یادداشت؛
آغاز آوارگی
آوارگی پایانی بر حکمرانی رژیم فاسد شاهنشاهی در ایران، اما آغازی بر عبور ملت ایران از سالهای سال ظلم و ستم و دیکتاتوری و وابستگی به سمت حکومتی مستقل و مقتدر و آزاد است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به به نقل از دیار آفتاب؛ ۲۶ دی ماه اولین باری نبود که شاه از ایران می رفت، بهتر بگویم حتی از ایران فرار می کرد اما اولین باری بود که رفت و دیگر نه خودش و نه هیچ پادشاه و دیکتاتور دیگری به این کشور بر نگشت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیار آفتاب,مهم نیست که در ۲۶ دی ماه ۵۷ تا ۵ مرداد ۵۹، در این در به دری ها چه بر شاه مخلوع ایران گذشت، چه اینکه این آوارگی کمترین برداشت او بود از آنچه پیش از این کاشته بود. محمدرضا در چندین سال حکومتش جز بذر کینه و نفرت چیزی در دل مردم نکاشت و این حق مردم بود که با بغض و غضب آوارگی او را بخواهند.
ملت ایران همنوا و همصدا بارها و بارها برایش آرزوی آوارگی کرده بودند و او باید خیلی زودتر از اینها از سرنوشت خود بیمناک می شد چراکه دعای مظلوم سوار بر ابرها بالا می رفت و نه چون هواپیماهایی که در آن یک سال و چند ماه پایانی، که نکبت بار ترین لحظات زندگی او بود، او را سوار می کردند و سرگردان راه به جایی نمی بردند، بلکه به جهت مظلومیت این مردم شریف و به حرمت خون شهدایی که حمایت از مظلومین ریخته شده بود به اجابت می رسید. سرنوشت شاهان مستبد که چشمان خود را بر مظلومیت مردم ببندند آوارگی در طول تاریخ است.
رهایش کنید. بگذارید کسی که شاید در زباله دان تاریخ هم جایی برای او پیدا نشود تا قیام قیامت بین مصر، مراکش، پاناما، مکزیک، گرانادا و آمریکا در رفت و آمد باشد. زمانی که حتی غبار راه هم این قدمهای پر تبختر او را نفرین می کند، در این دنیای بزرگ هیچ جایی برای پناه دادنش پیدا نمی شود.
هرچند آن آوارگی پایانی است بر حکمرانی رژیم فاسد شاهنشاهی در ایران، اما آغازی است بر عبور ملت ایران از سالهای سال ظلم و ستم و دیکتاتوری و وابستگی به سمت حکومتی مستقل و مقتدر و آزاد.
مردم ایران پیش از فرار شاه بارها و بارها نوید اجابت دعایشان را از امام و رهبر خود شنیده بودند و برای خروج این دیو، لحظه شماری می کردند. دیو چو بیرون رود فرشته در آید و ۲۶ دی ماه روزی بود که این دیو، که عمری بر کشور حکومت کرد ولی هیچ گاه به سرزمین خود افتخار نکرد از ایران رفت تا زمینه رجعت تاریخی امام خمینی(ره) به کشور مهیا شود چراکه امام شرط ورود خود را خروج شاه از ایران، اعلام کرده بود.
بالاخره در این روز شاهی که به گفته اوریانا فالاچی : چندین سال بر سوزان ترین تخت دنیا نشسته بود، با غیرت این مردم به زیر کشیده شد.
زیرا فرار شاه از ایران سقوط و سرنگونی تاج و تخت پادشاهی را در ایران قطعی کرد و پس از آن، گویی جان تازه به وجود انقلاب اسلامی دمیده شود؛ مردم با شور و نشاطی مضاعف از نزدیک شدن به پیروزی، واپسین روزهای پیش از انقلاب را سپری کردند و شادی و سرمستی خود را با سرنگونی مجسمه های شاه، آخرین نشانه های این بت مستبد به زیر کشیدند و برای ورود امام بزرگوار لحظه شماری کردند.
شهوه
مهم نیست که در ۲۶ دی ماه ۵۷ تا ۵ مرداد ۵۹، در این در به دری ها چه بر شاه مخلوع ایران گذشت، چه اینکه این آوارگی کمترین برداشت او بود از آنچه پیش از این کاشته بود. محمدرضا در چندین سال حکومتش جز بذر کینه و نفرت چیزی در دل مردم نکاشت و این حق مردم بود که با بغض و غضب آوارگی او را بخواهند.
,ملت ایران همنوا و همصدا بارها و بارها برایش آرزوی آوارگی کرده بودند و او باید خیلی زودتر از اینها از سرنوشت خود بیمناک می شد چراکه دعای مظلوم سوار بر ابرها بالا می رفت و نه چون هواپیماهایی که در آن یک سال و چند ماه پایانی، که نکبت بار ترین لحظات زندگی او بود، او را سوار می کردند و سرگردان راه به جایی نمی بردند، بلکه به جهت مظلومیت این مردم شریف و به حرمت خون شهدایی که حمایت از مظلومین ریخته شده بود به اجابت می رسید. سرنوشت شاهان مستبد که چشمان خود را بر مظلومیت مردم ببندند آوارگی در طول تاریخ است.
,رهایش کنید. بگذارید کسی که شاید در زباله دان تاریخ هم جایی برای او پیدا نشود تا قیام قیامت بین مصر، مراکش، پاناما، مکزیک، گرانادا و آمریکا در رفت و آمد باشد. زمانی که حتی غبار راه هم این قدمهای پر تبختر او را نفرین می کند، در این دنیای بزرگ هیچ جایی برای پناه دادنش پیدا نمی شود.
,هرچند آن آوارگی پایانی است بر حکمرانی رژیم فاسد شاهنشاهی در ایران، اما آغازی است بر عبور ملت ایران از سالهای سال ظلم و ستم و دیکتاتوری و وابستگی به سمت حکومتی مستقل و مقتدر و آزاد.
,مردم ایران پیش از فرار شاه بارها و بارها نوید اجابت دعایشان را از امام و رهبر خود شنیده بودند و برای خروج این دیو، لحظه شماری می کردند. دیو چو بیرون رود فرشته در آید و ۲۶ دی ماه روزی بود که این دیو، که عمری بر کشور حکومت کرد ولی هیچ گاه به سرزمین خود افتخار نکرد از ایران رفت تا زمینه رجعت تاریخی امام خمینی(ره) به کشور مهیا شود چراکه امام شرط ورود خود را خروج شاه از ایران، اعلام کرده بود.
,بالاخره در این روز شاهی که به گفته اوریانا فالاچی : چندین سال بر سوزان ترین تخت دنیا نشسته بود، با غیرت این مردم به زیر کشیده شد.
,زیرا فرار شاه از ایران سقوط و سرنگونی تاج و تخت پادشاهی را در ایران قطعی کرد و پس از آن، گویی جان تازه به وجود انقلاب اسلامی دمیده شود؛ مردم با شور و نشاطی مضاعف از نزدیک شدن به پیروزی، واپسین روزهای پیش از انقلاب را سپری کردند و شادی و سرمستی خود را با سرنگونی مجسمه های شاه، آخرین نشانه های این بت مستبد به زیر کشیدند و برای ورود امام بزرگوار لحظه شماری کردند.
,شهوه
,]
ارسال دیدگاه