگون میکند.
, حس و حال خاصی دارد اما علاوه بر حس و حال برکات زیادی هم دارد که زندگی انسان را دگرگون میکند.,* بیشتر توضیح میدهید؟
, * بیشتر توضیح میدهید؟, * بیشتر توضیح میدهید؟,یک روز در دفتر خود نشسته بودم که یکی از این بیماران به محل کارم مراجعه کرد، وقتی لوازم موردنیازش را تحویلش دادم، به من گفت هر چه از خدا میخواهی به تو بدهد، گفتم دعا کن که به حج بروم. پس از پایان کارم به خانه رفتم و دیدم از طرف حوزه علمیه پیامکی مبنی بر ثبتنام برای حج به من رسید، من هم وارد سایت مربوطه شدم و ثبتنام کردم، پس از یک هفته از بین تمامی طلاب استان قم 110 نفر قبولشده بودند و اسم من هم جزء آنها بود و یک ماه بعد هم به حج اعزام شدیم.
, یک روز در دفتر خود نشسته بودم که یکی از این بیماران به محل کارم مراجعه کرد، وقتی لوازم موردنیازش را تحویلش دادم، به من گفت هر چه از خدا میخواهی به تو بدهد، گفتم دعا کن که به حج بروم. پس از پایان کارم به خانه رفتم و دیدم از طرف حوزه علمیه پیامکی مبنی بر ثبتنام برای حج به من رسید، من هم وارد سایت مربوطه شدم و ثبتنام کردم، پس از یک هفته از بین تمامی طلاب استان قم 110 نفر قبولشده بودند و اسم من هم جزء آنها بود و یک ماه بعد هم به حج اعزام شدیم.,خدا گفته است که مرا در دلهای شکسته میتوان یافت و من اکنون هرچه که دارم از دعای خیر همنوعانی است که روزی دستشان را گرفتهام.
, خدا گفته است که مرا در دلهای شکسته میتوان یافت و من اکنون هرچه که دارم از دعای خیر همنوعانی است که روزی دستشان را گرفتهام.,* و سؤال آخر در خصوص خانواده، چه سالی ازدواج کردید و چند فرزند دارید؟
, * و سؤال آخر در خصوص خانواده، چه سالی ازدواج کردید و چند فرزند دارید؟, * و سؤال آخر در خصوص خانواده، چه سالی ازدواج کردید و چند فرزند دارید؟,در سال 1367 ازدواج کردم، هماکنون سه فرزند دارم، یک دختر و دو پسر که یکی از آنها در مقطع لیسانس تحصیل میکند، فرزند دومم سال سوم دانشگاه است و فرزند سومم در سال اولنظری درس میخواند.
, در سال 1367 ازدواج کردم، هماکنون سه فرزند دارم، یک دختر و دو پسر که یکی از آنها در مقطع لیسانس تحصیل میکند، فرزند دومم سال سوم دانشگاه است و فرزند سومم در سال اولنظری درس میخواند.,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه